نادیدن انگاشتن توان محور مقاومت در حل مشکلات باعث شکست دولت های بغداد و بیروت خواهد شد

حسان دیاب و محمد علاوی در منگنه فشارهای آمریکا به دلیل همسویی احتمالی با ایران

۳۰ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۵:۳۰ کد : ۱۹۸۹۶۷۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
حسن هانی زاده در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون برخی تحرکات سیاسی برای محدود کردن دولت های جدید در بغداد و بیروت به واسطه همراهی حسان دیاب و محمد توفیق علاوی با محور مقاومت بر این باور است که هرگونه تلاش برای تقابل و یا نادیده انگاشتن بازیگران محور مقاومت از جانب دولت های جدید در بیروت و بغداد باعث خواهد شد که بخش عظیمی از پتانسیل و نیروهایی که می توانند در حل مشکلات لبنان و عراق و کل خاورمیانه کارساز باشند به حاشیه برود و همین مسئله باعث شکست احتمالی محمد توفیق علاوی، نخست وزیر جدید عراق و حسان دیاب، نخست وزیر لبنان خواهد شد.
حسان دیاب و محمد علاوی در منگنه فشارهای آمریکا به دلیل همسویی احتمالی با ایران

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – با وجود آن که هنوز محمد توفیق علاوی، نخست وزیر جدید عراق موفق به تشکیل کابینه خود نشده است و رایزنی‌های سیاسی وی با جریانات سیاسی عراقی برای تکمیل پروسه تشکیل کابینه ادامه دارد و در آن سو دولت تازه تاسیس حسان دیاب، نخست وزیر لبنان کمتر از یک ماه است که امور کشور را در دست گرفته به نظر می رسد که از هم اکنون فشارها برای فاصله گرفتن دولت های بغداد و بیروت با محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران از جانب ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در دستور کار قرار گرفته است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این مسئله، گفت و گویی را با حسن هانی زاده، کارشناس و پژوهشگر مسائل غرب آسیا پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

به موازات تداوم رایزنی‌های سیاسی محمد توفیق علاوی، جانشین نخست وزیری عراق برای تشکیل کابینه موقت با شخصیت ها، احزاب، جریان ها و ائتلاف های سیاسی عراقی در آن سو به واسطه شرایط کنونی این کشور، ایالات متحده چهارشنبه گذشته مجبور شد طی بیانیه ای رسمی از جانب وزارت امور خارجه اش، عراق را از تحریم های ایران در خصوص واردات انرژی به مدت ۴۵ روز دیگر معاف کند. در کنار این اقدام و تنها 72 ساعت بعد از اعلام این معافیت کاخ سفید، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا در یک هشدار به دولت بغداد صراحتا عنوان کرد در صورت تداوم حملات راکتی و خمپاره ای به پایگاه ها و مواضع نیروهای آمریکایی در خاک عراق از سوی برخی از نیروهای همسو با محور مقاومت در عراق، دولت بغداد باید قید این معافیت ها را بزند که روی این سخن بیشتر با دولت محمد توفیق علاوی است. حال سوال اینجاست که آیا ایالات متحده آمریکا با این تهدید و تطمیع دولت بغداد به دنبال کنترل و مدیریت نخست وزیر جدید این کشور در تقابل با ایران و یا حداقل همسو نشدن محمد توفق علاوی با مواضع تهران است؟

