روایت جدیدی که طرفداران دست راستی مودی ارائه می کنند

مناقشه‌ داغ آریایی در هند

۳۰ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۵۶۷۰ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
حمیدرضا جلایی پور در یادداشتی می نویسد: طبق روایت جدیدی که ناسیونالیست‌های هندو و دولت دست‌راستی نارندرا مودی ــ نخست‌وزیر کنونی هند ــ ارائه می‌کند، سرزمین و سکونت‌گاه اولیه‌ آریایی‌ها هند بود، از آن‌جا به فلات ایران رفتند و بعد هم به اروپا.
مناقشه‌ داغ آریایی در هند

نویسنده: حمیدرضا جلائی‌پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه 

دیپلماسی ایرانی: راننده‌ تاکسی هندی بود و سریع سر صحبت را باز کرد:
- کجایی هستی؟ 
- ایرانی... 
- چه عالی ... شما پسرعموی کوچک ما هستید! 
- ببخشید؟! 
- هر دو آریایی هستیم، مگر در مدرسه یادت نداده‌اند؟ 
- آهان! چرا... 
- خب آریایی‌ها از هند مهاجرت کردند به ایران و بعد هم به اروپا 
- جدی؟ نه، به ما این‌طوری نگفتند... 
- نه، همین‌طوره... می‌دانستی آریایی یعنی شریف؟ 

بله! طبق روایت جدیدی که ناسیونالیست‌های هندو و دولت دست‌راستی نارندرا مودی ــ نخست‌وزیر کنونی هند ــ ارائه می‌کند، سرزمین و سکونت‌گاه اولیه‌ آریایی‌ها هند بود، از آن‌جا به فلات ایران رفتند و بعد هم به اروپا.

تشبث به تبار آریایی در بسیاری از جوامع جهان در دو سده‌ گذشته کم و بیش رایج بوده است؛ در انگلستان، فرانسه، روسیه، ترکیه، تاجیکستان، افغانستان، ایران و البته آلمان. امروز اما بحث درباره‌ی تبار آریایی در هند از همه جا داغ‌تر و پیچیده‌تر است. سر این که چه کسی آریایی است، آریایی‌ها از کجا و چطور آمدند، و تبار آریایی چه معنایی برای هویت ملی و سرنوشت سیاسی هند دارد، دعواست.

داستان رایج را (که در کتاب‌های درسی تاریخ هم به آن اشاره می‌شود) احتمالاً می‌دانید: این که آریایی‌هایی بودند و آن‌ آریایی‌ها از سکونت‌گاه اولیه‌شان، آن بالاهای آسیا، مهاجرت کردند. شاخه‌ای راهش را سمت اروپا کج کرد و شاخه‌ دیگر سمت فلات ایران و بعد هند. این فرضیه را ماکس مولر، زبان‌دان و هند‌شناس آلمانی که از قضا بیش‌تر عمرش را در بریتانیا گذراند، حدود ۱۷۰ سال پیش مطرح کرد. البته هند خالی از سکنه نبود. به نظر مولر، مهاجران آریایی ــ که پوستی روشن‌تر داشتند ــ جنگ‌آور و مسلح بودند و برای همین توانستند ساکنان بومی هند را ــ که پوستی‌ تیره‌تر داشتند ــ شکست دهند. آریایی‌های فاتح وداها ــ نخستین ادبیات هندواروپایی ــ را خلق کردند و آیین هندو را پرورش دادند. حدس مولر این بود که ساکنان بومی هند همان‌هایی بودند که در ریگ‌ودا از آنها با نام داسا ورنا یاد می‌شود. آریایی‌های غالب نظام طبقاتی هند را به پا کردند، بومیان مغلوب را در قعر رتبه‌بندی قرار دادند و آنها را نجس خواندند. فرض می‌شود که این ساکنان بومی دراویدی‌ها هستند که با فشار آریایی‌ها بیش‌تر به جنوب شبه‌قاره رانده شدند.

