دوحه به دنبال احیای برجام است

قطر، دوست یا رقیب؟!

۱۱ تیر ۱۴۰۱ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۱۲۹۲۴ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
محمدطاهر ربانی در گفت وگویی معتقد است که واکنش مثبت جمهوری اسلامی ایران برای نشست دوحه اقدامی مثبت بود. چون کشورهای همسایه ایران هم سعی دارند برای تقویت امنیت منطقه‌ای به حل و فصل زودتر این مذاکرات کمک کنند. لذا قطر هم با حسن نیت میزبان مذاکرات غیرمستقیم دو روزه ایران و آمریکا بود.
قطر، دوست یا رقیب؟!

دیپلماسی ایرانی: اگرچه نشست دو روزه و البته غیرمستقیم ایران و آمریکا با میزبانی قطر نهایتاً نتیجه و خروجی مثبتی به دنبال نداشت و کماکان آینده برجام در ابهام به سر می‌برد، اما بسیاری نقش دوحه و میزبانی این کشور از مذاکرات هسته‌ای مهمتر از نشست مذکور است. در این راستا طیفی از کارشناسان و تحلیلگران با یک ارزیابی مثبت، نقش آفرینی قطر را اقدامی سازنده تلقی می کنند و در مقابل برخی هم تغییر مکان مذاکرات از وین به دوحه را با عینک بدبینی مورد ارزیابی قرار می دهند و در این رابطه معتقدند قطر با بهانه میانجیگری، تسهیلگری یا میزبانی از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا عملاً خود را به گفت‌وگوهای هسته‌ای تحمیل کرده است که در ادامه می‌تواند مسیری برای دخالت های هرچه بیشتر دوحه ایجاد کند. پیرو این دو نگاه بود که برای بررسی هر چه بیشتر و دقیق تر دلایل، منافع و اهداف قطر از نقش آفرینی در مذاکرات هسته‌ای به سراغ محمدطاهر ربانی رفتیم. آنچه در ادامه می خوانید ماحصل گفت و گو با سفیر پیشین ایران در قطر، سفیرونماینده تام الاختیار جمهورى اسلامى ایران در واتیکان و کارشناس ارشد حوزه معاونت عربى، خاورمیانه و مشترک المنافع است تا ارزیابی و نگاهش را در خصوص و نیز آینده مذاکرات جویا شویم.ف

فارغ از نتیجه نشست دو روزه دوحه بسیاری تغییر مکان مذاکرات احیای برجام از اتریش به قطر را از ابعاد مختلف حائز اهمیت می دانند. در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی بر این باورند که دوحه به واسطه میزبانی جام جهانی و سرمایه گذاری های کلان دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری و ... به دنبال آن است که تا زمان برگزاری این رویداد مهم نوعی ثبات را در کل منطقه خاورمیانه و به خصوص در حوزه خلیج فارس ایجاد کند. لذا سعی دارد با میانجی گری یا تسهیل گری به احیای برجام و رفع تنش تهران - واشنگتن کمک کند. اما در مقابل برخی معتقدند که قطر اساساً به دنبال تداوم تنش «مدیریت» شده بین ایران و ایالات متحده است تا بتواند در گرو این وضعیت متشتت و پیچیده منافع خود را به خصوص در حوزه های اقتصادی و انرژی کسب کند، کما اینکه در کشاکش اعمال تحریم‌های آمریکا و محدودیت عملکرد دیپلماسی انرژی جمهوری اسلامی ایران، قطری‌ها قراردادهای بسیار گسترده ای با شرکت‌های توتال فرانسه، اکسون موبیل و کونوکو فیلیپس آمریکا، انی ایتالیا و ... برای توسعه میدان های گازی را در دستور کار قرار داده اند و در این رابطه نیم نگاه جدی به منابع و میدان های گازی مشترک با ایران به خصوص پارس جنوبی (گنبدشمالی) هم دارند. حال به باور حضرتعالی قطر را باید دوست ایران در نظر گرفت یا رقیب؟

اگرچه در تحولات منطقه‌ای و جهانی همه کشورها به دنبال منافع خود هستند با اینحال من اساساً دیدگاه منفی نسبت به تحرکات دیپلماتیک قطری‌ها به خصوص در قبال جمهوری اسلامی ایران با محوریت پرونده هسته‌ای ایران و میزبانی اخیر دوحه از مذاکرت تهران – واشنگتن ندارم.

