کنترل بایدن بر هر سه نهاد مهم در آمریکا شرایط سختی را برای ایران رقم می زند

پایانی بر حیات سیاسی ترامپ با حمله هوادارنش به کنگره

۱۹ دی ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۸۸۷۴ آمریکا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
علی بیگدلی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر این نکته که کنترل بایدن بر هر سه نهاد مهم در آمریکا (کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا) شرایط سختی را برای ایران رقم می زند، پیرامون حمله هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره و تاثیر آن بر آینده سیاسی وی باور است همان گونه که جریان راست رادیکال در ایالات متحده آمریکا با روی کار آمدن دونالد ترامپ طی چهار سال گذشته اوج گرفته بود، اکنون هم با عملکرد وی طی این دوره و پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ رو به افول خواهد گذاشت. خصوصاً با اعتراضاتی که روز چهارشنبه و متعاقبش حمله دیروز پنجشنبه هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره روی داد، نقطه عطفی در تاریخ جریان راست رادیکال به وجود خواهد آمد. به این معنا که علاوه بر افول این جریان در میان اقشار جامعه آمریکا به احتمال بسیار زیاد طبقه حاکم و هیات حاکمه در این کشور نیز نسبت به ورود مجدد افرادی از این طبقه به ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا جلوگیری خواهد کرد. بنابراین این جریان و شخص ترامپ، هم در حوزه اجتماعی و هم در حوزه سیاسی دیگر اجازه رشد و نمو نخواهند داشت.
پایانی بر حیات سیاسی ترامپ با حمله هوادارنش به کنگره

دیپلماسی ایرانی – دیروز پنجشنبه نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایالات متحده آمریکا رقم خورد. حمله هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره این کشور موسوم به «کاپیتال» که در طول ۲۰۷ سال گذشته بی سابقه بوده است؛ اتفاقی که علاوه بر کم نظیری با بهتر بگوییم بی نظیریش، منجر به اخلال در روند بررسی و تائید نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده هم شد. چرا که به آتش کشیده شدن کنگره در سال ۱۸۱۴ میلادی به دلیل جنگ بین نیروهای پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند با نیروهای ایالات متحده آمریکا روی داده بود. اما این بار خود آمریکایی ها حمله به کاپیتال را سامان دادند؛ اتفاقی که با فراخوان دونالد ترامپ برای تجمع هوادارانش در پایتخت آمریکا روی داد. لذا اکنون وی با انتقادات گسترده ای، هم در داخل ایالات متحده آمریکا به خصوص از سوی حزب دموکرات و هم در سطح جهانی و افکار عمومی روبه‌رو است. ذیل این مسئله علاوه بر شکل گیری موج استعفا ها، اخراج ها و برکناری ها از دیروز پنج شنبه در کاخ سفید اکنون شایعه برکناری ترامپ تا پیش از پایان دوره ریاست جمهوری اش با استفاده از متمم ۲۵ قانون اساسی و یا استیضاح بسیار پر رنگ تر شده است. اما به واقع حمله هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره چه تاثیر بر آینده سیاسی وی خواده گذاشت؟ دیپلماسی ایرانی بررسی مسئله را درگپ و گفتی با علی بیگدلی، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل اروپا و آمریکا پی گرفته است که در ادامه از نظر می گذرانید:

با حمله دیروز پنجشنبه هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره موسوم به «کاپیتال» علاوه بر اینکه ایالات متحده آمریکا به کانون توجهات رسانه‌ای و سیاسی جهانی بدل شد، از آن سو شاهد همراهی و همسویی هیات حاکمه این کشور علیه ترامپ هستیم. به گونه‌ای که ضمن تندتر شدن لحن و شدت گرفتن حملات دموکرات ها به رئیس جمهور فعلی ایالات متحده، حتی کار به انتقاد، اعتراض و فاصله اکثر جریان جمهوری خواه با ترامپ نیز کشیده شده است. اینها علاوه بر آن است که به دلیل فراخوان دونالد ترامپ برای تجمع هوادارانش در واشنگتن دی سی برای تحت الشعاع قرار دادن نتایج انتخابات آمریکا در سنا و به تبع آن حمله این افراد به ساختمان کنگره اکنون بیشتر اعضای کابینه وی با استعفاهایشان در حال جدا شدن از دولت ترامپ هستند. افزون بر این نکات اکنون سایه برکناری دونالد ترامپ توسط کنگره با محوریت مجلس نمایندگان پررنگ تر شده است. در مجموع آیا باید شاهد پایانی بر حیات سیاسی ترامپ با حمله هوادارنش به کنگره باشیم؟

