نباید به خروجی مذاکرات طالبان و آمریکا خوشبین بود

در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات میان طالبان و آمریکا، ایران باید نقش جدی تری در صلح افغانستان ایفا کند

۲۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۹۶۵۵ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عبدالمحمد طاهری در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر این واقعیت که در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات میان طالبان و آمریکا، ایران باید نقش جدی تری در صلح افغانستان ایفا کند، پیرامون تاثیر خروجی و دستاورد مذاکرات میان ایالات متحده آمریکا با طالبان بر وضعیت افغانستان بر این باور است که قرار نیست با یک توافق نیم‌بند میان طالبان و آمریکا شاهد فروکش کردن درگیری ها در صحنه افغانستان باشیم، چرا که اکنون تعدد بازیگران حاضر در صحنه افغانستان، آن هم با منافع متنوع و متضاد سبب شده است که حصول یک توافق پایدار و گسترده در کل خاک افغانستان امر بسیار پیچیده و زمان بری باشد. لذا آن چیزی که امروز آمریکایی‌ها و طالبان روی آن مانور می دهند تنها در قالب مذاکره دو جانبه برای رسیدن به منافع دو طرف است. حال در این میان باید دید که نتیجه مذاکرات طالبان با دولت مرکزی کابل و از آن مهم تر واکنش دیگر گروه‌های نظامی و مسلح در افغانستان به کجا خواهد رسید؟!
در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات میان طالبان و آمریکا، ایران باید نقش جدی تری در صلح افغانستان ایفا کند

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی -  دیروز دوشنبه سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر عنوان کرد که روند گفت‌وگوها با زلمای خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان پایان یافته و توافقنامه نیز قرار است تا پایان ماه جاری میلادی یعنی فوریه در یک مراسم رسمی با حضور شماری از کشورهای همسایه افغانستان، اعضای شورای امنیت سازمان ملل، نمایندگانی از سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه اروپا و برخی دیگر کشورها نیز به عنوان شاهد به امضای طرفین  برسد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی دو دور پروسه مذاکرات میان نیروهای طالبان و آمریکا در 11 مرحله و تاثیر آن بر احتمال اوج گیری و یا فروکش کردن تنش ها میان طرفین و در نهایت تبعات آن بر وضعیت سیاسی، اجتماعی و امنیتی افغانستان، گفت وگویی را با دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان انجام داده است که در ادامه می خوانید:

دیروز دوشنبه سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در گفت وگو با بخش خبری «تلویزیون یک»، یکی از رسانه‌های افغانستان از پایان یافتن مذاکرات با آمریکا خبرداد و در این رابطه تصریح کرد که توافق صلح و سند‌های مرتبط با آن به زودی و تا پایان ماه جاری میلادی(فوریه) به امضای طرفین خواهد رسید. این در حالی است که به واسطه حمله سپتامبر سال 2019 طالبان به مواضع و نیروهای ایالات متحده آمریکا که به کشته شدن دو سرباز نظامی آمریکایی انجامید، دونالد ترامپ دور اول از پروسه مذاکره و صلح با طالبان را که در مرحله نهم متوقف کرد. با این وجود چرا رئیس جمهور ایالات متحده در نوامبر سال گذشته میلادی دوباره دست به احیای این پروسه و مذاکرات مجدد با طالبان زد؟

این مسئله به وضعیت سیاسی ترامپ و شرایط وی در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا باز می‌گردد. همان گونه که بسیاری از کارشناسان و رسانه‌ها بر این نکته تاکید داشته‌اند، من هم معتقدم هرچه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا نزدیک شویم، دونالد ترامپ به برگ‌های بیشتری برای پیروزی در این انتخابات نیازمند است، به خصوص آنکه اکنون مهمترین پاشنه آشیل دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو مسئله سیاست خارجی است. چرا که کارنامه رئیس‌جمهور آمریکا در این رابطه، کارنامه بسیار ضعیفی است که می تواند مورد استفاده دیگر رقبای ترامپ قرار گیرد. بنابراین دونالد ترامپ برای تقویت سیاست خارجی خود و کسب امتیازات بیشتر برای پیروزی در انتخابات پیش رو سعی کرده است یکی از مهمترین محورهای پرونده سیاست خارجی خود یعنی افغانستان و پروسه مذاکره با طالبان را به نتیجه برساند تا بتواند در تبلیغات پیش رو بر روی آن مانور دهد.

