سناریوهایی که می توان پیش بینی کرد

بحران اوکراین و آینده نظم بین الملل

۲۳ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۱۰۴۹۷ اروپا انتخاب سردبیر
سینا عمادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: روسیه در بحران ۲۰۱۴ اوکراین به همه اهداف نرسید. یاس پوتین از استفاده از مهره های داخلی روس گرا در سیاست اوکراین و همچنین تداوم حکمرانی در قدرت روسیه به او این فرصت را داد تا در زمان مناسب به اوکراین بازگردد تا دو هدف را نشانه گیری کند، اول بازگشت اوکراین به دامان روسیه بویژه در مناطق شرق این کشور که ساکنان بر هویت روسی شان تاکید دارند و دوم اوکراین را از غلتیدن بیشتر به دامان غرب بویژه عضویت در ناتو واتحادیه اروپا جلوگیری کند. 
بحران اوکراین و  آینده نظم بین الملل

نویسنده: سینا عمادی، پژوهشگر مسائل بین الملل، دکتری روابط بین الملل از دانشگاه گیلان

دیپلماسی ایرانی:

مقدمه:

در ادبیات رشته روابط بین الملل تحولاتی همچون جنگ جهانی اول، بحران اقتصادی 1929، جنگ جهانی اول، اختراع بمب اتم، بحران موشکی کوبا در سال 1962، جنگ ویتنام، توسعه اقتصادی چین، فروپاشی اتحاد  جماهیر شوروی، حادثه 11 سپتامبر و حمله امریکا به عراق از مهم ترین تحولاتی محسوب می شوند که نه فقط به عنوان یک تحول داخلی و منطقه ای بلکه به عنوان یک رویداد بین المللی ارزیابی می شوند که بر نظم حاکم جهانی تاثیر گذار بوده و بعضا آغاز فرایند نو در روابط بین الملل به حساب می آیند. به عنوان نمونه جنگهای اول و دوم جهانی موجب ظهور قدرتهای جدید در نظام بین الملل و انتقال هژمونی و قدرت از بریتانیا به امریکا و اتحاد جماهیر شوروی گردید. بحران موشکی کوبا از این منظر اهمیت دارد که در جنگ سرد دو ابرقدرت امریکا و شوروی تا آستانه شروع یک جنگ هسته ای نیز پیش رفتند به گونه ای که بعد از این رویداد، طرفین به این نتیجه رسیدند که رقابتهای خود را در نظام بین الملل به گونه ای دنبال کنند که به نقطه جوش نزدیک نشود. توسعه اقتصادی چین از این منظر اهمیت دارد که باعث شد رقیب تازه ای در اقتصاد بین الملل ایجاد شود و به دومین اقتصاد بزرگ جهانی تبدیل گردد. فروپاشی شوروی نیز که خود تحول مهم و آغاز دوره نوین نظم جهانی و سلطه لیبرالیسم بخصوص در دهه نود میلادی در کل نظام بین الملل به حساب می آید. حادثه 11 سپتامبر و به دنبال آن حمله امریکا به عراق هم نشان داد که همچنان سیاست و نظامی گری در نظام بین الملل از اهمیت زیادی برخودار است. به عبارت دیگر یکباردیگر جایگاه رئالیستها در نظریه های روابط بی الملل تقویت کرد. اما دوره 20 ساله از سال 2003 تا 2022 یعنی از حمله عراق تا بحران اوکراین، علی رغم تحولات بزرگی همچون انقلابهای عرب در لیبی، تونس، مصر و مهمتر از آنها، بحران سوریه و عراق و ظهور داعش و حتی بحران اوکراین در سال 2014 نتوانستند چندان بر فرایند نظم بین الملل تاثیر گذار باشند به گونه ای که بتوانند همچون برخی تحولات قرن بیستم و بیست و یکم به عنوان نقطه عطف و تاثیر گذار بر نظام بین الملل ارزیابی شوند. اما بحران اوکراین 2022 را از منظر تاثیرگذاری بر نظم بین الملل می توان در قالب نقطه عطف و تغییر در نظم موجود ارزیابی کرد. در این راستا ضمن اشاره ای به زمینه های بروز بحران طی  سه دهه گذشته به سناریوهای آینده بحران بر اساس نوع کنشگران پرداخته خواهد شد. 

