کشف جادوی تثبیت‌کنندۀ

ریشۀ ثبات آمریکا کجاست؟

۰۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۰ کد : ۲۰۰۰۱۷۶ اخبار اصلی آمریکا
مهدی تدینی در یادداشتی می نویسد: ثبات سیاسی آمریکا از کجا می‌آید؟ چرا وقتی جامعۀ آمریکا چنین دوقطبی و پرتنش می‌شود و نامنتظره‌ترین رخدادها پیش می‌آید، باز همه‌چیز با کم‌ترین هزینه سر جای اولش باز می‌گردد؟
ریشۀ ثبات آمریکا کجاست؟

نویسنده: مهدی تدینی، مترجم، نویسنده و پژوهشگر

دیپلماسی ایرانی: جنجال انتخابات آمریکا تمام شد و باز طبق معمول رخدادی بزرگ پیش آمد و کسی پرسش اصلی را مطرح نکرد. هر کس از این نمد کلاهی برای اندیشۀ سیاسی خود ساخت: آمریکاستیزان وعدۀ فروپاشی آمریکا را دست‌یافتنی‌تر دیدند، دموکرات‌ها به سازوکارهای دموکراتیک آمریکا بالیدند، ترامپیست‌ها «در آتش احساس اجحاف‌دیدگی خود» دمیدند. لیبرال‌ها و چپ‌های اروپایی فرصت کردند کلیشه‌های قدیمی را طوطی‎وار با سوادی سیاسی در حد دیپلمه‌های رشتۀ مکانیک تکرار کنند. رسانه‌های بزرگ اثبات کردند بسیار چندش‌آورتر از آن چیزی‌اند که منتقدان رسانه تصور می‌کنند و پیامرسان‌های نوظهور هم کوشیدند از قافلۀ چندش‌آوران عقب نیفتند، تا حدی که توییتر مانند کرگدنی رفتار کرد که هنگام قضای حاجت با دمش پِهِن را در آسمان پخش می‌کند و فکر می‌کند چه شیرین‌کاری جذابی انجام می‌دهد. دموکرات‌نماها با چماق پوپولیسم روز سیاسی‌شان را شب کردند تا فردا پوپولیست‌تر از هر پوپولیستی علیه پوپولیسم شعار دهند و راست‌ها هم فرصت کردند به هر کس از زیر پنجره‌شان رد می‌شد ناسزا بگویند.

حالا گرد و خاک خوابیده است، هر کسی به خانه‌اش رفته و آرامش برقرار شده است (فقط نانسی پلوسی مانده که هنوز هر شب قبل از خواب وِردی می‌خواند و سوزنی به عورت عروسک ترامپ می‌کوبد، بلکه روزی ترامپ استیضاح شود.) اما پرسش اساسی و اصلی را هیچ‌کس نپرسید: ثبات سیاسی آمریکا از کجا می‌آید؟ چرا وقتی جامعۀ آمریکا چنین دوقطبی و پرتنش می‌شود و نامنتظره‌ترین رخدادها پیش می‌آید، باز همه‌چیز با کم‌ترین هزینه سر جای اولش باز می‌گردد؟

پاسخ این‌که ثبات آمریکا از کجا می‌آید مفصل است و من تنها دلیل اصلی را توضیح می‌دهم. آمریکا در این مورد سرتاپا مدیون اصول دیرینۀ لیبرال است. سنت دولتداری لیبرال مانع فروپاشی سیاسی آمریکا می‌شود. اما دقیقاً باید بگویم منظورم از «سنت لیبرال» چیست (منظورم سازوکار دموکراتیک نیست). جادوی تثبیت‌کنندۀ آمریکا این است که آنجا اصول لیبرال دولتداری چنان نهادینه است که اجازه نمی‌دهد تنش سیاسی به حد انفجار برسد. شعار اصلی و اساسی لیبرالیسم همواره این بوده است که دولت (حکومت) تا حد امکان باید «کوچک» باشد. ریشۀ ثبات سیاسی آمریکا نیز دقیقاً در کوچک بودن حاکمیت و دولتش نهفته است.

دولت می‌تواند چنان بزرگ شود که به هشت‌پایی ـــ چه‌بسا هشتادپایی ــ غول‌پیکر تبدیل شود که بازوهایش تمام زندگی خصوصی و عمومی شهروندان را گرفته باشد. از اقتصاد تا فرهنگ، از رسانه تا خردترین سیاستگذاری‌ها. دولت هر چه بزرگ‌تر باشد، تأثیرگذاری آن بر زندگی شهروندان بیشتر است. دولت بزرگ همه‌جا هست: در اقتصاد، در فرهنگ، در جامعه... جایی نیست که دست دولت در آن نباشد.

