نگذاریم وضعیت بدتر شود

خاطره ای از جنگ و استراتژی حفظ بقا

۲۲ دی ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۹۰۲۳ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: غلامرضا مصدق
غلامرضا مصدق در یادداشتی می نویسد: با جنگ، سایه جنگ، تحریم، فشار اقتصادی، تورم، بیکاری، فقر، بهره وری پایین، فرار مغزها، فرصت سوزی و غیره، سال‌های سال کنار می آییم، چون در مقابل، موفقیتی عظیم به اسم حفظ بقاء را داریم، که رسیدن به آن ما را از دستیابی به موفقیت های دیگر مثل پیشرفت و توسعه اقتصادی بی نیاز می کند و یا این که موفقیت های غیر از حفظ بقا، در این شرایط به نوعی لوکس و غیر حیاتی به حساب می آیند.
خاطره ای از جنگ و استراتژی حفظ بقا

دیپلماسی ایرانی: در دوران جنگ در یکی از عملیات ها، عراقی ها به سختی در مقابل فشار ما برای شکستن خط مقاومت می‌کردند. با طلوع آفتاب دستور عقب نشینی صادر شد. بعد از اطمینان از عقب نشینی همه نیروها، من هم شروع به عقب رفتن کردم، هنوز چند قدم برنداشته بودم که با انفجار خمپاره ای دو سه متر به هوا پرت شدم. از سوزش جای اصابت ترکش ها و خونی که تمام بدنم را در برگرفته بود مطمئن بودم تا لحظات دیگری خواهم مرد. اما هرچه منتظر ماندم از مرگ  خبری نبود. چون این اتفاق لب خط عراقی ها افتاده بود، بعد از حدود یک ساعت سر و کله آنها پیدا شد که در حال زدن تیر خلاص به مجروحان بودند. بعد از دور کردن قطب نما، کالک و نقشه ها از  خود، به پشت خوابیدم تا آنها تصور کنند زنده نیستم. سه نفرشان که پوتین های آنها را می دیدم به بالای سرم رسیدند، یکی از آنها گفت این فلان فلان شده مرده و از من دور شدند.

تا نزدیک ظهر همچنان منتظر حضرت عزرائیل بودم ولی خبری از او نبود. کم کم به احتمال نجات از مخمصه فکر کردم. برای نجات یک امتیاز و چند مشکل داشتم، امتیازم داشتن شناخت کامل از منطقه بود، اما کل زمین مسیر بازگشت رملی (شن روان) و تا نیروهای خودی ۱۵ کیلومتر فاصله بود، چون لگنم شکسته، روده ها سوراخ، زانو و مچ پایم زخمی بودند قادر به راه رفتن نبودم و علی رغم همراه داشتن آب و شدت تشنگی ناشی از خونریزی و گرما نمی توانستم آب بخورم، به علاوه در مناطق رملی روزها حتی در زمستان بسیار گرم و شب ها بسیار سرد است. خلاصه این که دو شبانه روز چهار دست و پا، بدون نوشیدن قطره ای آب و خوردن ذره ای غذا، با سختی که توصیف آن مفصل است خود را به نیروهای خودی رساندم.

هدف از ذکر این خاطره شبیه سازی آن با شرایط امروز کشور است. با این که در آن دو شبانه روز تنها بودم و وقت زیادی داشتم، در مسیر طولانی حرکت هم اتفاقات زیادی در اطرافم می افتاد، اما به جز در لحظات اولیه زخمی شدن که کمی به خانواده فکر کردم که چطور با مرگ من کنار می آیند، در تمام این مدت به بقاء و نجات از مهلکه فکر می کردم. به مسائلی از این قبیل که، چطور انرژی محدود خود را حساب شده صرف کنم، به کمین دشمن نیفتم، از مسیر درست منحرف نشوم. تمرکز بر حفظ بقاء، به من برای فکر کردن به درد، تشنگی، گرسنگی و حتی خانواده فرصتی نمی داد.

وقتی انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که بقایش در خطر است، تا رفع خطر از آن، کاملاً طبیعی است به مسائل دیگری غیر از حفظ بقاء  تمرکز نکند. وضعیت ایران در چند دهه گذشته به گونه ای بوده که همواره عمده دغدغه ما حفظ بقاء بوده و از این که همچنان سرپا هستیم، احساس پیروزی و غرور می کنیم. ما که قرار بود برای سعادت دنیا و آخرت خود و بشریت، دنیا را تغییر دهیم، سال هاست که با تحریم و فشار همین دنیا که در پی سعادت آن بودیم، با چنگ و دندان در حال تلاش برای زنده ماندن هستیم.  

با جنگ، سایه جنگ، تحریم، فشار اقتصادی، تورم، بیکاری، فقر، بهره وری پایین، فرار مغزها، فرصت سوزی و غیره، سال‌های سال کنار می آییم، چون در مقابل، موفقیتی عظیم به اسم حفظ بقاء را داریم، که رسیدن به آن ما را از دستیابی به موفقیت های دیگر مثل پیشرفت و توسعه اقتصادی بی نیاز می کند و یا این که موفقیت های غیر از حفظ بقا، در این شرایط به نوعی لوکس و غیر حیاتی به حساب می آیند.

