چرا این سخنان مانیفست نظام باید باشد؟
جایگاه علی لاریجانی پس از طوفان الاقصی

نویسنده: میرجواد میرگلویبیات، دکتری تخصصی رشته مطالعات منطقه ای با تمرکز بر خاورمیانه و شمال آفریقا در دانشگاه تهران
دیپلماسی ایرانی: دکتر علی لاریجانی یکی از شخصیتهای با تجربه و مورد اعتماد نظام جمهوری اسلامی است که سیاستورزی عالمانه دارد، شم سیاسی او در کنار مهارتهای اکتسابیاش و حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دولت، صدا و سیما، مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیری شورای عالی امنیت ملی سبب شده است که او شناخت خوبی از سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین فضای روابط بینالملل بهدست آورد.
اگرچه علی لاریجانی در دو انتخابات ریاست جمهوری اخیر رد صلاحیت شد، ولی گویا واقعا این اعتقاد در نظام سیاسی وجود دارد که رد صلاحیت در رقابت برای برخی از مناصب انتخاباتی به معنای انکار همه ظرفیت و شایستگیهای رجال سیاسی کشور نیست. نمود این مساله را میتوان در کنشگری و ماموریت ویژه علی لاریجانی در بحبوحه وقایع طوفان الاقصی دید!
لاریجانی در اثنای طوفان الاقصی دو سفر مهم به سوریه و یک سفر تعیین کننده به لبنان داشت که هر سه مورد موجب اتخاذ و ابلاغ سیاستهای نظام به اطراف مختلف شد. او در آبان ۱۴۰۳ در سفری به سوریه و دیدار با بشار اسد به نوعی استمزاجی از شرایط رهبری سوریه انجام داد و در سفر آذر به احتمال زیاد سیاستهای نظام را به اسد ابلاغ کرد، سیاستهایی که هر چه بود با سفرهای دوگانه علی لاریجانی اتخاذ و ابلاغ شد، همچنین پس از سفر او به لبنان شاهد بودیم که فرایند آتشبس در لبنان شروع شد و تا امروز هرچند کجدار و مریز ادامه پیدا کرده است. روشن است که در این متن در مورد نکات قوت و ضعف اینسیاستها بحث نمیشود و هدف این بود که به جایگاه علی لاریجانی در نظام و تصمیمات مهم اشارهای بشود.
از سوی دیگر لاریجانی مشاور رهبری انقلاب نیز هست و گفتوگوی اخیر او در بخش خبری صدا و سیما پس از سخنرانی حضرت آیت الله خامنهای در نماز روز عید فطر واجد نکاتی از جمله هماهنگیهایی در سطح بالای تصمیم سازی در نظام است. اعتماد ساختار تصمیمسازی نظام به علی لاریجانی در تقریبا یک سال اخیر میزان و معیار مناسبی از جایگاه او برای تببین و پیشبرد سیاستهای کلان و مهم در هماهنگی با دستگاههای ذیربط است، لذا نمیتوان سخنان علی لاریجانی در شب ۱۱ فروردین در صدا و سیما و آن توجه گسترده داخلی و بین المللی را حاصل تحلیل و نظرات شخصی او دانست و باید وزن بیشتری در حد راهبرد نظام در مواجهه با وقایع منطقهای و جهانی برای آن قائل شد. سنجه دیگری که میتوان با آن گفتوگوی او را چارچوب اصلی مورد نظر نظام ارزیابی کرد، محورهای راهبردی است که کمال خرازی به عنوان وزیر امور خارجه اسبق و مشاور رهبری انقلاب نیز در چند وقت اخیر به آنها اشاره داشت که در ادامه به آنها پرداخته میشود.
علی لاریجانی هم مسیر دیپلماسی را باز نگه داشت و هم جایگزین دیپلماسی را ترسیم کرد
دکتر لاریجانی در سخنانش با طرح چارچوب تحلیلی ساختاری و کارگزاری هم به عوامل ساختاری بی اعتمادی جمهوری اسلامی ایران به آمریکا اشاره داشت و هم نقش کارگزار درون ساختار یعنی ترامپ و دیالکتیک بین کارگزار و ساختار را مهم دانست.
