منابع پنهان آفریقا و کشمکش در دارفور

۲۷ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۳:۲۶ کد : ۷۰۷ اخبار اصلی
ا.ب ماهاپارتا مدیر مرکز مطالعات استراتژیک هند وضعیت بحرانی دارفور را جدای فضایی که رسانه ها به آن پرداخته اند مورد بررسی قرار داده است. وی معتقد است که بحران دارفور جنگی است بر سر منابع پنهان آفریقا.
منابع پنهان آفریقا و کشمکش در دارفور

پرواز از خرطوم تا دارفور سه ساعت و نیم طول می کشد. به محض رسیدن به فرودگاه بین‌المللی فاشر سلاح های ضد هوایی ، خمپاره اندازها و مردان سرتا پا مسلحی که در خیابان های اصلی شهر گشت می زنند مشاهده می شود. اینها همه  نشانه های منطقه  جنگی دارفور است که غالبا در اخبار راجع به آن می شنویم. ولی در واقع اینطور نیست. اینها همه اقدامات دفاعی ارتش سودان برای حفاظت از مناطق مهم و حیاتی شهری مانند فرودگاه، انبار سوخت و مراکز  مسکونی است.

سورپریز:

در واقع، فاشر، مرکز دارفور شمالی به طرز شگفت انگیزی آرام به نظر می رسد. مردم درگیر فعالیت های معمولی خود هستند و مدارس و مراکز خرید باز است. آفریقایی ها مردم خونگرمی هستند. شهر فاشر به روستاهای منطقه تار، راجاستان، در مرز ایندو-پاک شباهت بسیار دارد. جاده ها شنی هستند و رانندگی به همه جا امکان پذیر است و به علت شرایط خاک منطقه نیازی به شبکه های جاده ای نیست. این  مساله شرایط سخت زندگی مردم در این منطقه را نشان می دهد  اما با وجود تمام این مشکلات مردم این منطقه بسیار خون گرم و محترم هستند.

وقتی به دیدن آوراگان منطقه دارفور می رویم کودکان دست های خود را به نشانه سلام تکان می دهند و زنان به خارجیان برای ورود به سرزمین قبایل فور که اصطلاحا دارفور خوانده می شود خوش آمد می گویند. این شگفت آور است که با وجود اینکه همه چیز عادی به نظر می رسد اما بحرانی وجود دارد. احتمالا تقابلاتی آرام درمدت زمانی طولانی در بین گروه های مختلف وجود دارد که هرچند وقت یکبار به صورت جنبش های خشونت آمیز جلوه می کند. جنگ های قومی در آفریقا منحصر به فرد است. منطقه هنوز باید برگذشته مستعمراتی خود فایق آید. بحران دارفور دو بعد دارد.

اکنون سوالات بسیاری درباره تصویر واقعی دارفور پیش می آید. از یک طرف رسانه های غربی کشتارهای دسته جمعی و خشونت در دارفور را به تصویر می کشند و از طرف دیگر دولت سودان رسانه های غربی را سرزنش می کند و اقدام آنها را توطئه ای برای تجزیه سودان می داند. مشکلات جنوب سودان و دارفور یک میدان وسیع برای استراتژی های  بلند مدت جغرافیایی  کشورهای غربی فراهم آورده است. در نهایت این مشکلات می تواند راهگشای کشورهای غربی برای کنترل سیاست های آفریقا و دست یابی به منابع آن مخصوصا هیدروکربن ها و مواد معدنی باشد.

در واقع بحران دارفور، جنگی بر سر منابع است.

این بحران سیاست های جغرافیایی برای کنترل منابع غنی آفریقاست که در منطقه وسیعی  گسترده شده اند.

سودان بزرگ ترین کشور آفریقاست و بزرگترین مقیاس را در نقشه جهان دارد. سودان 2.5mn کیلومتر مربع مساحت دارد که از شمال با مصر و در جنوب با اوگاندا همسایه است و با نه کشور مرز مشترک دارد. به خاطر موقعیتش در قلب آفریقا به یک مرکز طبیعی برای تقابلات بین عرب های حامی و آفریقایی های سیاه مبدل شده است. کشور سودان ترکیب نژادی از 500 قبیله را دارد که به 115 زبان مختلف صحبت می کنند. نوبیان ها در امتداد نیل، نومادیک بجا ها در شرق ، نوبا ها در مرکز، پراد شلوک ها، نوئرها و دینکا ها در جنوب نشان دهنده تنوع فرهنگی و قومی در سودان هستند.