لیبرالیسم همواره کوشیده است دولت را تا حد امکان کوچک کند، آن‌قدر کوچک که دولت به «گزمه» یا «پاسبان شب» بدل شود. لیبرالیسم می‌کوشد دست دولت را از اقتصاد و سایر شئون زندگی کوتاه کند. نتیجۀ این می‌شود که جامعه (یا همان جامعۀ مدنی) تا حد زیادی به شکل خودسازمانده پیش می‌رود و دامنۀ اختیارات دولت چنان ناچیز می‌شود که تغییر دولت‌ها تأثیر ناچیزی بر زندگی مردم می‌گذارد. نکتۀ اساسی همین است: خانی می‌آید و خانی می‌رود، اما در زندگی مردم آب از آب تکان نمی‌خورد (دست‎کم در زندگی مردم توفان نمی‌شود). این از مزایای «دولت کوچک» است و افتخار این کشف بزرگ را باید به نام لیبرال‌ها نوشت؛ گرچه مخالفان این کشف، دولت کوچک را ریشۀ بی‌عدالتی‌های اجتماعی دانسته‌اند و ایدئولوژی‌های بزرگ قرن بیستم (سوسیالیسم و فاشیسم) را برای از میان برداشتن دولت کوچک ساختند (بگذریم که این دعوا مثنوی هزار من است...).

بنابراین وقتی دولت کوچک باشد و دامنۀ اختیاراتش ناچیز باشد، وقتی بودن این حزب یا آن حزب تأثیر ناچیزی بر زندگی بگذارد، تنش هم به مرحلۀ خشاب و خون و باروت نمی‌رسد. زیرا گسترۀ عمدۀ زندگی مردم بیرون از دایرۀ دخالت دولت است و آدم‌ها زمانی واکنش رادیکال و بی‌شفقت نشان می‌دهند که حس کنند مسئله مرگ و زندگی است.

دو دلیل عمدۀ دیگر برای ثبات آمریکا وجود دارد: یکی نظام فدرال و تقسیم اختیارات میان دولت مرکزی و ایالتی و دیگری نظام دوحزبی. این دو مورد بحث مفصل می‌طلبد و بماند برای نوشتاری دیگر. اما ریشۀ اصلی همان «دولت کوچک» است.

وقتی انتخابات آمریکا برگزار می‌شد به شوخی می‌گفتم امیدوارم آمریکایی‌ها با رعایت مصالح مردم ایران رأی دهند، چون این‌که چه کسی رئیس‌جمهور آمریکا باشد توفیر چندانی برای مردم آمریکا ندارد، اما روی زندگی ما ایرانی‌ها بسیار تأثیرگذار است. دلیل این تناقض کوچکی دولت آمریکا و بزرگی دولت ماست.

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا امریکا انتخابات ریاست جمهوری امریکا دونالد ترامپ نانسی پلوسی جو بایدن لیبرالیسم حزب دموکرات حزب جمهوریخواه


( ۱۳ )

نظر شما :

