با این همه مصیبت و سختی

مگر می‌شود از رفتن ترامپ خوشحال نباشیم؟!

۱۹ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۹۷۰۰۵ آمریکا نگاه ایرانی
دکتر اعظم ملایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: با این همه آسیب و لطمه ای که ترامپ صرفا به دلیل خودمحوری و قانون گریزی شخصی به منافع ملی ایران و صلح در منطقه زده است، مگر می توان از رفتنش خوشحال نبود؟ و اساسا چرا مقامات دولتی و رسانه ملی ما باید بگویند نتایج انتخابات آمریکا برای ما فرقی ندارد! مگر طی چهار سال گذشته همه این افراد و رسانه‌ها بالاتفاق ترامپ را سیاستمداری دیوانه، دروغگو، بی قانون و خودمحور خطاب نمی کردند که به خاطر خود رأیی‌اش به ایران لطمه زده است؟ حال چگونه برایشان مهم نیست که این فرد از سمت ریاست جمهوری آمریکا کنار برود؟ 
مگر می‌شود از رفتن ترامپ خوشحال نباشیم؟!

نویسنده: دکتر اعظم ملایی، محقق و پژوهشگر روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: بعد از چندین ماه کشمکش و کارزار انتخاباتی نفس گیر و پس از آن انتخاباتی پر حرف و حدیث و بحث برانگیز، سرانجام رسانه های آمریکایی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات را به عنوان رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده آمریکا معرفی کردند. هر چند تیم انتخاباتی ترامپ هنوز زیر بار پذیرش این نتیجه نرفته و اعلام کرده که تخلفات انتخاباتی را پیگیری می کند و کار را به دادگاه عالی می کشاند، اما بسیاری از رهبران جهان که در طی چهار سال گذشته برای کنار رفتن وی از قدرت لحظه شماری می کردند، از نخستین لحظات اعلام خبر پیروزی بایدن، تبریک گفتن به وی را آغاز کرده‌اند. 

در ایران اما نوعی سردرگمی نسبت به نتایج انتخابات آمریکا البته در سطح جامعه و مردم وجود دارد؛ در شرایطی که مسئولان کشور اعلام کرده اند نتیجه انتخابات آمریکا برایشان مهم نیست و فرقی نمی کند چه کسی روی کار بیاید و رسانه ملی با تهیه گزارش‌های متعدد و جانبدارانه می کوشد به مردم القاء کند نباید به نتیجه انتخابات آمریکا اهمیت بدهند و تحولات سیاسی این کشور هیچ تأثیری روی ایران ندارد! این سؤال در ذهن جامعه ایرانی شکل گرفته است که آیا به راستی کنار رفتن فردی مثل ترامپ نباید برای ما مهم باشد؟!

ترامپ و ترامپیسم پدیده های شگرف در عرصه روابط بین الملل بودند که نه تنها ایران، بلکه کل جهان را تحت تأثیر خود قرار دادند. طی چهار سال گذشته به واسطه روی کار آمدن این فرد تاجر پیشه، بی تجربه در دیپلماسی و تعاملات سیاسی و البته خود محور و یاغی، حقوق بین الملل و تعاملات همکاری جویانه بین المللی با بیشترین آسیب مواجه شده اند و سازمان های بین المللی وجاهت و کارایی خود را تا حد زیادی از دست داده اند، اما به جرات می توان گفت هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران از ریاست جمهوری دونالد ترامپ متضرر نشد! 

جمهوری اسلامی ایران پس از دستیابی به توافق و اجماع در عرصه تصمیم گیری درونی پیرامون مذاکره با قدرت های جهانی برای خارج کردن پرونده هسته ای کشور از حالت بحرانی، وارد مذاکراتی سخت و نفسگیر شد؛ مذاکراتی که چندین سال وقت و انرژی وزارت امور خارجه و دیپلمات‌های کارکشته کشورمان را گرفت و در نهایت به توافقی منجر شد که قدرت های بزرگ جهان و شورای امنیت بر آن صحه گذاشتند و بر مبنای آن نه تنها حق کشورمان برای دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای را به رسمیت شناختند، بلکه تصمیم گرفتند که به عادی سازی روابط و تجارت با کشورمان بپردازند. 

هنوز یادمان نرفته که در ماه های بعد از برجام چگونه موج شرکت‌ها و  سرمایه گذاران خارجی روانه ایران شدند و خواهان افزایش تعامل با کشورمان بودند، اما با روی کار آمدن دونالد ترامپ ورق برگشت؛ این رئیس جمهور خود خواه و مستبد آمریکا یک تنه به این توافق مشروع بین المللی پشت کرد و کشورمان را که از نظر همه دنیا و البته آژانس بین المللی انرژی اتمی تابع قوانین و توافقات صورت گرفته بود را مورد سخت ترین تحریم‌های تاریخ قرار داد. 

