سه گزینه ای که پیش روی ایران است

بازدارندگی هسته ای و بازگشت به ریل توسعه اقتصادی

۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۹۸۰۰۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مصطفی نجفی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: نچه واضح به نظر می رسد این است که مسئله توسعه اقتصادی در ایران در ۲۰۰ گذشته هیچگاه در یک مدار و مسیر مشخصی قرار نگرفت و بیش از هرچیزی گروگان معضله امنیت و بقا بوده است. اگرچه امنیت و توسعه اقتصادی را نمی توان از یکدیگر جدا کرد، اما هیچ نقشه راه و برنامه مدون، قابل اجرا و مستقلی برای توسعه اقتصادی جدا از مسئله امنیت وجود نداشته است. آنچه بیش از هر چیز بر برنامه ها، دیدگاه ها و چشم انداز توسعه محور غلبه داشته، معضله امنیت و مسئله بقا بوده است. 
بازدارندگی هسته ای و بازگشت به ریل توسعه اقتصادی

نویسنده: مصطفی نجفی، پژوهشگر حوزه سیاست خارجی و امور خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: ایران به عنوان یک کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک و استراتژیک ویژه و منحصر به فرد، همواره با مسائل و بحران های زیادی در محیط پرتنش و منازعه زای خاورمیانه روبرو بوده است. با مروری بر 200 سال گذشته تاریخ این سرزمین، ایران با دو مسئله و معضله اساسی روبرو بوده است: یکی مسئله توسعه اقتصادی و دیگری معضله امنیت. 

آنچه واضح به نظر می رسد این است که مسئله توسعه اقتصادی در ایران در 200 گذشته هیچگاه در یک مدار و مسیر مشخصی قرار نگرفت و بیش از هرچیزی گروگان معضله امنیت و بقا بوده است. اگرچه امنیت و توسعه اقتصادی را نمی توان از یکدیگر جدا کرد، اما هیچ نقشه راه و برنامه مدون، قابل اجرا و مستقلی برای توسعه اقتصادی جدا از مسئله امنیت وجود نداشته است. آنچه بیش از هر چیز بر برنامه ها، دیدگاه ها و چشم انداز توسعه محور غلبه داشته، معضله امنیت و مسئله بقا بوده است. 

طی دو قرن گذشته، قرار گرفتن ایران در مدار رقابت قدرت های بزرگ به ویژه در دوره های رقابت و گذار نظام بین الملل همواره کشور را در معرض تهدیدات و تجاوزات مداوم قرار داده است. بر همین اساس، آنچه بیش از هر چیز بر ذهن و ادراکات تصمیم ساز و سیاست گذار ایرانی سایه افکنده، معمای امنیت و مسئله ای تحت عنوان بقا و حفظ موجودیت بوده است. همین ادارکات امنیت محور و تهدیدات مداوم هیچ گاه منجر به حل مسائل و مصائب اقتصادی در کشور نشد و ایران از ریل توسعه اقتصادی خارج شد. در واقع، مسئله توسعه اقتصادی در حاشیه نگرانی های امنیتی قرار می گیرد و نمی تواند به ریل بازگردد.
جان هرتز، به‌عنوان نخستین کسی که ایده معمای امنیت را در سال 1950 مطرح کرد، بر آن است: «معمای امنیت به وضعیتی اطلاق می‌شود که گروه‌ها، رهبران و اشخاص، در مورد اینکه توسط دیگران مورد تهاجم قرار گیرند و یا به وسیله آن‌ها تحت سلطه قرار گیرند، به‌شدت نگران هستند».  

بر همین اساس، امنیتی بودن و امنیتی شدن مفرط محیط بیرونی و به تبع آن محیط داخلی، هیچگاه نتوانسته مسئله بقا را برای سیاستمداران و تصمیم سازان ایرانی حل کند و معضله امنیت همواره حاد و لاینحل باقی مانده است.

با ذکر این مقدمه، می توان این گزاره را مطرح کرد که تا زمانی که مسئله بقا و معضله حاد امنیت برای ایران حل نشود، ایران در مسیر توسعه اقتصادی قرار نخواهد گرفت و هزینه های زیادی برای حفظ بقا و کاهش مخاطرات و نگرانی های امنیتی باید بپردازد.

