تحرکات دیپلماتیک خاورمیانه در آستانه تغییر دولت امریکا

با آمدن بایدن ایران چه برنامه ای دارد؟

۳۰ دی ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۹۹۱۵۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
روح اله رحمانی فر در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اما سهم ایران در دامنه تغییرات سریالى دیپلماتیک اخیر خاورمیانه چقدر است؟ به نظر مى رسد ایران در سطح رسمى و بعد از قطعیت پیروزى بایدن تاکنون ابتکار دیپلماتیک جدیدى در امتداد منافع ملى کشورمان نشان نداده است و نتوانسته در صفوف دشمنان منطقه اى شکاف ایجاد کند.
با آمدن بایدن ایران چه برنامه ای دارد؟

نویسنده: روح اله رحمانی فر

دیپلماسی ایرانی: جو بایدن با پیروزى در انتخابات ریاست جمهورى امریکا، محاسبات منطقه اى بسیارى از رهبران خاورمیانه را دستخوش تغییر کرد و این مسئله تا حدود زیادى براى این بخش از تصمیم سازان غرب آسیا و شمال آفریقا غیرمنتظره بود. در شرایطى که دول مهم عربى منطقه خاورمیانه و اسرائیل در زمان ترامپ از گارانتى حمایت حداکثرى رئیس جمهوری ایالات متحده از سیاست هاى خود بهره مند بودند شکست نامزد جمهورى خواهان این کشورها را به سمت بازبینى دیپلماسى منطقه اى خود سوق داده است. 

بعد از قطعى شدن پیروزى بایدن هر چقدر به موسم تحویل قدرت در کاخ سفید نزدیکتر مى شویم سرعت و شتاب تحولات دیپلماتیک خاورمیانه بیشتر به چشم مى خورد. عربستان سعودى در قامت لیدر کشورهاى جنوب حاشیه خلیج فارس در کانون تغییرات دیپلماتیک منطقه قرار دارد، سعودی ها علی رغم نارضایتى امارات و بحرین طرح آشتى با قطر بعد از سه سال محاصره سخت اقتصادى این کشور را به سرعت کلید زدند و بعد از امضاى توافق نامه العلا نسبت به باز کردن مرزهاى زمینى، دریایى و هوائى به روى دوحه اقدام کردند. این رخداد در حالى اتفاق افتاد که هیچ یک از شروط اصلى سیزده گانه تعیین شده براى قطر محقق نشد بطوریکه بسیارى از تحلیل گران این رویداد را پیروزى قطر بر محور ریاض قلمداد کردند اما در سطح کلان تفاهم اخیر در امتداد یکپارچگى اردوگاه اعراب در مقابل ایران دیده شد.

از سوى دیگر دیدار محرمانه نتانیاهو با بن سلمان در شهر نئوم عربستان در فاصله کوتاهى از شکست ترامپ از مهمترین تحرکات منطقه اى عربستان به حساب مى آید که اهمیت زیادى در سیاست هاى ضد ایرانى طرفین دارد. سعودی ها بعد از عادى شدن روابط امارات، بحرین، سودان و مراکش با اسرائیل به شکلى محافظه کارانه در مسیر برقرارى روابط با تل آویو گام بر مى دارند اما حاضر نیستند در این راستا ریسک کنند و خشم مردم خود و نیز مخالفان سیاسى داخلى را برانگیزند. مساله دیگر چراغ سبز ریاض به آنکارا براى رفع تنش از روابط فیمابین است روابطى که بدنبال ترور دهشتناک جمال خاشقچى در استانبول به طرز بى سابقه اى به تیرگى گراییده بود، اکنون و با آشتى ریاض – دوحه، نقش قطر در بهبود روابط عربستان و ترکیه برجسته مى نماید.

امارات بعد از سرعت شگفت انگیز در عادی سازى روابط با تل آویو و عملیاتى کردن آن در جنبه هاى مختلف حالا براى رفع تنش از مناسبات خود با آنکارا چراغ سبز نشان داده است. آنجا که انور قرقاش، وزیر مشاور در امور خارجه این کشور از تمایل به بهبود روابط با ترکیه سخن گفته، اگرچه در این فقره شروطى را مطرح کرده اما نفس استقبال از بازبینى در روابط دوجانبه در این برهه از زمان حائزاهمیت است.

در سوى دیگر ترکیه هم از سریال تحولات دیپلماتیک خاورمیانه دور نمانده است، ترکها بعد از موفقیت در مناقشه قفقازجنوبى و شتاب در بهره بردارى اقتصادى از محور جدید به وجود آمده در امتداد انتقال گاز آذربایجان به اروپا، تحرکات سیاسى براى پایان تنش در مناسبات خود با صهیونیست ها و از سرگیرى روابط عادى با تل آویو را آغاز کرده اند. 

اسرائیل هم به دنبال عادی سازى روابط با چهار کشور عربى تلاش می کند در قالب طرح صلح آبراهام سایر کشورهاى عربى از جمله عربستان و عمان را هم به سیاهه دولت هاى چهارگانه قبلى اضافه کند. این در حالیست که اخیرا شایعاتى در زمینه تمایل بخش هایى از حاکمیت عراق به برقرارى روابط سیاسى با اسرائیل مطرح شده است هرچند نورى المالکى، سیاستمدار شیعه نزدیک به ایران این موضوع را به شدت رد کرده است. 