این صورت‌بندی ساده و خلاصه‌ای از فرضیه‌ی جا خوش کردن آریایی‌ها در هند بود. و از همین جا دعوا آغاز شد. هر کسی به سود برنامه سیاسی خود با این فرضیه کلنجار می‌رفت. اروپا سرگرم نازیدن به تبار تازه کشف‌شده‌ آریایی‌اش شده بود و به سرعت داشت آریایی را به یک مفهوم نژادی تبدیل می‌کرد، نژادی که مدعی بود ویژگی‌های زیست‌شناختی و تمدنی برتری دارد و چاره‌ای ندارد جز سروری ابنای بشر. ماکس مولر اصرار داشت که فرضیه‌اش ادعایی درباره‌ تفاوت نژادی آریایی‌ها با ساکنان بومی ندارد و آنها تنها به دو زبان مختلف سخن می‌گفتند. البته چنین نبود و او در نوشته‌ها و حرف‌هایش دقت کافی در تفکیک زبان از نژاد نداشت.

فرضیه‌ مهاجرت آریایی‌ها واکنش‌های متفاوت و گاه متضادی میان استعمارگران انگلیسی برانگیخت. از یک طرف می‌خواستند به این افتخار کنند که تمدن عظیم باستانی هند را آریایی‌ها بنا کرده‌اند، و از طرف دیگر نمی‌خواستند قوم و خویش هندی‌های سبزه و تیره و عقب‌مانده بشوند. (برای انگلیسی‌های رنگ‌پریده حتی هندی‌های آریایی‌ شمال‌نشین که پوست روشن‌تری داشتند هم تیره و قهوه‌ای محسوب می‌شدند. چاره این بود که نظریه را دست‌کاری کنند: هندی‌ها آریایی خالص نبودند، امتزاج و ازدواج با فرهنگ بومی آنها را از صراط مستقیم آریایی منحرف کرده بود.) در عین حال، نژادپرستان اروپایی مشکلی با این بخش از فرضیه نداشتند که آریایی‌ها قوم مهاجم بودند و با جنگ و زور توانستند در هند ساکن شوند. برعکس، این نشان‌دهنده‌ برتری نظامی این نژاد در طول تاریخ و توجیه‌کننده‌ میل جهانگشایی‌ اروپایی‌ها بود.

بسیاری از هندی‌ها از ایده‌ تبار آریایی استقبال کردند. تصور خویشاوندی با اشغالگران بریتانیایی به برخی از روشنفکران هندی عزت نفس می‌داد، انگار که می‌توانستند خود را سری میان سرهای اروپایی بشمارند. کریشنا بیهاری‌سن از «برادری آریایی» (بین هندی‌ها و مستعمره‌چی‌ها) سخن می‌گفت و برادرش، کشاب چاندرا سن، آمدن انگلیسی‌ها به هند را «دیدار پسرعموهای از هم دورافتاده» می‌خواند. برای برخی استعمارگران بریتانیایی این یک فرصت بود: فرضیه‌ آریایی بودن هندی‌ها کمک می‌کرد تا حاکمیت‌شان را در هند مشروع جلوه دهند: خویشاوندان دور آمده‌اند تا اوضاع آشفته‌ خانواده‌ را سامان دهند! برای برخی دیگر از استعمارگران این فرضیه می‌توانست عواقب خطرناکی داشته باشد: نمی‌شد به راحتی توجیه کرد که برادر بر برادر فرمانروایی کند.
همین هم شد. میهن‌پرستان اولیه‌ هندی ــ که اغلب از بالای نظام طبقاتی هند بودند - از ایده‌ آریایی برای بازتعریف تاریخ و هویت هندی و مبارزه با استعمار انگلیس بهره بردند. روشنفکر و مورخ هندی، راجنیکانتا گوپتا کتاب «کردارهای شکوهمند آریایی‌ها» را نگاشت و مردانگی و جنگاوری و شجاعت نظامی‌شان را ستود. حتی جنبش‌های اصلاح دینی - نظیر آریا سماج - به فضایل و مرام آریایی برای دمیدن روحیه‌ی تحول در جامعه استناد می‌کردند. فرض این که هندوها از نژاد برتر آریایی هستند پذیرفته‌شده بود.