ولی جناب ربانی واقعیات جاری و نیز عمق و بطن تکاپوهای دوحه چیز دیگری را نشان می دهد؟

ببینید قطری‌ها طی یک دهه اخیر یک پوست اندازی جدی را در حوزه سیاست خارجی تجربه کرده اند. دوحه در سایه این پوست‌اندازی سعی می‌کند به یک وزن و جایگاه مهم دیپلماتیک در منطقه و جهان دست پیدا کند. در این رابطه تحریم برخی از همسایگان قطر با محوریت عربستان سعودی و تحمیل ۱۳ شرط از جانب ریاض به دوحه برای متزلزل کردن جایگاه قطر سبب شد که دوحه دیپلماسی هوشمند، منعطف و در عین حال پویا و همه جانبه ای را در دستور کار قرار دهد که بیشترین سود و کمترین هزینه را داشته باشد. همین پوست اندازی دیپلماتیک، هم در دیپلماسی عمومی، هم در دیپلماسی انرژی و هم در سایر ابعاد و شئون دیپلماسی قطری‌ها به شکل جدی بروز و ظهور پیدا کرد. در همین راستا دوحه برنامه جدی برای پیگیری روابط متوازن، عمیق و جامعی را با تمام همسایگان خود و به خصوص جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد.

من در این رابطه خوشبین نیستم. واقعا دوحه چنین توان و تمایلی دارد؟

ببینید نکته مثبت قطری‌ها این است که علیرغم آنکه کشوری بسیار کوچک است، اما از نظر مدیریت سیاست خارجی و از نظر سابقه برخورداری از حسن شهرت به جایگاهی رسیده است که سعی دارد از این جایگاه نوین خود برای باز کردن فضای دیپلماسی در داخل قطر نهایت استفاده را ببرد. به همین دلیل قطری‌ها این جرأت را در خود پیدا کرده اند که بتوانند در پرونده های حساس و مهم منطقه‌ای و جهانی نقش یک میانجی گر یا تسهیل گر را ایفا کنند. 

 هوشمندی یا فرصت طلبی؟

من آن را هوشمندی می دانم. برای پی بردن به هوشمندی قطری‌ها کافی است که به جنگ یمن نگاه کنیم. دوحه در ابتدا از حامیان تجاوز بود، اما خیلی زود مسیر خود را از سعودی ها جدا کرد چرا که می دانست جنگ یمن به باتلاقی برای کشورهایی مانند عربستان، امارات و سایر کشورها و حتی خود قطر بدل خواهد شد. لذا پای خود را جنگ یمن بیرون کشیدند. واقعیت امر آن است که قطر بعد از اتفاقات سخت، تحریم‌های عربستان و شرایطی که در منطقه برای آنها پیش آمد به یک پختگی سیاسی و دیپلماتیک رسیده اند. لذا سعی دارند دیپلماسی هوشمند، منعطف و همه جانبه را با همه کشورهای منطقه و جهان در دستور کار قرار دهند.

 در خصوص ایران چطور؟ این دیپلماسی هوشمند، منعطف و همه جانبه دوحه در خصوص تهران هم صدق می کند؟

اتفاقا این دیپلماسی بیشتر از سایر همسایگان قطر در رابطه با ایران نمود پررنگ تری پیدا کرده است. 