معمای حل مسئله بقا 

پرسش اساسی این است که برای حل معضله بقا چه باید کرد؟ در واقع، ایران برای خروج از معضله حاد امنیت و بقا چه 
راهبردی باید اتخاذ کند؟ پاسخ واضح است. باید تغییر شگرف و متهورانه ای در استراتژی های امنیتی کشور حاصل شود.

واقعیت این است که بازدارندگی متعارف و یا راهبرد دفاع تهاجمی مبتنی بر ظرفیت های نامتقارن به تنهایی نمی توانند مسئله بقا را مرتع سازند. اکنون که در دوران پرمخاطره گذار قدرت در نظام بین الملل مواجه هستیم، نیاز به اتخاذ یک راهبرد تاریخی برای حل نهایی مخاطرات و نگرانی های امنیتی هستیم. 

ایران سه گزینه در اختیار دارد که البته اتخاذ هر کدام با چالش ها و مسائل متعددی روبه رو است:

نخست: ادامه مسیر فعلی و تکیه بر خوداتکایی استراتژیک

خوداتکایی استراتژیک مسیری است که با پیروزی انقلاب اسلامی دنبال شد و علی رغم اینکه کشور توانست به بازدارندگی متعارف دست پیدا کند، اما تاکنون نتوانسته بر معضله حاد امنیت فائق آید و تداوم تهدیدات و اداراک بقامحور، کشور را از ریل توسعه اقتصادی خارج کرده است. لذا، علی رغم همه دستاوردها و نتایج ملموس نظامی و ارتقای توان و سطح بازدارندگی کشور در 42 سال گذشته، مسئله بقا همچنان لاینحل باقی مانده است.

دوم: شیفت و تغییر بنیادین در استراتژی ها و گفتمان سیاست خارجی کشور و ائتلاف با یک قدرت بزرگ

گزینه دیگر فاصله گرفتن از «خوداتکایی استراتژیک» و «اتکا و اتحاد استراتژیک» به یک قدرت بزرگ است. این راهبردی است که حامیان زیادی در فضای سیاسی و امنیتی-نظامی کشور است. منتها توافق عامی بر سر اینکه به چه قدرتی در نظام بین الملل باید وارد اتحاد استراتژیک شد وجود ندارد. عدم توافقی که در 200 سال گذشته یک دو راهی و سردرگمی راهبردی را در میان نخبگان ایرانی ایجاد کرده و بیش از آنکه بتواند معضله حاد امنیت کشور را برطرف سازد، از یک سو، دو قطبی های مطلق گرایانه و محدود کننده ای همچون «روسوفیل» و «انگلوفیل» و اخیرا «چینوفیل» را به وجود آورده و از طرف دیگر، زمینه بی اعتمادی قدرت های بزرگ به شکل گرفتن و تداوم چنین اتحادی را ایجاد کرده است. مروری بر اتحاد ایران با قدرت های بزرگ در دو قرن گذشته تایید کننده این فرض است و به نظر می رسد این گزینه بیش از آنکه بتواند به حل مسئله بقا کمک کند، نزاع و مناقشات داخلی به ویژه در سطح نخبگان سیاسی را تشدید خواهد کرد.

سوم: بازدارندگی هسته ای

ایران در رابطه با برنامه هسته ای خود سه گزینه در اختیار دارد: نخست، کنار نهادن تمامی برنامه هسته ای خود، دوم، ادامه چرخه مذاکراتی فعلی و سوم، خروج از این چرخه و دستیابی به سلاح هسته ای. گزینه نخست، نه رئالیستی و نه قابل توصیه است. کنار گذاشتن برنامه هسته ای نه تنها معضله امنیت ایران را برطرف نخواهد کرد بلکه نگرانی های امنیتی را برای تصمیم ساز و نخبگان ایرانی دو چندان خواهد کرد. گزینه دوم نیز هیچ چشم انداز روشنی ندارد. چرخه ای لاینحل که حدود دو دهه از عمر آن می گذرد و به نظر می رسد نه تنها مسئله بقا را حل نمی کند بلکه آن را تشدید و حادتر می کند. به ویژه آنکه اجماعی در کشور بر سر آن وجود ندارد. گزینه نهایی برای ایران بازدارندگی هسته ای است.

