عراق همچنان باید امتحان دموکراسی پس دهد

مزایای اپوزسیون داشتن

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۳۲۲۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
اکنون حدود ۱۶ سال از سقوط حکومت بعث گذشته است و حکومت جدید عراق عمری ۱۶ ساله دارد. اما در طول این ۱۶ سال احزاب سیاسی به دلایل مختلف از جمله دلایلی که در بالا رفت، همچنان نتوانسته اند جایگاه مطلوبی را در میان عامه مردم به دست آورند. برای همین نوعی سرخوردگی سیاسی – اجتماعی را در عراق شاهدیم که به نوعی خشم فروخورده اجتماعی محسوب می شود. مردمی که از فساد گسترده در کشورشان به شدت گلایه دارند و کمبود خدمات عمومی امانشان را بریده و تمامی این اتفاقات را متوجه احزاب و جریان های سیاسی موجود در کشورشان می کنند. 
مزایای اپوزسیون داشتن

دیپلماسی ایرانی: وجود اپوزسیون یا جریان مخالف در هر کشوری یک اصل اساسی در روند دموکراسی و پیشبرد سیاسی آن کشور محسوب می شود. جریان های اپوزسیون معمولا باعث شکوفایی سیاسی هر کشوری می شوند و می توانند بیانگر خواسته های مردم در برابر حاکمیت یا دولت باشند. اگر در کشوری اپوزسیونی در کار نباشد آن کشور در بهترین حالت دچار جمود سیاسی و رکود اجتماعی می شود و اگر عقب گرد نداشته باشد، دست کم مجبور به درجا زدن می شود. عموما کشورهایی که از دو قطب حکومت و جریان مخالف یا اپوزسیون برخوردارند کشورهای پویایی هستند که در پیشرفت و حرکت رو به جلوی سیاسی و اجتماعی کشورشان گام های موثری برداشته اند. با وجود این دو قطب هم می تواند رقابت سالم سیاسی شکل بگیرد و هم هر کدام از دو طرف تلاش می کند نماینده و بلندگوی مردم شود و خواسته های آنها را دنبال و پیاده کند. 

در جوامع توسعه یافته رقابت های سیاسی دو جریان موجود در قدرت و خارج از آن، معمولا رقابت های سالم سیاسی رقم خورده است که می تواند الگویی برای کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته باشد. بدیهی است که وجود آزادی سیاسی و مهیا بودن فضا برای آزادی بیان است که می تواند یک جامعه سیاسی پویا از این نوع را به وجود آورد.
عراق نیز از این قاعده مستثنا نیست. با این تفاوت که احزاب و جریان های سیاسی عراقی تمایل دارند یا بیشتر در قدرت باشند و در تقسیم قدرت سهیم شوند یا در زد و بندهای سیاسی به دنبال خواسته ها و منافع حزبی و گروهی خود باشند. برای همین شاهدیم که جریان یا حزبی که تا دیروز از در مخالفت با دولتِ در قدرت سخنرانی ها می کرد و انتقادهای تند بیان می داشت ناگهان در لحظه تغییر عقیده می دهد و از در رفاقت با جریانی که از آن انتقاد می کرد در می آید. 

بعد از سال 2003 که حکومت دیکتاتوری صدام حسین سقوط کرد و حزب بعث برچیده شد و فضای سیاسی تازه ای به وجود آمد، ناگهان عراق وارد دوران تازه ای شد که پیش از این سابقه نداشت. جریان ها و احزاب سیاسی عموما خارج از کشور فعال بودند و به دلیل بسته بودن فضای داخلی و حاکمیت به شدت پلیسی که کوچکترین اعتراض یا احساس رقابت از جریانی را با قدرت سرکوب می کرد، این گروه ها و احزاب نمی توانستند با مردم در داخل ارتباط بگیرند. برای همین نوعی گسست اجتماعی میان آنها شکل گرفت که با وجود مخالفت با حکومت بعثی و سال ها مبارزه با آن، پس از سقوط حزب بعث، نتوانست آن جایگاه لازم را در میان مردم کسب کند و به عنوان نماینده آنها به منصه ظهور برسد و قطب بندی های مقبول سیاسی – اجتماعی را در کشور شکل دهد. 

