انقلابیون اخوانی یا قاتلان یاران سلیمانی؟

اردوغان هم دشمن اسرائیل و هم قاتل حزب الله است

۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۰۰۲۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمدمهدی بندرچی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: از همان دیپلمات های انقلابی یاد گرفتیم که اسلام گرایان ترکیه نیز پرچمدار این نوع انقلابی گری اسلامی بوده و هستند. پرچمی مزین به نبرد با صهیونیسم که البته کسانی چون فتح الله گولن، شیعه را فرقه ای آلت دست همو می دانند. اگر درسخانه گولن و حزب عدالت و توسعه در این موضوع تضادی هم داشته باشد، با کشتن مبارزان حزب الله و نیروهای مستشاری ایران به تفسیر عملی اندیشه گولن در عملیات اردوغان رسیده اند. شعار وحدت اسلامی در اندیشه اخوانی به معنای احترام به تشیع برای تشکیل جبهه متحد ضد آمریکایی نیست.
اردوغان هم دشمن اسرائیل و هم قاتل حزب الله است

نویسنده: محمدمهدی بندرچی، کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای

دیپلماسی ایرانی: نبود سرلشگر سلیمانی در وقایع ادلب خودنمایی می کند. رهبر انقلاب خط قرمز او را انقلابی گری معرفی کرد. امروز یاران سلیمانی در مقر حزب الله و مرکز مستشاری ایران به دست اردوغان شربت شهادت نوشیده اند. تصمیم سازان ارشد سیاست خارجی کشور از دیرباز خصوصا در ایام موسوم به بیداری اسلامی، اردوغان را نیز وارد در مشرب اخوانی می دانستند. این سخن صحیح است. به خاطر دارم در ایام آغازین دولت خاتمی بحث برکناری نجم الدین اربکان موضوع روز در عرصه بین المللی بود. دکتر جواد لاریجانی در جمعی برای منتقدان دولت سخن می گفت. لاریجانی گفت من این آقای اربکان را از قبل انقلاب می شناسم. او یکی از مریدان و علاقمندان به حضرت امام بود. اردوغان هم عضو حزب اربکان و پیرو مسیر اسلامگرایی او بوده است. پس چگونه است که انقلابی اخوانی قاتل یاران سلیمانی انقلابی است؟   

امروز باید سؤال کنیم که سردار سیاست خارجی ایران در چه نسبتی از این انقلابی گری قرار داشت. آنگاه به تحلیل چرایی شهادت یاران انقلابی ایران به دست یک انقلابی اخوانی بپردازیم. اینجا بر نسبت این دو انقلابی گری از هم تمرکز می کنیم. در دوران نهضت، انقلابیون اسلام گرای ایرانی اصولا بیش از هر اندیشه ای از تفکر اخوانی متأثر بودند. در خاطرات رهبر انقلاب می خوانیم که انقلابی ها می توانستند در عین علاقه به سیدقطب برای درگذشت عبدالناصر هم اشک بریزند. همانطور که شاه، هم با تفکر اخوانی و قطبی در تضاد بود و هم از عبدالناصر واهمه داشت. البته با سادات توانست روابط حسنه ای پیدا کند. او نیز به تیر اخوان ترور شد. اگر فدائیان اسلام را برجسته ترین جریان عملگرای ایرانی متأثر از اخوان بدانیم، شاخص ترین روحانیون مبلغ این اندیشه را هم می توانیم طالقانی و خسروشاهی بخوانیم. این هر دو، مهمترین تأثیرگذاران بر اندیشه های حنیف نژاد و تراب حق شناس بودند. بازرگان و حتی امروز فرزندش هم به وضوح متاثر از اخوانی ها بودند. سرانجام در این اختلاط گلوله و کتاب با سیاست و قرآن، رساترین بانگ از حلقوم شریعتی برخاست. اکنون نیز فلسفه ستیزی و عدالت خواهی محمدرضا حکیمی بیش از آنکه تحت تأثیر میرزای اصفهانی و یا آموزه های روایی الحیات باشد، یادگار دلباختگی دیرین او به سید جمال و عدالت جویی قرآن محور سیدقطب است که نسبتی با علم اقتصاد ندارد. همانطور که شورا محوری آیت الله طالقانی هم برداشتی از شوراهای آرمانی سیدقطب بود. بی توجهی سیدقطب به حقیقت اهل بیت مثل آنچه آیت الله صافی گلپایگانی در تفسیر دعای ندبه از وی در بیان آیه مودّت ذی القربی به عنوان بی ربط ترین نگاه به حقیقت ولایی آیه نقل می کند، باعث شد انقلابیون آن زمان هم رمی به سلفی گری شوند. 