در پاسخ به سوال مهم شما باید عنوان کنم که قطعاً شرایط عراق بعد از آغاز اعتراضات مردمی این کشور از اول اکتبر سال ۲۰۱۹ تا به اکنون، نه تنها در خصوص مسائل معیشتی و اقتصادی به یک رشد دست پیدا نکرده، بلکه اکنون میزان وابستگی این کشور به واردات گاز و برق از ایران بیشتر هم شده است. بنابراین ایالات متحده آمریکا علی رغم میل باطنی خود مجبور شده است برای چندمین بار پیاپی کشور عراق را از واردات انرژی از ایران معاف کند. در خصوص تهدیدی که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا علیه دولت بغداد مطرح کرد من معتقدم که این مواضع رئیس دستگاه دیپلماسی بیش از آنکه یک تهدید و خط و نشان کشیدن برای قطع معافیت های تحریمی عراق به منظور تداوم واردات انرژی از ایران باشد، بیشتر گرفتن یک تضمین امنیتی از جانب ارتش عراق و دولت جدید برای حفظ جان و مواضع نیروهای خود در قبال حملات موشکی و خمپاره ای است که کاخ سفید آن را به نیروهای وابسته به ایران نسبت می دهد. در این راستا اگرچه اکنون آمریکا و برخی از کشورهای همسو در منطقه با این اتهامات ضد ایران و جریان های همسو با محور مقاومت یک موج سواری رسانه ای جدی را شکل داده اند، اما مطمئنا این شرایط یک ترفند سیاسی برای آن است که واشنگتن بتواند ضمن حفظ وضعیت خود به دلیل افزایش فشارها برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از خاک عراق، ایران را متهم به انجام اقدامات تلافی جویانه برای حمله بیشتر به نیروها و مواضع آمریکایی در خاک عراق کند تا مجوزی برای انجام حملات متقابل ضد نیروهای محور مقاومت در عراق را سامان دهد. کما اینکه نمونه همین تحرکات و تحریک احساسات مردم عراق در جریان اعتراضات چند ماه گذشته از سوی آمریکایی ها و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با همراهی برخی شخصیت ها و جریان های داخلی عراق موجب شد که حملات مشکوکی به کنسولگری های ایران در برخی از استان های عراق شکل گیرد.
پیرو این نکات حتی اگر ما این تهدید های مایک پمپئو و کاخ سفید علیه دولت بغداد را جدی بگیریم و حتی علاوه بر لغو معافیت های تحریمی واردات انرژی برای عراق از ایران در صورت تداوم حملات خمپاره‌ای و راکتی به مواضع نیروهای آمریکایی در عراق، شاهد آن باشیم که وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا دارایی‌های عراق را در این کشور بلوکه کند قطعاً دولت محمد توفیق علاوی سقوط خواهد کرد و به موازات آن دولتی روی کار خواهد آمد که بیشترین تلاش را برای تقابل هر چه جدی تر با آمریکا و اخراج نیروهای نظامی ایالات متحده از عراق در دستور کار قرار خواهد داد. همین مسئله باعث خواهد شد که روابط واشنگتن - بغداد به پایین‌ترین سطح خود برسد. بنابراین اکنون دونالد ترامپ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به دنبال آن نیست که تمام پل های خود با عراق را خراب کند.

اما سوال دیگری که وجود دارد این است که دوره های پیشین معافیت وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا برای کشور عراق در خصوص واردات انرژی از ایران یک دوره ۹۰ روزه بود، آیا تقلیل این دوره به ۴۵ روز نشان از این دارد که آمریکا به تدریج خواهان تعیین تکلیف عراق برای قطع واردات گاز و برق از ایران است؟

