جابه جایی های بزرگ در رده بندی های اقتصادی

قدرت‌های اقتصادی جهان در سال ۲۰۵۰ کدام کشورها خواهند بود؟

۱۷ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۹۷۸۵۳ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
یپش بینی‌ها حاکی از تولید ناخالص داخلی ۵۸ تریلیون دلاری چین در برابر تولید ناخالص داخلی ۳۴ تریلیون دلاری آمریکاست. در این شرایط چین ۲۰ درصد از اقتصاد جهان را در اختیار خواهد داشت و از هند ۱۵ درصد و از آمریکا ۱۲ درصد بزرگتر خواهد بود.
قدرت‌های اقتصادی جهان در سال ۲۰۵۰ کدام کشورها خواهند بود؟

دیپلماسی ایرانی: تا پیش از انقلاب «دات کام» در سال ۲۰۰۰، آمریکا از نظر بهره وری اشتغال و سرمایه در میان کشورهای توسعه یافته در بالاترین جایگاه قرار داشت، اما طی دو دهه گذشته روند بهره وری آمریکا به تدریج تغییر و مسیر کاهشی را طی کرد.

طی دهه‌های گذشته، ایالات متحده آمریکا همواره قدرت بزرگ اقتصادی به شمار می آمده، اما طی چند سال گذشته اقتصاد چین به سرعت در حال نزدیک شدن به آمریکاست. حتی با وجود آن که رشد اقتصادی چین طی چند سال گذشته تا حدودی کند و کم شتاب شده است، اما بسیاری از اقتصاددانان پیش بینی کرده‌اند که چین با شرایط فعلی نیز خواهد توانست آمریکا را در آینده نه چندان دور پشت سر گذارد.

همچنین کشورهای توسعه یافته دیگری نیز همچون آلمان، ژاپن، فرانسه، ایتالیا و کانادا تا سال ۲۰۵۰ شاهد تغییرات عمده در جایگاه جهانی خود خواهند بود.

در عین حال آن چه در پیش بینی‌های اقتصادی بیش از همه دارای اهمیت دوچندان است، سرعت قابل توجه اقتصادهای جنوب شرق آسیا مانند ویتنام است که در کنار کشورهایی مانند کره جنوبی و سنگاپور بلوک اقتصادی شرق آسیا را قدرتمندتر خواهند کرد.

ایفای نقش بهره‌وری

تا پیش از انقلاب دات کام در سال ۲۰۰۰، آمریکا از نظر بهره وری اشتغال و سرمایه در میان کشورهای توسعه یافته در بالاترین جایگاه قرار داشت، اما طی دو دهه گذشته روند بهره وری آمریکا به تدریج تغییر کرد و مسیری کاهشی را طی کرد.

شاید یکی از دلایل کاهش نرخ بهره وری آمریکا، انقلاب انتقال اطلاعات به واسطه گسترش شبکه جهانی اینترنت در دیگر کشورها بوده که در عمل به ابتکارات بیشتری در خارج  از آمریکا منجر شده اما تغییر بهره وری فقط منحصر به آمریکا نبوده و برخی کشورهای اروپایی را نیز درگیر کاهش رشد کرده است. در واقع نرخ بهره وری ارتباط مستقیمی با ابتکارات علمی و نورآوری‌ها دارد و کشورهایی که طی دو دهه گذشته دستاوردهای زیاد و قابل توجهی در رقابت‌های علمی نداشته‌اند، به طور طبیعی از نظر بهره وری دچار افول شده‌اند.

 در اروپا آلمان توانسته جایگاه اقتصادی خود را به واسطه نرخ بهره وری تثبیت کند و در مقابل فرانسه با وجود افزایش جمعیت، اما در مسیر بهره وری از دیگر رقبای اروپایی و غربی خود عقب مانده و در بسیاری از گزارش ها نشانی از فرانسه در میان ۱۰ اقتصاد بزرگ دنیا تا سال ۲۰۵۰ دیده نمی شود.

