اجرای نظریه «اغفال» رهگشای بن بست سیاست خارجی

انگلیس مکمل سیاست های خصمانه امریکا علیه ایران است

۰۹ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۴۵۳۴ اخبار داخلی نگاه ایرانی خاورمیانه
نویسنده خبر: سید وحید کریمی
سید وحید کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر می رسد می توان نسخه جدید سیاست خارجی برای دولت آقای رئیسی پیشنهاد داد که البته باید مورد تایید نخبگان علمی باشد و سپس توسط وزیر و کادر مجرب وزارت امور خارجه دولت آقای رئیسی عملیاتی شود. اما آیا آقای رئیسی از آمادگی برای اجرای سیاست خارجی جدید و خروج از بن بست فعلی سیاست خارجی آمادگی دارد؟
انگلیس مکمل سیاست های خصمانه امریکا علیه ایران است

دیپلماسی ایرانی: برای رفع سردرد و یا حل بحران؛ مستقیما به سر چکش نمی زنند و یا با بحران درگیر نمی شوند. باید اقداماتی را در دستورکار قرار داد که در رفع بحران موثر واقع شود.

امریکا برای ایجاد مشکل اقتصادی جمهوری اسلامی ایران؛ کره جنوبی و هند و حتی روسیه و چین را تحت فشار قرار داد و از همین روش غیر مستقیم می توان برای مهار امریکا بهره جست.

اما؛ آیا وزیر امور خارجه دولت آقای سید ابراهیم رئیسی برای اجرای طرحی جدید در سیاست خارجی آمادگی دارد؟ آیا آقای رئیسی نظریه تئوریک در سیاست خارجی دارد؟ 

قطعا با معرفی وزیر امور خارجه دولت آقای رئیسی می توان موفقیت ایشان در سیاست خارجی را رصد و تحلیل کرد. 

موثرترین متحد امریکا در اجرای سیاست های مخرب به خصوص در خاورمیانه؛ به دلایل زیر انگلیس است. 

۱- انگیزه انگلیس برای در جنگ عراق بیشتر از امریکا بود. گزارش کنگره امریکا بر اغفال امریکا در جنگ عراق تاکید دارد. 

۲- امریکا در هیچ جنگی در خاورمیانه بدون انگلیس شرکت نداشته است.

۳- امریکا بعد از انهدام پهپاد امریکایی توسط ایران؛ حمله به ایران را مد نظر داشت و جان بولتن در کتاب خود می نویسد؛ موفق به نظر موافق انگایس برای جنگ مشترک با ایران که پمپیو توصیه کرده بود، نشد.

۴- دولت اوباما هم خواهان مداخله نیروی نظامی زمینی در سوریه بود اما مجلس عوام انگلیس اجازه همراهی انگلیس با امریکا را صادر نکرد و امریکا نه تنها منصرف شد بلکه بدون انگلیس قادر به انجام جنگ و مداخله در خاورمیانه نیست.

اقدام مشترک انگلیس با امریکا در جنگ یمن موید این نظریه است.

چند مثال اخیر و بسیاری دیگر؛ مثال های خوبی در تایید «نظریه اغفال» سیاست خارجی امریکا توسط انگلیس است.

به نظر می رسد می توان نسخه جدید سیاست خارجی برای دولت آقای رئیسی پیشنهاد داد که البته باید مورد تایید نخبگان علمی باشد و سپس توسط وزیر و کادر مجرب وزارت امور خارجه دولت آقای رئیسی عملیاتی شود. اما آیا آقای رئیسی از آمادگی برای اجرای سیاست خارجی جدید و خروج از بن بست فعلی سیاست خارجی آمادگی دارد؟

اقدامات پیشنهادی؛

۱- تجدید نظر در کادر سفارت ایران در لندن و کشورهای موثر شورای امنیت.

۲- رصد و توجه جدی به تحرکات انگلیس در روابط دوجانبه؛ خاورمیانه و بین الملل.

۳- مذاکره/همکاری/تهدید انگلیس در صورت ادامه سیاست اغفال سیاست خارجی امریکا در روابط با جمهوری اسلامی ایران و منطقه.

