لزوم درک واقعیت

آیا غرب واقعا در حال فرو پاشی و امریکا در آستانه جنگ داخلی است؟

۱۸ آذر ۱۴۰۱ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۱۶۲۲۵ اروپا آمریکا انتخاب سردبیر
محمد طبیبیان در یادداشتی می نویسد: خلاصه عرض کنم که بر اساس رخدادها و جریانات اجتماعی عظیمی که در جهان شاهد هستیم نظم لیبرال نظم قدرتمندتر و مسلط حرکت تاریخ است. دلیل آن هم ساده است چون بر اساس باور بر آزادی های فردی و حقوق فردی انسان هاست. حتماً با تحول تاریخ این نیز تحول خواهد یافت اما هر سازو کار و جریان اجتماعی و سیاسی از این کانون حقوق فرد انسان جدا نخواهد شد.
آیا غرب واقعا در حال فرو پاشی و امریکا در آستانه جنگ داخلی است؟

نویسنده: محمد طبیبیان، استاد سابق دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه

دیپلماسی ایرانی: اکنون چند دهه است که این دو گزاره توسط افرادی در حکومت و نهادهای خاص و برخی تحلیلگران راست و چپ مطرح شده و بعضاً به دفعات در جراید نیز منعکس شده است. مرتباً تکرار شده و این پندار باور شده و مبنای برخی تصمیم های مهم در حیطه استراتژی نیز قرار گرفته است. تصمیم هایی که می توان گفت همه اشتباه از آب در آمده اند. زیرا نتایج منفی آنها از جمله تحریم ها و بستن با ‘دوست‘ اشتباهی و… متوجه ملت ایران و سازمان کلی سیاسی و اجتماعی شده و به نظر می رسد هنوز هم باور به همین دو گزاره تعیین کننده جهت بسیاری تصمیم های غیرسازنده است.

اولین بار که من با این پرسش رو به رو شدم دهه ۱۳۷۰ بود که در یک مصاحبه یکی از اهل جراید که نامی داشتند و پیوسته هم هوش و استعداد و صداقت او مورد ستایش من بوده و در آن زمان بسیار جوان بود، این پرسش را مطرح کرد که کتاب های متعددی در مورد معجزه اقتصادی ژاپن نوشته شده و پیش بینی می شود ژاپن قدرت اول جهان بشود و تمدن غرب به مرحله زوال رسیده است. با توجه به این شرایط مسیر توسعه اقتصادی کشور باید چگونه تنظیم شود؟ از این جمع‌بندی ایشان تعجب کردم. گفتم سیکل‌های رونق و رکود ویژگی ذاتی نظام سرمایه داری است اما روند کلی که این سیکل ها در اطراف آن شکل می گیرد صعودی بوده است. پرسید چون همه تمدن ها روزی مضمحل شده اند فکر می کنید تمدن غرب چه زمانی مضمحل شود. گفتم بر اساس شواهد در طول عمر من و جناب‌عالی این رخداد را نخواهیم دید بعید است فرزندانمان هم ببینند!

در سال ۲۰۱۳ توماس پیکتی کتابی منتشر کرد تحت عنوان ‘سرمایه در قرن بیست و یکم’ که به فارسی هم برگردانده شده است. این کتاب به شدت مورد استقبال قرار گرفت و مدتی در فهرست پرفروش ترین کتاب ها بود. بحث کلی هم این بود که سرمایه داری با بحران هایی رو به رو است که از درون آن نجات نمی یابد. در داخل کشور ما هم این کتاب بین طیف پراکنده و اما متعدد منتظران نزول غرب جانی تازه دمید و مجدداً منجم‌باشی‌های سقوط غرب نشریات را از مطالب خود پر کردند. آن زمان مصادف بود با بحران شدید اقتصادی جهان که از سال ۲۰۰۸ از آمریکا شروع و اشاعه یافته بود. همان دوست از من خواست خلاصه ای بنویسم از کتاب و باز هم پرسید حالا چه می گویی، نظر عمومی در شرق و غرب عالم بر این است که غرب به انتها رسیده و دوران رونق آن هم مربوط به تقارن سعدین و تصادفی بوده و قابل دوام نیست. من کتاب را نخوانده بودم، در عرض بیست و چهار ساعت نسخه پی دی اف آن را ارسال کرد. خواندم و برای نشریه ایشان خلاصه ای تهیه کردم و نقدی از ایرادهای نظری و تحلیلی آن کتاب هم نوشتم که موجود است. اکنون 9 سال از انتشار آن کتاب می گذرد؛ خود پیکتی نسخه ادامه کتاب را نوشت و خودش برخی مبانی کتاب اولیه را رد کرد. اکنون کمتر کسی هم آن بحث را به یاد می آورد. در آن زمان به آن دوست که اکنون بسیار در حیطه اندیشه و تحلیل و تاریخ پیشرفت کرده اند؛ گفتم هر کس برای منافع کشور می خواهد فکر کند لازم است این خیال اضمحلال غرب را کنار بگذارد چون تحلیل ها، نتیجه گیری ها و اگر در سیاست است، سیاستگذاری های او اشتباه در می آید. 