با این تفاسیر آیا اساساً می توان شاهد به نتیجه رسیدن این دو دور مذاکرات میان آمریکا و طالبان بود که در 11 مرحله پی گرفته شد، خصوصا که طرفین از قریب الوقوع بودن امضای توافقات سخن گفته اند؟

تاریخ چند دهه اخیر سیاسی، اجتماعی، نظامی و امنیتی افغانستان حکایت از فراز و فرودهای بسیاری دارد. لذا در شرایط کنونی و در بستر واقعیت‌های میدانی افغانستان من چندان به خروجی و دستاورد مذاکرات میان ایالات متحده آمریکا با نیروهای طالبان خوشبین نیستم. اگرچه من هم امیدوارم که این مذاکرات بتواند باعث کاهش تنش ها و درگیری ها و به تبع آن کاهش رنج ها و سختی های مردم افغانستان شود. چرا که اکنون شدت حملات نیروهای طالبان و از آن سو خوی وحشی گری و نظامی‌گری ایالات متحده آمریکا باعث شده است که در این میان تنها مردم افغانستان متحمل سخت‌ترین رنج‌ها و دردها شوند. لذا من معتقدم که برنده این مذاکرات در صورت حصول توافق نهایی مردم افغانستان خواهند بود چرا که تا اندازه ای می‌توانند روی آسایش را ببینند. اما در نهایت برنده سیاسی این مذاکرات قطعاً طالبان است. چون تا همین جای کار هم یک گروه مسلح افغانستانی توانسته است در دو دور مذاکره خواسته های خود را به قوی ترین کشور جهان در زمینه نظامی تحمیل کند. از طرف دیگر من معتقدم که طالبان زمان و مکان مناسبی را هم برای مذاکره با ابرقدرتی به نام ایالات متحده آمریکا انتخاب کرده است تا بتواند بیشترین امتیاز را از واشنگتن بگیرد.

به اقتضائات زمانی و مکانی این دست مذاکرات اشاره کردید که می‌تواند بیشترین امتیازات را برای طالبان به دنبال داشته باشد. به طور دقیق و مصداقی منظور شما از این گفته‌ها و اقتضائات مکانی و زمانی چیست؟

اولین مصداق من به وضعیت نابه سامان و مبهم دولت مرکزی کابل در سایه انتخابات ریاست‌جمهوری بازمی‌گردد. اکنون هر کدام از جریان ها و شخصیت های سیاسی در افغانستان به شدت منتقد شیوه برگزاری و نتایج انتخابات ریاست جمهوری در این کشور هستند. لذا اکنون وضعیت دولت مرکزی کابل به شدت متزلزل است که یقینا می‌تواند به تحمیل خواسته های طالبان به دولت مرکزی کابل کمک کند. از طرف دیگر میزان نارضایتی های اجتماعی و سیاسی مردم افغانستان از دولت اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله سبب شده است که این گسل بخشی از جامعه را به سمت نیروهای طالبان سوق دهد و پایگاه مردمی طالبان را تا اندازه‌ای قوی تر کند و طالبان هم با این اهرم توانسته است از موضع قدرت در برابر ایالات متحده آمریکا سخن بگوید. از طرف دیگر وضعیت سیاسی داخلی ایالات متحده در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا نیز به طالبان کمک کرده است تا خواسته های خود را به شکل بسیار جدی تری از کاخ سفید مطالبه کند. چرا که اکنون طالبان به وضعیت حساس و شکننده دونالد ترامپ در انتخابات پیش‌رو واقف است و در سایه همین اشراف به وضعیت سیاسی دونالد ترامپ است که طالبان می خواهد خواسته های خود را به رئیس جمهور آمریکا تحمیل کند. کما این که همین شرایط حساس سبب شد تا دونالد ترامپ مجدداً مذاکره و صلح با طالبان را در دستور کار قرار دهد. به گونه ای که اکنون آمریکایی ها از نیروهای طالبان درخواست کرده اند که تنها یک هفته عملیات نظامی خود در خاک افغانستان را تعدیل کنند. حال ببینید که کاخ سفید و دونالد ترامپ به چه شرایطی رسیده اند که تنها پیش شرط آن ها برای حصول توافق با طالبان، تعدیل، نه توقف یک هفته ای عملیات نظامی نیروهای طالبان در خاک افغانستان است.

