مواضع متناقض مقامات کشور پیرامون نحوه تعامل با آمریکا

بازی با مذاکره

۰۹ فروردین ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۱۹۶۸ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
موضع‌گیری‌های متناقض و متضاد چهره های تصمیم گیر درباره نحوه تعامل با ایالات متحده ذیل مذاکرات غیرمستقیم، پرسش‌های جدی و بنیادینی را مطرح می‌کند. اگر مذاکره با آمریکا ذاتاً به ضرر منافع ملی، امنیت و اقتصاد ایران است، تفاوتی میان مذاکره «مستقیم» و «غیرمستقیم» وجود ندارد؛ اما اگر گفت‌وگو می‌تواند به تأمین این منافع کمک کند، چرا باید مسیر آن را پیچیده و پرهزینه کرد؟ آیا واگذاری نقش مذاکره به میانجی‌ها و طرف‌های ثالث به معنای اتلاف زمان، کاهش فرصت‌های دیپلماتیک و تحمیل هزینه‌های غیرضروری نیست؟ آیا بازیگران واسطه می‌توانند بهتر از دیپلمات‌های ایرانی منافع کشور را نمایندگی کنند؟
بازی با مذاکره

دیپلماسی ایرانی: ایران پس از ارسال پاسخ به نامه ترامپ، تصمیم گرفت پاسخ خود را از طریق عمان ارسال کند. عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران، توضیح داد که عمان در گذشته نیز نقش واسطه در مذاکرات هسته‌ای ایران و سایر تعاملات را ایفا کرده است و روابط خوبی بین دو کشور وجود دارد. او تأکید کرد که ایران به حسن نیت عمان اعتماد دارد و این انتخاب طبیعی بود. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که عمان می‌تواند در صورت تمایل ترامپ، میزبان مذاکرات غیرمستقیم باشد.

سید حسین موسویان، عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، نکاتی را درباره پاسخ ایران مطرح کرد. او اشاره کرد که ایران به دلیل روابط امارات با اسرائیل و پیمان ابراهیم، از امارات به عنوان میانجی بی‌اعتماد است. موسویان افزود که ایران در شرایط فعلی تحت فشار و تحریم‌های آمریکا، مذاکره مستقیم با واشنگتن را نمی‌پذیرد، اما آماده است تا مذاکره غیرمستقیم را ادامه دهد. او معتقد است که ایران ابتدا حسن نیت و جدیت ترامپ را آزمایش خواهد کرد و سپس در صورت نتیجه مثبت وارد مذاکره مستقیم می‌شود. استاد دانشگاه پرینستون همچنین خاطرنشان کرد که ایران در پاسخ خود به ترامپ، به تمامی مسائل مهم اشاره کرده و تهدیدهای آمریکا را با تهدید متقابل پاسخ داده است. در نهایت، او بر نقش کشور واسطه تأکید کرد و گفت که عمان و روسیه احتمالاً بهترین شانس‌ها را برای وساطت در مذاکرات بین ایران و آمریکا دارند.

پیش از اعلام عباس عراقچی درباره ارسال پاسخ ایران به نامه ترامپ از طریق عمان و راهبرد مذاکره غیرمستقیم، کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، از آمادگی تهران برای آغاز این مذاکرات خبر داده بود. خرازی، وزیر اسبق امور خارجه، تأکید کرد که جمهوری اسلامی همچنان تمامی راه‌های حل اختلافات با ایالات متحده را مسدود نکرده و آماده گفت‌وگوی غیرمستقیم است تا ضمن ارزیابی طرف مقابل، شرایط خود را اعلام کند.