اما برای بسیاری افراد حقایق و واقعیت ها تاثیری بر ارزیابی و تحلیل و اندیشه و جهان بینی آنها ندارد. 

وقتی جنبش تصرف وال استریت مطرح شد باز عده ای پایان سرمایه داری را جشن گرفتند. اکنون معلوم نیست اهل آن جنبش کجا دارند پول هایشان را می شمارند. اما هنوز مراکز والامقام و بلندمرتبه تحلیل های عمیق و پیچیده ارائه می کنند که در پیچ بعدی تاریخ، کشورهای غربی محو خواهند بود و در چشم انداز جهان دیگر وجود نخواهند داشت، و نظم نوینی برقرار خواهد شد. لابد به همت نظام های توتالیتر!

به این نظریات بحث جنگ داخلی آمریکا هم اضافه شده، بر این تصور که چون مردم در منازل تسلیحات دارند و با هم دشمن خونی هستند عن‌قریب است که به جان هم بیفتند و کار ما را راحت کنند و این کشور تجزیه و نابود شود، و خیال ما آسوده و جهان به کام ما شود. بر اساس حقایق به این گرامیان عرض کنم در دوران حیات بنده و شما و فرزندان و نوه هایمان هم این رخداد وقوع نخواهد پیوست! انتخابات اخیر آمریکا هم نشان داد، مردمی نیستند که قدرت را کامل در اختیار یک حزب قرار دهند. در جامعه امریکا هم مثل هر جامعه دیگر سیاستمدار رذل و دیوانه و مردم هیجان زده و پیرو خشم و نفرت وجود دارد اما عقل هم وجود دارد و نظامات مبتنی بر عقل هم موجود است.

خلاصه عرض کنم که بر اساس رخدادها و جریانات اجتماعی عظیمی که در جهان شاهد هستیم نظم لیبرال نظم قدرتمندتر و مسلط حرکت تاریخ است. دلیل آن هم ساده است چون بر اساس باور بر آزادی های فردی و حقوق فردی انسان هاست. حتماً با تحول تاریخ این نیز تحول خواهد یافت اما هر سازو کار و جریان اجتماعی و سیاسی از این کانون حقوق فرد انسان جدا نخواهد شد.

هگل، فیلسوف آلمانی اواخر قرن هجدهم، تحلیل مختصر و پرقدرتی از  روند تاریخ ارائه می کند که من بسیار پسندیده ام. او می گوید تاریخ انسان نوزادی خود را در شرق عالم آغاز کرد. زیرا شرق عالم بود که زادگاه تمدن انسان است. مشخصه دوران نوزادی تاریخ انسانیت آزادی یک نفر، یعنی حاکم، فرعون، سلطان… و بردگی همه است. در دوران نوجوانی تاریخ، انسانیت به اطراف مدیترانه می رسد. در یونان و رم. یعنی دوران آزادی عده ای مانند اشراف و حکومتگران و شهروندان آزاد و بردگی سایرین. در دوران بلوغ تمدن انسان به غرب اروپا می رسد. ویژگی این مقطع تاریخ باور به آزادی همه و بردگی هیچ کس است. بعد از هگل همین روند تقویت شده و باور به آزادگی است که رواج بیشتری یافته است. هر چه زمان گذشته تبلیغ استبداد و تسلط فردی و گروهی در هر نوع پوشش و زَر وَرق آن بی اثرتر شده و البته هر چه بی اثرتر شده طبل های تبلیغ و توجیه پر سر و صداتر کوبیده شده اما بشریت به دوران بلوغ خود رسیده است و این راه را پی خواهد گرفت. روند تاریخ در جهت درک دوران آزادی فردی و حقوق فردی انسان هاست.