چرا؟ 

چون در اثنای تحریم‌ها و فشار همه جانبه همسایگان قطر این جمهوری اسلامی ایران بود که مرزهای زمینی، هوایی و دریایی خود را به روی دوحه باز کرد و از قطر حمایتی همه‌جانبه به عمل آورد. این مسئله یک نقطه عطف در روابط دوحه - تهران بود که تاکنون هم ادامه دارد. بنابراین به باور من دوحه با حسن ظن و با نیت کمک به برون رفت ایران و آمریکا از این بن بست در احیای برجام سعی کرده است با میزبانی از مذاکرات غیرمستقیم تهران - واشنگتن به نوعی نقش میانجی گر یا تسهیل گر را ایفا کند تا هرچه زودتر شاهد احیای برجام و رفع تنش و تخاصم باشیم. 

اگر چه تحلیل ها و ارزیابی های مختفلی وجود دارد، ولی از نگاه شما به واقع چرا قطر سر از پرونده هسته ای ایران درآورده است؟

احیای برجام تا اندازه‌ای به رفع نگرانی های قطر و افزایش امنیت منطقه‌ای کمک می‌کند و این یکی از دلایل نقش آفرینی قطری ها در مذاکرات هسته‌ای و میزبانی از گفت وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکاست. لذا مذاکرات هسته ای، چه در دوحه ی قطر، چه در وینِ اتریش یا هر شهر و کشور دیگری باید یک جا به نتیجه برسد. به همین دلیل کشورهای حاشیه خلیج فارس، اعراب و دیگر همسایگان ایران به کررات درخواست داشتند که به عنوان میانجی گر، تسهیل گر یا میزبان مذاکرات هسته‌ای نقش‌آفرینی داشته باشند تا بتوانند به خروج هر چه سریع تر از این بن بست و کمک به بهبود امنیت منطقه ای جهانی که در نهایت به ارتقای امنیت خود آنها خواهد انجامید، کمک کنند. از این رو تغییر مکان مذاکره از وین به دوحه نوعی چراغ سبز جمهوری اسلامی ایران و حسن نیت تهران برای وارد کردن بازیگران منطقه‌ای به پرونده مذاکرات هسته ای بود تا بتوانند به اندازه خود در حل و فصل این آن نقش‌آفرینی باشند.

با توجه به نکاتی که عنوان داشتید و دیپلماسی هوشمند دوحه به نظر می رسد که اکنون قطر، هم به دنبال گرفتن نقش عمان در مذاکرات هسته‌ای و میانجی گری تنش ایران و ایالات متحده آمریکاست و هم در دیگر سو سعی دارد در مذاکرات تهران - ریاض با مرکزیت بغداد هم نقش آفرینی داشته باشد تا بتواند بیش از پیش نقش و وزن دیپلماتیک خود را در صحنه منطقه‌ای و جهانی افزایش دهد. با این اوصاف قطر را باید مرکز ثقل حاشیه خلیج فارس تلقی کرد؟

همانگونه که در پاسخ به سوال نخست اشاره کردم هر کشوری در تحولات، منازعات و کشمکش های منطقه ای و جهانی سعی می کند رفتار و سیاستی را اتخاذ کند که بیشترین منفعت و در عین حال کمترین هزینه را برای برایش به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی قطر هم تلاش دارد در سایه همان دیپلماسی هوشمند، منعطف و همه جانبه ای که اشاره کردم  به خصوص با همسایگان خود رفتاری را بروز دهد که ضمن توازن بخشی با قدرت های منطقه ای مانند جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بتواند منافع خود را هم تامین کند. لذا اگر چه عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و ... طی سال های اخیر با تحریم و بستن مرزهای خود بر روی قطر چالش ها و فشارهای جدی را برای دوحه ایجاد کردند، اما اکنون قطر سعی می‌کند با پختگی دیپلماتیک شرایط را به سمتی پیش ببرد که علاوه بر احیای هرچه بهتر روابط با این کشورها بتوانند وزن، جایگاه و نفوذ خود را هم در میان آنها افزایش دهد. به همین دلیل روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت موازی تقویت می کند تا از پتانسیل های بالقوه و بالفعل هر دو طرف به نحو شایسته ای در راستای منافع خود استفاده کند. این یک هوشمندی سیاسی است.