و البته بودند کسانی که از این آب گل‌آلود می‌خواستند ماهی متفاوتی بگیرند. یکی‌شان رابرت کالدول، شرق‌شناس و مبلغ تبشیری بود، که روی فرهنگ و زبان دراویدی‌های جنوب هند مطالعه می‌کرد. کالدول از غیریت‌سازی فرضیه‌ آریایی و نظام طبقاتی منتسب به آن برای تبلیغ مسیحیت بهره برد؛ دینی که مدعی بود می‌تواند برابری و برادری را برای مردمان رانده و سرکوب ‌شده به ارمغان آورد. سخنان کالدول بذرهای فکری جنبش ناسیونالیستی دراویدی را در شبه‌قاره کاشت. رهبران اولیه‌ این جنبش، نظیر پیریار راماسامی، خواستار جدایی و تشکیل دولت مستقل دراویدی بودند. فرضیه‌ تبار آریایی برای دراویدی‌‌ها به ابزاری برای تعریف هویت مستقل و مقاومت در برابر تبعیض تبدیل شد. این روزها بعضی از دراویدی‌ها حتی نشان «غیرآریایی‌» را با افتخار روی آستین‌شان می‌زنند.  

در آستانه‌استقلال هند، گرایش ناسیونالیستی مبتنی بر خون آریا و دین هندو ‌کم‌رنگ شد. رهبران جنبش استقلال‌ ــ گاندی و نهرو ــ از ایده‌ی ناسیونالیسمی سکولار و مبتنی بر سرزمین دفاع می‌کردند: این خاک متعلق به همه‌‌ی ساکنانش ــ چه آریایی و چه دراویدی، چه هندو و چه مسلمان ــ بود. از نظر ناسیونالیست‌های هندو چنین ایده‌‌ای خطرناک بود و باید با آن مقابله می‌شد. گاندی ترور شد. قاتلش عضو آر.اس.اس. بود، سازمانی که پدرخوانده‌ حزب حاکم کنونی، بهاراتیا جاناتا، است. حالا بعضی از اعضای حزب از قاتل گاندی به عنوان شهید میهن‌پرست نام می‌برند و حتی مجسمه‌اش را می‌خواهند نصب کنند.

مناقشه بر سر تاریخ و تبار پس از استقلال همچنان ادامه یافت. فرضیه‌ مهاجرت آریایی به دردسری برای حفظ همبستگی اجتماعی و سیاسی هند تبدیل شد. صاحبان اصلی و وارثان حقیقی هند چه کسانی هستند؟ چه کسی حق آب و گل بر این سرزمین دارد؟ این پرسش به غایت سیاسی است و پاسخش مرزهای حقوق شهروندی در این کشور را تعریف می‌کند. فرضیه‌ آریایی از هجوم یک قوم حکایت داشت که سرزمین هند را اشغال کردند: چه فرقی است میان هجوم آریایی‌ها با هجوم مغول‌ها و یا حتی اشغالگری انگلیسی‌ها؟ نسل جدید مورخان چپگرا، نظیر رومیلا تاپار، با استناد به شواهد باستان‌شناسی تلاش کردند تا روایت تازه‌ای ارائه کنند که از مهاجرت مسالمت‌آمیز آریایی‌ها و درآمیختن و یکی‌شدن تدریجی با ساکنان بومی سخن می‌‌گفت.

چنین روایتی خیال ناسیونالیست‌های هندو را آسوده نمی‌کند. هندی بودن برای آنها مترادف بومی بودن است، اگر کسی از تبار پیروان آیین‌های آریایی‌ تولید داخل باشد هندی است. بقیه‌ کیش‌ها ــ اسلام و مسیحیت ــ بیگانه‌اند و نباید جایی در این سرزمین داشته باشند. اما اگر آریایی‌ها مهاجر باشند، دین‌ و فرهنگ‌شان هم وارداتی می‌شود؛ و این با برنامه‌ هویت‌سازی ناسیونالیست‌های هندو نمی‌خواند. در این مواقع بازنویسی تاریخ ساده‌تر از بازنگری برنامه است: اصلاً کی گفته آریایی‌ها به هند مهاجرت کردند؟ برعکس، از هند بود که آریایی‌ها به ایران و اروپا رفتند. برای بازنویسی تاریخ اول از همه باید سراغ کتاب‌های درسی رفت، کاری که حزب مودی، به محض رسیدن به قدرت آغازش کرد.