برخورد منافع

تقابل مابین منافع گروه های مختلف اجتناب ناپذیر است. تاریخ سودان آکنده از جنگ های مدنی، قحطی، کودتا و تعصب اسلامی است. عدم تعادل مابین شمال و جنوب نقش مهمی در مشکلات سودان - سرزمین سیاهان- دارد. اخیرا سودان سعی می کند از این مشکلات دوری کند ولی هنوز راه طولانی ای در پیش دارد.

بنابراین آخرین مشکلی که به این سناریو اضافه شده است بحران دارفور است که دولت سودان به ریاست جمهوری بشیر باید با آن دست و پنجه نرم کند. این کشمکش چندین بعد دارد. تارخ دارفور به ندرت شاهد صلح  و آرامش حتی در زمان استعمار انگلیس بوده است. بعد از استقلال سودان در سال 1956 دولت های موفق مختلفی سعی کردند براین بحران فائق آیند. تمرکز اصلی بر کشمکش های شمال و جنوب بود. گذشته مستعمراتی در ترکیب با مشکلات سیاسی و اجتماعی-اقتصادی-قومی فعلی راهی بر حل این بحران نگذاشته است. علاوه بر کشورهای غربی همسایه های بد سودان نیز به این کشمکش ها دامن می زنند.

موقعیت  ژئو-استراتژیک سودان در آفریقا منحصر به فرد است که بی شباهت به اهمیت افغانستان در آسیای مرکزی و جنوبی و لهستان در اروپا نیست. سودان بزرگترین کشور در آفریقاست و تاریخ ثابت کرده است هرکسی که بر سودان حکمرانی کند در واقع بر بخش عطیمی از آفریقا و منابع آن حکمرانی می کند. پس از تلاش بسیار مساله جنوب سودان به تدریج در حال حل شدن است  اما اینک مساله دارفور به عنوان چالش دیگری به میان آمده است. دارفور مرکز ثبات سودان است. کل منطقه دارفور دارای منابع نفت، اورانیوم، بوکسیت و آهن است و دارای زمین های حاصل خیز و دام های بسیار است.

دارفور در شمال با لیبی و در جنوب با چاد و جمهوری آفریقای مرکزی همسایه است. دارفور سه استان دارد، مرکز دارفور شمالی فاشر، مرکز دارفور جنوبی نیالا و مرکز دارفور غربی جنینا است. تاریخ دارفور با سلطنت قبیله ای کیرا از منطقه جبال مارا آغاز شد و پس از آن کاشف اروپایی دبلیو جی براون در سال 1793 منطقه دارفور را ثبت کرد. قبایل فور ، زاقاوا، ماسالیت و برخی قبایل آفریقایی دیگر در دارفور زندگی می کنند.

بحران

بحران فعلی در دارفور با کشمکش بین کشاورزان و چوپان های نومادیک در اوایل سال 2002 آغاز شد. کشاورزان دارفور برای ادامه حیات به زراعتشان وابسته اند. از طرفی قبایل نومادیک برای زندگی به دام هایشان وابسته اند و نمی توانند اجازه بدهند که دام هایشان از گرسنگی بمیرند. از آنجا که باران بسیار کم می بارد و خشکسالی در منطقه دارفور که از کل فرانسه بزرگتر است غیر قابل اجتناب است درگیری یکی از راه های بقا است. قبایل نومادیک عرب که به آنها جنجوید می گویند با کشاورزان بر سر بدست آوردن علوفه برای دام هایشان به کشمکش پرداختند. آنها غالبا از گذرگاه های میانی برای چرا استفاده می کردند. اما از آنجا که دیگر بارانی نباریده بود این چراگاه ها خشک شده بودند. بنابراین دامداران به سمت زمین های کشاورزان پیشروی کردند. اکنون مساله یک بعد نژادی نیز یافته بود.  در این هنگام برخی از احزاب سیاسی سودان نیز تلاش کردند از این آب گل آلود ماهی بگیرند. در ابتدا این مساله حقوقی بود ولی بعدها به یک مساله امنیتی مبدل شد.  ارتش سودان که در حال جنگ در جنوب سودان بود نتوانست با جنجویدها مبارزه کند. این مساله منجر به ایجاد یک خشم محلی علیه دولت سودان شد چرا که فکر می کردند دولت از جنجویدها حمایت می کند. بیشتر نیروهای ارتش صحرانشینانی سازمان نیافته بودند. ولی دولت سودان به شدت چاد را برای دامن زدن به اختلافات در دارفور متهم کرد. چاد و سودان مرزی طولانی و درگیرهای سیاسی زیادی با هم دارند. آنها در گذشته با یکدیگر جنگیده اند.