۴- همانطور که اسرائیل زیر برد موشک های جمهوری اسلامی است باید منافع و پایگاه های انگلیس در منطقه از جمله در قبرس و اقیانوس هند و حتی لندن قرار داشته باشند و مراتب نیز آشکارا به مقامات انگلیسی منتقل شود. نقش انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد در کنار و محرک امریکا علیه جمهوری اسلامی کماکان ادامه دارد.

۵- به کشورهای همسایه در منطقه در مورد نقش انگلیس در تحریک و همراهی با سیاست های مخرب امریکا با اعزام هیات های سیاسی و تبادل نظر برای همکاری اقدام شود.

۶- جمهوری اسلامی ایران نیازمند بازنگری تبیین علمی با حضور نخبگان و اصحاب رسانه در سیاست خارجی است که با توجه به نقش وزیر امور خارجه؛ تعیین شخصیتی علمی با نظریه ای که «نگاه ایرانی» به سیاست بین الملل داشته باشد؛ مهم است.

۷- دولت آقای رییسی باید جسارت حضور دیپلماتیک در واشنگتن را با دو هدف پیشگیری از سو استفاده «قدرت سخت» امریکا توسط انگلیس و بکارگیری قدرت سخت امریکا در راستای ایجاد جهانی مملو از صلح و ثبات به خصوص برای منطقه و مردم خسته خاورمیانه که کشورهای اسلامی و مسلمان هستند، داشته باشد.

بدیهی است ادامه عدم حضور در صحنه واشنگتن و اجازه به سوءاستفاده از امریکا توسط دیگران؛ ادامه تنش فرسایشی در خاورمیانه را بدنبال خواهد داشت.

خواجه نصیر طوسی؛ اندیشمند شیعه هم با امریکای زمان خود یعنی مغول ها همزمان بود. روش سیاسی خواجه نصیر؛ تربیت مغول «امریکا» و بکار گیری قدرت مغول/امریکا در خدمت جهان شیعه بود. 

آیا آقای رئیسی توان/شجاعت اجرای سیاست خواجه نصیر طوسی را دارد؟ 

با توجه به چیدمان کابینه به خصوص وزیر امور خارجه می توان سیاست خارجی دولت آقای رییسی را تحلیل کرد.

آقای رئیسی باید نشان دهد شخص «انجام دهنده» تحول در سیاست خارجی و تاثیر آن بر منطقه خاورمیانه و کل جهان اسلام است.

نظریه اغفال نگاه ایرانی به سیاست بین الملل و مستند است و باید هرچه زودتر در دستورکار سیاست خارجی قرار گیرد.

سید وحید کریمی

نویسنده خبر

دیپلمات و دکترای روابط بین الملل که در حال حاضر در گروه اروپا/امریکای دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه فعالیت دارد. 

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران و امریکا ایران و انگلیس ایران و امریکا و انگلیس سید ابراهیم رئیسی سیاست خارجی ایران


( ۶ )

نظر شما :