این موضع در حالی مطرح شد که مقامات ارشد جمهوری اسلامی پیش‌تر تهدیدات ترامپ مبنی بر «توافق یا مواجهه با پیامدهای نظامی» را رد کرده بودند. رهبر انقلاب پیام‌های ترامپ را «فریب» خوانده و عراقچی نیز تصریح کرده بود که تا زمانی که سیاست فشار حداکثری آمریکا ادامه دارد، مذاکره‌ای ممکن نیست. بااین‌حال، عراقچی در اظهارات اخیر خود اعلام کرد که رهبری دلیلی برای مذاکره مستقیم نمی‌بیند و رویکرد ایران، گفت‌وگوهای غیرمستقیم خواهد بود. کمال خرازی نیز، ضمن انتقاد از سیاست‌های واشنگتن و توصیف آن به «قلدرمآبانه»، تأکید کرد که آمریکا قصد دارد ایران را به مذاکره‌ای بکشاند که نتیجه آن از پیش مشخص است. او درعین‌حال تصریح کرد که جمهوری اسلامی همه درها را نبسته و در چارچوب مذاکرات غیرمستقیم آماده تعامل با ایالات متحده است.

سردرگمی در سیاست خارجی

این موضع‌گیری‌های متناقض و متضاد چهره های تصمیم گیر درباره نحوه تعامل با ایالات متحده ذیل مذاکرات غیرمستقیم، پرسش‌های جدی و بنیادینی را مطرح می‌کند. اگر مذاکره با آمریکا ذاتاً به ضرر منافع ملی، امنیت و اقتصاد ایران است، تفاوتی میان مذاکره «مستقیم» و «غیرمستقیم» وجود ندارد؛ اما اگر گفت‌وگو می‌تواند به تأمین این منافع کمک کند، چرا باید مسیر آن را پیچیده و پرهزینه کرد؟ آیا واگذاری نقش مذاکره به میانجی‌ها و طرف‌های ثالث به معنای اتلاف زمان، کاهش فرصت‌های دیپلماتیک و تحمیل هزینه‌های غیرضروری نیست؟ آیا بازیگران واسطه می‌توانند بهتر از دیپلمات‌های ایرانی منافع کشور را نمایندگی کنند؟ مذاکره، ابزاری استراتژیک در دیپلماسی است که نحوه استفاده از آن، برآیند نهایی را مشخص می‌کند. تعلل در ورود به گفت‌وگو، به‌ویژه در شرایطی که طرف مقابل مدعی تمایل به مذاکره است، می‌تواند هزینه‌هایی برای کشور به همراه داشته باشد. ایران باید با در نظر گرفتن تمام جوانب، از جمله تجربه دیگر کشورها، فرصت‌های موجود را ارزیابی کند. نمونه کره شمالی نشان داد که حتی در صورت عدم دستیابی به توافق، مذاکره می‌تواند ابزاری برای کاهش فشارها و تقویت موضع بین‌المللی باشد.

ایران نیز می‌تواند از این رویکرد بهره بگیرد که اگر مذاکره منجر به توافقی عادلانه و متوازن شود، یک پیروزی برای منافع ملی خواهد بود. اما حتی اگر توافقی حاصل نشود، گفت‌وگوها می‌توانند برای اثبات غیرقابل‌اعتماد بودن طرف مقابل و افشای یک‌جانبه‌گرایی او در صحنه جهانی مورد استفاده قرار گیرند. در این میان، تعلل در مذاکره می‌تواند ایران را به‌عنوان طرفی که از حل مسالمت‌آمیز اختلافات سر باز می‌زند، به تصویر بکشد؛ تصویری که نه‌تنها از نظر دیپلماتیک، بلکه در عرصه اقتصادی و راهبردی نیز می‌تواند آسیب‌زا باشد.

زمان، پارامتر گم شده در تحلیل ها

با توجه به شرایط پیچیده و مبهم حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا، و در کنار آن، تناقض‌ها و تضادهای فراوانی که حول مقوله مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم مطرح می‌شود، مقامات تهران می‌بایست توجه ویژه‌ای به مسائل کلیدی و حساس در این زمینه داشته باشند. در میان این مسائل، یکی از چالش‌های بزرگ این است که برخی تحلیلگران و مقامات احتمال می‌دهند که انتقال پاسخ به نامه ترامپ از طریق عمان، می‌تواند در مراحل ابتدایی بستری برای شروع مذاکرات غیرمستقیم فراهم کند و شاید در نهایت زمینه‌ساز مذاکرات مستقیم با آمریکا گردد. این فرضیه هرچند از نظر برخی، امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما باید در نظر داشت که آیا این فرآیند با مواضع رسمی تهران، به ویژه در رابطه با دولت ترامپ، هم‌خوانی دارد یا خیر.

