از اثرات جنگ اوکراین تا رقابت های منطقه ای

حرکت ایران بر لبه تیغ در بحران جهانی

۲۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۱۲۵۸۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: رامین فخاری
رامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایران هم اکنون در سطح جهان بر لبه یک تیغ در حال حرکت است و این حرکت می تواند با تداوم وضعیت فعلی در اقتصاد و سیاست فعلی منجر به آسیب دیدن بیشتر ایران شود و یا ایران را به سمت رشد و ارتقای اقتصادی سوق بدهد.
حرکت ایران بر لبه تیغ در بحران جهانی

دیپلماسی ایرانی: شرایط کنونی جهان مبین این مساله است که جهان امروز در یک شرایط عادی قرار ندارد و به سمت یک بی نظمی در حال حرکت است، از یک سو بحران اوکراین قیمت و عرضه سوخت و انرژی و گندم و غلات را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده، از سوی دیگر این بی نظمی به اقصی نقاط جهان در حال تسری است و همسایه ایران یعنی ترکیه نیز با یک تورم هفتاد درصد مواجه شده است. بدیهی است که رکود اقتصاد ترکیه بر اقتصاد ایران نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. علاوه بر این ممکن است معدود نقاط عطف همگرایی بین دو کشور را نیز به سمت واگرایی میل بدهد و رقابت های منطقه ای و حتی احتمال درگیری بین ایران و ترکیه را افزایش بدهد.

از سوی دیگر بالا رفتن قیمت نفت هرچند از یک جهت به نفع ایران است، اما این مساله رقبای منطقه ای ایران یعنی عربستان سعودی و قطر را نیز از لحاظ اقتصادی قوی تر خواهد کرد. موضوع دیگر این است که افزایش قیمت جهانی انرژی که از ثمرات جنگ اوکراین است و تحریم روسیه منجر به این مساله خواهد شد که رقابت بین ایران و روسیه در بازارهای نفت افزایش یابد. با توجه به اینکه ایران و روسیه هر دو در تحریم به سر می برند و از مبادی غیر رسمی اقدام به فروش نفت و انرژی می کنند در نتیجه در نهایت یک واگرایی بین ایران و روسیه پدید خواهد آمد.

موضوع بعدی این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که جو بایدن، رئیس جمهوری فعلی آمریکا دو سال بعد بر مسند قدرت تکیه بدهد. حتی تا کنون نیز در دولت بایدن که دارای تفاوت های زیادی با دولت های جمهوری خواه است نیز برجام به نتیجه ای نرسیده است. 

از بعد داخلی نیز تورم منجر به افزایش قیمت ها شده و دوران یک سال اخیر ریاست جمهوری آقای رئیسی نیز این مساله را اثبات کرده که برخلاف ادعای بخشی از جریان های سیاسی ریشه مشکلات اقتصادی ایران بطور کامل از داخل نبوده است و منشا جهانی نیز می تواند داشته باشد. در نتیجه ایران باید در پازل جهانی حضور فعال داشته و نقش خود را ایفا کند.

حال با توجه به شرایط فعلی جهان ایران دارای گزینه های مختلفی است از جمله اینکه وابستگی اقتصاد ایران به چین را رفته رفته افزایش بدهد و برای جلوگیری از تسخیر بازارهای چین به تخفیف های بیشتر از 35 درصد که روسیه به خریداران غیر رسمی اعطا می کند روی آورد و همچنین واگرایی خود با همسایگانش را افزایش بدهد. نتیجه این مساله ادامه وضع موجود و افزایش افسار گسیخته قیمت ها و فروپاشی اقتصاد ایران و مهاجرت نخبگان و جمعیت و پیری جمعیت ایران است.

اما در صورتی که به گوهر گم شده سیاست ایران یعنی دیپلماسی رو آورد با توجه به جدی شدن مساله تحریم های روسیه مشکلات خود را با جهان غرب حل کند و جای روسیه را در بازارهای اروپا بگیرد، در این صورت ایران نیازی به عرضه نقت خود با 25 درصد تخفیف فعلی نخواهد داشت و مهمتر از این مساله این است که در صورت روی کار آمدن یک دولت جمهوری خواه عملا اقتصاد و امنیت ایران با اقتصاد و امنیت اروپا گره خواهد خورد. 

مساله تحریم ایران برای آمریکا آسان نخواهد بود، اما در صورت اهمال در این مساله بلافاصله کشورهای شمال آفریقا و دریای مدیترانه و قفقاز و قطر تا اندازه ای بازارهای اروپا را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اتحادیه اروپا را به این سمت سوق خواهد داد که برای تامین بقیه انرژی مورد نیازش از روسیه از آمریکا معافیت تحریمی بگیرد.