گزینه ای که گرچه طرفداران زیادی در کشور- حداقل در موضع رسمی و اعلانی- ندارد، اما می توان به عنوان آخرین گزینه ایران برای حل نهایی معضله حاد بقا در نظر گرفته شود. لذا، می توان گفت دستیابی ایران به سلاح هسته ای و رسیدن به بازدارندگی نهایی تنها گزینه در دسترس ایران برای خروج از مسئله بقا و ورود به ریل توسعه اقتصادی است. با این حال، بدون تردید اتخاذ راهبرد بازدارندگی هسته ای با چالش های زیادی مواجه است و مهم تر از آن به پرسش های دشوار و پاسخ های قانع کننده ای نیاز دارد. پرسش هایی شامل:

•    بازدارندگی هسته ایران با چه چالش ها و مقاومت هایی روبه رو است؟

•    برای عبور از این چالش ها چه راهبردهایی باید اتخاذ شود؟

•    بازدارندگی هسته ای ایران چه نتایجی به دنبال خواهد داشت؟ 

•    مدل بازدارندگی هسته ای ایران مانند کره شمالی خواهد بود یا مدلی همانند هند؟

•    با دستیابی ایران به سلاح هسته ای الگوی رفتاری ایران در سیاست خارجی تا چه اندازه تغییر خواهد یافت و در چه مسیری قرار می گیرد؟ ادغام در نظام بین الملل یا واگرایی و تقابل با نظم موجود؟ 

این ها پرسش هایی است که در یادداشت های بعد بدان ها پاسخ خواهم داد. 

کلید واژه ها: ایران هسته ای امنیت ایران اقتصاد ایران توسعه اقتصادی پرونده هسته ای ایران


( ۱۳ )

نظر شما :

