تحرکات معنادار آمریکا در تنگه هرمز
بازی خطرناک واشنگتن با اعزام ناوگان جنگی

دیپلماسی ایرانی: منطقه خلیج فارس این روزها شاهد یکی از حساسترین فصلهای تنشزای خود در سالهای اخیر است. اعزام ناو هواپیمابر یواساس کارل وینسون به همراه گروه ضربتی آن به آبهای گرم خلیج فارس، زنگهای هشدار را در محافل امنیتی منطقه به صدا درآورده است. این تحرک نظامی گسترده، در حالی صورت میگیرد که منابع اطلاعاتی از انتقال محرمانه بمبافکنها B-52 و ناوگان سوخترسان به پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه خبر میدهند.
از سوی دیگر، ایران نیز بهصورت علنی و غیرعلنی در حال تقویت آمادگی دفاعی خود در منطقه است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران، **حدود ۲۵۰ شناور تندروی نظامی** از جمله قایقهای تهاجمی سریع موسوم به "زنبورهای سرخ" در تنگه هرمز و آبهای ساحلی ایران مستقر شدهاند. این شناورها که مجهز به موشکهای کروز هستند، میتوانند در صورت درگیری، تهدیدی جدی برای ناوگان آمریکایی محسوب شوند.
ادبیات تهدیدآمیز دو طرف
در هفتههای اخیر، مقامات نظامی ایران و آمریکا با زبانی تند به پاسخگویی متقابل پرداختهاند. سردار سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، با لحنی بیپرده اعلام کرد: "هرگونه حرکت نسنجیده دشمن، با پاسخی ویرانگر مواجه خواهد شد که آنها را به اعماق جهنم خواهد فرستاد." از سوی دیگر، پنتاگون نیز با انتشار بیانیهای، ایران را به "تحریک تنشها" متهم کرده و حضور نظامی خود در منطقه را "واکنشی دفاعی" خوانده است.
جنگ روانی یا واقعیت نظامی؟
رسانههای غربی و برخی تحلیلگران، این تحرکات را بخشی از یک جنگ روانی برنامهریزیشده میدانند که هدف آن افزایش فشار بر ایران پیش از ازسرگیری احتمالی مذاکرات هستهای است. با این حال، برخی منابع امنیتی در منطقه معتقدند که این تحرکات ممکن است پیشدرآمد یک درگیری محدود دریایی باشد، بهویژه با توجه به اینکه آمریکا در سالهای اخیر از پایگاههای زمینی برخی متحدان عرب خود برای حمله به ایران محروم شده است.
واکنشهای منطقهای و بینالمللی
برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند امارات و عربستان سعودی که روابط پرتنشی با ایران دارند، بهصورت غیرمستقیم از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه استقبال کردهاند. در مقابل، روسیه و چین با انتشار بیانیههایی خواستار "خویشتنداری طرفین" شدهاند. سازمان ملل متحد نیز نگرانی خود را از احتمال تشدید درگیری ابراز داشته است. تحرکات اخیر نظامی در خلیج فارس را باید در چارچوب راهبرد کلان آمریکا در قبال ایران تحلیل کرد. به نظر میرسد واشنگتن در حال اجرای سیاست "فشار حداکثری به موازات تهدید نظامی" است تا از این طریق ایران را به بازگشت به میز مذاکره وادار کند. این رویکرد که ترکیبی از دیپلماسی قهری و تهدید نظامی است، پیشتر نیز در دوران ترامپ آزموده شده بود.
از نگاه ایران، این تحرکات بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشند، «نمایشی برای ایجاد رعب» و کسب امتیاز در مذاکرات آینده است. با این حال، جمهوری اسلامی با تکیه بر «دکترین دفاعی بازدارنده» خود، بهصورت سیستماتیک در حال افزایش هزینههای احتمالی برای آمریکا در صورت بروز درگیری است. استقرار گسترده موشکهای بالستیک و کروز در سواحل جنوبی، آمادهباش یگانهای ویژه دریایی و هشدارهای مکرر فرماندهان نظامی، همگی بخشی از این راهبرد هستند. در این بین سناریوهای محتملشامل یه گزاره خواهد بود.
ادامه وضع موجود: تداوم تنشها بدون وقوع درگیری عمده، با گاهوبیگاه درگیریهای محدود دریایی.
ازسرگیری مذاکرات: کاهش تدریجی تنشها در صورت توافق دو طرف بر سر چارچوبی جدید.
درگیری کنترلشده: وقوع یک نبرد محدود دریایی که بهسرعت مهار شود. در این میان، نقش بازیگران ثالث مانند روسیه، چین و اتحادیه اروپا در مهار بحران بسیار حائز اهمیت است. هرگونه تشدید تنشها در خلیج فارس میتواند آثار مخربی بر اقتصاد جهانی داشته باشد، موضوعی که موجب شده جامعه بینالمللی با نگرانی تحولات منطقه را زیر نظر بگیرد./شرق
نظر شما :