ترامپ که از بد روزگار قدرت، نفوذ، خودخواهی و استبداد رأی را با هم داشت، بی توجه به نظر سایر کشورها و به ویژه طرف‌های برجام، راه را بر صدور نفت و سایر کالاهایمان بست، با تهدید همه کشورها به تحریم،  سرمایه گذاران خارجی را از ایران فراری داد، مبادلات بانکی را برایمان دشوار و در مقاطعی غیر ممکن کرد و حتی کشورهایی که قبل از این تحریم‌ها با ایران مبادله کرده بودند را مجاب کرد تا پول هایمان را بلوکه کنند، هند را از پروژه توسعه بندر چابهار ایران بیرون کشید و با حمایت‌های بی دریغ از اسرائیل و تطمیع کشورهای عرب، ایران را به دشمن اصلی کشورهای عرب و مسلمان منطقه تبدیل کرد و به این بهانه به آنها سلاح فروخت! بی توجه به همه قوانین بین المللی سردار محبوب ایرانی، قاسم سلمانی را در خاک کشور همسایه ترور کرد و مدعی شد که یک تروریست را کشته است، اما در مقابل دست گروه تروریستی طالبان را برای جنایت علیه مردم افغانستان باز گذاشت و دولت این کشور را مجبور کرد زندانیان آنها را آزاد کند و پای میز مذاکرات بی نتیجه با آنها بنشیند تا او بتواند ژست صلح سازی در خاورمیانه را به خود بگیرد.

حال با این همه آسیب و لطمه ای که ترامپ صرفا به دلیل خودمحوری و قانون گریزی شخصی به منافع ملی ایران و صلح در منطقه زده است، مگر می توان از رفتنش خوشحال نبود؟ و اساسا چرا مقامات دولتی و رسانه ملی ما باید بگویند نتایج انتخابات آمریکا برای ما فرقی ندارد! مگر طی چهار سال گذشته همه این افراد و رسانه‌ها بالاتفاق ترامپ را سیاستمداری دیوانه، دروغگو، بی قانون و خودمحور خطاب نمی کردند که به خاطر خود رأیی‌اش به ایران لطمه زده است؟ حال چگونه برایشان مهم نیست که این فرد از سمت ریاست جمهوری آمریکا کنار برود؟ 

البته در این میان برخی از سیاستمداران پوپولیست منتقد دولت نیز که کوچکترین اطلاعی از سازو کارهای روابط بین الملل و نحوه کشورداری ندارند، با نادیده گرفتن مشکلات حادی که دولت آمریکا در چهار سال اخیر برای کشورمان ایجاد کرده و خلط مبحث، می کوشند بر این نکته تأکید کنند که اهمیت دادن به نتیجه انتخابات آمریکا در تضاد با سیاست «نگاه به درون» و «خود اتکایی» است! رویکردی که یا ریشه در ناآگاهی آنها از روابط بین الملل مدرن دارد و یا حاصل بی صداقتی و اولویت اغراض و منافع جناحی برای آنها است. 

البته بر کسی پوشیده نیست که استراتژی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بستگی چندانی به نگرش‌های حزبی ندارد و رویکرد برگزیدگان این دو حزب تنها در سطح تاکتیک متفاوت است؛ مسأله ای که تدبیر استراتژیک ایران برای رهایی قطعی از این بحران را می طلبد، اما این مسأله هم قابل انکار نیست که بین رئیس جمهوری که زبان دیپلماسی را می فهمد و برای قوانین و توافقات بین المللی و همکاری با سایر قدرت های جهانی احترام قائل است، با فردی که کیش شخصیت دارد و می کوشد همه روندها و مناسبات بین المللی را مطابق میل خودش تغییر دهد، تفاوت زیادی وجود دارد. 

یکی از برنامه ها و سیاست های دولت حسن روحانی شفافیت و صداقت با مردم بود، حال انتظار همین مردم این است که حداقل رئیس جمهوری کشورمان و اعضای دولت وی با وجود فشارهایی که بر آنها اعمال می شود، در بیان مواضعشان نسبت به کنار رفتن ترامپ از قدرت صادق و یکرو باشند و خلاف مواضع پیشین خود حرفی نزنند. 