اجازه دهید بی پرده و صریح تحلیل شما را زیر سوال ببرم از این بابت که بسیاری معتقدند تغییر مکان مذاکره از وین به دوحه قطعا به معنای چراغ سبز و آغاز مسیری برای دخالت کشورهای حاشیه خلیج فارس در مذاکرات خواهد بود. آن هم در شرایطی که اعضای شورای همکاری خلیج فارس عملاً در بیانیه های خود به کررات خواستار حضور مستقیم در گفت وگوهای وین و گنجاندن ملاحظات و نگرانی های غیرهسته ای آنان با محوریت توان دفاعی و نفوذ منطقه ای در گفت و گوها بوده اند. غیر از این است؟

قبل تر گفتم واکنش مثبت جمهوری اسلامی ایران برای نشست دوحه اقدامی مثبت بود. چون کشورهای همسایه ایران هم سعی دارند برای تقویت امنیت منطقه‌ای به حل و فصل زودتر این مذاکرات کمک کنند. لذا قطر هم با حسن نیت میزبان مذاکرات غیرمستقیم دو روزه ایران و آمریکا بود. البته پیش تر از آن شاهد سفر امیر قطر به آمریکا و تلاش برای ایفای نقش دوحه در تنش تهران - واشنگتن با هدف استفاده از فرصت های دو طرف (ایران و آمریکا) در راستای منافع قطری ها بودیم. لذا در این مسئله نمی توان شک کرد که دوحه به دنبال منافع خود است و من در سوالات قبلی به آن تاکید داشتم، اما این نگاه لزوما به معنای آن نیست که قطری های و یا دیگر بازیگران نقش مخربی در پرونده فعالیت های هسته ای و یا مذاکرات خواهند داشت.

به چه دلیل چنین باوری دارید؟

چون اگر قطر بخواهد مذاکرات را با نقش منفی و مخرب خود دچار چالش و یا توقف کند بیش و پیش از همه آثار و عواقب آن دامن خود این کشورها را خواهد گرفت. به هر حال در پاسخ به سوالات قبلی اشاره کردم که حل و فصل هر چه سریع تر پرونده مذاکرات و احیای برجام در وهله اول به امنیت منطقه و امنیت خود این کشورها خواهد انجامید. بنابراین باید با یک نگاه مثبت و حسن نیت به میزبانی و میانجیگری قطری‌ها، عمانی ها، عراقی ها و ... نگاه کرد. ضمن اینکه ما پیش تر از این هم شاهد نقش آفرینی کشورهایی مانند عمان در مذاکرات هسته‌ای بوده‌ایم که توانست با نقش مثبت خود به حل و فصل تنش ها کمک کند.

قدری هم روی دیپلماسی انرژی تمرکز کنیم. همانگونه که در سوال نخست اشاره شد قطری ها به واسطه تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی نهایت سوء استفاده را در توسعه منابع گازی از میدان های مشترک با ایران برده اند. حال با توجه به این شرایط نباید در حسن نیت قطری ها شک کرد؟ به هرحال حضرتعالی سفیر جمهوری اسلامی در قطر بودید و به خوبی از نزدیک با سیاست های دوحه آشنایی دارید؟ 