قطعا چنین است. همان گونه که جریان راست رادیکال در ایالات متحده آمریکا با روی کار آمدن دونالد ترامپ طی چهار سال گذشته اوج گرفته بود، اکنون هم با عملکرد وی طی این دوره و پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ رو به افول خواهد گذاشت. خصوصاً با اعتراضاتی که روز چهارشنبه و متعاقبش حمله دیروز پنجشنبه هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره روی داد، نقطه عطفی در تاریخ جریان راست رادیکال به وجود خواهد آمد. به این معنا که علاوه بر افول این جریان در میان اقشار جامعه آمریکا به احتمال بسیار زیاد طبقه حاکم و هیات حاکمه در این کشور نیز نسبت به ورود مجدد افرادی از این طبقه به ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا جلوگیری خواهد کرد. بنابراین این جریان، هم در حوزه اجتماعی و هم در حوزه سیاسی دیگر اجازه رشد و نمو نخواهد داشت. در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت که حداقل طی چند سال آتی بستری برای مجدد این جریان وجود نخواهد داشت.

ولی پیش از این هم جریان های رادیکال سیاسی - اجتماعی در آمریکا در برهه هایی توانستند تا اندازه ای شرایط را برای حضور خود مهیا کنند، مشابه همین جریان پیشتر در حرکت «تی پارتی» (Tea party movement) هم مشاهده شد. پس به قول شما اگر امکان اوج گیری دوباره جریان راست رادیکال، ذیل امکان اوج گیری ترامپ و ترامپیسم در ایالات متحده آمریکا وجود نداشته باشد، اما احتمال روی کار آمدن جریان دیگری از همین نحله فکری وجود دارد؟

اتفاقا در خصوص جنبش تی پارتی هم باید گفت که نقطه شکل گیری این جنبش به آتش کشیدن کشتی چای در بندر بوستن در ۱۷۷۳ به دلیل مبارزه علیه انحصار دولت بریتانیا و کمپانی هند شرقی بر واردات چای به ایالات متحده آمریکا بود. ضمن اینکه جنبش تی پارتی تمرکز خود را روی مسائل اقتصادی گذاشته است، نه مسائل سیاسی و اجتماعی. اما به هر حال اعتراضاتی که از دل این جنبش به وجود آمده است نشان داده که جریان های رادیکال با عملکرد خود یا به سمت اوج گیری یا به سمت افول خواهند رفت. پس همانگونه که جریان راست رادیکال با نمایندگی دونالد ترامپ طی چهار سال اخیر عملکردی در داخل آمریکا و سطح بین الملل به جای گذاشته است که در کوتاه مدت امکان بازگشت آنها به عرصه سیاسی و اجتماعی ایالات متحده آمریکا وجود ندارد، باید گفت که احتمال روی کار آمدن جریان دیگری از همین نحله فکری بسیار کم رنگ است.

با این حال جریان ترامپیسم نقطه عطف جدی در این جریان است. طرفداران تئوری توطئه «کیو -‌ آنان» (QAnon) که معتقد است دونالد ترامپ به همراه تیمی مخفی از افسران ارتش آمریکا، در حال جنگ با پدوفیل‌های شیطان‌پرست در درون حزب دموکرات هستند، در کنار گروه های راست افراطی، همچنین هوادارن «تیم جیونت» یا همان  بیکد آلاسکا (Baked Alaska) طرفدار دونالد ترامپ، حامیان جنبش انتخاباتی «توقف دزدی»، گروه خودخوانده «کاروان‌های میهن پرست»، اعضای گروه «پسران مفتخر» و دیگر گروه های ریز و درشت در چهارشنبه و پنج شنبه نشان دادند که توان غیر قابل انکاری دارند. آیا شما کماکان معتقدید این جریان برخاسته به محاق خواهد رفت؟

