امنیت و ثبات در خاورمیانه، ذیل بیم و امیدهای یک طرح ایرانی

تا زمانی که جنگ یمن به سرانجام نرسد، تحقق صلح هرمز محال است

۰۸ دی ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۸۸۴۶۶ اخبار اصلی خاورمیانه
امیر موسوی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر این واقعیت که تا زمانی که جنگ یمن به سرانجام نرسد، کاهش تنش میان ایران و عربستان و در ادامه تحقق صلح هرمز محال خواهد بود، پیرامون نگاه کشورهای عربی منطقه با محوریت ریاض، ابوظبی و منامه پیرامون همکاری های منطقه ای بر این باور است که این سه کشور نگاه غایی خود را به کاخ سفید دوخته اند. یعنی اکنون این سه بازیگر حاشیه خلیج فارس این برآورد را دارند که با افزایش فشارهای منطقه‌ای از طریق آمریکا نفوذ ایران در منطقه کاهش پیدا کند تا بتوانند در مذاکره با ایران دست برتر را داشته باشد.
تا زمانی که جنگ یمن به سرانجام نرسد، تحقق صلح هرمز محال است

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – اول مهر ماه سال جاری بود که حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران برای اولین بار در مراسم رژه نیروهای مسلح کلیاتی از ابتکار جدید تهران برای پایان دادن به تنش‌ها و درگیری‌ها در منطقه را مطرح کرد. وی آنجا که خطاب به کشورهای همسایه گفت که از خطاهای گذشته آنها می‌گذریم و دست رفاقت و دوستی به سوی آنها دراز می‌کنیم. او همزمان اعلام کرد که طرح "ائتلاف امید" و ابتکار "صلح هرمز" را در گردهمایی سران عضو سازمان ملل پیش روی جهان خواهد گذاشت. ابتکاری که به نظر می‌رسد ناظر به تشدید اختلافات منطقه‌ای است. در این راستا رئیس‌جمهوری در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد از این طرح رونمایی کرد. اما با گذشت بیش از سه ماه از این طرح هنوز در خصوص تحقق آن و نیز پذیرش این پیشنهاد جمهوری اسلامی از جانب کشورهای عربی منطقه بیم و امید ها و اما و اگرهای بسیاری وجود دارد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این مسئله، گفت وگویی را با امیر موسوی، مدیر مرکز تحقیقات استراتژیک و روابط بین‌الملل ایران، کارشناس مسائل خاورمیانه و پژوهشگر تحولات جهان عرب ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید: 

پس از مطرح شدن طرح صلح هرمز از سوی حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، این ظن در برخی از تحلیلگران و ناظران شکل گرفت که تهران در مسئله حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان دخیل بوده است، زیرا مطرح شدن این طرح (صلح هرمز) بعد از افزایش تبعات این حملات و شکل‌گیری موج اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران به وقوع پیوست. لذا تهران در یک فرار رو به جلو برای به حاشیه بردن این اتهامات سعی کرد مسئله طرح صلح هرمز را مطرح کند. آیا شما چنین تحلیلی را قبول دارید؟ چرا جمهوری اسلامی ایران پیش از این حمله چنین طرحی را مطرح نکرد؟