اتفاقا یکی از ابزارهایی که باعث شده است که قطر بتواند به پختگی سیاسی و دیپلماتیک حال حاضر دیت پیدا کند به دلیل برخورداری از منابع انرژی به خصوص در حوزه گازی است. در کنار این مسئله بروز و ظهور برخی تحولات و تنش ها مانند جنگ اوکراین این فرصت ویژه را در اختیار دوحه قرار داده است که جای روس ها را برای تولید و صادرات انرژی به اروپا بگیرد. به همین دلیل است که قراردادهای کلان با چهار شرکت اروپایی و آمریکایی بسته است تا بتواند ظرفیت تولید و صادرات گاز را افزایش دهد. به تبع همین هوشمندی دیپلماتیک طبیعتاً قطری ها در راستای منافع خود سعی می کنند در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران با تحریم های آمریکا دست و پنجه نرم می کند از منابع و میدان های گازی مشترک با ما نیز نهایت استفاده را به نحوی سوء استفاده را ببرد. اما این رفتارها لزوما به معنای آن نیست که جمهوری اسلامی چشم خود را بر روی رفتارهای قطر خواهد بست. یعنی این شرایط نمی تواند باعث شود که قطر از بحران پیش آمده برای ایران در راستای منافع خود سوء استفاده کند. شاید قطر بتواند در گرو جنگ اوکراین با استفاده از ظرفیت قراردادی خود با شرکت های اروپایی و آمریکایی بتواند ظرفیت قابل توجه برای تولید و صادرات گاز به اروپا بر جایگزینی روس ها پیدا کند، اما این رفتار توجیه گر آن نیست که دوحه بخواهد از میدان های گازی با جمهوری اسلامی ایران در راستای منافع خود سوء استفاده کند. قطعا تداوم و تشدید این سیاست های اشتباه قطر می‌تواند واکنش جدی تهران را به دنبال داشته باشد. چرا که ایران هم نمی تواند در قبال نادیده گرفتن منافع و تاراج منابع خود سکوت کند. قرار نیست رفتار مثبت و سازنده قطر در مذاکرات هسته‌ای و میزبانی از گفت وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا و دیگر تلاش های میانجی گرایانه یا تسهیل گرایانه قطری‌ها سبب شود ایران چشم خود را بر دیگر رفتارهای غلط دوحه ببندد. لذا اگر چه من در پاسخ به سوالات قبلی شما نگاه مثبت و حسن نیت به رفتارهای قطر داشتم، اما این لزوماً به معنای آن نیست که ما همه رفتارهای قطری ها را تایید کنیم. اتفاقاً یکی از مقولاتی که جای نگرانی و انتقاد بسیار دارد همین سوء استفاده از منابع گازی مشترک است و باید جمهوری اسلامی ایران در مناسبات خود با قطری‌ها این مسئله را به جد پیگیری کند. به هر حال باید سهم ایران در میدان های گازی مشترک حفظ شود و قطر اجازه دست اندازی به آنها را ندارد.

جناب ربانی آیا آنگونه که مطرح است قطر با این قراردادها می‌تواند به هاب جهانی برای تولید و صادرات گاز بدل شود؟

من بعید می دانم که قطر حتی با این قراردادها به هاب تولید و صادرات گاز در جهان بدل شود. همانگونه که پیشتر گفتم به واسطه جنگ اوکراین یک فرصت ویژه، استثنایی و کم نظیر در اختیار قطر قرار گرفته است که ظرفیت خود را برای تولید و صادرات گاز به اروپا افزایش دهد. اکنون اروپایی ها و آمریکا به کشورهای جایگزین برای تولید و صادرات انرژی به خصوص در حوزه گازی نیاز جدی دارند و قطر هم به دنبال بهره برداری هر چه بهتر از این فضا است، اما این نکته به معنای آن نیست که قطر می تواند به هاب تولید و صادرات گاز جهانی بدل شود. نکته مهمتر اینجاست که  این مسئله نشان می‌دهد قطر باید یک تجدید نظر جدی در رفتارهای خود با جمهوری اسلامی ایران در حوزه دیپلماسی انرژی داشته باشد.

