چرا طالبان توانست و داعش نتوانست؟

تفاوت های دو رئیس جمهور

۲۴ مهر ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۶۸۶۶ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
رامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در بیست سالی که آمریکایی ها در افغانستان حضور داشتند مناطق کوهستانی این کشور بطور غیر رسمی تحت تسخیر طالبان بوده است، اما طالبان با سرعت بسیار زیادتر از داعش و بطور برق آسایی اقدام به تسخیر افغانستان کرد و برخلاف سوریه با مقاومتی از سوی ارتش افغانستان و مردم عامه این کشور (جدای از طبقه متوسط و روشنفکران) مواجه نشد. ولی جنگ سوریه به دلیل مقاومت شدید فرسایشی شد در نتیجه بشار اسد فرصت کمک گرفتن از ایران و روسیه و سازماندهی ارتشش را پیدا کرد.
تفاوت های دو رئیس جمهور

نویسنده: رامین فخاری، دانشجوی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه علامه طباطبایی

دیپلماسی ایرانی: قبل از آن که یادداشت را آغاز کنم، نکته ای را یادآور می شوم و آن این که این نوشته مطلق نیست، و هیچ تضمینی وجود ندارد که در دهه های آینده داعش به اشکال تقلیل شده دوباره خود را احیا نکند، اما این یاداشت به بررسی تفاوت های حضور طالبان و داعش در افغانستان و سوریه در یک دهه گذشته می پردازد.

مبحث اولی که می توان بطور تطبیقی بین دلایل پیروزی داعش و شکست طالبان مطرح کرد این است،که طالبان بومی افغانستان است، هرچند که شعبات زیادی در آسیای میانه و آفریقا دارد اما آن دسته از اعضای طالبان که در داخل خاک افغانستان به فعالیت می پردازند عمدتا بومی افغانستانند و بخش کمی از آنها از پاکستان وارد این کشور شده اند، اما داعش ماهیتی فراملیتی دارد و مثلا، در جنگ سوریه بخشی از اعضای آن از کشورهای آسیای میانه وارد سوریه شده بودند در نتیجه این جنگ به شکلی ماهیت داخلی و به شکلی ماهیت هجوم بیگانگان به این کشور را داشت، در نتیجه ارتش سوریه به نسبت ارتش افغانستان با شدت بیشتری در برابر داعش مقابله می کرد.

مبحث دوم به جغرافیای سوریه و افغانستان باز می گردد، افغانستان در هر حال یک کشور کوهستانی است این مساله به طالبان اجازه داد که در بین کوه ها دو دهه مخفی شود و به احیای خود بپردازد، ولی کشور سوریه یک کشور عمدتا بیابانی است و قسمت های کوهستانی آن صرف نظر از نوار مرزی با ترکیه تحت کنترل دولت سوریه بوده است، در نتیجه تروریست های داعش مکان امنی برای مخفی شدن و احیای خود نداشتند.

مبحث سوم این است هرچند رد پای پشتیبانی برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حمایت از داعش دیده می شود، ولی طالبان بطور کامل از پشتیبانی لوجستیک سیستم امنیتی کشور همسایه اش یعنی پاکستان برخوردار بوده است، در نتیجه طالبان توانست به حیات خود ادامه بدهد.

مبحث چهارم رسانه است. داعش بطور علنی از جنایت های خود فیلمبرداری می کرد و آن را در شبکه های اجتماعی منتشر می کرد اما طالبان سعی کرده است که از حساسیت برانگیزی نسبت به خود بکاهد و تا حدی رفتار تند خود را به نسبت به دو دهه قبل کم کند.

مبحث پنجم شرایط جهانی است. داعش در زمانی مشغول فعالیت بوده که شرایط جهانی خیلی بهتر از شرایط فعلی بوده است. هم اکنون همه کشورهای جهان درگیر پاندمی کورنا هستند. این پاندمی اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است. علاوه بر آن، این پاندمی اقتصاد خود ایالات متحده آمریکا را نیز به دلیل بزرگتر شدن اقتصاد چین تا اندازه ای کوچک شده است، در نتیجه ایالات متحده همانند گذشته توانایی تامین هزینه های نظامی را در مناطق دور دست ندارد.