فدوی ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۶
بهترین راه : دستیابی به سلاح هسته ای و ادغام متوازن در نظام بین المللی ... چیزی شبیه هند
امیر ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۲
سپاس از نوشته خوبتان. ایران زخم های کهنه ای از اتکا به قدرت های بزرگ دارد، قدرت های بزرگ از ایران به عنوان کارت بازی مقابل هم استفاده می کنند. بنابر منافعشان یک روز پشتیبانی و یک روز پشت می کنند. کسی از پاکستان خرده نمی گیرد که چرا سلاح و بازدارندگی هسته ای دارد، چون دشمن او هم دارد (هند) . چرا ما که هر روز به بدخواهان و تهدیدها علیه کشورمان اضافه می شود و تقریبا همه دشمنان بزرگمان سلاح هسته ای دارد (با تعداد قابل توجه) ، باید از در دیپلماسی و گفت و گو و مذاکره وارد شویم؟ آخر دیپلماسی هم باید از موضع قدرت باشد. چه تضمینی وجود دارد که دشمنان ما دست به سلاح هسته ای نبرند؟ آن روز می خواهیم بگوییم دنیای گفتمان هاست نه موشک ها؟ شهامت ساخت سلاح هسته ای ندارید لااقل یک جوری بازدارندگی هسته ای داشته باشید و مثلاً غنی سازی ها باید افزایش یابد. اراده قوی، ایران قوی
داریوش ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۳
ایران خواه ناخواه مجبور خواهد شد به سمت سلاح هسته ای برود، دوست دارم یا ندارم نیست
علی ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۸
حتی حضرت علی که معصوم بود در صفین نظر جمع را پذیرفت هر چند که اشتباه محض بود ولی بدون ادعا پذیرفت، بازدارندگی هسته ای که در دنیایی امروز یقین پیروی از دستورات پیامبر است. که گفتند در مقابل کافران خود را مجهز کنید.
محمد ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۳۵
همانطوری که خودتان هم اشاره کردید ، یک مثال واضح وجود دارد به نام کره شمالی که هم در یک اتحاد استراتژیک با چین است ، هم سلاح هسته ای داردو هم با یک نظام متمرکز ، هیچ کدام از مشکلات ایران را هم دارا نیست ، اما نتیجه اش را به وضوح می بینیم. هندو پاکستان هم مثال خوبی نیستند ، چون سلاح هسته ای آنها فقط برای خنثی کردن یکدیگر به کار می رود ، و همچنین هند در یک اتحاد با امریکا قرار دارد ، حتی چین و روسیه هم با مساعدت امریکا در حال حرکت به سمت توسعه اقتصادی هستند ، مشکل ما نقشی است که برای خود قائل شده ایم و توان اجرایش را هم نداریم ، در زمان جنگ تحمیلی ، امام خمینی با دور اندیشی شعار راه قدس از کربلا می گذرد را مطرح کردند و نیروهای ما از تشدد ویرانگری که می رفت باعث شکستمان شود جلوگیری کردند ، امروز هم باید قبول کنیم که ایران هرچند بزرگ و قدرتمند فقط یک کشور است و سیاستمداران ما فقط و فقط باید به فکر رفاه مردم خودمان باشند ، هر نقش ایدئولوژیکی که بپذیریم به معنی فشار اقتصادی به مردم ، عدم همراهی آنها است . همانطور که امروز می بینیم نه دل اهالی خاورمیانه با ما نرم شده و نه مردم در انتخابات حضور پرشوری داشتند ، از این مانده و از آن رانده
Darius ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۳۸
ما باید سلاح هسته ای داشته باشیم، پاکستان و هند و اسرائیل دارند، ایران چرا نباید داشته باشه؟ ایرانی که همیشه مورد تهدید همسایگان و قدرت های استعمارگر بوده است حق داره سلاح هسته ای داشته باشد. تعارف رو باید کنار بگذاریم، ما ایرانی ها دشمن کسی نیستم و سلاح هم علیه کسی استفاده نخواهیم کرد اما نمیتونیم اجازه بدهیم استعمارگران صهیونیست و آمریکایی و نئوکان همش مردم ایران و خاک ایران رو تهدید کنند.....ایران باید اتمی بشه و یک اتحاد قدرتمند با روسیه و چین تشکیل بدهد. دوست ایران، ملت خوب روسیه و ملت خوب چین هستند که خودشان زخم خورده امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم هستند، ترکیه تا زمانی که عضو ناتو است هرگز دوست ایران نیست. ناتو دشمن ذاتی ایران، روسیه و چین است. ما ایرانی ها باید دست برداریم از غرب و آمریکا، آمریکا و غرب فقط نوکر اسرائیل هستند و به اسرائیل کمک میکنند نه به ایران، غرب دوست ایران نیست، آمریکا دوست ایران نیست، روسیه و چین دوست ایران هستند، روسیه و چین هم باید اختلافاتشون رو کنار بگذارند و آماده تشکیل یک اتحاد قدرتمند علیه آمریکا بشن......