حدود دو سال پیش دولت مودی خیلی بی سر و صدا دستور تشکیل کمیته‌ای از مورخان خودی داد تا دور هم بنشینند و ثابت کنند که آریایی‌ها بچه محل بوده‌اند؛ ساکنان بومی و اصیل هند. مورخان خودی به سراغ بازتفسیر متون ودایی رفتند و استدلال کردند که این متون حاکی وقایع تاریخی‌اند و نه داستان‌های اسطوره‌ای. دوره‌ی پیشااسلامی عصر طلایی هند خوانده شد و افتخارات ردیف شد: هندی‌های باستان مخترع هواپیما بودند، با فناوری سلول‌های بنیادی آشنا بودند و حتی اینترنت داشتند! ناسیونالیست‌های هندو وسوسه شدند تا از شواهد ژنتیکی برای ثابت کردن ادعا استفاده کنند. منتها، از بخت بدشان، همان موقع نتایج تازه‌ترین پژوهش‌ ژنتیکی با همکاری حدود ۹۰ متخصص از دانشگاه‌های مختلف جهان منتشر شد که فرضیه‌ی مهاجرت معکوس از هند را رد می‌کرد. برخی مخالفان با خوش‌خیالی انتظار داشتند که این پژوهش به شکست مودی و حزبش در انتخابات اخیر هند بینجامد. اما چنین نشد.

بعید است که با ردیابی ژن‌ها مناقشه‌ آریایی در هند فیصله پیدا کند. اجزای داستان آریایی در تاریخ معاصر هند بارها عوض شده و هر کسی با بهانه و برنامه‌ا‌ی به نوعی روایتش کرده؛ اما موضوع داستان ثابت مانده است. و این میان خرده‌روایت‌هایی هم در حاشیه پرورانده شده‌اند. مثلاً کجای دنیا می‌شود در متون درسی دبیرستان تصویر مثبتی از هیتلر ارائه کرد و کتابش را در سرفصل آموزشی برای دانشجویان رشته‌ی مدیریت پیشنهاد کرد؟ تعجب نکنید اگر این روزها تصویر ترامپ را هم با خال قرمزی روی پیشانی دیدید. او نیز یکی از چهره‌های محبوب برای برخی از ناسیونالیست‌های هندو است.

تصویری خیالی از آریایی‌های اولیه در هند که اغلب در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. 

کلید واژه ها: هندنارندرا مودینژاد آریایی


( ۹ )

نظر شما :