قطعا این اقدامات فقط یک نمایش سیاسی برای فشار به دولت بغداد است. در صورتی که اکنون عراق نه‌تنها در یک دوره ۴۵ روزه، بلکه برای دوره های بعدی، نه در کوتاه مدت و نه حتی در میان مدت هم نمی تواند نیاز خود به واردات گاز و برق از ایران را قطع کند. البته این نکته را هم باید یادآور شد که روابط ایران و عراق معطوف به یک رابطه همسایگی میان تهران و بغداد نیست، بلکه شدت، عمق و گستردگی مناسبات دو کشور به قدری جدی است و همه ابعاد و سطوح را از مناسبات فرهنگی تا روابط اجتماعی، سیاسی، دیپلماتیک، تاریخی و حتی روابط جدی امنیتی و نظامی را شامل می‌شود که امریکا نمی تواند برای ادامه روابط بغداد با تهران تعیین تکلیف کند. لذا نباید مناسبات ایران و عراق را به واردات گاز و برق و روابط تجاری دو کشور معطوف کرد. 
همین واقعیت ها واشنگتن را به این نتیجه خواهد رساند که نمی تواند با اعمال تحریم ها در روابط دو طرف خللی ایجاد کند. اما برای پاسخ به سوال قبلی شما که مغفول ماند من هم معتقدم اکنون شرایط حساس بعد از ترور سردار سلیمانی و پاسخ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله به پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در عین الاسد سبب شده است که دور تمایلات جامعه عراق برای اخراج نیروهای نظامی آمریکایی از این کشور و کل منطقه خاورمیانه تندتر شود. بنابراین اکنون آمریکایی‌ها در یک فرار رو به جلو سعی کرده اند برای مدیریت شرایط در عراق از اهرم فشار تحریم‌های خود علیه دولت جدید در بغداد استفاده کنند تا بتوانند دولت محمد توفیق علاوی را به گونه‌ای هدایت کنند و در یک مسیر ریل گذاری شده قرار دهند که حداکثر همکاری‌ها را با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد و بر خلاف دولت‌های پیشین که به واسطه اقتضائات سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی تمایل بسیار جدی به توسعه و تعمیق روابط با تهران داشتند، گام بردارد که یقینا چنینی امری محال است. اما چون که محمد توفیق علاوی نمی تواند چنین دولتی را با رویکرد واشنگتن در بغداد روی کار آورد، عملا تمامی تهدیدها و تطمیع های کاخ سفید ضد دولت جدید در بغداد بی نتیجه خواهد ماند. از طرف دیگر اگرچه در سایه تنش تهران – واشنگتن، آن هم بعد پاسخ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وضعیت سختی برای مدیریت دولت در بغداد شکل گرفته است، اما محمد توفیق علاوی و دولت وی در آینده نمی‌تواند واقعیت های کنونی در عراق و منطقه را بعد از ترور سردار سلیمانی برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از کل غرب آسیا نادیده بگیرد. در کنار این نکات من معتقدم که ایالات متحده آمریکا با اشراف به مناسبات گسترده عراق با جمهوری اسلامی ایران و همچنین وضعیتی که بعد از ترور سردار سلیمانی برای اخراج نیروهای نظامی آمریکا از این کشور شکل گرفته است، سعی کردند با دادن یک امتیاز به دولت جدید و موقت محمد توفیق علاوی فرصت کوتاهی برای خروج بخش نیروهای نظامی خود از خاک عراق را فراهم کنند و در سایه این فرصت یک سازماندهی جدید به نیروها و مقرهای خود در این کشور بدهند.

به موازات این فشارهای ایالات متحده آمریکا و تهدید و تطمیع های واشنگتن به دولت محمد توفیق علاوی، زمزمه هایی از تحرکات مشابه برای فشار بر دولت جدید در لبنان با محوریت عدم حمایت مالی و اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس به گوش می رسد. خصوصا که طبق برخی تحلیل ها حسان دیاب، نخست وزیر جدید لبنان، که با بی اعتنایی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در رابطه با تداوم حمایت مالی از لبنان روبه رو شده است، روز دوشنبه جاری با علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، به عنوان اولین مقام ارشد خارجی ملاقات کرد و همین دیدارها این ظن و گمانه زنی را تقویت کرده است که فعالیت های سیاسی حزب الله لبنان برای تشکیل دولت در بیروت بیش از پیش در دستور کار خواهد بود. با این تفاسیر و به احتمال بسیار زیاد دولت حسان دیاب نیز مانند دولت محمد توفیق علاوی با شرایط پیچیده‌ای روبه رو خواهد شد. در این صورت کابینه حسان دیاب، نخست وزیر جدید لبنان می تواند به حیات خود برای رسیدگی به شرایط نابه سامان این کشور به ویژه از لحاظ اقتصادی و معیشتی ادامه دهد؟