 تا سال ۲۰۵۰ چین نه فقط از آمریکا پیشی خواهد گرفت که دارای اقتصادی بسیار بزرگتر از آمریکا نیز خواهد بود.

یپش بینی‌ها حاکی از تولید ناخالص داخلی ۵۸ تریلیون دلاری چین در برابر تولید ناخالص داخلی ۳۴ تریلیون دلاری آمریکاست. در این شرایط چین ۲۰ درصد از اقتصاد جهان را در اختیار خواهد داشت و از هند ۱۵ درصد و از آمریکا ۱۲ درصد بزرگتر خواهد بود.

در حالی که در سال ۲۰۲۰ هند هفتمین اقتصاد بزرگ جهان است، اما تا سال ۲۰۵۰، این کشور به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل خواهد شد که این رشد به دلیل افزایش جمعیت کار، بهبود زیرساخت‌های تولید و ارتقای سطح بهره وری بویژه در حوزه کامیپوتر و آی.تی خواهد بود.

امریکا تا سال ۲۰۳۲ شاید بتواند مقام فعلی اقتصادی خود را حفظ کند، اما پس از آن به دلیل رشد جمعیت کم از هند و چین عقب خواهد افتاد و تا سال ۲۰۵۰ به  مقام سوم اقتصاد جهانی نزول خواهد کرد.

تا سال ۲۰۵۰، اندونزی از کشورهای انگلیس، آلمان و ژاپن پیشی خواهد گرفت که این موقعیت به دلیل دستاوردهای قابل توجه سال‌های اخیر این کشور در کاهش فقر و بیکاری خواهد بود و این موقعیت اندونزی را در مقام چهارمین کشور قدرتمند اقتصادی قرار خواهد داد.

 برزیل، روسیه، مکزیک، ژاپن، آلمان و در نهایت بریتانیا نیز تا سال ۲۰۵۰ به ترتیب جایگاه پنجم تا دهم را در اقتصاد جهانی خواهند داشت. در واقع در این وضعیت انگلیس از جایگاه پنجم به جایگاه دهم، آلمان از جایگاه چهارم به جایگاه هشتم و همچنین ژاپن با افول موقعیت خود روبه رو خواهند بود که دلیل مشترک افول جایگاه این کشورها در اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۵۰، کاهش شدید رشد جمعیت این کشورها خواهد بود که به تبع آن این کشورها را با کمبود نیروی کار مواجه خواهد کرد و در مقابل مهاجرت نیز کمک تعیین کننده‌ای برای حفظ جایگاه این کشورها نخواهد کرد.

 تغییراتی که در اقتصاد جهانی با تغییر جایگاه کشورهای بزرگ تا سال ۲۰۵۰ روی خواهد داد، دارای ابعاد ژئوپلیتیکی عمیقی خواهد بود. 

بزرگترین و شاخص ترین تحولات اقتصادی تا سال ۲۰۵۰ در کاهش نقش و ضریب نفوذ جهانی دلار خواهد بود. در شرایطی که ۲۰ درصد اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۵۰ در اختیار چینی‌ها  قرار خواهد گرفت، بسیار طبیعی و روشن است که یوهان چین نیز نقش پررنگ تری در مبادلات تجاری به دست خواهد آورد و به یک واحد پول جهانی تبدیل خواهد شد./اکونومیست فارسی

کلید واژه ها: اقتصاد جهانی چین ایالات متحده امریکا ژاپن روسیه اندونزی هند برزیل


( ۱۰۸ )

نظر شما :