مبحث ششم نقش رهبری است. می توان اضافه کرد که حکومت بشار اسد به دلیل تک حزبی بودن قابل نقد است، اما بشار اسد برخلاف اشرف غنی از شخصیت بسیار محکمی برخوردار بود، زمانی که تروریست ها به چند قدمی کاخ ریاست جمهوری اش رسیده بودند و دمشق نیز تقریبا سقوط کرده بود ایستادگی کرد و از دمشق نگریخت، اما بر خلاف بشار اسد، اشرف غنی دارای یک شخصیت ترسو و فاسد بود و علاوه بر این از قبل از سقوط کابل، امتیازاتی را به طالبان در نقاط مختلف این کشور داده بود تا کنترل شهرهای اصلی این کشور را داشته باشند. همین مساله نیز تا اندازه ای در قدرت گرفتن طالبان موثر بود. ولی بشار اسد اهل مسامحه با تروریست ها نبود و جدا از انتقادهایی که به وی وارد است دارای یک شخصیت بسیار شجاع است.

مبحث هفتم این مساله است که ایران و روسیه از بشار اسد حمایت کردند و ایران نیروهایش را به فرماندهی شهید سردار سلیمانی به کمک سوریه ارسال کرد و پس از آن روسیه نیز به کمک سوری ها شتافت. اما ایران و سایر کشورها حساسیت داعش را روی طالبان نداشتند و حتی اگر قرار بود ایران به مقابله با طلبان بپردازد شرایط ایران نیز همانند جنگ سوریه نبود و شخصیتی همانند سردار سلیمانی نیز در قید حیات نبود و همانطور که اشاره شد شرایط جغرافیایی افغانستان برخلاف سوریه صحنه نبرد را برای حضور هر کشور خارجی بسیار دشوار تر می کند.

مبحث هشتم این است که دولت اشرف غنی با همسایگان خود از جمله ایران رفتار مناسبی نداشت و در یک مورد اقدام به بستن آب هیرمند کرده بود، حتی در سطح رسانه ها و شبکه های اجتماعی این کشور نیز توهین های مختلفی به ایران می شد، اما طالبان قبل از آنکه افغانستان را تسخیر کند از بعد دیپلماتیک امتیازاتی را هم به ایالات متحده آمریکا اعطا کرد و مذاکراتی را از دوران ترامپ با آمریکا آغاز کرد و احتمالا مذاکراتی را نیز با ایران داشته و مقامات ایرانی را نیز بر سر تامین منافع و امنیت مناطق مرزی ایران اغنا کرده و احتمالا نیز تعهداتی را به سایر کشورها داده است از جمله این که طالبان این بار تنها به داخل افغانستان محدود خواهد شد و فعالیت فرامرزی نخواهد داشت. در حالی که داعش محدود به مرزهای سوریه نبود و زمانی که حکومت خود را تثبیت نکرده بود بلافاصله به عراق حمله کرد و تا نزدیکی مرز ایران هم پیشروی کرده بود.

مبحث نهم این است که در بیست سالی که آمریکایی ها در افغانستان حضور داشتند مناطق کوهستانی این کشور بطور غیر رسمی تحت تسخیر طالبان بوده است، اما طالبان با سرعت بسیار زیادتر از داعش و بطور برق آسایی اقدام به تسخیر افغانستان کرد و برخلاف سوریه با مقاومتی از سوی ارتش افغانستان و مردم عامه این کشور (جدای از طبقه متوسط و روشنفکران) مواجه نشد. ولی جنگ سوریه به دلیل مقاومت شدید فرسایشی شد در نتیجه بشار اسد فرصت کمک گرفتن از ایران و روسیه و سازماندهی ارتشش را پیدا کرد.

کلید واژه ها: داعش طالبان ایالات متحده امریکا بشار اسد اشرف غنی احمدزی سوریه افغانستان


( ۵ )

نظر شما :