برای حفظ بقاء سال های سال در حال باج دادن به همه دنیا هستیم، همه کشورها حتی آنهایی که با ما ادعای دوستی دارند، یا از  شرایط تحریم ما بهره مادی می برند یا مزورانه با کارت ما در رقابت با رقبای خود بازی می‌کنند. منابع محدود و فرصت های کشور در چاه ویل استراتژی حفظ بقاء بی هیچ چشم اندازی برای پایان آن ریخته می شود. رقبای منطقه ای و همسایگان ما فارغ از دغدغه حفظ بقاء، به سرعت در حال اجرای برنامه های توسعه ای خود هستند. معلوم نیست ما در آینده ای نه چندان دور با شکاف عمیق عقب ماندگی اقتصادی خود و پیشرفت سریع رقبا و همسایگان خود چه خواهیم کرد؟ من قبل از حادثه مجروح شدنم ۷۵ کیلو وزن داشتم، سختی آن دو شبانه روز و عوارض بعد از درمان موجب شد در کمتر از ۱۰ روز ۲۵ کیلو وزن کم کنم و تا چند سال به شرایط عادی بازنگردم و هنوز با گذشت ۳۷ سال از آن واقعه از عوارض آن در رنج هستم. وقتی عوارض و هزینه عبور از چنین مشکلی که فقط چند روز بود برای یک انسان این قدر زیاد است، برای یک کشور ۸۵ میلیونی طی سال های طولانی چقدر خواهد بود؟

آیا با ادامه بی پایان استراتژی حفظ بقاء، نهایتاً خود بقاء به خطر نمی افتد؟

غلامرضا مصدق

نویسنده خبر

استاد دانشگاه و مدیرکل و رئیس سابق سازمان صنایع و معادن استان لرستان.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران تحریم ایران جمهوری اسلامی ایران جنگ تحمیلی غلامرضا مصدق ایران و عراق سیاست خارجی ایران بقا


( ۱۹ )

نظر شما :

شهرام ۲۲ دی ۱۴۰۰ | ۱۳:۵۱
انشا ا... بعد از سال 1500 که ذخایر نفت و گاز و معادن ته میکشد در مسیر درست قرار می گیریم و سی سال طول میکشد تا سیستم شکل بگیرد یعنی 1530 به فکر پیشرفت و توسعه و آینده میفتیم سرمایه خام چیزی جز فساد تن پروری تخطی از قانون و ... نداره
فدوی ۲۲ دی ۱۴۰۰ | ۱۳:۵۲
خارج از موضوع ... اخیرا خبر رسیده که قرار است علی عسکری بشود رییس هلدینگ خلیج فارس . به وقایع بعد از این خبر کار دارم ‌. یورش عجیب و عظیم رسانه ای از چپ و راست به این انتصاب ( گروه هایی از هر دو جناح ). اگر یک خارجی از همه جا بی خبر در جریان این ماجرا قرار گیرد بلافاصله خواهد گفت که ایران عجب کشور گل و بلبلی است که تا این حد به انتصابها و ارتباط تخصص و مسئولیت حساسیت وجود دارد . فدوی نه به علی عسکری کار دارد و نه به انتصابش . خوب و بدش را نمی دانم و قضاوتش نمی کنم . اما ... آیا تا به حال همه مدیران مدرکشان ( البته اگر جعلی نباشد ) با مسئولیتشان یکی بوده ؟ آیا از اوضاع نابسامان این هلدینگ که تا کنون با مدیرانی که اتفاقا انتصابشان حساسیت نداشته ، بی خبریم ؟ واقعا چه خبر است ؟ اینکه مافیای ثروت و قدرت پشت این هیاهو است ، شکی وجود ندارد . اینکه برخی رسانه ها و قلم به مزدها نیز در باند مافیاها هستند ، شکی نیست . اما اینکه تقریبا تمام افکار عمومی و رسانه ها بازی خورده اند و غرق در موج ایجاد شده ی مافیای قدرت و ثروت هستند ، جای تعجب دارد و متعجبم از این هم پایین بودن سطح سواد رسانه ، بلوغ سیاسی و بلوغ اقتصادیمان با این همه مدارک دانشگاهی که بارمان شده است .
محمد ۲۲ دی ۱۴۰۰ | ۱۶:۴۴
البته مردم منتظر نمی مانند که ببینند شما چه می کنید ، برای چه رتبه یک مهاجرت برای ایران است ، مردم هرکس که دستش می رسد در حال فرار از کشور هستند ، آنهایی هم که مانده اند ، ناچار از ماندن و ناتوان از رفتن هستند
خسرو ۲۳ دی ۱۴۰۰ | ۱۴:۲۰
در چند سال گذشته کشور و نظام دستاوردهای زیادی داشته اند فرصت های بسیاری هم از دست رفته است ایران بی مهابا در حال نفس نفس زدن و تقلا و مبارزه و عمل بوده است ، خوب است کمی تامل کنیم به راه رفته نگاه کنیم به باقی راه و به توشه ای که داریم -- با ترسیم دوباره مسیر و احیانا نزدیک کردن مسیرها با راه های میانبر ، انرژی مان را بیشتر کنیم و دستمایه چند سال گذشته ( پیشرفت های نظامی و تکنولوژیک و نفوذ منطقه ای ) را ثبت و سند کنیم مثلا با عراق در دسترسمان مرزهایمان را تثبیت کنیم تا دوباره محل اختلاف نشود مسئله ادعاهای امارات را برنامه ریزی و حل کنیم برای افغانستان برنامه انسانی داشته باشیم و....
ابراهیم قدیمی ۲۳ دی ۱۴۰۰ | ۲۰:۰۲
به وجود انسانی مانند شما افتخار میکنیم۔ایران با وجود چنین پایمردانی چندین هزار سال بهر صورت قوی وضعیف پایدار بوده است۔