فدوی ۰۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۰
ای کاش جناب نویسنده کمی هم با بیان مستند و با ذکر مثال از مزیت کوچک بودن دولت و ارتباط آن با ثبات آمریکا مطلب خود را کاملتر می کردند ... چون هر چه به مغز فشار می آورم این ارتباط را درک نمی کنم . مثلا در ایران علی رغم دولت بسیار بزرگ اگر قویترین ارتش دنیا و قویترین اقتصاد دنیا و قویترین پول دنیا و قویترین صنعت دنیا و قویترین دانشگاه های دنیا و ... پشت سر این دولت بود باز هم ما در ایران بی ثباتی می دیدیم ؟ ... تاثیر دولت کوچک را نمی فهمم .... فقط می فهمم که هر آمریکایی برای نمک شناسی هم که شده باید یک مجسمه طلا از هیتلر در خانه اش داشته باشه برای ادای احترام هر روزه ... که اگر غیر از این بود شاید همه چیز هم غیر از این بود ... اون همه ترین که در بالا نوشتم اگر در جنگل هم باشد ، بعید می دانم حیوانات هم به هم کاری داشته باشند چه رسد به انسان .
ناشناس ۰۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۹:۳۲
نویسنده محترم همانند یک بچه ۳ ساله هیچ تصور درستی از ساختار قدرت در ایالات متحده ندارند. این بدبختی عظیمی است که در کشور ۸۰ میلیونی ما یک متخصص امور آمریکا به معنای واقعی کلمه وجود ندارد و هر کسی از ظن خود (نه بر پایه واقعیت های موجود و مستدات) تصورات شخصی اش را به اسم تحلیل به خورد ملت می دهد.
سعید تبریزلی ۰۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۰:۳۵
دولت کوچک برای ایران فردا الزامی است تمرکز قدرت در تهران حتی در یکی از محله های تهران حتی در یکی از خانه های تهران شاید برای کوتاه مدت ثبات آفرین باشد ولی مانع توسعه کشور است. نگاهی به 150 سال اخیر همه چیز را مثل روز روشن می کند.
احمد محمود ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۱:۳۴
مثل اینکه اقای فدوی این مقاله را نخوانده منظور نویسنده این است با گسترش بی دلیل دولت کارایی ان کمتر میشود نمونه فلان اقا قبل از ترک پست دولتی 13000نفر را روی دوش خلف خود گذاشت نتیجه صفر.
امیر در جواب فدوی ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۵:۳۳
شما زیاد به مغزت فشار نیار چون هرکاری بکنی چیزی درک نمیکنی. نویسنده خیلی واضح و مختصر و مفید نوشته و اتفاقا برعکس رسم نوشتاری امروز مملکت ما که آسمان و ریسمان را به هم میبافند تا یک جمله بگویند و آخرش هم معلوم نیست چه میگویند ایشان خیلی صریح رفتن سراغ اصل مطلب!‌ اما دلیلی که شما نمیفهمی برمیگردد به مشکل خودت که با خواندن همین چند جمله ای که نوشتی مشخص است مشکل بزرگی است و راحتی رفع نمیشود!
امیر ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۵:۳۵
به نکته بسیار جالبی اشاره کردید. تابحال از زاویه کوچک بودن دولت به این مسئله فکر نکرده بودم. ممنون استفاده بردم.
ناراضی وضع موجود ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۷:۰۹
به نظر من دلیل خودسازمانده بودن لیبرالیسم در لسه فر و اباحه گری است که مروج آن است, چرا که نفسانیات سالاری و پرونوکراسی موجود درجوامع غربی و آمریکا رمقی برای انسان غربی در جهت عملکردهای سیاسی و اجتماعی والا و آرمانخواه نمیگذارد, هر چه هست شکم و زیر شکم و تامین رفاه مادی است. کمااینکه طرفداران ترامپیسم و همچنین پایوران دموکرات ها نیز مسئله شان دعوای بر نحوه توزیع ثروت و امکانات آمریکا از نظر ناسیونالیزم و یا گلوبالیزم بود. همین
بنده خدا ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۹:۳۶
حرف بی خود و بی سند کدام دولت کوچک؟ همه جا هستند و در همه زندگی مردم خود که هیچ در همه زندگی مردم دنیا در حال دخالت و جاسوسی هستند. فقط به دلیل اقتصاد و رضایت نسبی اقتصادی هست که مردمش به تعداد زیاد دنبال اعتراض در هیچی نیستند در ایران هم اگر این جماعت پخمه بتوانند ثبات اقتصادی درست ایجاد کنند مردم کاری به کار دولت ندارند که چه می کند!!
حسین ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۴
پرداختن به اونچه درجامعه آمریکا میگذره به اون سادگی نیست که این دوستمون تحلیل کرد. هرچند از نکته بینی عاری نیست . خانم Annie Jacobson کتاب های زیادی درباره موضوع« قدرت» ‌و حافظان اون در آمریکا نوشته. آخرین کتابی که من ازش خوندم، سال ۲۰۱۹ نوشته بنام surprise, kill, vanish (غافلگیر کن، بکش ناپدید شو)که درباره چگونگی حفظ اون «قدرت» لیبراله. روایت دیگر من از سناتور صاحب نام ایالت ایلی نوی هست که درسال ۲۰۰۸ و پس ازسقوط بانک (برادران لیمن) و سقوط اقتصاد جهانی و تلاش کنگره برای محدود کردن قدرت بانک‌های وال استریت درتلاش گذراندن لایحه ای در این باره بودکه به جایی نرسید. ودر جواب خبرنگاری که پرسیده بود: چرا نتونستید لایحه رو بگذرونین؟ گفت: (جملهٔ سناتور دیک دوربن ازایالت ایلی نوی بدون کوچکترین تغییر) This place belongs to them. اینجا( یعنی کنگره) متعلق به اوناست فکر می کنم در قفسه های کتاب وزارت خارجهٔ ما و همچنین دانشگاه های ما اونطور که بایدکتاب ها اندکند و خالی از تنوع لازم.