چطور؟

به هرحال همانگونه که در در بخش های قبلی این گفت وگو اشاره شد میدان های گازی مشترکی بزرگ بین ایران و قطر وجود دارد. اگر قطری ها با حسن نیت به دنبال تعامل و ارتقای روابط در حوزه دیپلماسی انرژی با جمهوری اسلامی باشند، می توانند از ظرفیت دو کشور برای بهره برداری از منابع گازی در راستای منافع طرفین بهترین استفاده را ببرند و این نگاه مثبت به افزایش ظرفیت تولید و صادرات گازی قطری ها هم کمک چشمگیری خواهد کرد. باید شرایطی به وجود آید که نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران به بازار جهانی بازگردد. ولی متاسفانه در این شرایط اروپایی ها و آمریکا اتکای جدی به قطر دارند. با اینحال دوحه در راستای همان سیاست خارجی و دیپلماسی هوشمند، منعطف و همه جانبه باید جایگاه، ظرفیت و پتانسیل ایران را هم در نظر بگیرد و از رفتارهای اشتباه و به نوعی تک روی در حوزه دیپلماسی انرژی و سوء استفاده از منابع مشترک با جمهوری اسلامی ایران پرهیز کند. این رفتار یک رفتار مخرب و تنش زا است که باید هرچه زودتر متوقف شود. من باز هم در این گفت وگو با شما تاکید می کنم که جمهوری اسلامی ایران باید در دیپلماسی انرژی و دیپلماسی عمومی این مهم را به طرف قطری گوشزد کند. ما نباید به واسطه رفتارهای مثبت و سازنده قطر در حل و فصل پرونده فعالیت‌های هسته‌ای و مذاکرات چشم خود را بر روی دیگر رفتارهای غلط دوحه ببندیم و به نوعی دچار رودربایستی دیپلماتیک با قطری ها شویم. منافع جمهوری اسلامی و منابع و ثروت مردم ایران چیزی نیست که بخواهیم بر سر آن با هیچ کشوری تعارف کنیم. البته جا دارد که این نکته را هم گوشزد کنم که اگرچه قطری‌ها اخیراً با شرکت توتال فرانسه، شرکت انی ایتالیا یا اکسون موبیل آمریکا قراردادهای بلند مدت و گسترده ای بسته اند، اما آنگونه که قبلا اشاره کردم در راستای همان سیاست خارجی هوشمند، دست اندازی به منابع گازی مشترک با ایران را کلید نخواهند زد. چراکه قطر یک کشور آسیب پذیر در منطقه است و نمی تواند در برابر یکی از قدرت‌های خاورمیانه یعنی ایران قد علم کند. لذا با وجود آنکه دوحه ذیل قراردادهای گسترده و بلندمدت خود با شرکت های اروپایی و آمریکایی به دنبال افزایش صادرات گاز در سایه جنگ اوکراین است، ولی دوحه بی شک ملاحظات تهران راهم در نظر خواهد داشت. با اینحال تهران هم باید هشدارها و گوشزدهای لازم را داشته باشد./شرق

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمدطاهر ربانی ایران قطر آمریکا برجام مذاکره


( ۴ )

نظر شما :

عیسی ۱۱ تیر ۱۴۰۱ | ۱۱:۴۹
به نام خدا رقیب دشمن نیست. دوست هم متضاد رقیب نیست.قطعاً بهتر است ایران با رقبایش رابطه‌ی دوستانه داشته باشد (کشورهای همسایه) و صد البته چیزی بدتر از آن نیست که با دشمنش (آمریکا که برخلاف قطع‌نامه‌های شورای امنیت ، ایران را تحریم کرده) دوست باشد.
احمد ۱۱ تیر ۱۴۰۱ | ۲۳:۴۹
تا انجا که میدانیم بهره برداری از منابع مشترک شامل هیچ محدودیتی برای طرفین نیست واگر کشوری بدلایلی نمیتواند از این منابع استفاده کند نمیتوان طرف مقابل را هم وادار به عدم بهره برداری کرد در سخنان ایشان بجهت مشکلاتی که میدانیم تلویحا قطررا تهدید میکنند بقول معروف دیگی که برای من نجوشد سر سگ توش بجوشد؟