پس از چهل سال از انقلابی که آن انقلابی ها تولید کردند، ایران مهمترین خصم نظامی برای تبلورات عملی اندیشه قطبی شده است. افرادی چون رحیم پور ازغدی و یا خسروشاهی کوشیدند که بگویند بین عمل القاعده و داعش با اندیشه قطب و حسن البناء ربطی نیست، اما دولت شکست خورده اخوان در مصر چنان تضادی با ایران نشان داد که معلوم شد هیچ نقطه ای برای اتصال ایرانی و اندیشه اخوانی نیست. هرچند تقرب اخوانی ها به عربستان هم سودی برایشان به بار نیاورد. حاصل آنکه اشتراکات در الفاظ انقلابی با تضادها در میدان جنگ به هیچ وجه قابل توجیه نیست. شریعتی یا سیدقطب همگی علیه اسلام آمریکایی می گفتند. بنیانگذار جمهوری اسلامی هم از واژه اسلام آمریکایی استفاده کرد اما در دهه چهارم انقلاب مهمترین نماد اسلام آمریکایی، در چهره داعش تجلی کرد. سردار انقلابی هم برای مبارزه با آن به معرکه جنگ رفت. نهایتاً تحت بیرق فتوای مرجعیت در موصل به پیروزی رسید. در حالیکه موصل شهر آرمانی برای پایتختیِ خلافت انقلابیون اسلامی در اندیشه ژئوپلیتیک رشیدرضا بود. فراموش نمی کنم که در برنامه های تاریخ بیداری اسلامی، مجری ـ کارشناس با تعجبی وافر از میهمان نام آشنای برنامه پرسید که آیا رشیدرضا شاگرد اسدآبادی است؟ تئوریسین پرسابقه دیپلماسی انقلابی هم گفت آری اینها همه از اسدآبادی است.   

از همان دیپلمات های انقلابی یاد گرفتیم که اسلام گرایان ترکیه نیز پرچمدار این نوع انقلابی گری اسلامی بوده و هستند. پرچمی مزین به نبرد با صهیونیسم که البته کسانی چون فتح الله گولن، شیعه را فرقه ای آلت دست همو می دانند. اگر درسخانه گولن و حزب عدالت و توسعه در این موضوع تضادی هم داشته باشد، با کشتن مبارزان حزب الله و نیروهای مستشاری ایران به تفسیر عملی اندیشه گولن در عملیات اردوغان رسیده اند. شعار وحدت اسلامی در اندیشه اخوانی به معنای احترام به تشیع برای تشکیل جبهه متحد ضد آمریکایی نیست. البته در میان تمامی گروه های جهادی، شاید متعادل ترین گروه نسبت به شیعه، همان القاعده باشد. اندیشه اخوانی، اتحاد اسلامی را به معنای پذیرش تفکر انقلابی آنها و سکوت شیعیان در اجرای حکومت امامت اسلامی می داند. در حقیقت شیعیان نقطه اختلافی هستند که باید حل شوند. عمل اردوغان در حملات ادلب نشان داد که نگاه او همزاد نگاه داعشی است. در حقیقت شعار اخوانی در ترجمان عملی اردوغانی هم به اسلام آمریکایی انجامید. 

سرلشگر سلیمانی دشمن قسم خورده صهیونیسم بود. از خاک فلسطین بر نقاط اصابت موشک های مقاومت نظارت می کرد. یارانی که با فرماندهی او در مقابل اسرائیل موضع گرفتند، به قدرت راهبردی مبدل شدند. کشورهای اسلامی این بازوی قدرت را تاب نیاوردند. در مسیر استیلای اسرائیل گام زدند و آنقدر مبارزین را کشتند که آمار شهادت حزب الله به دست اسرائیل از خاطره ها رفت. آنها که از قدرت گرفتن شیعیان در پی صهیونیسم ستیزی به واهمه افتادند باعث شدند که سلیمانی برای بقای مقاومت در مقابل آنها سپر دفاعی تشکیل دهد. دیپلماسی نظامی او نیز در این عرصه به توفیق رسید. ورق در سوریه برگشت و خوشبخت و فرّه مند بود که به دست خود آمریکایی ها به آرزوی والای خویش رسید. 