او یکبار ترامپ را فردی مستعد دانست و بار دیگر به سخنان او در مورد صلح طلبیاش اشاره داشت و البته در چند نوبت در لابهلای گفتوگو به ویژگیهای شخصیتی ترامپ اشاره داشت. این مساله نشان میدهد که در ارزیابی سران نظام و دستگاههای ذیربط روانشناسی ترامپ نیز مورد بررسی قرار گرفته است و آن را مهم قلمداد میکنند. بیان این سخنان از سوی فردی در حد علی لاریجانی که همانطور که ذکرش رفت نشان میدهد که اولا ترامپ در نامهاش لحن مناسبی انتخاب کرده و جواب نامه هم احتمالا با لحن محترمانه ارسال شده، ثانیا حاکی از این مساله است که جمهوری اسلامی ایران مایل است که اینبار با ترامپ که قبلا لایق جواب نبود به مذاکره بنشیند. این مساله از آن رو مهم است که ترامپ قواعد خود را دارد، مولفهای که اروپاییها سر ماجرای ولودیمیر زلنسکی نیز آن قاعده را به عنوان یک مولفه تاثیرگذار لحاظ کردند و از زلنسکی خواستند به روانشناسی ترامپ اهمیت قائل شود.
در واقع علی لاریجانی از چارچوب تحلیل کارگزار محور استفاده کرد که احترام و جایگاه ترامپ را حفظ کند و نشان دهد که نظام به این مساله اهمیت میدهد. مسالهای که با پیشنهاد امکان همکاری اقتصادی با آمریکا در صورت پیشرفت مذاکره، به نوعی منویات ترامپ را نیز تامین میکند. دکتر لاریجانی بار دیگر با تاکید ویژه بر روانشناسی ترامپ از امکان مذاکره پس از چند دور مذاکره غیر مستقیم صحبت کرد. لاریجانی در واقع با اشاره به برجام و خروج ترامپ از آن در کنار امکان مذاکره مستقیم خواست به ترامپ این سیگنال را بدهد که نظام برای قرار و تفاهم جدید آماده است و به نوعی به سخنان ترامپ در مورد مذاکره به آن شکلی که آمریکا میخواهد پاسخ داد. موضوعی که خرازی نیز به آن اشاره داشت.
اما هنگامی که دکتر لاریجانی چارچوب ساختاری را وارد تحلیلهایش میکرد از آمادگی ایران برای هرگونه جایگزین دیپلماسی مانند جنگ و حتی هستهای شدن صحبت میکرد. لاریجانی با اشاره به ۴۵ سال بی اعتمادی و عملکرد آمریکاییها و بر شمردن چند مساله اساسی در تقویت این بی اعتمادی از آمادگی ایران بر اساس این تجارب سخن به میان آورد و البته اشاره داشت که هر وقت میز مذاکرهای وجود داشته ایران یک طرف آن نشسته ولی این به معنای نیست که ایران حاضر به تسلیم است و در چند نوبت از آمادگی نظامی ایران و تجربه سیاستمداران و فرماندهان نظامی ایران مواردی را مطرح کرد.
اشاره به تجارب آمریکا در عراق و افغانستان نیز در تحلیل ساختاری قرار میگیرد و با تلمیح سخن گفتن از ایران قوی را میتوان انذار لاریجانی به ترامپ دانست. لاریجانی از امکان محدود شرارت آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران کمال استفاده را کرد و نکته اصلی را بیان کرد، او گفت که جمهوری اسلامی نه تنها جواب شرارت را خواهد داد بلکه فراتر رفت و از مجهز شدن ایران به بمب هستهای صحبت به میان آورد مسالهای که کمال خرازی نیز به آن اشاره داشت. روی دیگر این اظهار نظر این است که ایران نه تنها سر قدرت نظامی و موشکی مذاکره نخواهد کرد بلکه اگر شرایط ایجاب کند به سمت هستهای شدن نیز خواهد رفت.
لاریجانی به خوبی توانست مواضع نظام و مسیر پیشروی روابط میان ایران و آمریکا را ترسیم کند و سیاستهای نظام را برای سپهر عمومی و همچنین فضای نخبگانی توضیح دهد. او توپ را فعلا به زمین آمریکا انداخته و آنها را در انتخاب مسیر بین ایران و غرب و همچنین آینده منطقه مخیر کرده است. لاریجانی همچنین توانست برای مقطعی هم که شده التهاب جامعه را کم کند، و مردم را تا حدودی نسبت به مسائل آگاه کند. گفتوگوی او میتواند حمایت جامعه را نیز پشت اهداف نظام بسیج کند خاصه اینکه در چند نوبت به مشکلات مردم اشاره داشت. او همچنین به سران و تصمیم سازان کشورهای دیگر و همچنین آمریکاییها مسیر مد نظر ایران را نشان داد، مسیری که نه آنقدر ناهموار است که نتوان به دیپلماسی خوشبین بود و نه آنقدر هموار و مساعد که آمریکا و غرب بتوانند بدون هزینه در آن پیشروی کنند.
نظر شما :