خروجی سفر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران چه بود؟!

جوزپ بورل با حضور در تهران صرفا به دنبال یک ژست دیپلماتیک بود/ اروپا به دنبال همراهی با آمریکا البته نه در دوره ترامپ است

۱۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۹۳۳۸ سرخط اخبار پرونده هسته ای
احد رضایان قیه باشی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی ضمن اذعان بر این واقعیت که اروپایی‌ها نیز تصمیم خود را مبنی بر همراهی با آمریکا در تقابل با برجام و جمهوری اسلامی ایران البته نه با امریکا ترامپ گرفته است، پیرامون خروجی و دستاورد سفر جوزپ بورل، مسئول سیایت خارجی اتحادیه اروپا به ایران بر این باور است با توجه به مواضع، نتایج دیدارها و مذاکراتی که میان آقای بورل با آقای روحانی، رئیس جمهوری ایران، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و مذاکراتی که با محمدجواد ظریف، رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در دور روز پیش صورت گرفت این سفر دستاورد چندان جدی برای اروپایی‌ها درخصوص رفع نگرانی های آنها در پی نداشته است. چرا که یقینا از آن سو اروپایی ها با یک عزم جدی برای حل مشکلات به تهران سفر نکردند.
جوزپ بورل با حضور در تهران صرفا به دنبال یک ژست دیپلماتیک بود/ اروپا به دنبال همراهی با آمریکا البته نه در دوره ترامپ است

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – دوشنبه و سه شنبه هفته جاری شاهد اولین سفر و حضور جوزپ بورل، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا به همراه خانم هلگا اشمید، معاون وی بودیم. در این سفر دو روزه، مسئول جدید سیاست خارجی با حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشور دیدار و گفت وگو کرد. در این میان سوالی که ذهن را درگیر می‌کند این است که دستاورد و خروجی سفر آقای بورل به ایران چه بودک این سفر با چه هدف یا اهدافی صورت گرفت؟ آیا اروپایی‌ها در قالب سفر مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا به دنبال رسیدن به یک فصل مشترک با ایران در خصوص برجام، آن هم در شرایطی بودند که آلمان، فرانسه و انگلستان اقدام به فعال کردن سازوکار حل اختلافات بر جامی زده‌اند؟ پاسخ به این سوالات، محور گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با احد رضائیان قیه باشی، پژوهشگر پسادکترای آینده پژوهی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل بین‌الملل خواهد بود که در ادامه می خوانید:

دوشنبه و سه شنبه جاری شاهد سفر آقای جوزپ بورل، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران بودیم و در این راستا دیدارهایی با حسن روحانی، رئیس جمهور، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و دو دور مذاکره با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه صورت گرفت. از نگاه شما اساسا هدف یا اهداف سفر مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران چه بود و در نهایت چه خروجی و دستاوردی از این سفر دور روزه حاصل شد؟

با توجه به اقدام سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان به عنوان اعضای اروپایی برجام در خصوص فعال کردن ساز و کار حل اختلافات برجامی و احتمال کشیده شدن پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل و فعال شدن مکانیسم ماشه و در نهایت بازگشت قطعنامه ها علیه ایران سبب شد که در طرف ایرانی واکنش های متقابلی صورت بگیرد از جمله مسئله کاهش همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و خروج احتمالی از ان پی تی، آن هم در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت. این دست مواضع در تهران موجب آن شد که نگرانی های جدی در در پاریس، برلین و لندن و همچنین اتحادیه اروپا شکل بگیرد. لذا اروپایی‌ها سعی کردند برای رفع نگرانی های خود تحرکات دیپلماتیکی را با محوریت سفر آقای بورل، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا در دستور کار قرار دهند. ولی با این تفاسیر و در مجموع در پاسخ به قسمت دوم سوال شما من معتقدم با توجه به مواضع، نتایج دیدارها و مذاکراتی که میان آقای بورل با آقای روحانی، رئیس جمهوری ایران، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و مذاکراتی که با محمدجواد ظریف، رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در دور روز پیش صورت گرفت این سفر دستاورد چندان جدی برای اروپایی‌ها درخصوص رفع نگرانی های آنها در پی نداشته است. چرا که یقینا از آن سو اروپایی ها با یک عزم جدی برای حل مشکلات به تهران سفر نکردند. یعنی آقای بورل صرفاً برای یک ژست دیپلماتیک و سیاسی این سفر را در دستور کار قرار داد. هر چند که این مسئله از قبل از انجام این سفر و حضور مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا در تهران نیز قابل پیش بینی بود.
از طرف دیگر ما شاهدیم که چون آقای بورل در آغاز دوره ماموریت خود به عنوان مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا است. بنابراین می توان از بُعد دیگر این سفر را یک سفر دیپلماتیک عادی در عرصه سیاست خارجی دانست. به هر حال جمهوری اسلامی ایران و برجام یکی از مهمترین ماموریت ها و پرونده های کنونی اتحادیه اروپا به شمار می رود. لذا طبیعی است که آقای بورل سفری به ایران داشته باشد. پس این سفر در چارچوب اقدامی راهبردی و استراتژیک جای ندارد، بلکه بیشتر پیگیری همان عرف دیپلماتیک، نشان دادن حسن نیت اروپا به ایران و نیز آشنایی با مواضع و دیدگاه های جدید مقامات و مسئولین کشوری صورت گرفته است. چون اکنون آقای بورل و دیگر کشورهای اروپایی بیش از هر زمان دیگری بر این واقعیت اشراف پیدا کرده اند که پس از نزدیک به دو سال تحریم ظالمانه و یکجانبه ایالات متحده آمریکا و همچنین بیش از یک سال بدعهدی و تعلل اروپایی ها در انجام تعهدات برجامی، جمهوری اسلامی ایران تصمیم نهایی خود را در خصوص پیگیری توان هسته‌ای گرفته است. 
البته در آن سو نیز به نظر می رسد ایالات متحده آمریکا هم تصمیم خود را در خصوص برجام گرفته است. لذا اروپا در این میان سعی دارد که مدیریت شرایط را به منظور کاهش تنش حداقل تا تعیین نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا در دستور کار قرار دهد. ضمن این که اروپایی‌ها نیز تصمیم خود را مبنی بر همراهی با آمریکا در تقابل با برجام و جمهوری اسلامی ایران البته نه با امریکا ترامپ گرفته است. چون سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان و همچنین اتحادیه اروپا، دونالد ترامپ را شخصی غیر قابل اعتماد در سیاست خارجی و دیپلماسی می‌دانند. لذا نمی‌توان در دوره وی دست به اقدامات استراتژیک و راهبردی در دوره زمانی طولانی مدت زد. چون که هر لحظه امکان دارد رئیس جمهور آمریکا مواضع و اقدامات در تقابل با آن تغییر دهد. لذا اروپایی ها امیدوارند که در انتخابات آمریکا شخصی از جریان دموکرات که ثبات بیشتری در مواضع و سیاست خارجیش وجود دارد، روی کار آیید تا بتوانند با فراهم آوردن زمینه  مذاکرات مجدد ایران و آمریکا، شرایط را به سمت کاهش تنش و حفظ و احیای پیش ببرند. 