این تحولات تنها بخشى از فعل و انفعالات دیپلماتیک اخیر در پهنه خاورمیانه در واکنش به تغییر دولت در ایالات متحده است امرى که برکنار از درست یا غلط بودن جهت گیری هاى دیپلماتیک کشورهاى صاحب قدرت در منطقه نشانگر انعطاف در مواضع به قصد تحصیل منافع بیشتر است. خاورمیانه عموما شاهد ائتلاف هاى متعدد شکننده و ناپایدار بوده و از این حیث تغییر روابط کشورها و تاسیس بلوک هاى سیاسى – امنیتى جدید اتفاق تازه اى نیست اما مسئله محورى در تحرکات اخیر منطقه موضوعیت ایران در قامت کانون اصلى دیپلماسى دول مهم خاورمیانه است بطوریکه اگر ترکیه را کنار بگذاریم عامل اصلى بخش مهمى از تغییر رویکردها در روابط دیپلماتیک دولتهاى عرب و اسرائیل، ایران است. 

بنابراین ایران و سیاست برجامى بایدن مهمترین متغیر و مرکز کانونى دیپلماسى آتیه منطقه خاورمیانه است بطوریکه جهت گیری هاى تازه دیپلماتیک و تشکیل ائتلاف هاى جدید در این خطه حول برجام و دیپلماسى احتمالى امریکا – ایران پیرامون آن معنا پیدا مى کند. محور عربى – عبرى تلاش مى کند از تمام ظرفیت هاى خود براى ادامه فشار حداکثرى بر ایران استفاده کند و یا حداقل بازگشت امریکا به برجام را به سیاست هاى منطقه اى و موشکى ایران گره بزند و خواستار حضور خود در مذاکرات احتمالى آینده با ایران شود امرى که برخى از سیاستمداران عرب از جمله عادل الجبیر به صراحت عنوان کرده اند.

اگرچه استراتژی هاى کلان سیاست هاى منطقه اى دول عربى حداقل به دلیل اتکا به قدرت ایالات متحده و باز کردن پاى نیروهاى بیگانه و تاسیس پایگاه هاى نظامى در کشورهاى میزبان قابل دفاع نیست اما آمادگى و انعطاف آنها براى پیشبرد اهداف خود در شرایط تغییر زمین بازى سیاست قابل اعتناست آنجا که با فهم و درک تغییر رویکرد دولت جدید امریکا نسبت به ترامپ بلافاصله تاکتیک هاى متفاوتى در راستاى منافع تعریف شده خود اتخاذ مى کنند. 

اما سهم ایران در دامنه تغییرات سریالى دیپلماتیک اخیر خاورمیانه چقدر است؟ به نظر مى رسد ایران در سطح رسمى و بعد از قطعیت پیروزى بایدن تاکنون ابتکار دیپلماتیک جدیدى در امتداد منافع ملى کشورمان نشان نداده است و نتوانسته در صفوف دشمنان منطقه اى شکاف ایجاد کند.

این موضوع که محور عربى – عبرى بر پایه سیاست احتمالى بایدن در بازگشت به برجام در این سطح گسترده دست به ابتکارات سیاسى جدید مى زند اما ایران در قبال برجام و احتمالات تازه پیرامون سرنوشت ان در منطقه از نظر دیپلماتیک چنین منفعلانه عمل مى کند اسباب نگرانى است. در رابطه با ضعف دیپلماسى ایران در قبال آینده برجام و اقناع کشورهاى اطراف عوامل زیر قابل واکاوى است:

۱- برجام به گروگان اختلافات و دعاوى جناحى و سیاسى داخلى بدل شده و از سطح منافع کلان ملى به جایگاه مناسبات  روزمره سیاسى با پیوند به انتخابات ۱۴۰۰ تنزل کرده است. به عنوان مثال مصوبه اخیر مجلس ذیل عنوان "اقدام راهبردى براى رفع تحریم ها" بدون هماهنگى دولت، دستگاه دیپلماسى و سازمان انرژى اتمى کشور سبب ساز بروز صداهاى متفاوت در فقره برجام در سطح بین المللى شد که قطعا به سود منافع ملى کشورمان نیست. طرح دیگر مجلس با عنوان "اقدام متقابل در برابر ترور  شهید سلیمانى" حاوى بندهایى است که نه تنها زمینه دیپلماسى منطقه اى کشورمان را تضعیف مى کند بلکه اسباب سوء استفاده رژیم صهیونیستى در امتداد پروژه ایران هراسى خویش را فراهم مى سازد.