نکته مهمی که در سوال شما وجود دارد این است که تمام این جریانات متعدد و متنوع اجتماعی در آمریکا با طرفداران کم و یا زیاد خود با محوریت دونالد ترامپ به سینرژی اثرگذاری قابل توجهی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایالات متحده آمریکا رسیده بودند. یعنی اتفاقی که چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری در واشنگتن روی داد به دلیل درخواست دونالد ترامپ برای تجمع هوادارانش در این در پایتخت آمریکا به منظور جلوگیری از تایید پیروزی جو بایدن در مجلس سنا بود. در صورتی که بدون ترامپ تمام این جریان‌های متنوع، متعدد و حتی متضاد اجتماعی نمی توانستند در کنار هم جمع شوند. حال که قطعاً حیات سیاسی دونالد با پایان دوره ریاست جمهوریش به پایان خواهد رسید باعث فروپاشی این جریانات هم خواهد شد و چون فرد دیگری هم در سطح ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا وجود ندارد که بتواند این جریانات را در کنار هم متحد کند تا بتواند قدرت اثرگذاری لازم را داشته باشد بنابراین تک تک این جریانات ها به محاق خواهند رفت. مضافا این که دونالد ترامپ با بیانیه ای که امروز جمعه منتشر کرد و در آن حمله به کنگره را توسط هوادارانش «محکوم» کرد و از آن به عنوان «حمله ای شنیع» یاد کرده است باعث خواهد شد که بیشتر این جریانات از دونالد ترامپ نیز فاصله بگیرند. بنابراین، هم خود دونالد ترامپ و جریان حامی و هوادارانش در یک گسل از همدیگر جدا خواهند شد و به تبع آن هر دو هم به محاق خواهند رفت.

حال قدری هم روی آینده سیاسی دونالد ترامپ تا پیش از پایان دوره ریاست جمهوری او تمرکز کنیم. با توجه به اینکه هیات حاکمه آمریکا با محوریت جریان دموکرات، دونالد ترامپ را مقصر حمله به کنگره قلمداد می کند اکنون تلاش های بسیار جدی برای برکناری او تا پیش از ۲۰ ژانویه، زمان روی کار آمدن جو بایدن در دستور کار قرار گرفته است. پیرو این نکته مجلس نمایندگان و خصوصا خانم نانسی پلوسی، رئیس این مجلس فشار جدی به مایک پنس، معاون اول دونالد ترامپ مبنی بر اجرای بخش چهارم متمم ۲۵ قانون اساسی برای برکناری رئیس جمهوری وارد کرده اند. از نگاه شما برکناری دونالد ترامپ تا چه اندازه می ‌تواند با تکیه بر بخش چهارم متمم ۲۵ قانون اساسی اجرایی شود؟

 من بسیار بعید می دانم در فاصله کمتر از دو هفته به پایان دوران ریاست جمهوری مسئله برکناری دونالد ترامپ، چه از طریق استفاده از متمم ۲۵ قانون اساسی و چه از طریق استیضاح امکان‌پذیر باشد. ضمن اینکه با بیانیه امروز ترامپ مبنی بر محکوم کردن حمله هوادارانش به کنگره و شنیع خواندن آن به نظر می‌رسد که حداقل تا پایان دوره ریاست جمهوری، وی تضمینی برای بقایش در ریاست جمهوری را گرفته است. البته قطعاً جریان دموکرات، به خصوص مجلس نمایندگان و همچنین مجلس سنا که وضعیتش در سایه انتخابات ایالت جورجیا به کلی متفاوت از گذشته است، اهرم فشار خود را برای کنترل دونالد ترامپ تا پایان دوره ریاست جمهوریش خواهند داشت. ضمن اینکه ناگفته نماند خود جمهوری خواهان هم به منتقد جدی عملکرد دونالد ترامپ بدل شده اند. یعنی جمهوری خواهان، هم در مجلس نمایندگان و هم در مجلس سنا قطعاً به دنبال کنترل دونالد ترامپ تا پایان ریاست جمهوریش خواهند بود. به هر حال عملکرد وی در طی چهار سال گذشته به خصوص در طول ماه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ تا به اکنون به گونه ای بوده که میراث بسیار تلخی برای جمهوری‌خواهان به یادگار گذاشته است. به گونه ای که این حزب در میان مدت امیدی به کسب اکثریت کنگره و یا به دست آوردن کاخ سفید را ندارد. البته باید گفت که متمم بیست و پنجم که در ۱۹۶۷ به تایید رسید، پس از ترور جان اف. کندی در ۱۹۶۳ طرح شد که رسیدگی به بحث جانشین ریاست جمهوری و ناتوانی رئیس جمهور اشاره دارد. بخش چهار این متمم ناظر بر این است که اگر رئیس جمهور آمریکا قادر به انجام وظایف خود نباشد و به صورت داوطلبانه هم کناره‌گیری نمی‌کند، چگونه می توان او را برکنار کرد. اما استفاده از این متمم، هم برای مجلس نمایندگان و خود مایک پنس پیچیده است. چون با استناد به متمم بیست و پنجم، مایک پنس و اکثریت کابینه ترامپ باید اعلام کنند که ترامپ قادر به اجرای وظایفش به عنوان رئیس جمهور نیست تا بتوانند او را برکنار کنند. در آن صورت، پنس قدرت را به دست می‌گیرد. اما نکته اینجاست که ترامپ متعاقب این حرکت احتمالی کابینه با محوریت پنس می تواند اعلام کند که توانایی از انجام وظایفش را به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده دارد. لذا اگر مایک پنس و اکثریت کابینه به تصمیم ترامپ اعتراض نکنند، ترامپ قدرت را دوباره به دست می‌آورد. به موازاتش اگر  کابینه در مورد تصمیم ترامپ اختلاف‌نظر داشته باشند، پس از آن موضوع توسط کنگره تصمیم‌گیری می‌شود، اما پنس تا آن زمان به عنوان رئیس جمهور به کارش ادامه خواهد داد. در صورتی که هیچ کدام از این شرایط فعلا در دولت و کابینه ترامپ و شخص مایک پنس مشاهد نشده است.