همانگونه که اشاره کردید اکنون دولت تازه حسان دیاب، نخست وزیر لبنان در شرایط بسیار پیچیده ای قرار گرفته که می‌تواند بر روی عملکرد، اهداف و برنامه‌های این دولت در خصوص رفع چالش ها و مشکلات اقتصادی لبنان اثرگذار باشد. چنانی که می‌دانید اکنون وضعیت اقتصادی لبنان چندان مساعد نیست و بحرانی که از سال گذشته دامن این کشور را گرفت با کند شدن جریان ورود سرمایه به کشور و بحران نقدینگی اکنون دور تندتری پیدا کرده است. چرا که در حال حاضر طبق اخبار واصله بانک‌های لبنانی دسترسی به وجوه نقد را محدود کرده‌اند و به موازات آن ارزش پول لبنان نیز افت چشمگیری پیدا کرده است. در کنار آن افزایش جدی نرخ تورم سبب بیشتر شدن بار مشکلات اقتصادی و معیشتی بر دوش مردم لبنان شده است. اینها علاوه بر آن است که در سایه همین مشکلات ما شاهد پررنگ تر شدن مشکل بیکاری در لبنان هم هستیم. در این راستا اکثر کارگاه ها، کارخانجات و شرکت ها در حال تعدیل نیروهای خود هستند. حال در این شرایط برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که تا پیش از این برخی از کمک های نقدی خود را به لبنان و به خصوص دولت سعد تحریری اهدا می‌کردند، اکنون ارسال این کمک‌ها را منوط به اجرای اصلاحاتی که مدنظر آنهاست، کرده اند. یعنی اکنون عملاً مسئله تداوم کمک‌های مالی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دولت لبنان به خصوص دولت تازه روی کار آمده حسان دیاب منوط به آن است که این دولت گرایش کمتری به جریان هشتم مارس، محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. اتفاقا در سایه همین نکات است که به نظر می رسد دولت حسان دیاب نتواند آن گونه که باید روابط حسنه ای با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پیدا کند، خصوصا که این کشورها البته به جز قطر تا کنون از دولت جدید دیاب برای سفر به این کشورها دعوت نکردند. این مسئله نشان از این دارد که حسان دیاب در جایگاه نخست وزیر جدید لبنان با یک شرایط پیچیده ای در آینده، به خصوص در حوزه سیاسی و دیپلماتیک روبه روست. اما با وجود تمامی این نکات شخصیت سیاسی حسان دیاب به گونه ای است که استقلال سیاسی وی سبب خواهد شد که مدیریت شرایط لبنان را تا اندازه‌ای پیش ببرد و به اصطلاح عصا را از وسط بگیرد که نه آن چنان که باید خود را وابسته به جریان هشت مارس بکند و سرسپردگی به جریان ۱۴ مارس داشته باشد.

حال با این تفاسیر آینده دولت تازه‌نفس لبنان به کجا خواهد کشید؟

این مسئله تا اندازه بسیار زیادی به عملکرد خود حسان دیاب، نخست وزیر جدید لبنان بستگی دارد. اگر دولت جدید در لبنان همراهی جدی با جریان هشت مارس و محور مقاومت داشته باشد مطمئناً برخی کشورها با محوریت عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین به دنبال ایجاد گسل سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی و به تبع آن ایجاد چالش برای دولت ببروت خواهند بود. اما به هر میزان که این دیاب بتواند فاصله جدی با محور مقاومت و حزب الله لبنان داشته باشد مورد حمایت و همراهی این کشورها قرار خواهد گرفت. اما من کماکان بر این نکته تاکید دارم که احتمالاً حسان دیاب عصا را از وسط خواهد گرفت و استقلال سیاسی خود را حفظ خواهد کرد و در سایه تداوم این استقلال سیاسی و عدم وابستگی به جریانات مختلف، بستر را برای حل مشکلات و چالشهای اقتصادی و معیشتی لبنان فراهم خواهد کرد. چرا که اولویت دولت تکنوکرات حسان دیاب، نخست وزیر جدید لبنان حل مشکلات اقتصادی است. بنابراین این دولت سعی می کند با عدم ایجاد حساسیت سیاسی و دیپلماتیک در میان تمام طیف ها و جریان های سیاسی داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای وضعیت را به سمت ثبات پیش ببرد تا از دل آن بستر برای حل مشکلات اقتصادی لبنان را به وجود آورد. خصوصاً در این شرایط که لبنان با بدهی ۸۵ میلیارد دلاری روبه‌روست و در گام اول نخست وزیر جدید لبنان سعی دارد این چالش ها و مشکلات را با دریافت کمک‌های خارجی به خصوص از جانب ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تامین کند. اما باز هم تاکید می کنم که شیوه و منش سیاسی دیاب به گونه‌ای نیست که به واسطه دریافت این کمک ها حاضر باشد استقلال سیاسی خود را کنار بگذارد. حال باید دید که در آینده رفتار، عملکرد و خروجی برنامه های دولت جدید لبنان چه آینده‌ای برای این کشور رقم خواهد زد؟!