اولین بار که قاسم سلیمانی را دیدم، آغاز درگیری های سوریه بود. وی یکی از میهمانان نشست بود. مسئولان همایش، به مناسبت ظهور انقلاب های عربی کتابی به نام بیداری اسلامی بین حاضران توزیع کردند. در این کتاب از کسانی چون عبده و سیدقطب به عنوان پرچمداران انقلابی گری یاد می شود. پس از مدت ها دکتر محمد سعید رمضان البوطی به جرم روشنگری علیه سلفی گری و دفاع از دولت اسد در مسجد ایمان به شهادت رسید. گذاری بر سخنرانی های او نشانم داد که چندین بیان رسا علیه سیدجمال و خصوصا علیه عبده دارد و آنان را به شدت رد می کند. در دو سالانه خوشنویسی ایران با یک ثلث نویس اهل مصر همکلام بودم. گفتم علامه محمد قزوینی می نویسد عبده اشدّ از نواصب است بر شیعه، آیا به نظر شما درست می گوید؟ پاسخ داد از نظر من به عنوان یک مصری، عبده نه فقط دشمن شیعه است بلکه دشمن مسلمین است. تضاد و تناقض این انقلابی گری ها در چیست؟

این تناقض ها شاید با مراجعه به وصیت نامه سردار مقاومت قابل حل باشد. کاری که تاکنون توسط نیروهای انقلابی فدایی سلیمانی انجام نشده است. سردار شهید می گوید اگر ایران از بین برود نه حرم اهل بیت (ع) می ماند نه حرم امن الهی برجای خواهد بود. مسلماً در نگاه فرمانده پخته ای چون او چهار شهر عراقی و دو شهر حجازی مطرح نیست. سلیمانی این دو وادی باقی را دلیل بقای کل آن اسلامی می داند که در برابر گسترش هژمونی غرب بر صور انقلاب می دمد. اگر امپراتوری عثمانی روزی به دست غرب از هم پاشید و کشورهای خرد شده ای تأسیس شد، امروز هم اگر قدرت ایران از هم بپاشد دیگر هیچ چیز به اسم اسلام باقی نمی ماند. این چیزی است که اردوغان را از سلیمانی متمایز می کند. سلیمانی بنا به حقایق سیاسی روی زمین یا همان ژئوپلیتیک، ایران را قوه گرانشی منظومه خاورمیانه می داند. بقای ایران هم در اندیشه سلیمانی به اتحاد حول ولایت اهل بیت (ع) وابسته است. اردوغان با اعمال خود ثابت کرد که می خواهد ثابت کند پرچم خلافت اسلامی تنها با احیای قدرت از دست رفته عثمانی قابل اهتزار است. آشکار است که همانند حرکت همیشه شکست خورده اخوانی در مصر، انقلابی گری اردوغانی هم در ترکیه محکوم به شکست است. تنها راه بقای سیاسی او گام زدن در مسیر احیای خلافت اسلامی است. مسیری که دنیا در برابر آن خواهد ایستاد. همانطور که دولت نظامی در مصر خطر و عداوت کمتری برای ایران داشته و دارد، شاید ظهور مجدد نظامیان ترکیه هم به نفع ایران نزدیک تر باشد. ظهوری که چندان هم نامحتمل نیست. انقلابی هایی همچون سلیمانی خواهان تشکیل حکومت های اسلامی در منطقه اند. حکومت هایی که با قدرت اسلام به تقویت این منطقه در برابر غرب بپردازند. حکومت های اسلامی یا اسلام گرایانی چون حزب عدالت و توسعه برای کسب اهداف خویش، به هیچ مسلمان دیگری رحم نمی کنند و خط فاصل آنها با شیعیان به همان رنگی است که بین خویش و اسرائیل تعریف می کنند. هرچند با کشتن حزب الله و نیروهای ایران ابایی هم ندارند که به اسرائیل سود برسانند. در حالیکه سلیمانی ها کسانی هستند که می خواهند شیعه و غیرشیعه همگی در برابر زورگویی صف آرایی کنند. 

این تحلیل، هنجاری نیست اما نشان می دهد انقلابی گری در عرصه اندیشه می تواند بسیار ترکتازی کند ولی ماهیت حقیقی آن در ترجمان عملی چیز دیگری از آب دربیاید. اگر هم اندیشه ای هنوز تجلی عملی نداشته، پس ایده ای غیرقابل اجراست. آیا بهتر نیست تیین واضح تری از شعار انقلابی گری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشته باشیم و بر اساس اندیشه و عمل شهید سلیمانی، مرزهای هویتی و شاخصه های عملی انقلابی گری را به نحو وارسته تری ترسیم کنیم؟ او نسخه عمل شده آن چیزی است که انقلاب ایران تاکنون در زمینه دوستی و دشمنی بر زبان آورده است.  

