بررسی نهادهای دخیل

فرایند جامع صلح در افغانستان چگونه امکان‌پذیر است؟

۱۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۰۵۵۸۰ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
یاسر محسنی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: برای دستیابی به صلح در افغانستان و بر اساس تحقیقاتی که در جوامع درگیر نزاعات و جنگ صورت گرفته، هدف لزوما شکست یکی از طرف های گروه های مسلح نیست بلکه مدیریت وضع برای دستیابی به صلح و امنیت پایدار است خصوصا در افغانستان که در شرایط موجود مانند این است که شاهد آمدن سیل باشیم برای کنترل و مهار این سیل که از همه جهات وارد کشور شده است باید به مبارزه آن رفت یا برنامه ای سنحید تا با کمترین هزینه بتوان آن را مدیریت کرد؟! عدم برخورد علمی و منطقی با این وضع باعث بوجود آمدن چنین شرایطی شده است برخوردهای هیجانی و انقلابی که از سوی اداره مرکزی – دولت دنبال و توصیه می شود برای پاسخگویی با چنین بحرانی کارساز نبوده چه اینکه کشور و مردم را هم متضرر می سازد. 
فرایند جامع صلح در افغانستان چگونه امکان‌پذیر است؟

نویسنده: یاسر محسنی، دانشجوی دکترای مدیریت راهبردی دانشگاه فردوسی

دیپلماسی ایرانی: فرایند جامع صلح افغانستان برای دستیابی به صلح و امنیت پایدار نیازمند "فرایند جامع صلح" هست که مذاکرات صلح بخشی از این فرایند است. در فرایند جامع صلح همه طیف‌ها، اقشار و نهادهای جامعه به صورت فعال و در یک تعامل معنادار و تعریف شده در قدم اول برای دستیابی به صلح و در مرحله بعدی برای حفظ صلح کمک می کنند. در این فرایند جامعه به دو سطح دسته بندی میشود: سطح بالایی که دولت و اداره مرکزی، گروه های سیاسی، دولت های منطقه ای و بین المللی است و سطح پایینی که مهمتر است، نهادهای اجتماعی و گروه های جامعه مدنی است. 

برای دستیابی به صلح در افغانستان و بر اساس تحقیقاتی که در جوامع درگیر نزاعات و جنگ صورت گرفته، هدف لزوما شکست یکی از طرف های گروه های مسلح نیست بلکه مدیریت وضع برای دستیابی به صلح و امنیت پایدار است خصوصا در افغانستان که در شرایط موجود مانند این است که شاهد آمدن سیل باشیم برای کنترل و مهار این سیل که از همه جهات وارد کشور شده است باید به مبارزه آن رفت یا برنامه ای سنحید تا با کمترین هزینه بتوان آن را مدیریت کرد؟! عدم برخورد علمی و منطقی با این وضع باعث بوجود آمدن چنین شرایطی شده است برخوردهای هیجانی و انقلابی که از سوی اداره مرکزی – دولت دنبال و توصیه می شود برای پاسخگویی با چنین بحرانی کارساز نبوده چه اینکه کشور و مردم را هم متضرر می سازد. 

در سطح پایین برای فرایند جامع صلح، نهادهای ذیل تعریف می شوند:

1.    دانشگاه ها
2.    2. کانون های علمی – تحقیقاتی
3.    مدارس دینی
4.    مساجد 
5.    موسسات فرهنگی تبلیغی 
6.    رسانه ها 
7.    گروه های جامعه مدنی 

این سطح به دلیل وجود چنین نهادهایی اگر دارای اهمیت بیشتری نسبت به سطح اول (دولت و احزاب) نباشد مسلما دارای اهمیت مساوی است. رسیدن به صلح پایدار در چنین شرایطی ماهیتا ارتباطات و تعامل دو سویه و نظام مند را می طلبد نهادهای هر کدام در سطح خودشان و سپس دو سطح دوباره ارتباط و تعامل خود را حفظ کرده و توسعه می دهند.