آمریکا و سیستم سرمایه داری صهیونیستی فدرال رزرو دشمن ذاتی بشریت است، آمریکا با کمک هژمونی دلار و قدرت بانکداری صهیونیستی یک دیکتاتوری بین المللی درست کرده و اجازه توسعه و پیشرفت دنیا رو نمیده.......چین باید یک ارز بین المللی جدید بسازد که جایگزین دلار بشه، ایران هم هرچه زودتر باید بره سمت ساخت سلاح هسته ای و روسیه و چین هم باید از یک ایران هسته ای دفاع کنند و یک متحد هسته ای جدید برای خودشان در خاورمیانه پر از نفت و انرژی بسازند. مردم ایران بخاطر کارهایی که ترامپ کرد در این چهارسال دیگر هرگز علاقه ای به آمریکا ندارند و فهمیدن که آمریکا فقط دنبال زورگویی است.
سهراب ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۲
چرا فکر میکنید دنیا به کشوری که در قانون اساسی اش هدف گسترش جهانی انقلاب اسلامی هست اجازه داشتن بمب میدهد؟ در ضمن اگر امارات و عربستان و قطر و بحرین هم بمب پیدا کنند انوقت چه؟ این راه کره شمالی شدن هست. دنیا به نفت ایران هم دیگر احتیاجی ندارد. محاصره اقتصادی-نظامی کامل هم انجام شود هیچکس کاری نخواهد. این نوشته از نظر واقعیتهای تاریخی در نظر گرفته شده بسیار ضعیف بود و اصولا به دلایل این معضل امنیت نه پرداخت. اینکه فکر کنیم همه دنیا جمع شده اند که امنیت ما رو از بین ببرند در حالیکه ما مرگ بر فلان و فلان میگیم یک مقدار تحریف واقعیت هست.
سهراب ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۳۵
نویسنده مساله بقا را دقیق تعریف نکرده. ایا منظور بقای ایران هست یا نظام جمهوری اسلامی؟ و در این نوشته اصلا از عبارت "جمهوری اسلامی ایران" استفاده نشده چرا؟ در حالیکه دشمنی ما با اسراییل و یا عربستان بر مبنای اصول و تاریخ اسلام هست. (اقای ممیز یا ادمین جرات داشته باش منتشر کن. متشکر.)
به سهراب ۲۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۳۶
مگه وقتی آمریکا و روسیه ، اسرائیل و پاکستان ، اولین بمب اتم خودشونو آزمایش کردن حرف دنیا براشون مهم بود ، افکار خودتحقیری مایه پسرفت و درجا زدن است ، دنیا یعنی قدرت ، پس از اولین آزمایش اتمی ایران ، ایران یعنی دنیا ، و قدرت یعنی ایران
رضا ۲۴ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۲۰
مسیر توسعه از درون وتوسط دولت ها وحاکمیت ها همیشه به گروگان گرفته شده است توسعه دریک اقتصاد آزاد وفضای بازسیاسی به همراه بخش خصوصی قدرتمند وخلاق ایجاد می شود مالزی وترکیه وحتی ویتنام وکره جنوبی هم تاحدودی این راه را رفته اند اگرچه هنوز توسعه سیاسی به معنای واقعی را تجربه نکرده اند اقتصاد مبتنی برکارآفرینی وتوسط افراد خلاق وشایسته بوجود می آید ولی نویسنده محترم توجهی به آزادی اقتصاد ورقابتی بودن آن نکرده اند به عنوان نمونه چند سال است که می خواهند 2باشگاه ورزشی پرطرفدار راخصوصی کنند اما هرباربه بهانه ای آن رابه تعویق می اندازند منافع مشترک با همسایگان وقدرت اقتصادی به همراه توسعه نظامی خلاق ورقابتی باعث پیشرفت است تا الان ما بیشتر به دست خودمان برای کشور دشمن ساخته ایم نویسنده محترم نفرمودند با چه استراتژی باید تحریم هارا بگذرانیم تا بتوانیم به بازدارندگی هسته ای برسیم ما درمنطقه ای حساس در دنیا ومردمان خوب آذری وفارس ولر وگیلک وکرد وبلوچ وکشوری با ظاهری متناسب هستیم که منابع وفرصت های بیشمار خود را از دست می دهیم کره شمالی بازدارندگی هسته ای دارد اما امنیت غذایی دارد اگر می خواهیم امنیت داشته باشیم باید به مانند هنگ کنک ویا مالزی اقتصاد خود را چنان به دنیا پیوند بزنیم که ضعف ما ضعف آنها تلقی شود نه اینکه به مانند الان تحریم ما قدرت همسایگان فرصت طلب ماست تا زمانی که دولت ها در ایران برای حفاظت از ارابه سازان مستقر درایران دیوارهای بلند تعرفه را می سازند وانواع رانت وقاچاق سازمان یافته وانواع اختلاس بدون مجازات درکشور رخ می دهد نمی توانیم به مدینه فاضله مورد نظرمقام معظم رهبری برسیم
رضا میرزائی ۲۴ آذر ۱۳۹۹ | ۰۸:۲۳