کلید واژه ها: ترکیهایران و ترکیهرجب طیب اردوغانسوریهاخوان المسلمینفتح الله گولنشهادت سردار سلیمانیسردار سلیمانی


( ۴۵ )

نظر شما :

حامد ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۸
دشمن اسرائیل!!؟ ترکیه بزرگترین شریک تجاری اسرائیل درمنطقه است و همکاری های امنیتی در بالاترین سطح دارند. فقط در حرف مقابل هم هستند تا خواسته های داخلی شان تامین شود.
هیچکس ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۴:۳۰
از متن مشخص بود که چقدر حرف ناگفته و فروخورده درونش هست کلا باید سیاست منطقه‌ای و نحوه دخالتمون را تغییر بدیم و نا محسوس تر کنیم و عوامل خودمون را محافظت بیشتری کنیم!! از طرفی اعراب باید موضع سخت تری مقابل ترک هاو یهودی ها بگیرند اگه یکم ما از نقش پدرخاندگی خودمون کم کنیم ممکنه اونها وارد بشند وحمایتهایی بکنند بخصوص در فلسطین از طرفی از اسیای مرکزی هم که کلا دوستان غافل شدند ترکیه داره اونجا هم فعالیت های خوبی برای نفوذ میکنه .........
یاور ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۴:۳۴
تا زمانی که کشورها و جریانات اثرگذار دنیای اسلام خودشان را محور حق وبقیه را فرعی و جانبی بدانند ، واضح است که اگر همدیگر را نکشند، حداقل همدیگر را در برابر دشمنان مشترک تضعیف و خنثی می‌کنند.
حسینی ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۴۶
تشکر از آقای نویسنده. بهتر است که مقامات مسئول عبرت بگیرند و انشاء الله که اکنون بدانند که بر روی دیوار چه کسانی یادگاری نوشته اند. آبا وقت ان نرسیده که طرحی نو در سیاست خارجی در انداخت؟
مسعود ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۲:۴۴
دست شما درد نکند مقاله ی بسیار جالبی بود استفاده کردیم ؛ ترکیه درجریان جنگهای داخلی سوریه به دنبال بر سرکار آوردن یک حکومت اخوانی بود سرمایه ی بسیار گذافی صرف کرد که به شدت به شکست انجامید و حکومت ترکیه ناامید و سرانش پریشان حال شدند و گناه این ناکامیها را پشتیبانی مادی و معنوی ایران میدانند ! همچنین ترکیه ی جدید از جمله حکومت اردوغان هیچگاه دشمن اسراییل نبوده اند بلکه همیشه دوست اسزاییل بوده اند ! هواپیماهای ّ16Fاسراییل با استفاده از فضای اسراییل بارها مانورهای حمله به تاسیسات حیاتی ایران را تمرین کرده اند! در مسئله ی فلسطین ترکیه به ایران نه به چشم یک رفیق بلکه یک رقیب می نگرد . در عمل ترکیه در کنار ایران نمی تواند باشد و انقلابیگری ترکها در تضاد با آن چیزی است که ایرانیها دنبال آن هستند.
اسدپور ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۰:۵۴
سیاست خارجی محل و تلاشی برای تامین حداکثری منافع ملی کشورها است نه محل خصومت های مذهبی و ایدئولوژی محوری
رضا ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۵:۲۳
نویسنده محترم مقاله خودت واقعا مفهوم نوشته هایت را درک کردی نفهمیدیم تو از چه کسی انتقاد کردی ؟ فقط یک چیز به نظر میاد ایران نباید در ادلب دخالت کنه چون کشور ترکیه همیشه در تحریم ها یار و یاور ما بوده
فدوی ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۹:۳۶
اردوغان ، دشمن اسراییل ؟! این دروغی که می گی ، راسته ؟ شما تصور می کنید اگر یک هزارم درصد اردوغان دشمن اسراییل بود ، آمریکا اجازه می داد ترکیه به هزار کیلومتری خرید جنگنده F35 نزدیک بشه ... اندکی تفکر لطفا ...
ایران ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۰:۲۱
سیاست ترکیه فقط رویاهای پان ترک متوهم و دیگر هیچ
جلالی ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۱:۱۱