۲- دستگاه رسمى دیپلماسى کشورمان در معادلات منطقه اى براى سیاست ورزى و اعمال دیپلماسى بسیط الید نیست چراکه در سایه تحولات نظامى در منطقه و حاکم شدن رویکردهاى ستیزه جویانه و قهرى از سمت دشمنان ایران دیپلمات ها در سایه حضور نظامیان نقش کمرنگى ایفا مى کنند این در حالیست که ایران با اتکا به رشادت ها و فداکاری هاى نیروهاى نظامى، اطلاعاتى و امنیتى کشورمان و گروه هاى همسو در محور مقاومت در سوریه و عراق دست بالا را دارد و این موضوع دست ایران را در مذاکرات منطقه اى باز مى گذارد. از آنجا که نحوه تعامل کشورهاى منطقه با توافق نامه برجام به شدت تحت تاثیر روابط منطقه اى ایران با کشورهاى حاشیه خلیج فارس خواهد بود درک اهمیت دیپلماسى منطقه اى در راستاى منافع کلان کشورمان از جمله مقوله برجام بسیار مهم است. بنابراین حالا که عمق استراتژیک و حوزه نفوذ کشورمان گسترش پیدا کرده، مناسب است با حمایت از گزینه دیپلماسى نقش جدى ترى به دستگاه وزارت امور خارجه در زمینه مناسبات منطقه اى داده شود.

۳- ایران در برخى مناقشات منطقه اى ابتکارات و طرح هاى جدیدى براى تفاهم دولت هاى منطقه ارائه کرده اما گاهى در پیگیرى و عملیاتى کردن آنها جدیت لازم را به خرج نداده است. به عنوان مثال "طرح صلح هرمز" از تدابیر دیپلماتیک قابل دفاع کشورمان بوده است اما دستگاه دیپلماسى ایران در اقناع طرف هاى ذى مدخل در آن و پیشبرد طرح ناکام ماند. مناسب است دستگاه دیپلماسى کشورمان از تمام ظرفیت هاى ممکن براى پیاده سازى تدابیر دیپلماتیک خویش بهره ببرد.

۴- نگاه به پدیده دیپلماسى باید پراگماتیک و مبتنى بر الزامات مدرن آن باشد. در عصر نوین تحولات عرصه بین الملل اگر مناقشات کشورها بر اساس دیپلماسى برد – برد حل و فصل شود پایدارى بیشتر و هزینه کمتر خواهد داشت، بنابراین ما نمى توانیم صرفا منتظر تغییر مواضع سایر دول بر اساس مطالبات خود باشیم و بر طبل دیپلماسى به منزله ابزار برد خویش و باخت طرف مقابل بکوبیم. دیپلماسى عرصه بده بستان و کوتاه آمدن از برخى مواضع به قصد تحصیل بعضى از امتیازات است بنابراین دیدگاه دستگاه سیاست خارجى کشور باید بر این اساس صورتبندى شود و تمام مسئولان حکومتى به این مهم التفات داشته باشند.

اگر خواستار بهبود شرایط کشور در ابعاد مختلف امنیتى، اقتصادى و سیاسى هستیم لازم است مدیران ارشد کشور با واقع نگرى و عملگرایى ضمن تدقیق در تفاوت هاى بایدن با ترامپ از ظرفیت ها و فرصت هاى تغییر دولت در امریکا به سود منافع ملى استفاده کنند و با محاسبه مختصات احتمالى سیاست هاى خاورمیانه اى بایدن به استقبال روندهاى جدید مناسبات منطقه اى بروند و با دیپلماسى فعال و برقرارى خط ارتباطى با دولت هاى مخالف زمینه تفاهم بیشتر و کاستن از تبعات سنگین تاکتیک راهبردى ایران هراسى صهیونیست ها بستر مناسب براى کسب امتیازات بیشتر از توافق نامه برجام را فراهم کنند.

کلید واژه ها: ایران و امریکا ترکیه و امریکا عربستان و امریکا جو بایدن اسرائیل و امریکا ایران و اسرائیل ایران و اسرائیل و امریکا دونالد ترامپ برجام بازگشت امریکا به برجام


( ۹ )

نظر شما :

صادق ۳۰ دی ۱۳۹۹ | ۲۱:۴۶
اقای رحمانی ،ایران طی 7سال دیپلماسی ظریف ،جز خسارت اتمی،اقتصادی و تحریم بیشتر دستاوردی نداشته ، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم در تنگ نظری وهابی و وسوسه اسراییلی با ایران خوب نخواهند شد ،مگر با خواری و ذلت ایران ، اینان در زمان قبل از انقلاب هم با ایران مشکل داشتند، امریکا نیز به کمتر از ذلت ایران راضی نمیشود ، دنیای امروز ما هم دنیای قدرت با منطق زور است ، بنابر این دیپلماسی زمانی کارایی دارد که یک قدرت مقتدر در کنار این دیپلماسی وجود داشته باشد، ضمنا قبل از طرح مجلس ، برجام برای ایران خسارت محض و دو سر باخت بود،چون هم اقتصاد و صنعت اتمی تعطیل شد و هم تحریم ها به حداکثر خود رسید، حال با طرح مجلس ، اگر انها تحریم ها را لغو کنند برد ایران است ، واگر لغو نکنند ایران صنعت هسته ای را با غنا و شدت بیشتر پیش میبرد که باز هم برد ایران است ، با این تفاوت که ایران در حال عبور از تحریم هاست