پس با توجه به این نکته می توان گفت که مواضع دیروز سه شنبه آقای بورل در خصوص تمدید مهلت حل‌وفصل اختلافات در رابطه با برجام به طور نامحدود، پیگیری همان راهکار و سیاست وقت کشی برای مدیریت شرایط تا تعیین تکلیف دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو است؟

بدون شک چنین است. چرا که یقیناً نفع و سود اروپایی‌ها در حفظ و بقای برجام است. از این روست که با وجود فعال کردن سازوکار حل اختلافات برجامی تاکنون اروپایی‌ها سعی کرده اند پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع ندهند و علی رغم تهدیدات مکرر در عمل مکانیسم ماشه را فعال نکنند. همه این مسائل نشان می‌دهد که اکنون اروپا به دنبال بقای توافق هسته ای است.

اما اگر در نهایت انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا با پیروزی مجدد دونالد ترامپ رقم خورد که احتمال آن هم چندان دور از ذهن نیست، واکنش اروپایی ها چه خواهد بود آیا در نهایت اروپا مجبور خواهد شد که با دونالد ترامپ همراه شود و رسماً در تقابل با برجام و جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد؟

من معتقدم که اروپایی ها این پیش‌بینی را هم کرده اند که احتمالاً دونالد را در انتخابات سال ۲۰۲۰ مجدداً به قدرت برسد. در این صورت اروپایی ها به نحوی عمل خواهند کرد که ضمن همراهی کج دار و مریز با مواضع ایالات متحده آمریکا، شرایط را به سمتی پیش نبرند که مقصر فروپاشی و مرگ برجام معرفی شوند. یعنی اروپا سعی می کند اگر دونالد ترامپ به قدرت رسید وضعیت را به سمت و سویی پیش ببرد که ایران رسماً خروج از برجام را رقم بزند و در این صورت جمهوری اسلامی مقصر فروپاشی توافق هسته‌ای جلوه داده شود.

پیرو نکات شما در خصوص نگرانی اروپا راجع به مواضع مقامات و مسئولین کشور مبنی بر احتمال کاهش همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و خروج از ان پی تی در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و در نهایت فعال شدن ساز و کار مکانیسم ماشه به عنوان موتور محرکه سفر آقای بورل به ایران، آیا انجام برخی اقدامات مانند پیگیری و اجرایی شدن طرح‌هایی برای رسیدن به توافق درباره ساز و کار ویژه مالی با ایران موسوم به اینستکس، آغاز به کار سازوکار و یا کانال بشر دوستانه سوئیس در خصوص انتقال دارو و کالاهای اساسی به ایران موسوم به (SHTA) و یا موضع یکشنبه جاری مارکوس لایتنر، سفیر سوئیس در تهران پیرامون ورود ۱۸۰ هزار بسته از داروهای مورد نیاز برای پیوند اعضا به ایران، آن هم تنها 24 ساعت قبل سفر بورل می ‌تواند به عنوان تمهیداتی در نظر گرفته شود اروپا ذیل آن بنا داشت که تغییر مواضع، تعدیل فضایی و در نهایت همراهی نسبی ایران با آقای بورل را در این سفر به همراه داشته باشد. در صورتی که سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه صراحتا عنوان کرد که تهران سازوکار بشردوستانه سوئیس را به رسمیت نمی شناسد و هیچ منتی هم در اقدام وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا برای دادن چراغ سبز به منظور فعال کردن این ساز و کار انتقال دارو و کالاهای اساسی به ایران وجود ندارد و حتی در خصوص اینستکس نیز عنوان شد که این ساز و کار نه به عنوان انتظار اصلی ایران، بلکه در جایگاه حسن نیت اروپا برای انجام ۱۱ تعهد خود قرار دارد؟