در راستای نکته مهم شما و براساس برخی گزارش‌ها قرار است که دوره 7 روزه کاهش خشونت‌ها از 22 فوریه آغاز و تا 29 این ماه ادامه یابد. تحقق این امر چه تاثیری بر وضعیت افغانستان خواهد داشت، به ویژه که طبق مذارکات قرار بر این بوده است که پیش از آغاز مذاکرات بین‌الافغانی، طالبان نزدیک به یک هزار زندانی را آزاد ‌کند و در مقابل آمریکا و دولت افغانستان نیز 5 هزار زندانی این گروه را آزاد خواهند کرد؟ با این تفاسیر آیا افغانستان به سمت صلح پایدار گام برداشته است؟

چنانی که پیش تر اشاره کردم شرایط سیاسی و اقتضائات میدانی در افغانستان اکنون به شدت متزلزل و نابسامان است. لذا اگرچه این اقدامات و تعدیل عملیات های نظامی طالبان به مدت یک هفته می تواند تاثیرات مثبتی بر وضعیت کنونی افغانستان داشته باشد، اما یقیناً این وضعیت، وضعیتی مقطعی و زودگذر است و در این صورت احتمالاً دوباره شاهد آغاز درگیری و تشدید تنش ها از سوی طرفین خواهیم بود. چرا که من معتقدم اکنون نه طالبان و نه نیروهای ایالات متحده آمریکا نمی توانند این تضمین را بدهند که به صورت قاطع و صد در صد به مفاد قرارداد و مذاکرات پایبند هستند، کما اینکه در دور پیشین مذاکرات و در آستانه رسیدن به توافق، طالبان حملات نظامی خود را به نیروهای نظامی آمریکایی افزایش داد که به کشته شدن یک نیروی نظامی آمریکایی انجامید و باعث توقف مذاکرات شد و در آن سو دونالد ترامپ نیز شخصیتی است که هیچ گاه به گفته ها، توافقات و مذاکراتش با هیچ گروه، جریان و حتی کشوری پایبند نیست و بنا به اقتضائات زمانی و مکانی می‌تواند آنچه را که متعهد شده است زیر پا بگذارد. چون برای دونالد ترامپ تنها رسیدن به اهداف و منافع است که می‌تواند ماندگاری و یا خروج از یک پیمان و مذاکره را تعیین کند.
نکته مهم تر ناظر بر این واقعیت است که تنها بازیگر صحنه افغانستان طالبان نیست، بلکه اکنون القاعده و داعش به صورت بسیار جدی در صحنه تحولات افغانستان نقش آفرینی می کنند. بنابراین حتی اگر طالبان بتواند به سمت توافق و صلح با آمریکا و دولت مرکزی افغانستان پیش رود که آن هم با اما و اگرهای بسیاری همراه است، باید دید که داعش، القاعده و دیگر گروه های منشعب از طالبان که اکنون وابستگی به این جریان ندارند چه واکنشی از خود نشان خواهند داد؟ آیا داعش، القاعده و دیگر گروه ها به پیروی از این مذاکرات حاضر به توقف حملات خود خواهد بود یا خیر؟ البته که تحقق این امر هم بسیار بعید است. بنابراین قرار نیست با یک توافق نیم‌بند میان طالبان و آمریکا شاهد فروکش کردن درگیری ها در صحنه افغانستان باشیم، چرا که اکنون تعدد بازیگران حاضر در صحنه افغانستان، آن هم با منافع متنوع و متضاد سبب شده است که حصول یک توافق پایدار و گسترده در کل خاک افغانستان امر بسیار پیچیده و زمان بری باشد. لذا آن چیزی که امروز آمریکایی‌ها و طالبان روی آن مانور می دهند تنها در قالب مذاکره دو جانبه برای رسیدن به منافع دو طرف است. حال در این میان باید دید که نتیجه مذاکرات طالبان با دولت مرکزی کابل و از آن مهم تر واکنش دیگر گروه‌های نظامی و مسلح در افغانستان به کجا خواهد رسید؟!