کلید واژه ها: غرب زوال زوال غرب امریکا جنگ داخلی در امریکا ایالات متحده امریکا افول غرب افول امریکا هگل لیبرالیسم لیبرال افول لیبرال دموکراسی افول لیبرالیسم زوال لیبرالیسم جهان غرب محمد طبیبیان


( ۲۶ )

نظر شما :

ناشناس ۱۸ آذر ۱۴۰۱ | ۱۷:۵۵
نژادپرستی ، فاصله ی طبقاتی و ... را چه راحت زیر پا گذاشتید برای نمایش پنت هاوس شیک اقلیتی فوق مرفه در غرب ... جسارت نباشد از کی تا حالا فردگرایی و آزادی فردی و مشابه اینها قرار است گارانتی ماندگاری طولانی مدت یک تمدن باشد .‌ البته شما زرنگی کردین و مدام از مانایی تمدن غرب گفتید که کسی به شما خورده نگیرد چرا که مانایی تمدن ، شدنی است . کمااینکه تمدن ایران هم هنوز موجود است . اما آیا از امپراطوری هخامنشی هم چیزی مانده ؟ استاد گرامی ؛ آنهایی که مدام افول افول می کنند قطعا منظور شان این نیست که قرار است ما شاهد تجزیه ی آمریکا باشیم ( که البته امکانش هست ) بلکه منظورشان افول قدرت بلامنازع غرب است . در مقایسه با یکی دو قرن قبل ، همین الان هم افول غرب را با ظهور چین و یا حتی ایران می توانیم ببینیم .‌ از بعد از انقلاب صنعتی تا همین بیست سی سال قبل ، چه زمانی غربیها چالشی خارج از بلاد غرب داشتند ؟ منظور از افول غرب قطعا فتح لندن توسط قوای مصر و یا بمب باران پاریس توسط ایران در آینده ی نزدیک و یا حتی نسبتا دور نیست بلکه همینست که قبلا با یک اشاره ، دولتها را در ایران سرنگون می کردند و حالا مجبورند به حربه ی تحریم متوصل شوند و نفتی که خودشان تشنه اش هستند از خود دریغ کنند . تحریمی که هر چقدر برای ما آزار دهنده است ، برای آنها که ( با عرض معذرت ) رعیت دیروزشان امروز برایشان دردسر شده ، زجرآورتر است .‌ اینکه چرا تفسیر به رای می کنید و می خواهید تئوری افول غرب را معادل نابودی آن جا بزنید ، الله اعلم . ‌مخلص کلام افول تمدن غرب یعنی دیگر از نفت مجانی ایران خبری نیست و بردگان هندی هم دیگر وجود ندارند و فیزیک و شیمی بعد از چند قرن کم سویی چراغش در شرق ، مجددا فتیله اش بالا کشیده شده است . البته در یک موضوع با شما هم عقیده هستم . اینکه بنشینیم بی تحرک نظاره کنیم و یا برعکس ، حرکاتی تحریک کننده داشته باشیم که چون غرب یکه تازی گذشته را ندارد پس " من آنم که رستم بود ... " هر دو غلط است . اولی مصداق " تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه " و دومی مصداق " قوره نشده مویزه شده " است که متاسفانه پایان هر دو نیستی و تباهیست . جسارت من را ببخشید .
امیر ۱۸ آذر ۱۴۰۱ | ۲۱:۴۱
در تایید فرمایشات شما در کشور خودمان هم خیلی از تحلیلگران وابسته و همچنین مسئولین در بیانات خود مجبور به رعایت زبان و کلام مردم سالاری و صحبت از آزادی هستند هرچند که همه در عمل میدانیم در کدام سو قرار دارند! همینکه خودشان هم میدانند مجبور هستند واقعیات و خواسته های خود را پنهان کنند نشان میدهد که ایده های لیبرال دموکراسی چقدر در میان بشر محبوب میباشد.
مجید ۱۹ آذر ۱۴۰۱ | ۱۲:۵۱
من باور ندارم که کسانی که در ایران سخن از فروپاشی تمدن غرب می گویند ، خود به این سخن باور داشته باشند ، بلکه اقتضا شغل انان این است که چنین بگویند
ناشناس ۱۹ آذر ۱۴۰۱ | ۱۳:۱۵