البته صداقت و روراستی تنها یکی از مطالبات مردم است؛ در شرایطی که ترامپ زخم خورده از انتخابات هنوز دو ماه تا پایان دوران ریاست جمهوری اش زمان دارد و البته در انتخابات میان دوره ای سنای آمریکا نیز اکثریت این نهاد به جمهوری خواهان رسیده، به نظر می رسد تهدیدات این «اعجوبه عالم سیاست» علیه کشورمان هنوز به پایان نرسیده است. بنابراین انتظار مردم از دولت و دیپلمات های کشورمان این است که درگیر بازی ها و فشارهای سیاسی نشوند و همچون گذشته مشفقانه به دنبال تدبیری برای تهدیدات جدید آمریکای ترامپ در دو ماه آتی باشند. 

کلید واژه ها: دونالد ترامپ ایالات متحده امریکا انتخابات ریاست جمهوری امریکا جو بایدن شکست ترامپ


( ۵ )

نظر شما :

ابطحی ۱۹ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۹
سرکار خانم دکتر عزیز! مطمئن باش هیچکس در ایران بابت رفتن ترامپ غمگین نیست. به قول معروف هیچ ایرانی ذره ای از ترامپ دل خوشی ندارد.مساله این است که اگر امثال جنابعالی که مثلا دکتری روابط بین الملل داری خیال بکنی بین حزب دموکرات و جمهوریخواه در مورد ایران اختلاف نظر وجود دارد سخت در اشتباه هستی. اگر فکر کنی فرضا بجای ترامپ، هیلاری کلینتون رئیس جمهور آمریکا می شد آنگاه آمریکا به برجام پایبند می ماند سخت در اشتباه هستی.در آمریکا صرفا اختلاف بر سر نحوه برخورد با ایران است نه اصل لزوم مهار و تضعیف ایران.در نتیجه اگر خیال بکنی که حزب دموکرات در شرائط فعلی دنبال حل مشکلات با ایران است باز هم اشتباه می کنی چون آنها بنا به دلائل گوناگون فعلا و تا اطلاع ثانوی قصد حل مشکلات با ایران را ندارند حداقل آنکه مثل اوباما توانش را هم ندارند چون تقریبا به اندازه رای بایدن، ترامپ هم رای آورده است و اکثریت سنا دست جمهوری‌خواهان است . پرسش از حضرتعالی این است که دوستان عزیز شما در دولت فعلی و دیپلماتهای به اصطلاح کارکشته وزارت خارجه که بیشتر عمرشان را در آمریکا سپری کرده اند چگونه در قضیه برجام نتوانستند تشخیص بدهند که آمریکا نهایتا دبه در خواهد آورد مخصوصا که سناتور تام کاتن مادر مرده صادقانه به مسئولین ایرانی نامه زد و گفت قصد داریم عنقریب دبه در بیاوریم! نقض عهد از جمله رفتار های ثابت آمریکا حتی با متحدین خودشان است.
وطن دوست ۲۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۵
همونطور که خانم دکتر هم اشاره کرده اند، مشکل ایران و آمریکا با تغییر دولتها حل نمی شه و باید راه حل اساسی برای اون پیدا کرد. در مورد برجام هم ظریف و تیم دیپلماتیک ایران بالاترین تضمین رو از مهمترین نهاد جهانی یعنی شورای امنیت سازمان ملل گرفتند اما وقتی سیاستمداری روی کار میاد که حقوق و تعهدات بین المللی براش پشیزی اهمیت ندارند و مثل بعضیها در ایران قطعنامه های شورای امنیت رو کاغذ پاره می دونه، مشکل کم کاری تیم دیپلماتیک ما نیست و برای همین موافقم که باید از رفتن ترامپ خوشحال باشیم.
علی ۲۱ آبان ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۲
«آدمی به امید زنده است و البته فراموشی.» اما دیپلماسی نه وادی امید است و نه فراموشی. نباید فراموش کرد که این اباما بود که تحریم ها را آغاز کرد و با اجماع جهانی حاصل کار خانم کلینتون آنها را تبدیل به فشار حداکثری نمود. نباید فراموش کرد که این اباما بود که همه امیدهای پسابرجامی را با تجاوز به روح و جسم برجام تبدیل به توهمی محض نمود پیش از آنکه ترامپ عمل نمادین پاره کردن برجام را مرتکب شود. به هر حال دیپلماسی وادی «نا امیدی و بدبینی» نیز نیست. «قدرت واقعی خود ما» مایه امید است و خوش بینی. نباید به ترحم حریف خوش بین و امیدوار بود. نباید فراموش کرد که «ذخیره ارانیوم غنی شده ایران» دارایی ما بود برای انگیزه بخشی به مذاکرات. دیپلمات برای رفتن پای میز مذاکره نیاز به آورده ای جدی دارد که تهدیدی واقعی برای حریف باشد. تا دیر نشده باید برای مذاکره این «دارایی تهدید آمیز» را فراهم کرد