ذیل نکات شما آیا به واسطه همین شرایط حساس سیاسی داخلی ایالات متحده آمریکا در آستانه انتخابات بود که دونالد ترامپ حتی با وجود پذیرش رسمی مسئولیت ساقط کردن هواپیمای نظامی آمریکا در 27 ژانویه2020/ 7 بهمن در منطقه غزنی افغانستان از سوی طالبان باز هم دستور به قطع پروسه مذاکرات و صلح با طالبان را نداد، آن هم در شرایطی که دور پیشین مذاکرات تنها به واسطه کشته شدن دو نیروی نظامی در سایه حمله سپتامبر سال گذشته میلادی نیروهای طالبان متوقف شد؟

قطعاً چنین است. ببینید اکنون شدت نیاز دونالد ترامپ برای رسیدن به یک برگ برنده در سیاست خارجی به قدری جدی است که او حاضر است امتیازات بسیار گزافی به طالبان و یا هر نیروی دیگری بدهد. چرا که مهمترین پاشنه آشیل دونالد ترامپ سیاست خارجی است. هر چند که احتمال دارد دونالد ترامپ در صورت رسیدن به قدرت و آغاز دور دوم ریاست جمهوری تمام خروجی مذاکرات با طالبان را نادیده بگیرد، کما این که بسیاری از توافقات خود با بسیاری از کشورها را نادیده گرفت و به تبع آن بخواهد در درو دورم ریاست جمهوریش از موضع قدرت با طالبان برخورد کند. اما در شرایط کنونی ترامپ به این مذاکرات و رسیدن به یک پروسه صلح با طالبان نیازمند است.
نکته مهم‌تری که باید در این میان اشاره کرد این است که اگرچه سخنگوی طالبان و برخی از رسانه‌ها سخن از این می‌گویند که طالبان رسما مسئولیت ساقط کردن هواپیمای نظامی آمریکا را بر عهده گرفته است، اما من معتقدم هنوز نقش جدی طالبان در ساقط کردن هواپیمای آمریکایی یک فرضیه است. لذا من نمی توانم به ضرس قاطع عنوان کنم که طالبان مسئولیت این حمله را بر عهده داشته است. چون احتمال دارد که دیگر گروه‌ها و جریان‌های منشعب از طالبان و یا داعش دست به این اقدام زده باشد و در نهایت طالبان مجبور به پذیرش مسئولیت این اقدام شده باشد. از طرف دیگر حتی اگر این مسئله و فرضیه را درست بدانیم باز در تایید گفته های قبلی من قرار دارد که اکنون طالبان در موضع قدرت توانسته است بیشترین امتیاز را از ایالات متحده آمریکا و دونالد ترامپ بگیرد. 
این ها علاوه بر آن است که اگر ما فرضیه ساقط کردن هواپیمای نظامی آمریکا توسط طالبان را با حدود ۸۰ کشته از مقامات و مسئولین سی آی ای را درست بدانیم و این را هم فرض کنیم که دونالد ترامپ به نقش مستقیم طالبان در ساقط کردن این هواپیما با این میزان از کشته ها اشراف دارد، مطمئن باشید این مسائل نشان از آن دارد که ترامپ به نقطه‌ای از تزلزل و حساسیت در وضعیت سیاسی رسیده است که حاضر به نادیده گرفتن این اتفاقات و کشته ها برای رسیدن به یک پروسه صلح با طالبان شده است. به موازات این مسائل اگر چنین فرضیه ای را در نقش طالبان در ساقط کردن هواپیمای آمریکایی درست بدانیم یقیناً این مسئله می تواند ضربه بسیار مهلک و کشنده ای به دونالد ترامپ در آستانه انتخابات وارد کند و باعث ریزش آرای وی خواهد شد، چرا که این دست مسائل نمی تواند چندان کتمان شود و آن را از رسانه ها مخفی کرد. بنابراین من هنوز معتقدم که در خصوص نقش مستقیم طالبان در ساقط کردن هواپیمای نظامی آمریکایی باید تشکیک کرد، کما اینکه این مسئله با پروپاگاندای سیاسی از جانب طالبان همراه نبود و تنها مسئله به نشان دادن چند قطعه عکس و تکه هایی از فیلم محدود شد، در صورتی که اگر طالبان به واقع این حمله را انجام می‌داد بر روی آن تبلیغات گسترده ای انجام می‌داد.