دلیل اینکه انقلابیون دوآتشه مخالف غرب همیشه در تحلیل هایشان از افول غرب در چهار دهه گذشته اشتباه کرده اند به ارجاع آنها به مقالات و مطالب منتشر شده ای است که تماما از بعد ایدئولوژیک و نظرات شخصی معیوب از جامعه غربی نوشته شده و به اصطلاح از دسته fringe هستند. اما نئولیبرال های وطنی، منجمله آقای دکتر طبیبیان، هم به همان نزدیک بینی دوآتشه ها دچار هستند و بدلیل عدم مطالعه پارامترهای اساسی اجتماعی و اقتصادی بزرگترین اقتصاد های غرب و کژفهمی در درک دگردیسی سرمایه‌داری به سرمایه‌داری نئولیبرالی در سه دهه گذشته، به دام تحلیل های تاریخ گذشته افتاده‌اند. غرب در حال فروپاشی نیست؛ در حال نزول است در حالیکه سایرین در شرق (حغرافیایی؛ سوای ژاپن) در حال صعودی موقتی هستند.
محمد ۲۰ آذر ۱۴۰۱ | ۰۱:۱۴
بشدت تحلیل ضعیفی بود .... شما چشمت رو روی خیلی مسائل بستی ، این آمریکا آمریکای دهه ۹۰ نیست .... بعنوان مثال نصف ناوگان دریایی آمریکا داره از رده عملیاتی خارج و اوراق میشه درحالی که هیچ جایگزینی واسشون نداره و قرار هم نیست بسازه از اونطرف ماجرا چین بسرعت ناوگان دریاییش داره بزرگتر و بزرگتر میشه و به زوودی آمریکا رو پشت سر میذاره ، فقط ۱۰ سال صبر کنید ببینید تا به حرفم برسید.... آمریکا با ناوگان دریایی ش سلطه شو گسترش داده ، الان چین داره جاشو میگیره کشورهای امروزی در حال تاسیس ارزهای دو جانبه ان و به مرور دلار کمتر مورد استفاده قراره میگیره و سلطه دلار ضعیف شه خودش بمعنای ضعف آمریکاست آمریکا در نهایت از یک ابرقدرت به یک قدرت منطقه ای افول میکنه ... خیلی معیارهای نظامی هست که نشون میده آمریکا دیگه مثل دهه ۹۰ و حتی ۲۰۰۰ نیست فقط این ۱۰ سالو صبر کنید تا ببینید چین چجوری آمریکا رو پشت سر میذاره و کشورهای اروپایی چجوری وارد اتحاد با وین بجای آمریکا میشن
ابراهیم قدیمی ۲۰ آذر ۱۴۰۱ | ۲۰:۴۸
جوامع بشری را میتوان با حالات مختلف ماده در اثر گرفتن واز دست دان انرژی مقایسه کرد۔ یامجزایند ودر حالت جمع یا جامدند یا مایع اند ویا گاز ویا پلاسما ۔در حالت جامد بی تحرک اند ویا حرکت کمی در سیستم هم بستگی خود دارند۔ تغییر شکل با حرارت وچکش کاری در صورت نرم شدن میدهند ویا بدون حرارت از هم میپاشند ۔در حالت مایع شکل ظرف خود را میگیرند۔ور هر ظرفی که بریزید همان شکل میشوند مگر انکه حرارت را از ان بگیرید۔ با انرژی زیاد به حالت گازی در می ایند۔فشار زیادی بربدنه ظرف محتوی بسته به انرژی وحجم میاورند۔ اگر بدنه مقاومت نکند منفجر میشود۔در حالت پلاسما سوزنده اند۔ امریک مانند مایعی است که زیر ان اجاقی روشن ودر محفظه بسته ای است۔فشار بخار هر ان زیاد تر میشود۔گرچه حالت مایع هم در ان دیده میشود۔جامد تقریبا ندارد۔ لذا اگر به چنین روشی ادامه دهد منفجر میشود۔اگر پلاسما شود که دنیا را میسوزاند۔بس کن ای ساقی ( دنباله رو نور ) کس را چه دهی مست کنی گر کنی مست بدین حد ره هموارش ده۔ حد اقل تفنگ از دستش بگیر۔
اکبر فیجانی ۲۱ آذر ۱۴۰۱ | ۰۱:۲۶
بنام خدا با سپاس از دیپلماسی ایرانی، جناب دکتر طبیبیان و فرهیختگانی که نظرشان را مرقوم کردند همان طور که دوستان نوشته اند، بهتر است بجای بحث در باره فروپاشی نظام سرمایه داری و غرب قدرتمند، از نزول قدرت و سلطه بی منازع غرب و پیدایش جهان چند قطبی با ظهور رقیبان در شرق، و در حد خفیف تر از چالش ناشی از امریکای لاتین صحبت شود.
m ۱۹ دی ۱۴۰۱ | ۰۰:۰۳
تمدن غرب که در کشتی ابرقدرتی خود ارمیده بود، هرگز باور نمیکرد تروریسستهای در ظاهر ضعیف بتوانند انرا غرق کنند. در اینده نزدیک از تمدن عظیم غرب که جهان میکروسکپی و ماکروسکپی را تسخیر کرده بود، بواسطه سیل مهاجران و پناهندگان عمدتا خطرناک و خیانت سیاستمداران طماع، اثری نخواهد ماند.