علاوه بر این حل مشکلات ایران با جهان غرب و حتی بهبود روابط ایران بطور موازی با چین و جهان غرب به مفهوم حل مشکلات ایران با اکثر رقبای منطقه ای خودش از جمله عربستان و کشورهای حاشیه خیلج فارس است زیرا این کشورها عملا صادر کننده انرژی به چین و غرب و وارد کننده کالا و اسلحه از غرب و چین هستند. بهبود روابط با غرب و حتی چین منجر به این مساله خواهد شد که این کشورها به عنوان یک عامل سوم در روابط بین ایران و کشورهای منطقه یک نقش مثبت را ایفا کنند. در این صورت تنها موجودیت منطقه که ممکن است بطور سر خود دست به اقداماتی علیه ایران بزند "رژیم صهیونیستی" است، که باید افزود در صورتی که حواس ایران از عربستان و بقیه رقبای منطقه ای به سمت اقدامات این رژیم جلب شود خنثی سازی اقدامات رژیم صهیونیستی کار دشواری نخواهد بود.

در موضوع آخر و در نتیجه گیری نیز باید به این موضوع اشاره کنیم که قدرت اقتصاد به اندازه ای بالاست که علاوه بر حل مشکلات داخلی می تواند اکثر مشکلات خارجی و منطقه ای ایران را نیز حل کند. در صورتی که ایران و سوریه از یک اقتصاد پویا برخوردار بودند و سطح مبادلات آنها با ترکیه به اندازه ای بود که در یک در هم تنیدگی اقتصادی عمیق بین این کشورها پدید آمده بود، هم اکنون معضلی بنام سد سازی و ریزگرد می توانست وجود نداشته باشد؛ اما چون سطح مبادلات بین کشورها به اندازه ای پایین است که از نظریه های وابستگی تبعیت نمی کند، در نتیجه یک منطقه گرایی اقتصادی شکل نمی گیرد در نتیجه کشورها از هر ابزاری حتی بستن آب برای رقابت های منطقه ای خود استفاده می کنند. 

توسعه اقتصادی زمانی رخ خواهد داد که مشکلات ایران با جهان حل شود و با پول نفت و گاز ایران صنعتی شود. در نتیجه ایران نباید در مخاصمه بین غرب و روسیه در پازل هیچ یک از طرفین بازی کند و همانند عربستان سعودی که هم با چین و هم با غرب رابطه دارد، بازی خودش را داشته باشد و منافع ملی خودش را تامین کند. حال با عطف تیتر این نوشتار به این پاراگراف باید افزود که ایران هم اکنون در سطح جهان بر لبه یک تیغ در حال حرکت است و این حرکت می تواند با تداوم وضعیت فعلی در اقتصاد و سیاست فعلی منجر به آسیب دیدن بیشتر ایران شود و یا ایران را به سمت رشد و ارتقای اقتصادی سوق بدهد. برای عبور از وضعیت فعلی و رسیدن ایران به بازارهای نفت و گاز اروپا در درجه اول دستگاه دیپلماسی باید مشکل امضای "برجام" را حل کند و در درجه دوم برای عبور خط لوله ایران به سمت اروپا مشکلات ایران با ترکیه حل بشود. بدیهی است که مسیر کشور سوریه به دلیل همسایگی با رژیم صهیونیستی چندان مسیر مناسبی برای عبور خط لوله های ایران نیست.

رامین فخاری

نویسنده خبر

کارشناسی علوم سیاسی و کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه علامه طباطبایی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران و ترکیه اقتصاد ایران بازارهای جهانی ایران و روسیه برجام ایران جمهوری اسلامی ایران


( ۹ )

نظر شما :

محمد ۲۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۳:۳۳
همه بحران های فعلی دقیقا برای این است که مواردی که شما گفتید انجام نشود ، یعنی تعمدی در کار است که مشکل ما با غرب ادامه داشته باشد. وابسته به چین بمانیم ، توان برداشت از منابع نفت و گاز مشترک با همسایگان را نداشته باشیم . خط لوله های ما به اروپا نرسد و هزار مشکل دیگر ، دقیقا اجرا شده و متاسفانه با همکاری خواسته و ناخواسته مسئولان ما به ثمر نشسته اند. اینها همانهایی هستند که همزمان با مذاکرات الجزایر ، از دیوار سفارت بالا رفتند تا بازی را به هم بزنند.