راه برون رفت از بن بست کنونی بین واشنگتن و تهران

دیپلماسی با ایران در چه شرایطی جواب می دهد؟

۰۵ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۵ کد : ۱۹۸۹۰۸۶ اخبار اصلی پرونده هسته ای خاورمیانه
از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، تصمیم به عقب نشینی از توافق هسته ای ایران و اجرای سیاست «اعمال فشار حداکثری» گرفت، نزدیک به دو سال گذشته است. با این حال، به رغم چندین مواجهه نظامی دو طرف که جدیدترین آنها ترور سردار قاسم سلیمانی و حمله تلافی جویانه ایران به پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق بود، در بن بست طولانی مدت در روابط ایالات متحده و ایران، وضعیتی که نه جنگ است و صلح، هنوز هیچ تغییری حاصل نشده است.
دیپلماسی با ایران در چه شرایطی جواب می دهد؟

نویسنده: شیرین هانتر

دیپلماسی ایرانی: از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، تصمیم به عقب نشینی از توافق هسته ای ایران و اجرای سیاست «اعمال فشار حداکثری» گرفت، نزدیک به دو سال گذشته است. با این حال، به رغم چندین مواجهه نظامی دو طرف که جدیدترین آنها ترور سردار قاسم سلیمانی و حمله تلافی جویانه ایران به پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق بود، در بن بست طولانی مدت در روابط ایالات متحده و ایران، وضعیتی که نه جنگ است و نه صلح، هنوز هیچ تغییری حاصل نشده است.

اما هیچ تضمینی وجود ندارد که دو طرف در آینده هم بتوانند از درگیری نظامی تمام عیار، خواه با نیت قبلی باشد یا نتیجه اشتباه محاسباتی یا ضعف در ارتباطات، اجتناب کنند. تحولات داخل ایران می تواند به بهانه ای برای تصمیم گیری ایالات متحده و حتی برخی از کشورهای اروپایی به مداخله نظامی در ایران تحت پوشش مداخله بشردوستانه همانند آنچه در سال 2011 در لیبی اتفاق افتاد، تبدیل شوند تحولات در عراق هم قابلیت تبدیل شدن به جنگ داخلی را دارند و می توانند به رویارویی آمریکا و ایران بینجامند.

خلاصه اینکه اگرچه تهران و واشنگتن تاکنون از جنگ تمام عیار اجتناب کرده اند، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانند در آینده هم همین کار را انجام دهند. با توجه به هزینه های گسترده مادی و انسانی چنین رویارویی برای هر دو طرف و پیامدهای منفی آن برای ثبات کل خاورمیانه، بسیاری از کارشناسان، اندیشمندان و شخصیت های سیاسی حامی به کارگیری دیپلماسی برای پایان دادن به بن بست فعلی هستند. این روند به دو مرحله نیاز دارد: اولی، مشارکت در تلاش ها برای کاهش تنش های فعلی است و دومی، حل دست کم برخی از اختلافات برجسته کنونی.

برای موفقیت دیپلماسی چه چیزهایی لازم است؟

برای موفقیت دیپلماسی به شرایط خاصی نیاز است. دلیل عدم موفقیت تلاش های قبلی این بوده که یا ایران تمایلی به پذیرش شرایط ایالات متحده نداشته یا ایالات متحده احساس می کرده نیازی به معامله با ایران مگر تحت شرایط خاصی که خودش تعیین کند، نیست. برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال 2015 تنها عمل موفق دیپلماتیک ایالات متحده و ایران آن هم برای مدت زمانی محدود بود چرا که انتظارات دو طرف با ماهیت توافق نمی خواند. ایران اساسا آن را تلاشی یک باره با اهداف خاص (مساله هسته ای) در برابر لغو تحریم های فلج کننده اقتصادی می دید و ایالات متحده آن را نخستین قدم به سمت توافقی بسیار گسترده تر می انگاشت و انتظار داشت ایران در رابطه با طیف گسترده ای از موضوعات از برنامه موشکی گرفته تا پشتیبانی از گروه هایی مانند حزب الله، امتیازات دیگری هم اعطا کند.

از نظر تاریخی و در دیگر زمینه ها، دیپلماسی تنها در شرایطی موفق خواهد بود که این شرایط وجود داشته باشند: اول، هر دو طرف درگیری باید متقاعد شده باشند که هیچ راه حل جایگزین بهتری وجود ندارد و حتی ناچیزترین دستاوردهای راه حل دیپلماتیک به ادامه بن بست یا بدتر از آن، رویارویی نظامی، می ارزد. در حال حاضر نه ایران و نه ایالات متحده هیچ یک هنوز متقاعد نشده اند که از توافق جزئی سود می برند. به نظر می رسد واشنگتن معتقد است که با اعمال فشار بیشتر می تواند تهران را به زانو درآورد و از این رو، هیچ فایده ای در قائل شدن امتیاز نمی بیند. تهران هم ظاهرا معتقد است که اگر منتظر انتخابات ریاست جمهوری 2020 بماند، می تواند در مذاکره با جانشین ترامپ به توافق بهتری برسد.