اما جناب بیگدلی بعد از اتفاقات دیروز پنج شنبه در حمله به کنگره شاهد موج استعفاها در کاخ سفید هستیم. از استعفای مت پوتینگر، معاون رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید گرفته تا بتسی دووس، وزیر آموزش پرورش، رایان تالی، مشاور ارشد شورای امنیت ملی آمریکا در امور روسیه تا احتمال استعفای الن چائو، وزیر حمل و نقل دولت ترامپ و همسر میچ مک‌کانل، رهبر جمهوری‌خواهان سنا و نیز احتمال استعفای خود رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید و ... ؛ اینها علاوه بر آن است که به درخواست ترامپ از ورود مارک شورت، رئیس دفتر پنس و مشاور کلیدی او در مسئله شمارش نتایج آرای الکترال جلوگیری به عمل امده است. ضمن این که گابریل نورونها، مقام مسئول وزارت امور خارجه آمریکا در امور ایران به دلیل انتقاد از دونالد ترامپ در صفحه توئیترش، از سوی کاخ سفید اخراج شد. حتی کار به استعفای استفانی گریشام، رئیس دفتر کارکنان ملانیا ترامپ، همسر رئیس‌جمهوری آمریکا و دبیر مطبوعاتی سابق کاخ سفید هم کشیده شده است. پس کابینه ترامپ هم چندان حامی و همراه او نیست. لذا نباید تکیه بر بخش چهارم متمم ۲۵ قانون اساسی را چندان دور از ذهن دانست؟

بله من نکات درست شما را کاملا تایید می کنم. کما این که منکر موج اخراج ها، برکناری ها و استعفاها از کاخ سفید به دلیل نقش دونالد ترامپ در تهییج و تحریک هوادارانش در حمله به ساختمان کنگره نیستم. ضمن این که نباید فراموش کرد مسئله استعفا، اخراج و یا برکناری مقامات کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ چیز چندان عجیب و تازه ای نیست. به گونه ای که شاید در هیچ دوره ای از ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در یک بازه ۴ ساله شاهد این میزان از استعفا، اخراج و برکناری نباشیم. اما با این وجود مسئله مهمی که در پاسخ به سوال شما باید به آن تاکید کرد مسئله «زمان» است. ما کمتر از دو هفته و مشخصا ۱۲ روز تا روی کار آمدن جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا زمان داریم. بنابراین فرصت کافی برای طی این پروسه سیاسی میان کابینه و دونالد ترامپ وجود ندارد که بخواهند وی را از ریاست جمهوری برکنار کنند. بلکه بیشتر تمرکز روی کنترل و مدیریت دونالد ترامپ از طریق کنگره و به خصوص مجلس نمایندگان در دستور کار خواهد بود. البته با توجه به بیانیه امروز ترامپ و اینکه وی پیروزی بایدن را پذیرفته است به نظر می رسد که فضا تا پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ آرامتر شود. لذا تلاشی برای برکناری او در دستور کار نباشد. البته در این میان برخی تحرکات مجلس نمایندگان برای این منظور دیده شده است، اما به نظر نمی رسد که نهایتا به برکناری ترامپ طی ۱۲ روز آتی کشیده شود.

