انتخابات مجلس در شرایط کنونی بسیار پیچیده است

سایه سنگین مذاکره با طالبان بر انتخابات افغانستان

۱۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۵۸ کد : ۱۹۷۸۲۷۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
عبدالمحمد طاهری در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اگر مذاکره با آمریکا به شکست بینجامد که محتمل هم به نظر می رسد، هم انتخابات پیش روی پارلمانی افغانستان و هم حاکمیت دولت مرکزی به شکلی جدی مورد تهدید قرار خواهد گرفت.
سایه سنگین مذاکره با طالبان بر انتخابات افغانستان

عبدالرحمن فتح الهی – انتخابات پارلمانی افغانستان با تاخیری سه ساله، مهر ماه سال جاری برگزار می شود. این درحالی است که در چند وقت اخیر مساله مذاکره آمریکا با طالبان در دستور کار و صدر تحولات این کشور قرار دارد. اما به واقع انتخابات پیش رو تا چه اندازه می تواند تحت الشعاع این مذاکرت باشد؟ در صورت شکست پروسه مذاکرات انتخابات مجلس افغانستان به کجا خواهد کشید؟ شرایط احزاب و تشکل های سیاسی نزد مردم افغانستان چگونه است؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان پی گرفته است که در ادامه می خوانید:  

با توجه به این که در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی افغانستان هستیم مساله مذاکره با طالبان تا چه اندازه می تواند انتخابات تحت الشعاع خود قرار دهد؟

 ببینید آمریکا به این واقعیت رسیده که بدون در نظر داشتن طالبان نمی تواند تحولات افغانستان را کنترل کند. شرایط پیچیده این روزهای افغانستان سبب شده تا سیاست داخلی هم نتواند بدون حل این مساله پیش رود. مادامی که نتوان برای طالبان و دیگر گروهای مسلح افغانی و غیر افغانی حاضر در این کشور فکری کرد، مساله انتخابات می تواند زیر سوال رود. اکنون یک سوم خاک افغانستان تحت کنترل دولت مرکزی نیست. ناتوانی بی سایقه اقتدار مرکزی سبب شده که حتی مشروعیت این انتخابات به دلیل عدم حضور یک سوم از خاک افغانستان در پروسه انتخابات هم زیر سوال رود. اساسا یکی از دلایل جدی مذاکره با طالبان رساندن مساله انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری افغانستان به یک سرانجام است. طالبان هم بر این واقعیت آگاه است. لذا امتیاز بیشتری می خواهد. اکنون تشتت در شمال افغانستان و نیز ورود عبدالرشید دوستم و تمایل او به سمت ترکیه می تواند دامنه این مسائل را پیچیده تر کند. لذا مذاکره با طالبان برنامه آرام سازی موقت افغانستان برای برگزاری انتخابات افغانستان است.

اگر همین روند دولت وحدت ملی در ناکارآمدی ادامه یابد که به نظر هم چنین باشد می توان برای انتخابات آینده روی بازگشت حامد کرزی حساب کرد؟

 با توجه به شناختی که از نزدیک از حامد کرزی دارم او سیاست مداری بود با ادراک بالای سیاسی به دنبال حل جدی مشکلات افغانستان بود. مشکل اصلی کرزی با آمریکا بود. اکنون هم این تنش کرزی با آمریکا است که مانع از حضور مجدد او خواهد بود. تا زمانی که این مساله حل نشود نمی توان روی بازگشت کرزی به صحنه سیاست افغانستان حساب کرد. از سوی دیگر کرزی روابط بسیار مناسبی را با همسایگان خود داشت. در دوران او روابط کابل – تهران علیرغم حضور جدی آمریکا بسیار مثبت بود. کابینه کرزی هم چنین بینشی داشت. در صورتی که تمام سال های حضور دولت وحدت ملی تا کنون هیچ نشانی از این مسائل مثبت وجود ندارد.

با توجه به گسل و اختلاف نظر کرزی و آمریکا شاهد دیدارهایی میان کرزی با مقامات مسکو بودیم. این دیدارها نشانی از گرایش کرزی به بلوک شرق است. آیا در سایه تنفر تاریخی مردم افغانستان، کرزی ریسک حمایت روسیه از خود را خواهد پذیرفت؟

 هر چند که پرونده سوریه و افغانستان برای روسیه به شدت متفاوت است.اما مسکو در چند وقت اخیر به دنبال تکرار موفقیت خود در افغانستان است. موفقیتی نظیر پرونده سوریه. لذا در سایه این مساله روسیه به دنبال نیروهای سیاسی نزدیک به خود برای ایجاد اقتدار مرکزی روسیه است. اما تا کنون بعید به نظر می رسد که کرزی جزو این نیروها باشد. چون کرزی خود سابقه حضور در نیروهای مجاهدین و مبارزه با شوروی را دارد. پدرش هم در هم این جنگ ها کشته شده است. لذا بعید است نزدیکی روسیه با کرزی تحقق پیدا کند.

اما در خصوص اپوزیسیون افغانستان که دامنه آن حتی به وزیری امورخارجه دولت وحدت ملی هم رسیده چه نظری دارید؟  

به جز جمع قلیلی از تکنوکرات های افغانستان که سرمایه این کشور را در اختیار دارند سایر سیاسیون نه قدرت و نه توان نفوذ در مردم را دارند. لذا مردم افغانستان هیچ اعتقادی به اپوزیسیون افغانستان هم ندارند. پس احتمالا مردم خارج از اپوزیسیون و دولت حاکم به دنبال نیروهای جایگزین خواهند بود.