شما به تلاش حسان دیاب برای حفظ استقلال سیاسی دولتش اشاره کردید. اما در شرایط حساس کنونی منطقه غرب آسیا بعد از ترور سردار سلیمانی و حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در عین الاسد عراق دامنه این تحولات به لبنان و کل خاورمیانه نیز کشیده شده است. با این تفاسیر آیا نخست وزیر جدید لبنان توان حفظ این استقلال سیاسی را در ادامه خواهد داشت، خصوصا آن که اکنون ایالات متحده آمریکا و دونالد ترامپ با رونمایی از معامله قرن دور تحولات در خاورمیانه را ملتهب تر هم کرده است. البته در کنار آن وضعیت سیاسی و امنیتی اسرائیل در آستانه برگزاری سومین دور انتخابات زودهنگام پارلمانی سبب شده است که تل آویو در فرار رو به جلو حملات موشکی و هواپیمایی خود را به سوریه و غزه احتمالا در آینده مواضع حزب‌الله در لبنان در دستور کار قرار دهد. در این شرایط دولت حسن دیاب می تواند به استقلال سیاسی خود را ادامه دهد؟

نکته بسیار مهمی که در این میان وجود دارد این است که همان گونه که حشدالشعبی، عصائب اهل حق، حزب الله عراق، نجباء و دیگر گروه ها و جریان های وابسته به محور مقاومت به عنوان یک اصل انکارناپذیر در تعیین سرنوشت سیاسی و امنیتی عراق به شمار می روند، حزب الله لبنان نیز مهره بسیار تأثیرگذار و غیرقابل انکاری در تعیین نقشه سیاسی، امنیتی و نظامی این کشور به شمار می رود. لذا هر گونه تلاشی برای حذف حزب الله لبنان در این کشور عملاً به شکست خواهد انجامید. چرا که حزب الله لبنان اکنون یکی از مهمترین جریان های سیاسی و نظامی در لبنان و خاورمیانه به شمار می‌رود. پیرو نکته شما اگرچه اکنون در دوران بعد از ترور سردار سلیمانی وضعیت منطقه ملتهب شده است و با برخی اقدامات مانند تلاش ترامپ برای رونمایی از معامله قرن این وضعیت پیچیده تر هم شده است، اما محور مقاومت اکنون توانسته است با یک برنامه‌ریزی دقیق در دوران پساسردار شرایط را برای افزایش نفوذ محور مقاومت در کل منطقه غرب آسیا پی بگیرد که نمونه بارز آن موفقیت های میدانی ارتش سوریه در منطقه ادلب است. اتفاقا در سایه همین موفقیت ها است که اکنون رژیم غاصب صهیونیستی حملات موشکی و هواپیمایی را به غزه و سوریه در دستور کار قرار داده است تا بتواند به زعم خود موفقیت های محور مقاومت را کند بکند. حال این شرایط یقیناً دولت جدید در لبنان و یا در عراق باید واقعیت‌های میدانی را ببینند. از این رو هرگونه تلاش برای تقابل و یا نادیده انگاشتن این بازیگران مهم از جانب دولت های جدید در بیروت و بغداد باعث خواهد شد که بخش عظیمی از پتانسیل و نیروهایی که می توانند در حل مشکلات لبنان و عراق و کل خاورمیانه کارساز باشند به حاشیه برود و همین مسئله باعث شکست احتمالی محمد توفیق علاوی، نخست وزیر جدید عراق و حسان دیاب، نخست وزیر لبنان خواهد شد.

کلید واژه ها: حسن هانی زادهعراقلبنانحزب الله لبنانالحشد الشعبیایرانمحمد توفیق علاویحسان دیابآمریکاعربستان سعودیامارات متحدهاسرائیلترور سردار سلیمانیحمله موشکی به پایگاه عین الاسد


نظر شما :