من از اساس با این طرح و تحلیل مخالفم. چرا که جمهوری اسلامی ایران بارها و در قالب طرح ها و پیشنهادهای گوناگون سعی کرده است امنیت، صلح و ثبات را در خاورمیانه گسترش دهد. به گذشته رجوع نمی کنم. در همین دولت یازدهم و دوازدهم دستگاه دیپلماسی بارها سعی کرده در قالب پیشنهادات مناسبات و تنش هایی که حتی ایران باعث و بانی آن هم نبوده است را با برخی کشورهای عربی با محوریت عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین حل وفصل کند. در این راستا بارها محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه طرح تشکیل سازمان امنیت منطقه ای را مطرح کرد. پیش از آن هم آقای ظریف در خصوص ایجاد پیمانی شبیه به پیمان هلسینکی در منطقه سخن گفته بود. اینها علاوه بر آن است که چند ماه اخیر هم رئیس دستگاه دیپلماسی صراحتاً و بارها تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران حاضر است با کشورهای عربی منطقه پیمان منع تجاوز را به امضاء برساند. پس اینگونه نیست که جمهوری اسلامی ایران بعد از انجام حملات پهپادی به تاسیسات نفتی عربستان سعودی این دست مسایل را مطرح کرده است. نکته مهم‌تری که در این میان نباید فراموش کرد این است که اساسا جمهوری اسلامی ایران در قالب این پیشنهادات به دنبال آن است که امنیت را بدون حضور بازیگران فرامنطقه ای و خارجی و با مشارکت کشورهای منطقه رقم بزند. چرا که تهران بر این باور است، مادامی که این بازیگران در عرصه‌های مختلف منطقه، حال به هر نام و عنوانی حضور داشته باشند، نمی توان شاهد صلح و ثبات بود. اتفاقا بعد از تحولاتی مانند ساقط کردن پهپاد متجاوز آمریکایی توسط جمهوری اسلامی ایران، انفجارات مشکوک در بندر فجیره امارات، حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی و نظایر آن بود که جمهوری اسلامی ایران سعی کرد طرح تشکیل سازمان امنیتی منطقه‌ای را روی منطقه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان متمرکز کند و در نهایت طرح صلح هرمز مطرح شد تا بتوان با همکاری های کشورهای این منطقه در خصوص افزایش امنیت، صلح و ثبات در این آبراه استراتژیک و راهبردی همکاری های لازم صورت گیرد. 
پس اینگونه نیست که ایران سعی کرده باشد برای به حاشیه بردن موج اتهاماتی که اساساً بی پایه و اساس بوده است، بخواهد طرح صلح هرمز را مطرح کند. من معتقدم این دست تحلیل‌ها و نظراتی که شما به آن اشاره کردید از سوی کسانی و جریان هایی مطرح می شود که سعی دارند مسئله ایرانهراسی را تداوم و تشدید کنند، آن هم در شرایطی که ایران یکی از مهم ترین بازیگران تداوم و گسترش امنیت و صلح در منطقه غرب آسیا بوده است. در این راستا من به گزارش اخیر سازمان ملل و مواضع صریح آنتونیو گوترش، دبیر این سازمان بسنده می کنم که تاکید داشتند که هیچ گونه شواهدی دال بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو دخیل بوده باشد، وجود ندارد. لذا، نه تنها در خصوص حمله به تاسیسات نفتی عربستان اتهامی به جمهوری اسلامی وارد نیست، بلکه تهران سعی کرده است برای گسترش امنیت نقش یک پیشران و پیش قراول را داشته باشد تا مانع از تکرار این دست حملات و گسترش ناامنی ها در منطقه شود.

با این تفاسیر نگاه کشورهای عربی منطقه به طرح صلح هرمز چیست، به خصوص که شما بیان داشتید که طرح صلح هرمز، نمونه تغییر شکل یافته و نهایی از پیشنهاد ایران برای تشکیل سازمان امنیتی منطقه‌ای بوده است؟ در این راستا اگر چه در نشست اخیر شورای همکاری خلیج فارس حملات تندی به ایران صورت گرفت، اما در خصوص طرح صلح هرمز مطلبی بیان نشد. لذا برخی معتقدند که ذیل عدم واکنش منفی به این طرح از جانب این کشورها، می توان این احتمال را داد که آنها در حال رایزنی پیرامون طرح صلح هرمز هستند. با این وصف آیا امیدی به نظر مثبت این کشورها در خصوص این طرح ایران وجود دارد؟