بعد از سقوط صدام حسین و حزب بعث، احزاب سیاسی عراقی که در بستر حمله امریکا و تغییر نظام حاکم بر عراق وارد کشورشان شده بودند عموما از جایگاه مردمی چندانی برخوردار نبودند. از سوی دیگر چون حکومت سابق به زور قدرت را در دست داشت و با نیروی پلیسی کشور را اداره می کرد، نبود ناگهانی اش در قدرت در کنار احزاب و جریان های سیاسیِ ناتوان اجتماعی عراقی، خلائی را به وجود آورد که تا اندازه بسیاری در هرج و مرج سیاسی بعد از سرنگونی حزب بعث در عراق موثر بود. برای همین امریکایی ها به عنوان قدرت خارجی که به سرنگونی حکومت حاکم بر عراق مستقیما مبادرت ورزیده بودند، راه را در آن دیدند که شورای موقتی را از جریان های سیاسی اپوزسیون فعال در خارج کشور (عموما جریان هایی که با آنها ارتباط داشتند یا نفوذشان در عراق انکارناپذیر بود) تشکیل دهند و قدرت را میان آنها تقسیم کنند. شورایی که بعدا قدرت را به دست گرفت و خود حکومت را اداره می کرد. اما از آن جا که نیروهای امریکایی به عنوان اشغالگر در عراق حضور داشتند از مشروعیت مردمی چندانی برخوردار نبودند و این مساله سبب شد تا شکست سیاسی سنگینی برای آنها و جریان های نزدیک به آنها در عراق رقم بخورد. 

اکنون حدود 16 سال از سقوط حکومت بعث گذشته است و حکومت جدید عراق عمری 16 ساله دارد. اما در طول این 16 سال احزاب سیاسی به دلایل مختلف از جمله دلایلی که در بالا رفت، همچنان نتوانسته اند جایگاه مطلوبی را در میان عامه مردم به دست آورند. برای همین نوعی سرخوردگی سیاسی – اجتماعی را در عراق شاهدیم که به نوعی خشم فروخورده اجتماعی محسوب می شود. مردمی که از فساد گسترده در کشورشان به شدت گلایه دارند و کمبود خدمات عمومی امانشان را بریده و تمامی این اتفاقات را متوجه احزاب و جریان های سیاسی موجود در کشورشان می کنند. 

قهر مردم با صندوق های رای و در پی آن تظاهرات تابستان سال گذشته در عراق که در اعتراض به کمبود برق و آب در استان های مختلف عراق برگزار شد در حقیقت اتمام حجتی بود از سوی مردمی که جریان های سیاسی حاکم بر کشورشان را به اصطلاح "سر و ته یک کرباس" می دانستند. در پی این اتفاقات بود که چهره های جدید قدرت را به دست گرفتند و عادل عبدالمهدی به عنوان یک فرد مستقل نخست وزیر شد. 

حالا دوباره تابستان داغ عراق در راه است و باز هم احتمال تشدید اعتراض ها به دلیل کمبود برق انتظار می رود. در این میان بسیاری از چهره های سیاسی عراقی که از روند تشکیل حکومت خارج مانده اند بر آن آمده اند که جریان اپوزسیونی تشکیل دهند. با این تفاوت که این بار اپوزسیون واقعی باشد و به طور جدی مطالبات مردم از هیئت حاکمه را دنبال کند. عبدالمهدی خود تشکیل اپوزسیون را به لحاظ نظری قبول دارد و معتقد است که مانند هر کشوری اپوزسیون سالم و میهن دوست می تواند در بهبود روند سیاسی و عملکرد دولت موثر باشد. این که واقعا اپوزسیون آینده چقدر می تواند موثر باشد و به روند سیاسی کشور کمک کند از حالا قابل پیش بینی نیست اما انتظار می رود گام مثبتی در این راستا برداشته شود که البته همه گروه های سیاسی عراقی هم اذعان دارند که تشکیل اپوزسیون به معنای تلاش برای سرنگونی دولت عبدالمهدی نیست، دولت نوپایی که در اوج مشکلات عراق بر سر کار آمده است و تلاش می کند طرحی نو در گرماگرم روزهای سخت عراق دراندازد./اعتماد

روزنامه نگار، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: عراق اپوزیسیون پارلمان عراق تظاهرات در عراق