دشمنی اردوغان با اسرائیل جزو راهبردها و آموزه های حزب عدالت و توسعه و کلا" جریان نوظهور راست محافظه کار در ترکیه است جریانی که هم رگه هایی از اسلامگرایی و امت گرایی دارد و هم گرایش ملی گرایی را حمایت می کند.برخی همکاریهای ترکیه کنونی با اسرائیل در گذشته که در حال حاضر هم ادامه دارد از سر ناچاری است و گرنه ذات این تفکر در ترکیه با اهداف صهیونیست ها و حتی غربی ها سازگاری ندارد و هرچه جلوتر می روند اختلاف و شکافشان با دنیای غرب بیشتر آشکار می شود.جامعه ترکیه از زمان فروپاشی عثمانی و حتی قبل از آن از زمان دوره تنظیمات نوعی پیوند ساختاری با دنیای غرب پیدا کرده و در دوره های مختلف در زمانهایی که مثل الان و یا حمله به جزیره قبرس در 1974 با غرب رویارو شده هیچوقت مثل ایران ارتباطاتش رو به طور کامل قطع نکرده بارها تحریم شده ولی پیوند ساختاری ارکان حکومت با غرب همیشه وجود داشته است. پس استکبار ستیزی و صهیونیست ستیزی اردوغان با جمهور ی اسلامی تفاوت داردو این به معنی اتحاد ترکیه با غرب و اسرائیل نیست. ترکیه بهترین رابطه با اسرائیل رو طی دهه 1990 در زمان دولتهای راست مرکز(اوزال و دمیرل) داشته و هیچ زمان اینگونه نخواهد بود. اما وجه دیگر اندیشه اردوغان که اخوانی گری است به معنای ضدیت کامل و دشمنی با جریانی مثل حزب الله و محور مقاومت نیست. این بیشتر از خصومت دیرینه ترکیه با دولت بعث سوریه است. دولت سوریه از زمان حافظ اسد با مشی ملی گرایی عربی ضمن داشتن ادعای ارضی نسبت به استان هاتای (اسکندرون) ترکیه همواره از پ.ک.ک حمایت کرده و بجز یک دوره اوایل کار بشار اسد (که آنهم بیشتر ابتکار خود اردوغان و داوود اوغلو بوده)هیچوقت با دولتهای مختلف ترکیه رابطه خوبی نداشته است. الان هم که بجز مساله پ.ک.ک ،آوارگان سوری و تعهدات ( البته نابجای) اردوغان نسبت به مخالفین بشار اسد در سوریه نیز به مسائل اختلافی با سوریه اضافه شده است. اردوغان اگر قاتل حزب الله هم باشد به واسطه حضور این نیروها در مقابل ارتش ترکیه در سوریه است وگرنه با رهبران حزب الله به ویژه شیخ حسن نصرالله دشمنی ندارد. تابحال هم اگر دقت کرده باشید نه اردوغان علیه شیخ حسن جمله بدی بکار برده و نه نصر الله با ادبیات بد از اردوغان یاد کرده است. نهایتا" اینکه دشمنی اردوغان با اسرائیل استراتژیک و رویکردی ماندگار است ولی جنگ مقطعی با برخی عوامل حزب الله در سوریه اقدامی تاکتیکی و گذرا محسوب می شود.
افخمی ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۲
کسی فکرمکند که کلمه "ترکتازی" همینجور از هوا وارد ادبیات ما شده است ؟
مهدی ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۷
کلا دشمنی با ترکیه تو ایران حاصل توهم است. یه عده پان فارس که کمترین حقوقی برای کردها در ایران قائل نیستن مدافع حقوق کردها در ترکیه شدن. حداقل در ترکیه کردها تا ریاست جمهوری و فرمانده ارتش می رسند ولی در ایران چه وضعی دارند. پس این دفاع از حقوق بشر به پان فارسها نمیاد. در مورد مذهب هم درسته که خیلی از رفتارهای اخوان المسلمین و در دوز خفیفترش اسلامگراهای ترکیه غیرقابل پذیرش هست ولی شما کلا طرف مقابل رو مقصر میدونید. در حالیکه تا قبل از قضیه سوریه و کشتارهای اسد و حزب بعث مشکلات با سنی ها در این حد نبود. درسته اخوان المسلمین سوریه با نصیری های سوریه خوب نیست ولی این قضیه اسد و حزب بعث رو مبرا نمیکنه. شما به خاطر دفاع از اسد کل سنی هارو با شیعه ها دشمن کردید. در مورد شکست هم زود قضاوت نکنید. نسل اول خیزش سنی هارو