پویا علامه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۴
متن را با دیدن نام نویسنده نخواندم به دلیل اینکه "حمیدرضا جلائی‌پور" جامعه شناس نیست، بلکه یک سیاست زده چپ است.
پروفسور بالتازار ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۵۲
ایرانیها هندیها پاکستانیها افغانها و بنگالیها برادر همخون هم بوده و از نژاد آریا می باشند ولی تبلیغات آریایی عموما میان هندیها و ایرانیها و کمی هم افغانها رواج دارد. حتی در حکومت قبل از انقلاب ایران به حاکم لقب "آریامهر" داده بودند.
محمد ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۲۷
درست است که با آقای نویسنده زاویه دارم و با دید سیاسی ایشان مخالفم ولی مقاله بسیار جالبی بود درباره نژاد موهومی بنام آریایی که هرگز وجود خارجی نداشته و دست پخت یک مشت اروپایی نژاد پرست قرن نوزدهمی بوده که می خواستند در چهار چوب ملی گرایی افراطی برای خود ریشه ای دست و پا کنند
کورش کورشی ۰۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۱
"تصویری خیالی از آریایی‌های اولیه در هند" - این تصویر زیاد هم خیالی نیست قربان. اگر به اردبیل و دهات دور و بر اردبیل تشریف ببرید اکثرا" به اینها شباهت دارند مخصوصا عشایر شاهسون کلا" همین قیافه ها را دارند. همچنین مردم ناحیه قره داغ مابین اردبیل و تبریز هم شبیه اینها هستند.
مارشال مانرهایم ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۹:۳۵
"متن را با دیدن نام نویسنده نخواندم" - طرف عنوان مقاله را دید. کلمه زیبای "آریا" دهانش را آب انداخت. تا مقاله را کلیک کرد با تصویر یک عده سیاه سوخته مثل خودش مواجه شد. حالش به هم خورد. نوشتار را نخوانده پرت پلایی هم به نویسنده گفت و رفت. آقای جلایی پور مگر شما نمی دانید که در ایران عده ای با کلمه "آریا" عشق ورزی می کنند؟ که مراد از آریایی در نزد اینان همان ورسیون "نازیستی" از مفهوم آریایی است و یک صد سال است با این کلمه خود را پسر دایی آلمانها کرده اند. لطفا دفعه بعد هنگام نام بردن از آریایی تصویری ار مردم اسکاندیناوی را ضمیمه کنید نه هندی و بنگالی که به این بیچاره ها سکته دست ندهد!
سجاد ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۰:۵۰
یهدولتی به اسم انگلیس خواست یه کشوری به اسم هند رو مستعمره کنه یه نژاد ساخت به اسم آریایی که مثلا ما پسر عمو هستیم. خب که چی؟؟؟؟ یه دروغی تو قرن نوزده گفته شد الان تو قرن 21 کلی باصطلاح عالم و دانشمند و متفکر تو دانشگاه براش سمینار و کنگره برگزار میکنن که چی؟؟؟؟ باز اگه رضا پالانی پای این دروغ آریایی رو وسط کشید یه سودی برد سودش تو این دوره زمونه برای ما چیه؟؟؟؟ ولی حداقل تو این شکی نیست که شمال هند و پاکستان و جنوب افغانستان و جنوب و شرق ایران شبیه هم هستند حالا چه از اینجا رفتن اونجا چه از اونجا به اینجا فرقی میکنه؟؟؟؟
تورک ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۱۰
عاقای کوروشی اردبیل آریایی وجود خارجی ندارد جمع کنید بساط بت پرستی خود را قوم آریاهم ساخته و پرداخته صهیونیست است برای مقابله با اسلام عزیز جوانان مارا گمراه نکنید با یک جعل بزرگ تاریخی
آستر ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۱۳
آقای جلایی پور خود نژاد پرستی بی همتا درلباس مقدس اسلام است اف برهرچه بت پرست و نژاد پرست است
گروهبان گارسیا ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۹
با تقدیم نظامی ترین درودها به مانرهایم بزرگ : مارشال معظم ! بلافاصله پس از دیدن عکس آریاییهای واقعی طرف رفته در مقاله ای تحت عنوان " ایران فریب امارات را نمی خورد" ! شکایت آقای جلایی پور را به نویسنده آن مقاله برده که "همین الان نوشتم که مقاله حمیدرضا جلائی‌پور را نخوانده بستم. اما مقالات "سید علی موسوی خلخالی" را به دقت می خوانم. در هیئت تحریریه خود از افراد با سواد و سیاست نزده استفاده کنید." مارشال معظم ! اطلاع از این که آریاییها همان هندیها هستند و نه اروپاییها این بیچاره را بد جور شوکه کرده !