موضوعی که به نظر می‌رسد از اهمیت بیشتری برخوردار باشد، مسئله «زمان» است. در آینده‌ای نزدیک، و در بازه زمانی منتهی به اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد سال جاری، نشست فصلی شورای حکام و گزارش جامع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران منتشر خواهد شد. این گزارش، به عقیده بسیاری از ناظران، می‌تواند نقطه عطفی در فعال شدن مکانیسم ماشه باشد که در صورت اجرایی شدن، به بازگشت قطعنامه‌های قبلی سازمان ملل علیه ایران منجر خواهد شد. ترامپ هم طی ناهم خود یک فرصت دو ماهه را به تهران داده که پای مذاکره بنشیند که به نظر می رسد با زمانبندی اروپا و آژانس برای فعال کردن مکانیسم ماشه همخوانی و حتی سطحی از هماهنگی را دارد.

 در چنین شرایطی، تهران به‌ویژه در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامه‌ها، فرصت کافی برای انجام مذاکرات غیرمستقیم و بسترسازی برای چانه‌زنی با واشنگتن را از دست خواهد داد. چرا که در صورت اعمال این تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی، ایران با چالش‌های بسیار جدی‌تری مواجه خواهد شد و در واقع، روند مذاکره تحت تاثیر تحولات شدیدتر قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، اگر مکانیسم ماشه فعال شود و اجماع جهانی حول محور ترامپ در برابر ایران شکل گیرد، واشنگتن دیگر خود را به انجام مذاکرات غیرمستقیم محدود نخواهد کرد. در چنین شرایطی، آمریکا از جایگاه قوی‌تری برای پیشبرد سیاست‌های خود برخوردار خواهد بود و به نظر می‌رسد که هیچ انگیزه‌ای برای ورود به مذاکرات غیرمستقیم با ایران نخواهد داشت. این بدان معناست که تهران باید به دقت به این نکته توجه کند که مذاکره با آمریکا در شرایطی که فشارهای بین‌المللی افزایش یافته، تنها در صورتی موثر خواهد بود که ایران بتواند از آن به‌عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده کند، نه اینکه در آن شرایط به گونه‌ای وارد مذاکره شود که تمامی خواسته‌های ایالات متحده بدون هیچ تغییر و یا انعطاف‌پذیری پذیرفته شود.

در این میان، گزینه‌ای که ممکن است تهران در پیش گیرد، تأخیر در فعال‌سازی مکانیسم ماشه باشد. در صورتی که ایران بتواند زمان بیشتری را برای مذاکره و تلاش جهت بهبود شرایط خود فراهم کند، ممکن است بتواند از این فرصت برای اعمال فشار بر دولت ترامپ و تقویت مواضع خود بهره ببرد. با این حال، به نظر می‌رسد که این نوع مذاکرات غیرمستقیم، حتی با این هدف نیز ممکن است با موانع جدی مواجه شود. زیرا واشنگتن و متحدانش در اروپا، با آگاهی کامل از مسیر ایران، ممکن است از این مذاکرات برای کسب امتیازات بیشتر استفاده کنند و هیچگونه انعطافی در مواضع خود نشان ندهند. در نهایت، باید اذعان کرد که هر گامی که تهران در جهت مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا بردارد، باید با دقت و با آگاهی کامل از شرایط و تحولات بین‌المللی انجام شود. زیرا در چنین فضایی، مذاکره تنها زمانی مؤثر خواهد بود که ایران توانایی ایجاد توازن بین فشارهای بین‌المللی و دستیابی به منافع خود را داشته باشد./شرق

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران آمریکا ترامپ مذاکره مستقیم مذاکره غیرمستقیم کمال خرازی محمد باقر قالیباف سیدحسین موسویان عباس عراقچی


( ۴ )

نظر شما :