تاریخ به ما نشان می دهد که عقب افتادگی و عدم پیشرفت دارفور به زمان آنگولا-مصری ها در سال های 1917 تا 1956 بر می گردد. مقامات بریتانیایی به محدود کردن جنبش های قبیله های وحشی دارفور پرداختند.

حتی پس از استقلال سودان، خرطوم توجه اندکی به منطقه دارفور داشت و به مبارزه با قبایل جنوبی پرداخت و دارفور به منطقه ای دور و پرت تبدیل شد. امروز هر سه منطقه دارفور راه مستقیمی به خرطوم ندارند. تنها در جولای سال جاری بود که عمر بشیر، رییس جمهور سودان اعلام کرد که بزرگراه غربی را احداث خواهد کرد تا نیالا را به امدورمن متصل کند. امسال علی محمود، والی دارفور جنوبی نیز اعلام کرد مه تمام تلاش خود را برای پیشرفت منطقه دارفور خواهد کرد. همچنین عثمان محمد یوسف کبیر، والی منطقه شمالی دارفور نیز به توجه کمی که به این منطقه شده است اشاره کرد و اعلام کرد که نبود راهی بین خرطوم و منطقه دارفور به بدتر شدن اوضاع در آینده کمک می کند.

دارفور به شدت نیازمند آموزش های زیربنایی، راه، قدرت و مراکز بهداشتی و آب است. از آنجا که سودان در معرض تحریم کشورهای خارجی قرار دارد، سرمایه گذاری خارجی ییشنهادی بسیار دشوار است. همچنین کمک های بین المللی تاثیرات بسیار منفی داشته است. امروز سودان تنها به صادرات نفت خود که سالانه به 4 میلیارد دلار می رسد وابسته است. مقامات سودانی اعلام کرده اند که  بیش از 2.5 میلیارد دلار برای استقرار نیروهای دیدبان  آتش بس وقت هزینه می کند. این در شرایطی است که بحران دارفور با نیمی از این پول به طور کلی حل خواهد شد. اما این اتفاق بنا به یک سری از دلایل نمی افتد.

ایده:

با این وجود، هیچ کس آمار دقیقی در مورد تعداد کشته شدگان و یا آوار گان درگیری های دارفور از زمان آغاز آن ندارد. برخی از آمارها نشان می دهد که بیش از 300 هزار تن در این درگیریها کشته، و بیش از 2 میلیون نفر بی خانمان شده اند. اما مقامات سودانی اعلام کرده اند که تعداد کشته شدگان این درگیری ها 20 هزار تن بوده است و تنها 200 هزار نفر از مردم دارفور مجبور به ترک خانه هایشان شده اند. این درگیری ها  از همان آغاز به سراسر دارفور سرایت کرد و از زمانی که تبدیل به یک مسئله بین المللی شد، فشارهای بین المللی برای اینکه دولت و قبایل در کنار یکدیگر قرار بگیرند افزایش یافت.

فرقه Mini Minnawi)) ارتش آزادیخواه سودان و دولت سودان با میانجی گری اتحادیه آفریقا و آمریکا تفاهم نامه صلح دارفور را در 5 ماه می سال 2006 امضا کردند. که تفاهم نامه با قبیله زاقاوا بسته شد که همین امر باعث خشم گروه های دیگر شد و اکنون برخی از قبایل ساکن دارفور تن به اجرای این تفاهم نامه نمی دهند. اجرای این تفاهم نامه از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه گروه های مختلف باید بدانند که این تفاهم نامه به عنوان آخرین راه حل پایان مناقشه دارفور است. عبدل وحید نور که رهبری فرقه فور در دارفور را برعهده دارد و اکنون بین فرانسه و آلمان در رفت و آمد است اعلام کرده است که تا زمانی که دولت سودان شرایط وی را نپذیرد به تفاهم نامه صلح دارفور توجه نخواهد کرد و همچنین تهدید کرده است که خشونت را در این منطقه ادامه خواهد داد.  هر چند دیگر هیچ امضا کننده ای به تعهدات سیاسی خود در قبال دارفور پایبند نیست.