مارشال مانرهایم ۰۴ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۶:۴۴
سرگروهبان خوبم گارسیای گرامی : "طرف" چطور شوکه نشود وقتی هشتاد سال دارد و از این هشتاد سال عمر هفتاد سالش را در عشق به "افسانه آریایی" سپری کرده است ! طرف شصت هفتاد سال پیش در کتابهای درسی تاریخ دوره پهلوی اولین بار نقاشی آریاییهای سفیدپوست زیبا رو را که راهی فلات ایران می شدند تا بنا بر تئوری "از کورش تا پهلوی" آن دوران کشور ایران را پایه ریزی کنند، دیده و لذت افتخار مفت به دست آمده برادر نژادی بودن ایرانیها و آلمانیها را هفتاد سال است در تک تک سلولهای بدنش می چشد که ناگهان آلمانی هایش ، هندی از آب در میآیند و کاخ آرزوها بر سرش فرو می ریزد. گروهبان گارسیا ! طرف شوکه نشده ، کلا خورد شده.
پروفسور بالتازارyoy ۰۴ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۸
جناب مارشال، این "آریابازی" بلایی سر ایران آورده که به وصف نمی آید. به نام نژادی موهوم و البته با همان طمعی که شما خیلی خوب فرمودید یعنی "همنژاد پنداشتن خود با اروپاییها" از یک قرن پیش جریان منحرفی در ایران پدید آمد که ماهیت اصیل و بومی ایران را به کلی تغییر داد. ماهیت واقعی ایران پس از برپایی مجدد این کشور در سال 1500 میلادی توسط شاه اسماعیل صفوی یک ماهیت تماما صفوی و ارزشهای دکترینه شده آن به محوریت و تقدس و حق حاکمیت بی چون و چرای خاندان صفوی بر ایران بود به نحوی که وقتی غولی مثل "نادر افشار" پایش را از دایره صفویگری بیرون گذاشت و خود را به جای آنها شاه خواند مردم ایران او را یک غاصب نامیده و سران قبایل حاکم بر ایران دسته جمعی او را به قتل رساندند و کریمخان زند هم جرات نکرد تا پایان عمر خود را شاه بخواند و به خود وکیل لقب داد یعنی نماینده خاندان صفوی. حتی قاجاریه شاخه استرآباد برای اعطای وجهه قانونی به سلطنتشان خود را از مادر فرزندان شاه سلطان حسین صفوی معرفی و آقا محمد خان قاجار دستور داد برای تاجگذاریش شمشیر شاه اسماعیل صفوری را از آرامگاهش به تهران بیاورند تا آن را هنگام مراسم تاجگذاری به کمر ببندد. ولی توطئه آریاگرایی سرانجام روح صفوی این ملت را نابود کرد و با کودتای سوم اسفند اوباش آریایی سلسله بومی صفوی بنیاد قاجاریه را سرنگون و شاه دمکرات بی آزار معتقد قلبی به مشروطه را از تخت پایین کشیده و با کشور صفوی آن کردند که در صد سال گذشته می بینیم.
جعفر ۰۶ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۰:۵۳
اقای جلایی پور فقط یک بررسی از شرایط سیاست بازان هندی ارایه داده اند که پا نوشت ها جوش آورده اند.در ثانی آریا یک نژاد نیست بلکه قومی از نژاد سفید است و در آخر برای آگاهی از قوم آریایی بهتر است کتاب آقای پروفسور فریدون جنیدی را به نام کوچ قوم اریا به روایت های ایرانی را بخوانید/
گروهبان گارسیا ۰۷ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۶
مارشال معظم! این " آریاییهای سفیدپوست زیبا رو " که بنا بر تبلیغات قرن گذشته قرار بود از تاریخ ایران "ترکها" را بزدایند و اولین قدم در این کار برافکندن قاجارها بود ، چه کسانی بودند؟ "رضا کچل" و "ممد دماغ" ؟ همه جای دنیا اگر سر ملتی کلاه بگذارند بلبل را رنگ میکنند عوض قناری به او می اندازند. در ایران "آریاگرایان" الاغ را رنگ کردند به ایرانی تقدیم نمودند!
رضا ۰۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۷
اریه یا آریا به معنای خالص ومخلص خودمان که از طوفان نوح بجا ماندن وخود را مخلص واریه نامیدن ودلایل مذهبی ودینی دارد ک اروپایی ها از این اصطلاح سواستفاده نژادی کردن
بی نژاد ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۳:۲۱
کل کامنتهای اینجا کار یه نفره.خدا شفا بده :)