اکنون چهار کشور عراق، عمان، کویت و قطر نگاه مثبتی نسبت به طرح صلح هرمز دارند. اما چالش اساسی نگاه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین است. مادامی که این سه کشور نگاه به بیرون را برای حفظ امنیت خود در دستور کار قرار دهند، مسئله عملیاتی شدن و پذیرفته شدن طرح صلح هرمز با اما و اگرهای زیادی روبه روست. باید این کشورها بپذیرند که مسئله امنیت، چه در حوزه داخلی و چه در حوزه منطقه‌ای تنها به اتکای توان داخلی و همکاریهای منطقهای قابل پیگیری است، نه امید به حضور بازیگران فرامنطقه‌ای که تنها سعی دارند با افزایش ناامنی و درگیری‌های بین کشورها، بستر را برای فروش بیشتر سلاح و تجهیزات نظامی فراهم کرده و از آن سو بهانه و توجیهی برای حضور خود در منطقه داشته باشند.
البته در رفت و آمد های اخیری که میان مقامات ایران و امارات متحده عربی هم صورت گرفته تا اندازه‌ای رضایت نسبی اماراتی‌ها در خصوص طرح صلح هرمز جلب شده است، اما متاسفانه بازهم باید اذعان کرد که ابوظبی، ریاض و منامه نگاه غایی خود را به کاخ سفید دوخته اند. یعنی اکنون این سه کشور این برآورد را دارند که با افزایش فشارهای منطقه‌ای از طریق آمریکا نفوذ ایران در منطقه کاهش پیدا کند تا بتوانند در مذاکره با ایران دست برتر را داشته باشند که اگر مذاکرات با تهران از جانب عربستان، امارات و بحرین صورت گرفت این تهران باشد که شرایط ریاض، ابوظبی و منامه را بپذیرد. اکنون این سه کشور تنها امید خود را به برخی اعتراضات در عراق و لبنان دوختهاند. در کنارش این امید را هم داشتند که در بستر اعتراضات آبان‌ماه در داخل ایران نیز وضعیت در داخل جمهوری اسلامی تغییر پیدا کند که خوشبختانه این مسئله محقق نشد. لذا عربستان، بحرین و امارات به دنبال خرید زمان هستند. 

چرا عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین در قبال بیان نظر خود در خصوص طرح صلح هرمز به دنبال خرید زمان هستند؟

همان طور که قبلا اشاره کردم اکنون ریاض، ابوظبی و منامه نگاه خود را به برخی تحولات داخلی در عراق و لبنان دوخته اند که بتوانند نفوذ ایران و محور مقاومت را در این دو کشور کم رنگ کنند که علیرغم صرف هزینه بسیار تا کنون ریاض و ابوظبی نتوانسته اند به اهداف خود دست پیدا کنند. در کنار آن شاهد از دست رفتن موضع برتر عربستان در تحولات لیبی هستیم. پارامتر مهم دیگر جنگ یمن است که بر اساس تحولات میدانی شاهد هستیم که عربستان و امارات خود را درگیر یک جنگ فرسایشی کرده اند که آثار مخربی بر سیاست، اقتصاد و حتی امنیت آنها داشته است. بنابراین تا زمانی که این تحولات به یک نقطه مطلوب از نگاه عربستان، امارات و بحرین نرسد، سعی ندارند با ایران وارد گفت‌وگو و مذاکره شوند. چون اکنون این کشورها در بدترین وضعیت در برابر جمهوری اسلامی هستند. لذا عربستان، امارات و بحرین منتظرند تا انتخابات ایالات متحده آمریکا چه سمت و سویی پیدا می‌کند و مطابق با آن برنامهریزیهای خود را داشته باشند.
البته این کشورها منتظر هستند که در داخل ایران نیز اتفاقاتی روی دهد، چنان که در اغتشاشات آبان ماه نیز این امید برای آنها شکل گرفت. به هر حال طبق اسناد و اعترافات خود مقامات این کشورها ما شاهد حمایت و صرف هزینه های زیادی از جانب عربستان و امارات برای تداوم و تشدید این آشوبها در ایران بودیم. حتی اکنون نیز حمایت‌های سیاسی و رسانه‌ای برای احیای این آشوب ها در داخل ایران نیز از جانب این کشورها پی گرفته می شود تا در نهایت به زعم آنها تزلزلی در موضع تهران شکل گیرد و ایران در موضع برابری با عربستان، امارات و بحرین قرار گیرد.