تفاهم نامه صلح دارفور در واقع نسخه تقلیل یافته تفاهم نامه صلح جامع ای است که بین دولت سودان و جنبش آزادی خواه مردم سودان به امضا رسیده است.

تفاهم نامه صلح دارفور این فرصت را به دارفوری ها می دهد تا تمایلات سیاسی خود را با یکدیگر تطبیق دهند. اما پس از امضای تفاهم نامه صلح دارفور قبیله های دارفور به گروه های قومی تقسیم شدند. اکنون گزارش هایی مبنی بر قتل عام های قبیلهای و نژادی در دارفور به چشم می خورد که در بین اینها می توان به قبیله جنجوید اشاره کرد. اکنون دولت سودان باید این واقعیت را در نظر داشته باشد که برای رسیدن به یک تفاهم کلی با وجود گروه های مختلف در سودان در آینده با مشکلات فراوانی رو به رو خواهد شد. همچنین از دارفور گزارش می رسد که همسایه های سودان به طور پنهانی به شورشیان دارفور را به ادامه شورش ها و نپذیرفتن تفاهم نامه صلح دارفور تشویق می کنند. و با این وضعیت موجود برای دولت خرطوم خروج از این وضعیت بسیار دشوار خواهد بود.

نکات تفاهم نامه صلح دارفور:

1-     خلع سلاح جنجویدها تا پایان ماه اکتبر سال 2006

2-     پیوستن 5 هزار از مبارزان قبیله ای به پلیس و ارتش سودان

3-     جبران خسارت های آوارگان دارفور با پرداخت 300 میلیون دلار

4-     ارسال سالانه 200میلیون دلار به دارفور

5-      اداره منطقه دارفور توسط نیروی منطقه ای دارفور در بحران تا سال 2010 یعنی تا زمانی که در این منطقه رفراندوم برگزار شود.

6-     انتخاب مدیران منطقه ای از میان اعضای قبیله های منطقه دارفور

با گذشت چند روز از امضای تفاهم نامه صلح دارفور، دارفوری ها که از این تفاهم نامه ناخشنود بودند اعتراض های خود را با این تفاهم نامه اعلام کردند. از آنجا که در این تفاهم نامه تنها از قبیله زاقاوا نام برده شده است قبیله های دیگر احساس کردند که از این تفاهم نامه مجزا هستند. قبیله زاقاوا در کشاورزی مهارت دارند و به رده ای بالا از جامعه دارفور تعلق دارند اما جمعیت آنها از دیگران کمتر است. از زمان آغاز درگیری ها در ماه می سال گذشته، شورای امنیت سازمان ملل قرارداد 1679 را برای گسترش نیروهای سازمان ملل را تصویب کرد چرا که مسئله دارفور تهدیدی برای صلح و امنیت جامعه جهانی به حساب می آید.

اکنون بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل که به تازگی نیز به خرطوم سفر کرده بود برای گسترش نیروهای مختلف در منطقه پافشاری می کند. اما افزایش نیروها در منطقه به دلایل منطقی پیش از پایان سال 2008 امکان پذیر نخواهد بود. هر چند که گسترش نیروهای حامی صلح در منطقه می تواند به ایجاد شغل و شکوفایی اقتصادی منطقه کمک کند و با تلاش فراوان و به سختی به بحران دارفور خاتمه دهد و هم زمان با آن سازمان ملل باید پروژه های توسعه منطقه را نیز آغاز کند تا وضعیت نابسامان اقتصادی-اجتماعی مردم دارفور را که مدت ها است در سختی و رنج به سر می برند را ساماندهی کند.

هر گونه تلاشی برای جدایی دارفور از سودان می تواند به یک بازی خطرناک منجر شود. حتی برخی در مورد اینکه عراق را به سه بخش تقسیم کنند نیز نظراتی را ارائه داده اند. اگر دارفور بخواهد از سودان جدا شود، تمام آفریقا را جنبشی ژئواستراتژیک فرا می گیرد چرا که در آفریقا 110 قبیله وجود دارند که خواهان استقلال خود هستند. این جنبش باعث می شود تا آتش جدایی به جان تمام قبیله های آفریقایی بی افتد. آن زمان است که به طور غیر منتظره ای آفریقا به زمین بازی گروه هایی مثل القاعده تبدیل می شود که  در آفریقا به دنبال یک پناهگاه می گردند.


نظر شما :