سلام، در مجموع به نظرم باب خوبی برای یک بحث کلی است. موضوع هسته ای ایران در ذهن دیگر کشورها در مقطع فعلی چند پلاس است! موضوع اصلی ریکارنت بودن (عود مجدد) یک تفکر انقلابی است که در کنار قدرت کشتار جمعی می تواند تهدیدی منطقه ای و جهانی باشد، بویژه وقتی که می گوئیم تو اشتباه می کنی و من راه درست را می دانم. این موضوعی است که در مقاله یا تحلیل به آن اشاره واضح نشده و در پس یک تحلیل علمی قرار گرفته است... اصولا ما هنوز تکلیفمان با بازیگری انقلابی مشخص نیست؟ در اصل بازیگری انقلابی واقع گرایانه چیز غیر قابل ممزوجی است، اگر ما قرار است بر اساس مفروضات معمول نظام بین الملل و علم روابط بین الملل تحلیل نمائیم ، بطور کلی واقع گرایان استمرار بازیگری انقلابی را قبول ندارند و این استمرار را معادل فازهای هزینه می توان دانست، تا نهایتا این بازیگر انقلابی به یک بازیگر عادی تبدیل شود. مضافا اینکه ایران اصولا در ریل اقتصادی قرار نگرفته بیشتر تائید کننده چیزهایی است که بر آن هنوز هم توجه نداریم.(مثل قدرت پذیرش، تطابق، تغییر، جنگ قدرت و ...) اینها می شود توانایی ها! اگر ما می گوئیم پول رایج در سیاست قدرت است باید در درجه اول واقع گرا باشیم و در تکمیل حد بیشینه سازی قدرت را محاسبه نمائیم تا دچار معمای امنیت نشویم. تکیه بر یک موضوع صرف حتی برای تحلیل گر شک برانگیز است! دیگر چه رسد به کشورهای دیگر... و البته تناسب میان مولفه های قدرت ساز هم مهم است.... هر چند این موضوع نیازمند واکاوی و تبادل نظر بیشتری است، با اینحال پیشنهاد من حفظ انرژی هسته ای صلح آمیز و روی آوری بر مولفه های قدرت ساز اقتصادی است، و البته تنش زدایی مقدمه آن است. در مجموع نگران نباشیم در آینده بسیاری از کشورهای منطقه در تحولات نظم بین الملل از ما استقبال خواهند کرد. و احتمالا با تعریف جدیدی که ایالات متحده از فضا در قالب یک محیط امنیتی جدید داشته در مدتی احتمالا نه چندان دور بازدارندگی هسته ای و مسائل اینچنین از سرفصل های موجود عدول خواهد کرد. به نظرم نگاه بر گذشته و آینده مهم است. با اینحال بحث مفصلی است... با احترام
زیتون ۲۴ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۴۶
در جواب میرزایی ،نسل جدید اصلا این تعریف من درآوردی ایران انقلابی و جمهوری اسلامی اتاق های فکر کرم خورده دهه شصتی شما را قبول نداره .....حد و مرز ایران حوزه تمدنی اش است نه مرزهای سایکس و پیکوی ارباب اروپایی شما ...حد توان ایران از مرزهای چین تا ساحل مدیترانه است .....ما اصولا منافعمون را خودمون تعریف میکنیم نه اینکه بگذاریم امریکا و اروپا یا روسها برامون تعریف کنن......فشار حداکثری ارباب شما اگر کار ایران را تمام نکنه فقط باعث قوی تر شدن ایران میشه....لذا ایران در آستانه این پوست انداختن است پس یه کاری کن ......
رضا میرزائی ۲۵ آذر ۱۳۹۹ | ۰۸:۱۹
در جواب آقا یا خانم یا نشریه یا جریان زیتون ، که البته این نقد هم بر دیپلماسی ایرانی ممکن است مبنی بر اینکه در تشابه یک اسم مستعار و یک نشریه معتبر و یا یک جریان سیاسی بهتر است توضیحی اضافه ضمیمه گردد. بهرحال با احترام در جواب ایشان این موارد قابل ذکر است: تفکرات شما نوعی قرینه سازی تفکرات نوعثمانی گری و اندیشه ترکستان بزرگ، در قالب مدل تاریخی امپراطوری ایران (پرشیای بزرگ) است که در برگیرنده فلات ایران و جلگه های اطراف بود ، همچنین دارای دو شاخک ژئوپولیتیکی نیز بود که شما از آن به عنوان حوزه تمدنی یاد کردید. این یک واقعیت بوده است اما بسته به فاکتور زمان کاربرد ژیوپولیتیک می تواند نتایج متفاوت به بار آورد، چرا که اصولا کاربرد ژیوپولیتیک برای ایجاد امنیت و در پرتو آن کسب منافع ملی است. و البته شما معیار تحلیلی یا محاسباتی بر وفق موضوع اشاره نداشتید. دوم آنکه محیط های تحلیلی مبتنی بر فکت ها و شواهد است، که در برگیرنده نتایج تا به امروز هم می شود، خوب بهتر است این سوال را از خود داشته باشیم که نتایج تا به امروز چه بوده؟ فکر می کنم همین دو مورد کافی باشد! تا مکدر خاطر سایر عزیزان نباشیم. و البته مابقی صحبت ها شما در قالب یک نظر محترم اما نه تنها ادبیات مناسبی ندارد بلکه با واقعیت نیز همخوانی ندارد، اینها جسارتا پرداخته ذهن شماست! خوب بگذریم، به عنوان یک نتیجه که کارآمد هم باشد بنده در مقطعی طرح نخبگان سیاسی (فازی) را پیشنهاد دادم تا بر اساس تجربه و دانش در حالتی روشمند، نظرات اینتگره شده برونداد موثر ایجاد شود. یاد اوری می نمایم اصولا بخش مهمی از منافع ملی در ارتباط با دیگر کشورها تعریف و تبیین می گردد. با سپاس از شما