آنچه محل بحث در این مقاله است این مساله است که در پروسه صلح، سطح دوم جامعه یعنی نهادهای یاد شده به اندازه سطح اول (دولت و احزاب) بصورت فعال درگیر این قضیه نیستند. وقتی نقش آنها خیلی کم رنگ باشد و در مقاطعی هم اصلا نباشند یا حذف شوند دیگر شاهد یک فرایند ملی نخواهیم بود بلکه کل پروسه صلح به اقدماتی از سوی دولت تقلیل پیدا می کند که تقریبا همینطور هم شده است. اهمیت این مساله خیلی برای کشور و مردم خیلی بالاست و همچنین برای دستیابی به صلح پایدار. چنانچه دیدی ساختارمند و علمی به مساله داشته باشیم در می یابیم که این بی برنامه‌گی، خلاء بزرگی است. دانشگاه ها و کانون های علمی می توانند نقش بسیار پررنگی در تولید دانش و نظریه در زمینه صلح افغانستان بازی کنند. دانشگاه ها می توانند با هدایت جریان تحقیقات مستمر مبتنی بر وضع و مساله های موجود دست به تولید دانش، نظریه و راه حل بزنند این نظریه ها و نتایج علمی می تواند بین گروه های جامعه مدنی تبدیل به گفتمان های اجتماعی شده و رسانه ها هم به خود به توسعه و همگانی سازی آنها بپردازد. 

مداس دینی و حوزات علمیه نیز چنین رسالتی در خلق راه حل برای مسایل اجتماعی، فرهنگی و مردمی دارند و چنانچه می توانند در تعامل با دیگر نهادهای سطح دوم به تحریک فعالیت های همدیگر بپردازند. 

گروه ها و نهادهای جامعه مدنی بر اساس اینکه به عنوان نهادهای واسط بین توده ها و اصناف مردم و دولت هستند دارای اهمیت حیاتی برای کشور و جامعه اند. جامعه مدنی بر اساس تعامل با کانون های علمی و دانشگاهی اشباع شده و به نوبه خود می توانند در غنی سازی و ارتقای بیش عمومی جامعه گام بردارند و بصیرت و خرد جمعی را ارتقا و توسعه داده و این فعالیت ارزشمند سبب می شود تا مردم لزوما تحت حاکمیت و سلطه تصامیم و جریان های جبری و قهری دولت باقی نمانند. 

بطور خلاصه اینکه کشورمان افغانستان، نیازمند "فرایند جامع صلح" است که مذاکرات صلح قسمتی از این فرایند جامع است و این فرایند هم از سویی همه جامعه یعنی دو سطح دولت و سیاسیون و دوم اینکه نهادهای اجتماعی و جامعه مدنی را طی یک تعامل دو سویه معنا دار و هدفمند، درگیر و فعال می سازد. حرکت ها و تصامیم انقلابی و هیجانی مانع ایجاد صلح پایدار در کشور است و باید در یک بازه زمانی منطقی و با مشارکت همه نهادها و سطوح جامعه، متصور چنین هدفی باشیم.

کلید واژه ها: افغانستان روند صلح در افغانستان صلح افغانستان جنگ افغانستان پایان جنگ افغانستان طالبان


نظر شما :

فدوی ۱۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۰۹:۲۱
باید اسلحه از دست مردم گرفته شود و کتاب جایگزین آن شود . برای انجام این کار ساده اما بسیار دشوار نیاز به حکومت مرکزی مقتدر با رییسی در اشل یک دیکتاتور است . البته دیکتاتوری که نه مذهبی شدید باشد ، نه اسیر زبان مادریش باشد ، نه تعصب قبیله اش را داشته باشد . آنوقت شاید جامعه ی افغانستان تکانی بخورد و الا بازم بیست سال دیگه این موقع ؛ عبدالعلی والمعطلی