در این بین اخباری هم دال بر عفو ترامپ توسط خودش تا پیش از پایان دوران ریاست جمهوریش هم مطرح شده است تا ذیل این عفو، خود را از هر گونه محاکمه احتمالی به اتهام های گوناگون مصون و مبرا نگاه دارد. پیرو این مسئله نیویورک تایمز گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با پیش بینی مجازات احتمالی پس از پایان دوره کارش در ۲۰ ژانویه، با دستیارانش در مورد امکان عفو خود، گفت وگو و مذاکره کرده است. حال سوال اینجاست که عفو ترامپ توسط خودش، مصونیت قضایی برای وی به همراه خواهد داشت؟

نظرات حقوقی در مورد اینکه آیا دستگاه قضایی آمریکا چنین عفو ریاست جمهوری را در صورتی که ترامپ مورد مجازات قضایی قرار گیرد تایید می کند یا خیر، متناقض است. لذا در پاسخ مشخص به این سوال شما باید دید که ترامپ بعد از پایان ریاست جمهوری با چه اتهاماتی و در چه سطحی مواجه خواهد شد. آیا مسائل امنیتی او را به دادگاه خواهد کشاند یا تخلفات مالی و اقتصادی و یا احیانا سوء استفاده از قدرت و دیگر مسائل؛ هر کدام از این ها دارای بار حقوقی و ابعاد قضایی متفاوت و متنوعی است که می تواند مسئله عفو احتمالی ترامپ توسط خودش را تحت‌الشعاع قرار دهد.

با توجه به نتایج انتخابات سه شنبه هفته جاری سنا در ایالت جورجیا و تعیین تکلیف دو کرسی باقی مانده به نفع دموکرات ها که با پیروزی رافائل وارنوک و جان اوسوف تمام شد، علاوه بر کاخ سفید و مجلس نمایندگان اکنون مجلس سنا نیز در اختیار این حزب (دموکرات ها) قرار گرفته است و جمهوری خواهان در اقلیت می گیرند. حال سوال اینجاست که این مسئله تا چه اندازه می‌تواند تاثیر مخرب و یا احیانا تاثیر مثبتی بر پرونده هسته‌ای ایران و برجام داشته باشد؟ به عبارت روشن تر آیا جو بایدن با در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان و مجلس سنا دست بازتری برای بازگشت به برجام و لغو تحریم ها خواهد داشت و یا بالعکس، رئیس جمهوری ایالات متحده با این اهرم ها، ذیل در اختیار گرفتن کاخ سفید، مجلس نمایندگان و مجلس سنا به سمت فشار بیشتر به ایران پیش خواهد رفت؟

اکنون جو بایدن با یک بخت و اقبال بسیار خوبی ریاست جمهوری را در ۲۰ ژانویه آغاز می‌کند. چرا که علاوه بر کاخ سفید اکنون مجلس سنا و مجلس نمایندگان را هم در اختیار دارد. بنابراین مسیر هموارتری برای پیگیری طرح‌ها، برنامه‌ها و اهداف خود در پیش رو دارد. البته واقعیت آن است که اکنون جو‌ بایدن امتیازات بسیار خوبی هم از دوره دونالد ‌ترامپ به ارث خواهد برد. مسئله تحریم‌های بی‌سابقه‌ای علیه ایران و همچنین انتقال جنگ افزارها و ادوات نظامی پیشرفته به منطقه برای محاصره جمهوری اسلامی. ضمن این که با توجه به سابقه سیاسی و دیپلماتیک جو بایدن وی از توانایی بالایی برای اتحاد جامعه جهانی با ایالات متحده آمریکا به منظور احیای اجماع بین المللی ضد تهران برخوردار است. اینها علاوه بر آن است که اکنون جو بایدن علاوه بر نهاد کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنای آمریکا را هم در اختیار دارد. پس قطعا این شرایط به نفع جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. یعنی اگر ایالات متحده آمریکا در دوره بایدن پشت میز مذاکره با ایران بنشیند از این ابزارها و اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران نهایت استفاده را خواهد برد. 


 

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: علی بیگدلی ایران آمریکا جو بایدن دونالد ترامپ حمله به کنگره آمریکا حزب دموکرات حزب جمهوری خواه مجلس سنای آمریکا مجلس نمایندگان آمریکا نانسی پلوسی


( ۲ )

نظر شما :

خسرو ۲۰ دی ۱۳۹۹ | ۱۳:۱۴
شخص ترامپ به لحاظ این وقایع و سن بالایش ، آینده سیاسی نخواهد داشت ولی جریان راست رادیکال و بنیادگرای مسیحی اوانجلیست در آینده نیز تاثیرگذار خواهد بود چون حز ب جمهوریخواه نمی تواند از هفتاد و چند میلیون رای این جریان چشم پوشی کند