از دید شما این نیروها شامل چه نیروهایی هستند؟

 تا حدودی و به نسبت می توان نیم نگاهی به نیروهای یونس قانونی در پنجشیر داشت. البته بخشی از بدنه نیروهای حامد کرزی هم می تواند محل امید بخشی از جامعه افغانستان باشد. این نکته نباید فراموش شود که نیروهای مستقیم از سوی هر یک از احزاب حاکم و یا اپوزیسیون نمی توانند اقبالی در میان مردم برای انتخابات پارلمانی و حتی ریاست جمهوری داشته باشند. چرا که این نیروهای اکنون پرچسب فساد، ناکارآمدی و بی لیاقتی روی آنها خورده است و نمی توانند دیگر در آینده افغانستان حضور داشته باشند. این در حالی است که نه وضعیت امنیت و نه وضعیت اقتصاد ومعیشت مردم افغانستان خوب نیست و وضعیت کنونی به مراتب بدتر از سال های گذشته شده است. لذا هر جریان و حزبی که بخواهد آینده سیاسی افغانستان را به دست بگیرد کار بسیار سختی در پیش دارد. چرا که جامعه افغانستان جامعه به شدت ملتهبی شده است. از این رو رسیدن به یک وفاق و اتحاد تقریبا امری محال در افغانستان شده است. مگر این که نیروهای جدیدی بتوانند در ملت افغانستان که به شدت احساسی هستند نوعی تهییج ایجاد کنند که در نتیجه این برانگیختگی شرایط برای حضور جدی سیاسی شگل گیرد.

در التهابی که به آن اشاره داشتید آیا مردم افغانستان به سمت جنگ های داخلی پیش خواهند رفت؟

خیر مردم دیگر پذیرای جنگ مجدد داخلی نیست، مگر این جنگ بر آنها تحمیل شود.

اگر پروسه مذاکره با طالبان به شکست بینجامد می توان شاهد تحمیل جنگ بر افغانستان بود؟

بخشی از طالبان که عاشق قدرت بود و بیشتر هم طیف حکمتیار بود اکنون در کابل جذب شده است. اما دیگر گروه های تندرو طالبان به دنبال این نوع سازش، حداقل با دولت افغانستان نیستتند. من در مصاحبه پیش خود با دیپلماسی ایرانی هم گفتم شرایط به جایی رسیده که طالبان تنها مذاکره با آمریکا را قبول دارد نه دولت وحت ملی. چرا که طالبان دولت مرکزی را فاقد مشروعیت و قدرت لازمه می داند. از این رو اگر مذاکره با آمریکا به شکست بینجامد که محتمل هم به نظر می رسد، هم انتخابات پیش روی پارلمانی افغانستان و هم حاکمیت دولت مرکزی به شکلی جدی مورد تهدید قرار خواهد گرفت. امروز دیگر شهرها و مناطق حاشیه ای افغانستان مرود تهدید نیست. بلکه خود کابل و مناطق امنیتی آن هر روز مورد حمله تروریستی طالبان و داعش افغانستان است. لذا گزینه جنگ می تواند قریب به نظر برسد. هر چند ملت افغانستان آن را نمی خواهند.  

پس مذاکره با طالبان را از اکنون می توان پروسه ای شکست خرده نامید؟

من در کوتاه مدت و حتی میان مدت افق روشنی را از مذاکره و گفت وکو با طالبان برای آینده افغانستان نمی بینم. چرا که طالبان گروهی نیست که بتوان با مذاکره آن را جمع کرد. لذا مجددا تکرار می کنم که طالبان با درک و آگاهی از این موضوع تا آستانه انتخابات پارلمانی به دنبال ناامنی و التهاب بیشتر افغانستان است تا بتواند امتیاز بیشتری را نصیب خود کنند. خب فصل فصلی است که به فراخور آب و هوای این فصل هم میزان انجام عملیات های تروریستی بالاتر خواهد رفت.  

اما لویی جرگه به خصوص بعد از برهان الدین ربانی و کرزی در این شرایط می تواند کاری از پیش ببرد؟

 ادراک و کارآیی لویی جرگه در زمان ربانی و کرزی به مراتب بالاتر از اکنون است. در حال حاضر می توان گفت سهم لویی جرگه و ریش سفیدان در تحولات افغانستان به زیر 5 درصد رسیده است. با رویه ای که دولت وحدت ملی در طول این سال ها در پیش گرفته است لویی جرگه به محاق رفت. حتی اکنون گوش شنوایی برای سخن ریش سفیدان وجود ندارد. در دوره ای همین لویی جرگه فتوای حرام بودن جنگ را داد، اما دیدیم که شرایط بدتر هم شد. خب این نشان عدم نفوذ لویی جرگه دارد. در کل آن چه که پیش روی افغانستان در آستانه انتخابات پارلمانی چندان خشنود آمریکا، دولت و ملت افغانستان نیست.      

 

        

     

کلید واژه ها: افغانستانآمریکاطالبان حامد کرزایداعشانتخابات مجلسعبدالمحد طاهری


( ۱ )

نظر شما :