من معتقدم که هیچ کدام از این اقدامات نمی‌تواند تمهیدی برای تعدیل مواضع جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شود تا آقای بورل بتواند از آن استفاده کند. چون همان گونه که گفتم و همان گونه که نهایتاً مشاهده شد سفر آقای بورل بیشتر یک ژست سیاسی و پیگری عرف دیپلماتیک بود و در پشت آن عزم جدی برای حل اختلافات وجود نداشت. لذا نمی‌توان گفت که تمام اقدامات اروپایی‌ها پیش از سفر مسئول جدید سیاست خارجی اروپا تمهید و برنامه ای برای تعدیل مواضع جمهوری اسلامی ایران قلمداد شود که اروپا هم در سفر آقای بورل به دنبال تحقق برنامه و یا راه کاری باشد. در صورتی که همان گونه که در طول دور روز گذشته مشاهده شد سفر آقای بورل بیشتر انجام یک عرف دیپلماتیک و صرفاً دیدار با مقامات و مسئولین کشوری بود، نه چیزی بیش از آن. در ضمن حتی اگر تمام این اقدامات که پیش از سفر آقای بورل انجام شد، تمهید اروپایی ها برای تعدیل در مواضع ایران به منظور تحمیل درخواست های مسئول سیاست خارجی به تهران باشد با سخنان و مواضع مسئولین به خصوص سخنگوی وزارت امور خارجه به در بسته خورد. چون تهران علاوه بر اهمیت ندادن به اقدام سوئیس برای فعال کردن کانل مالی بشردوستانه اش دیگر انتظارات خود را در حد فعال کردن اینسکس قرار نمی دهد. چون همان گونه که گفتم ایران تصمیمی نهایی خود را در خصوص برجام گرفته است. لذا جمهوری اسلامی تنها راه بازگشت از برنامه کاهش تعهدات برجامی را منوط به فروش نفت و آزادی روابط بانکی و 9 شرط دیگر می داند که اروپایی ها در دوران بعد از خروج دونالد ترامپ از برجام آن را دنبال تعهدات برجامی پذیرفته اند.

ولی با توجه به رادیکال شدن فضای سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی منطقه در سایه اقدام دونالد ترامپ در ترور سردار سلیمانی و همچنین حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه عین الاسد و بعد از آن رونمایی از طرح معامله قرن و به تبع آن واکنش‌های محور مقاومت آیا اساسا می توان انتظار داشت در این دوران یک ساله تا تعیین تکلیف انتخابات سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا و آغاز به کار رئیس جمهور جدیدی غیر از ترامپ که البته امکان وقوع آن هم صد درصد نیست، بعید است اروپایی ها بتوانند موفق به کنترل و مدیریت شرایط شوند؟

همان گونه که گفته شد مجموعه شرایطی که اکنون توسط دونالد ترامپ از ترور سردار سلیمانی گرفته تا مسئله رونمایی از معامله قرن در یک سو و همچنین پاسخ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در عراق و مواضع سردار قاآنی، فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران مبنی بر همکاری با نیروهای مقاومت برای ناکامی معامله قرن خبر از این می دهد که شرایط روز به روز در حال پیچیده‌تر شدن، حساس تر شدن، ملتهب شدن و بغرنج تر شدن است. لذا یقیناً افزایش تنش امری اجتناب ناپذیر است. به خصوص که با توجه به شرایط سیاسی کنونی یقیناً مجلس آینده در ایران با رنگ و بوی اصول گرایی تندرو روی کار خواهد آمد که می‌تواند زمینه انتخاب رئیس جمهوری رادیکال را در 1400 تقویت کند. بنابراین اگر چنین رئیس‌جمهوری در ایران روی کار آید و چنین مجلس آتش به اختیاری در بهارستان آغاز به کار کند و در آن سو شاهد روی کار آمدن دونالد ترامپ باشیم قطعاً شرایط به گونه ای خواهد بود که کنترل و مدیریت خارج از توان هر کشوری حتی اروپایی‌ها، روسیه و چین خواهد بود. حتی احتمال دارد شرایط از کنترل آمریکا و ایران هم خارج شود. 

کلید واژه ها: احد رضایان قیه باشیبرجامایرانآمریکااتحادیه اروپاجوزپ بورلمکانیسم ماشه


( ۲ )

نظر شما :