اکنون که زمزمه‌های امضای توافق میان طالبان و آمریکا به گوش می رسد آیا دیگر پروسه های دیپلماتیک مذاکره با طالبان از سوی کشورهای دیگری مانند چین و روسیه و به خصوص جمهوری اسلامی ایران به محاق خواهد رفت؟

خیر، اتفاقاً از این لحظه به بعد یقین داشته باشید که جمهوری اسلامی ایران به موازات کشورهایی مانند چین و روسیه به دنبال آن است که حتماً پروسه صلح پایدار و گسترده در کل خاک افغانستان محقق شود، چرا که اکنون حتی با وجود حصول توافق میان طالبان و آمریکا نمی توان شاهد به وجود آمدن یک صلح گسترده و پایدار در افغانستان باشیم. بنابراین جمهوری اسلامی ایران می تواند با تداوم و تشدید مذاکرات دیپلماتیک خود با طالبان یک تلاش میانجی گرایانه ای را میان طالبان با دولت کابل شکل دهد تا بتواند بستر را برای یک گفت وگوی بین الافغانی شکل دهد و در ادامه زمینه برای حضور گسترده تر سیاسی طالبان در بدنه دولت به وجود آید تا از کاهش تنش در افغانستان جلوگیری شود و این امر یقیناً به سود امنیت در ایران خواهد بود. چرا که با تداوم و تشدید امنیت در کل خاک افغانستان یقینا مرزهای شرقی ما با این کشور نیز امن تر خواهد شد. بنابراین جمهوری اسلامی ایران و در راس آن دستگاه دیپلماسی باید از همه ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک خود استفاده خواهد کرد که آن پروسه صلح مورد نظرش را محقق کند. چون جمهوری اسلامی ایران معتقد است طالبانی که اکنون نزدیک به دو دهه با تمام سلاح و عملیات های نظامی کل خاک افغانستان را ناامن کرده اند تا زمان رسیدن به قدرت در دولت حاضر به کناره‌گیری از عملیات نظامی نخواهد بود. بنابراین جمهوری اسلامی ایران با اشراف بر این واقعیت سعی خواهد کرد از تمام ابزارها برای رسیدن به یک پروسه مذاکره و توافق بین دولت کابل و طالبان استفاده کند.

کلید واژه ها: عبدالمحمد طاهریطالبان آمریکادونالد ترامپافغانستانایران


( ۱ )

نظر شما :