به جنگ یمن هم اشاره کردید. در این راستا بسیاری از کارشناسان معتقدند تا این جنگ به یک نتیجه و سامان نرسد اساساً کاهش تنش در روابط ایران و عربستان سعودی و به تبع آن طرح هایی مانند طرح صلح هرمز تحقق پیدا نخواهد کرد. از نگاه شما میزان تاثیر جنگ یمن بر عملیاتی شدن طرح صلح هرمز تا چه اندازه جدی است؟

واقعیت این است که جنگ یمن به یکی از مهمترین پارامترها در تعیین سمت و سوی تحولات در منطقه غرب آسیا بدل شده است. چراکه به هرحال این جنگ یک جنگ نیابتی بین دو ابرقدرت در منطقه غرب آسیا است. با وجود اینکه رایزنی های سیاسی میان مقامات انصارالله با مسئولین ریاض برای پایان دادن به جنگ یمن صورت گرفته بود، ولی با توجه به جنایت اخیر سعودی‌ها مبنی بر شهید کردن بیش از ۲۰ نفر در بازار سعده و پاسخ قاطع انصارالله در حمله به پایگاه جیزان اکنون نمیتوان چشم انداز خوبی را برای پایان دادن به جنگ یمن متصور بود. تا زمانی هم که جنگ یمن پایان نیابد، نمیتوان در خصوص عملیاتی شدن طرح صلح هرمز و کاهش تنش میان ایران و عربستان سخن گفت.

در راستای نکات شما شاهد برخی تحرکات دیپلماتیک با محوریت سفر یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان و همچنین محمد جواد ظریف، همتای ایرانی او به پایتخت های دو کشور بودیم؛ آیا در این شرایط میانجیگری کشوری مانند عمان بین تهران و ریاض به نتیجه مطلوب خواهد انجامید؟

ببینید بر خلاف نگاه تهران راجع به مذاکره با آمریکا و دولت ترامپ، از جانب جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه مشکل و چالشی برای مذاکره و گفت وگو با مقامات عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین وجود ندارد. من در مصاحبه مفصلی که با دیپلماسی ایرانی داشتم پیرامون این موضوع صحبت کردم. در این راستا بارها و بارها محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه از آمادگی تهران برای گفت وگو با این ۳ کشور سخن گفته است. مسئله مهم ریاض و ابوظبی و نگاه غلط آنها به تحولات منطقه ای است. چون به نظر می‌رسد که این کشورها از یک ارزیابی غیرواقعی رنج می‌برند و تا زمانی که این ارزیابی ها در دستور کار مقامات سعودی و اماراتی باشد، نمی توان شاهد موفقیت در میانجیگری بود. در این راستا ما شاهد یک موج سینوسی از تهدید و مذاکره بین ایران و عربستان هستیم. چون بعد از حمله انصارالله به تاسیسات نفتی آرامکو یک نرمش و انعطاف سیاسی و دیپلماتیک در طرف سعودی شکل گرفت و آنها حاضر به گفت وگو و مذاکره با یمنی ها و حتی ایران شدند. اما بعد از اقدام ایالات متحده آمریکا برای اعزام نیروهای نظامی بیشتر و تجهیزات و ادوات جنگی به ناگاه ورق برگشت و دوباره سعودی‌ها احساس کردند با اتکا به آمریکا می توانند امنیت خود را تثبیت کنند. بنابراین باز هم تاکید می‌کنم تا زمانی که این نگاه در این سه کشور (عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین) وجود داشته باشد اساساً مسئله پیگیری همکاری‌های مشترک امنیتی، برای برقراری صلح و ثبات در منطقه، کاهش تنش میان ایران و عربستان سعودی، حال با میانجیگری هر کشوری از جمله عمان و در نهایت تحقق صلح هرمز دور از انتظار خواهد بود.

کلید واژه ها: امیر موسویطرح صلح هرمزعربستان سعودیجمهوری اسلامی ایرانامارات متحده عربیبحرینعمانجنگ یمنآمریکا


نظر شما :