دوم، موفقیت هرگونه فعالیت دیپلماتیک بستگی به تمایل هر دو طرف برای امتیازدهی دارد که در حال حاضر ایالات متحده هیچ تمایلی به آن ندارد. ایران در عمل ممکن است مایل به قائل شدن امتیازاتی از جمله مهار متحدین منطقه ای یا محدود کردن دامنه برنامه موشکی خود باشد؛ در رابطه با موضوعات مربوط به عراق و خلیج فارس هم ایران می تواند سازش کند. اما بعید است که ایران در رابطه با مسائل پیچیده ای همچون فلسطین، حاضر به امتیازدهی به ایالات متحده باشد. اما اگر ایالات متحده و ایران بتوانند در روابط خود به همبستگی برسند، آنگاه توافق و سازش بر سر مسائل پیچیده تر هم ممکن خواهد شد. با این حال، اگر بهبود روابط وابسته به تغییرات در موضع گیری بر سر این مشکل خاص باشد، هرگز به جایی نخواهد رسید.

سوم، برای موفقیت دیپلماسی دو طرف باید بتوانند اعلام پیروزی کنند یا دست کم در شرایطی نباشند که حاکی از شکست آنها باشد. متاسفانه در بن بست فعلی، غرور به ویژه از نوع زخم خورده آن نقش ناخوشایندی در شرایط داشته است. ایالات متحده به عنوان یک قدرت بزرگ می خواهد به ایران و دیگران در منطقه و فراتر از آن نشان دهد که نمی توانند با سرپیچی کار خود را پیش ببرند. در همین حال، غرور ملی نظام ایران با توانایی در مخالفت با ایالات متحده پیوند خورده است. اما دیگر کشورها با سابقه طولانی دشمنی در روابط مانند آلمان و فرانسه و بریتانیا و ایرلند اجازه ندادند که گذشته مانع از روابط بهتر آنها در حال حاضر شود.

چهارم، دیپلماسی عموما زمانی موفق تر عمل می کند دو طرف کم و بیش از نظر قدرت برابر باشند. آمریکا حاضر است چین یا حتی هند را همتراز با خود ببیند، اما با ایران به عنوان یک کشور برابر رفتار نمی کند. یکی از دلایل رفتار کنونی ایالات متحده با ایران، ضعیف تر بودن آن است. در همین حال، ایران در مقام یک کشور ضعیف تر، نگران است که مبادا مذاکره و توافق با ایالات متحده به معنای سلطه آن تمام شود.

راه برون رفت از این شرایط چیست؟

اگر در حال حاضر به نظر می رسد که بخت دیپلماسی موفق با ایران اندک است و دست کم تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری آتی ایالات متحده در ماه نوامبر به نظر نمی رسد که بهبودی در شرایط حاصل شود، آیا این بدان معنی است که باید مسیر دیپلماسی کنار گذاشته شود؟ پاسخ قطعا خیر است. آنچه که شرایط فعلی می طلبد، محدود کردن انتظارات از دستاوردهای دیپلماسی است. حداقل چیزی که دیپلماسی ارائه می دهد، جلوگیری از اشتباهات و حوادثی است که می توانند به یک رویارویی بزرگ تر بینجامند. دیپلماسی همچنین می تواند به دستاوردهای جزئی موثر در اعتمادسازی به ارزش گفت و گو و سازش، کمک کند و حتی می تواند بخت دستیابی به موفقیت احتمالی در آینده را بالا ببرد.

منبع: دولتداری مسئولانه (ریسپانسیبل استیتکرفت) / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: توافق هسته ای برجام تنش ها بین واشنگتن و تهران بن بست در روابط ایران و آمریکا خطر مواجهه نظامی آمریکا و ایران


( ۵ )

نظر شما :

Iranian ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۷:۲۳
کاری کنید که ترامپ بی آبرو دوباره انتخاب نشود .
سیدکاظم موسوی ۰۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۰:۴۴
ظاهراً گوش برخی مسئولین ما به دهان جامعه شناسان سوسیالیسم زده ای است که حتی فدا کردن ایران و مردمش را در پی گیری اهداف جهانی سوسیالیستی خود جائز می دانند. گویی که وظیفه سرنگونی ترامپ و امپریالیسم امریکا بر عهده ملت ایران است.