( ۲ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۰:۲۱
دمکراسی دروغ بزرگی برای مغزهای کوچک . باور به دیکتاتوری نوعی عقب ماندگی سیاسی , اجتماعی , فرهنگی است . نمونه ی تقریبا با ثبات در بین کشورهای منطقه ترکیه معجونی از اسلامگرایی , ناسیونالیسم , مدرنیته و دیکتاتوری . میشود دمکراسی ترکی ! دمکراسی برای مردمانی که نه دمکراسی را فهمیده و نه دیکتاتوری را همانند ماشین مدرنی است که راننده اش یا با قوانین آن آشنا نیست و یا اساسا رانندگی نمی داند مشکل دمکراسی در کشورهایی چون عراق و ترکیه داشتن و یا نداشن اپوزسیون نیست و بودن و یا نبود آن نشانه دمکراسی و آزادی . آزادی , اپوزسیون , دمکراسی برای کشورهای منطقه مثل ویترین پر زق و برق فروشگاهی است که در داخلش چیزی جز جنس بنجول یافت نمیشود .
--- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۱۴
مثال چین از نظر عدم دموکراسی و نداشتن اپوزسیون اما از الحاظ علمی و اقتصادی و مادی پیشرفته بودن چطور هست
کاظم حسینی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۲۷
جناب حسین کاظمی دموکراسی ترکیه را با عراق مقایسه میکنی تازه ایراد هم میگیری؟ مرد حسابی قبل از این که حرف بزنی کمی هم فکر کن. ضمنا ترکیه کشور اروپایی است جزو کشورهای منطقه نیست.
ابراهیم قدیمی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۰:۳۰
ازادی های اجتماعی در بیشتر جوامع حتی در کره شمالی وجوددارد ولی محدوده این ازادی ها مختلف است.برعکس ان محدودیت های اجتماعی نیز در کلیه جوامع موجود است ولی مرزهای این محدودیت ها متفاوتند.در هر جامعه از نظر اجتماعی وسیاسی واقتصادی هرچقدر جامعه متشکل تر وفرم گرفته تر باشد ازادیهامحدودتر است. جامعه متمدن جامعه محدودیت ها است. تمدن محدودیت ایجاد میکند. تمدن اقتصادی محدودیت دار است. تمدن اجتماعی محدودیت دار است. تمدن استفاده از وسائل صنعتی محدودیت دار است.بعنوان مثال در ایران ازادیهای اقتصادی بطور باورنکردنی بالاست که به هرج ومرج اقتصادی شبیه است. در ایران هیچگونه تشکلی در توزیع وتجارت وجود ندارد. دروازه های اقتصادی بگونه حیرت انگیزی باز است.چپاول به ازادیهای اقتصادی بی حد وحصر با دروازه غیر کنترل شده میگویند.در ایران چنین ازاد یوجود دارد. ولی ازادی اجتماعی فردی محدود ومحدوده مذهبی اسلامی دارد. در ان محدوده شخص ازاد است..برخلاف در یک کشور غربی ازادی اقتصادی با وجود قانونمندی ها و تجارت خانه وتوزیع کننده سازمان یافته وجود ندارد. لذا ازادی چپاول نیست. در امریکا شما بیست نفر را جمع کنید سیستم توزیع را بنحو مورد علاقه بررسی وتصمیم گیری میکنید. در ایران نیاز به تجمع میلیونها نفر است. در عوض ازادیهای اجتماعی واخلاقی ان با معیارهای اسلامی کنترل شده نیست. با معیارهای خودشان کنترل شده است.بعبارت دیگر اقتصاد محدود است واجتماع در محدوده خود ازاد است.در ایران اقتصاد ازاد است اجتماع در محدوده خود محدود است.یا در مورد سیاست تفاوت زیادی در ایران ویک کشور غربی نمی کند.تفاوت ایران و فرضا امریکا در این است که محدوده سیاسی هردو طرف زمینه های خاص خودش را دارد.در ایران زمینه های ازادی سیاسی با محدوده اجتماعی با معیارهای مذهبی تدوین شده روحانیت وجود دارد در امریکا ازادیهای سیاسی با معیارهای تعریف شده اقتصادی وسرمایه وجود دارد.من یک کامنت نوشتم وعرض کردم و شما روی صفحه قرار ندادید. برخی کشورهای غربی برخلاف ظاهر جمهوری شدیدا سلطنتی با اعلیحضرت ناپیدا است.گنجشک را رنگ کرده اندو قناری معرفی میکنند. روسای جمهور شمس وزیر وقمر وزیرپطروس شاهی هستند که شدیدا در مجموعه سرمایه داری است. نظامی یا مذهبی نیست.
حسین کاظمی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۸:۴۸
کاظم جان عزیز ترکیه خیلی دوست داشت اروپایی باشه اما خوب بنا بر همان دلایلی که در بالا ذکر شد سالهاست به اتحادیه اروپا راهش نمیدهند به نوعی ترکیه میشود برزخ بین خاورمیانه پرحادثه و اروپای درآرامش . در ضمن تنها مرزبندی های جغرافیایی را نمیتوان ملاک قضاوت قرار داد به طور مثال مصر بیشتر از آنی که خود را آفریقایی بداند و درگیر مسائل آفریقا باشد خود را وقف جهان عرب نموده و درگیر مسائل آنان است.
کاظم حسینی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۱۰
آقای حسین کاظمی میفرمایید ترکیه را سالهاست به اتحادیه اروپا راهش نمیدهند. قربان نه این که خوشگل سرای شما را راه میدهند! والله برزخی که شما ترکیه را در آن قرار داده اید خیلی بهتر از جهنمی است که جایگاه شماست.