اگر القاعده در نظر بگیریم و نسل دوم رو داعش یه نکته حائز اهمیت است. القاعده با غیرمسلمانان دشمنی می کرد و داعش هم با غیرمسلمانان دشمنی می کرد و هم با شیعیان. اگر این روند ادامه پیدا کنه خیزش بعدی سنی ها صرفا برعلیه شیعیان خواهد بود. چون فهمیدن که با همه همزمان نمی توانند بجنگند. اتفاقا آمریکا و اسرائیل و اروپا و مخصوصا روسیه و چین و هند دنبال این هستند که شیعه و سنی فقط باهم بجنگند. چون جمعیت مسلمان این کشورها داره خیلی زیاد میشه مثلا طبق پیش بینی ها حداکثر تا ۲۰۵۰ جمعیت مسلمانان روسیه از جمعیت مسیحی ها بیشتر می شود. به نظرتون بهترین کار برای روسها چی میتونه باشه. هدایت مسلمانان روسیه به سوریه و جنگیدنشون با شیعه ها. تحریک بیشتر سنی ها به نفع شیعه ها نیست.
میلاد ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۶:۲۲
ترکیه بزرگترین شریک امنیتی اسراییل است. لفاظی های ظاهری و زرگری اردوغان را نبینید.وقتی رادار و الکترونیک جنگنده های ترکیه از سوی اسراییلوارتقا می یابد باید فهمید که اسراییل کوچکترین خطر یا دشمنی از سوی ترکیه احساس نمی کند.
احمد ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۲۸
دروغ محض است .با اقداماتی که اردوغان درطی این چند سال انجام داده به هزار و یک دلیل آب به آسیاب اسراییل ریخته...
ایرانی ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۲:۱۳
مسبب اصلی هفت سال جنایت در سوریه اندیشه های نیو عثمانی اردوغان وتصرف سرزمینهای دیگران به بها نه های گوناگون است وقطعا ایشان فاشیستی با افکار واعمال ضدبشری پانترکیسم نسل کش وجانی است
خسرو ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۰:۰۶
شیاطین در دو مسیر مشغول تحریک افکار مردم ایران برای نفرت بیشتر از تمام مردم خاورمیانه هستند یکم پانکردهای تجهیزشده از طرف اورپاییها واسراییل که تمام هستی شان در دشمنی آشکار با ترکیه ودشمنی پنهان با ایران خلاصه شده است وسعی می کننداگر تو انستند جنگی بین ایران وترکیه اتفاق بیفتد با اینکه در تظاهرات لندن مرگ برایران سرداده بودند حالا برای فریب مردم ایران وبخصوص پان فارسها خود را می کشند دوم پانفارسها که زندگی شان را صرف تخریب اعراب و به تبع آن اسلام کرده اند و متوجه نیستند که اگر ایران را واقعا دوست دارند باید برای پیشرفت واعتلای آن بکوشند چون دشمنی با اعراب هزینه ها ی بسیاری روی دست ایران می گذارد و دشمنی با اسلام هرگز موجب زرتشتی شدن ایرانیان نمی شود بلکه قشربندی های دهشتناکی برملت ایران تحمیل می کند حال هردو گروه شیاطین باید بدانند که ایران وترکیه جنگی نمی کنند که موجب تباهی وتجزیه دو کشور شود وپانکردها ناکام می مانند ثانیا از پانفارسها انتظار میرود برای اعتلای ایران در هرزمان با تمام ایرانیان از هر قوم ودین ومذهب همراه باشنداگر واقعا عاشق ایرانند
فرهاد ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۳
پانکرد و پانفارس خخخخ اینها فقط دو واژه جعلی هستن که اتفاقا هر وقت به کار رفت باید مطمئن شد که بوی پانترکیسم داره میاد. هیچ گروهی توی مردم فارس یا کرد نداریم که نسل خودش رو به یک حیوان پیوند بزنه و خیلی مظاهر نژادپرستی دیگه که فقط در پانترکیسم وجود داره. بعد دست پیش رو میگیرن و به بقیه برچسب میزنن درحالی که حتی غربی‌ها هم با مفهوم پانترکیسم بخ خوبی آشنا هستن و مطالعه کردن در این حوزه ولی حتی یک صفحه یکی پدیای در زبان‌های دیگه هم.از پانکردیسم و پان فارسیسم نداریم.فقط پان ایرانیسم داریم که اون هم همه اقوام ایران رو در برمی‌گیره.