گوک ترک ۰۹ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۰:۰۷
مطالب این مقاله متاسفانه کاملا منطبق بر واقعیت است. انسان ستیزترین کشور و سیاه ترین حکومت جهان یعنی انگلستان که به جز نژاد آنگلوساکسون یعنی خودش، دشمن همه کشورها و ملت های جهان است؛ و نگاه حیوانی به همه مردم جهان دارد. این انسان خوار کبیر، بدون داشتن هیچ خط قرمز در قبال سایر ملت ها و به جهت دزدیدن ثروت و منابعشان و البته استمرار این دزدی؛ کارها و اعمالی را در مناطق مختلف دنیا انجام داده و به پیش برده است که هیچ کشور و دولتی در جهان هیچ موقع نه بدان اقدام کرده و نه حتی به تفکر آن نزدیک شده است. از این رو است که این استعمارگر ضد انسان و ضد هستی تا به امروز قریب به اتفاق مستعمرات خود را با ایجاد چرخه و دور باطل برای حکومت ها و دنبال نخودسیاه فرستادن و یا به جان هم انداختن فعالان سیاسی و مردمانشان، حفظ کرده است. با بهره کشی از مردم و مکیدن هستی سرزمین شان، فقر همیشگی، تورم لجام گسیخته و ورشکستگی سیاسی و اجتماعی را ماندگار کرده تا آن کشور برای مردمانش به یک جهنم تبدیل شود؛ مثل هندوستان. در مورد آمریکا، هرچند این ابرکشور در سال 1786 استقلال خود را از انگلستان بازپس گرفته است، لیکن استعمارگر کبیر بازوهایی از خود به جاگذارده است که در مواقع مورد نیاز بتواند از قدرت و حمایت این ابرکشور برخوردار شود. این بازوها که تا به امروز سرجای خود مانده اند و لیکن صدای برافتادنشان در شرف شنیده شدن است؛ ... ....... است. در مقاله به درستی از "سیاست اغفال آمریکا" نام برده شده است. این استعمارگر نه تنها در موارد متعددی توانسته حکومت های کشورهای مختلف و از جمله آمریکا را نسبت به مسائلی که به سیاست خارجی آن ها مربوط می شود، اغفال نماید که حتی توانسته است حکومت ها را در مورد مسائل و سیاست داخلی خودشان نیز اغفال کرده و به بیراهه بکشاند. نمونه بارز آن در مورد کشور خودمان بود که با به جا انداختن اتهام واهی تجزیه طلبی برای درخواست کوچکترین خواسته های مدنی، قانونی و مشروع مردم غیرفارسی زبان از همان ابتدا مانند یک پتک به کار می افتاد. هر چند این سیاست را اصلاح طلبان به پیش می بردند، اما با سیاست سوء توانسته بودند نظر حاکمیت را هم تا حدودی با خود همسو کنند. هرچند شخص عالی نظام نه تنها هیچ موقع از این عبارت در مورد مردم غیرفارسی زبان استفاده نکرده است، بلکه از موضع یرحق و در کنار این مردم ایستاد.
بهروز ۰۹ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۱:۳۹
مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسائل و روشهای مطرح شده توسط نویسنده محترم در حیطه اختیارات رییس جمهور نیست.
علی ۰۹ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۳:۴۲
ایشان میفرمایند همانطور که موشک هایمان به سمت اسراییل نشانه رفته باید به سمت پایگاه های انگلیس در منطقه البته بهتر است بگویند بریتانیا هم نشانه برود تا انگستان حساب کار بیاد دستش!!!!ساده در یک کلام بفرمایند تنش افرینی. قرن 21 را با دوران خواجه نصیر طوسی نمیشه مقایسه کرد. ایشان اول باید جواب بدهند آیا همان سیاست نشانه رفتن موشک ها سمت اسراییل تا حالا جواب داده یا نه؟! سالها است که دنبال رفع مشکلمان با ابر قدرت جهان از پایتخت های کشور های دیگر هستند که تا حالا جواب نداده و از طریق مسیر لندن هم جواب نخواهد داد. باید از داخل شروع کرد همانطور که بارها گفتند سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی است.
ابراهیم قدیمی ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ | ۰۲:۱۴
انگلستان در زمان فعلی دیگر داعیه استعمارگری وامپریالیستی ندارد۔ چرا چون نه قدرت اقتصادی دارد ونه قدرت نظامی۔ شیر پیر جهان استعمار۔سعی میکند با قدرت وتوان وامکانات اطلاعاتی و خبری وتحریکی وسیع وبی نظیری که حاصل سالها حضور جهانی ومنطقهای وبسیار سازمان یافته است در کنار دیگران باشد۔۔کشوری که امروز سعی در رقابت با انگلستان دارد ااسرائیل است که سعی میکند مشاور اطلاعاتی قدرت های بزرک وتوانمند نظامی ومحرک انها باشد۔نزدیکی با انگلستان همراه با نزدیکی به دیگر دوستان در جهت منافع ایران است۔اسرائیل سعی در حذف توان انگلستان وجانشینی او دارد۔