ناشناس ۱۷ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۴۸
برآوردهای این نظریه کلی با گزاره های صحیح ، ولی ناکامل است !! - قرار گرفتن چین و هند به عنوان اقتصاد های اول و سوم دنیا تا سال 2035 در آسیا ! نحوه بازتولید ثروت و دسترسی به بازارهای در حال گسترش را انشاالله کاملا تغییر خواهد !! وقتی قدرت های اقتصادی با این سرعتی که چین و هند دارند و جمعیتی مصرف کننده آنها در قاره آسیا قرار می گیرند و از طرف دیگر حضور بیشتر بازی کنندگان تولید کنندگان اصلی و یا عمده اقتصاد دنیا ( جنوب شرقی آسیا شامل : ژاپن ، کره جنوبی ، اندونزی ، سنگاپور ، مالزی و .... - خاورمیانه شامل : تمامی کشورهای دارای ثروت و درآمد عظیم نفتی در حاشیه خلیج فارس و کشورهای در حال رشد مانند ترکیه ، ایران ، عراق و .... - آسیای میانه شامل : روسیه ، قزاقستان ، آذربایجان و ... ) رشد کاملا متفاوتی از نحوه رشد فعلی را انشاالله شاهد خواهیم بود - یعنی ضریبی که از این تجمیع ثروت و درکنار هم بودن آن ایجاد می شود - سرعت رشدی بسیار بالاتر به کشورهای این قاره خواهد داد !! - از طرف دیگر داشتن بدهی بسیار بالا در آمریکا (چند ده تریلیون دلار !! و در حال رشد !! ) به همراه کاهش قدرت دلار و همچنین کاهش قدرت تدریجی قدرت های اروپایی و یورو در کنار افزایش قدرت یوآن به عنوان ارز اصلی دنیا !! سرعت رشد کشورهای بلوک غرب را هم کاملا تحت تاثیر قرار خواهد داد !! - در کل بدون پیش بینی اتفاقات به صورت کامل !! سرعت رشد دنیا و چینش اقتصادهای برتر و بازارهای پر مصرف و قدرتمند در کنار آنها - انشاالله کاملا متفاوت از برآوردهای فعلی و کاملا به نفع کشور ایران و کشورهای دیگر قاره آسیا خواهد بود !!!
رضا ۱۷ آذر ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۸
این مقاله را باید دوستان اصولگرا و همچنین دوستان نظامی به دقت مطالعه کنند وببیند آیا چین درمبارزه با امریکا موفق تر است یا ما
مولانا ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۴
چین به عنوان کشوری که کوچکترین رجوع به آراء عمومی ومردمی و دموکراسی و غیره و ذالک ندارد چطور توانسته به این جایگاه برسد آیا این نوع از حکومت می تواند مدل موفق برای دیگر کشورها باشد
محمد ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۰۷
یک زمانی میگفتند یورو جای دلار را میگیرید ولی نگرفت. هیچ ارزی نمیتواند نقش و جایگاه دلار را داشته باشد حتی یوان چین.
額與 ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۴
پس ایران کو
Mahdi ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۱۹
ضحی خیال باطل یوان هیچ وقت جای دلار را نمی گیرد وچین کپی کار نمی تواند اول باشد
مجید ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۴
چین بیشک از امرکا جلوتر خواهد زد زمانی خواهد امد ک چین درصنعت خودرو سازی حرف اول دنیا رو‌خواهد زد سیاست چین نمیگذارد ک ارزش یوان بیشتر از دلار بشه مگه نه همین الانم میتونه جایه دلارو بگیره
افخمی ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۱۲
آقای Mahdi ! کمی تمرین املا میکردی بد نبود. البته از غرب گدایان انتظار بیشتری نمی باید داشت.
رضا ۱۹ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۹
پیشرفت اقتصادی چین ربطی به نوع حکومت نداره.بلکه بخاطر رابطه تجاری با اکثر کشورهای دنیاست اونم با وجود تحریمی که امریکا علیه این کشور اعمال کرده.اما ایراد کار ما اینه که متاسفانه بعضی از مسئولین چشم به بیگانگان دوختن و تنها راه پیروزی رو مذاکره با آمریکا میدونن
علی ۱۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۹
آفرین بر ترکیه و عربستان