زمینه های بحران:

بحران اوکراین و حمله روسیه به این کشور از این جهت اهمیت دارد که مقدمات آن هم از منظر داخلی و هم منطقه ای از سالها قبل بتدریج شکل گرفته بود. از همان ابتدای فروپاشی شوروی، رویکرد غرب گرایی در سیاست روسیه در دوره یلتسین شکل گرفت، اما از آنجایی که روسها همواره در دوره تزاری و حتی دوره نظام کمونیستی نشان داده بودند هویت مستقل و مقتدر برای روسیه قائل هستند به زودی با به قدرت رسیدن ولادمیر پوتین، بازگشت به این هویت مورد توجه قرار گرفت و تنها به زمان بیشتری نیاز بود تا این هویت تقویت، رشد و بالندگی کسب کند. از همان آغاز دوران ابتدایی حکمرانی پوتین بر روسیه در ابتدای قرن و بیست و یکم، نشانه های از بازگشت این اقتدار و هویت روسی نمایان شد به گونه ای که می توان آن را در واکنش های پوتین به گسترش ناتو در کشورهای خارج نزدیک روسیه مشاهده کرد. اما اوکراین اهمیت بیشتری برای روسها داشت به گونه که با شکست انقلاب نارنجی در اوکراین در سال 2006 قدرت در اوکراین به روس گراها و بازگشت ویکتور یانکوویچ همراه شد. در طی این مدت روسیه تلاش می کرد از طریق عوامل و مهره های داخلی در اوکراین نفوذ و از تبدیل آن به عنوان پایگاه غرب خودداری کند. همچنان که تا سال 2014 نیز این سیاست ادامه داشت اما اولین جرقه های عدم کارایی مهره های داخلی در اوکراین از این زمان ظهور پیدا کرد. با جنگ روسیه در مناطق شرقی اوکراین بهترین نتیجه کسب خودمختاری در شبه جزیره کریمه به نفع روسها بود. بحران 2014 اگر چه تقابل روسها با غرب را در پی داشت و منجر به اعمال تحریمهای علیه روسیه گردید اما تاثیر چندانی بر نظم بین الملل و ماهیت بازی نداشت.

روسیه در بحران 2014 اوکراین به همه اهداف نرسید. یاس پوتین از استفاده از مهره های داخلی روس گرا در سیاست اوکراین و همچنین تداوم حکمرانی در قدرت روسیه به او این فرصت را داد تا در زمان مناسب به اوکراین بازگردد تا دو هدف را نشانه گیری کند، اول بازگشت اوکراین به دامان روسیه بویژه در مناطق شرق این کشور که ساکنان بر هویت روسی شان تاکید دارند و دوم اوکراین را از غلتیدن بیشتر به دامان غرب بویژه عضویت در ناتو واتحادیه اروپا جلوگیری کند. 

بحران اوکراین و نظم بین الملل:

در بحث اهمیت بحران اوکراین بر نظم بین الملل تحولات منطقه ای از اهمیت بیشتری برخوردار است. این سوال مطرح است که چرا بحران اوکراین در سال 2022 را باید نوعی جهت گیری جدید در سیاستهای بازیگران نظام بین الملل قلمداد نمود؟

اولین و مهم ترین پاسخ نوع کنش گری روسیه و بعد از آن واکنش بازیگران بزرگ بویژه امریکا و اروپا به بحران است. رویکرد روسیه برای انتخاب جنگ در اوکراین برای کسب اهداف و منافع علی رغم چندین دور مذاکرات با رهبران اروپا نشان از این دارد که پوتین از طریق مذاکره و گفتگو با اوکراین، اروپا و امریکا امیدی به کسب دستاورد ندارد بنابراین نه فقط تاکتیک و قواعد بازی را قبول ندارد بلکه درصدد است زمین بازی و ماهیت بازی را تغییر دهد. 

پوتین به جای آنکه در زمین بازی اروپا و امریکا که حاصل نظم پسا جنگ سرد است بازی کند خود بازی جدیدی را تعریف و اروپا و امریکا را تهدید کرد که نباید بازی جدید روسها را بر هم بزنند وگرنه با پاسخ سخت روسیه مواجه خواهند شد. در هیچ یک از بحرانهای قبلی که روسیه طی سالهای اخیر وارد شده بود این شاخص وجود ندارد. در جنگ گرجستان در سال 2008 که بسیار مقطعی بود عمدتا حمایت از منطقه اوستیایی جنوبی و آبخازیا موردنظر بود و ابعاد جنگ بسیار محدود تلقی می شد. در بحران سوریه ورود روسیه در حمایت از بشار اسد اگر چه با مخالفت غرب مواجه بود اما اسد مهره غرب نبود بنابراین با واکنش چندانی از سوی غرب مواجه نشد علاوه بر اینکه خود امریکا نیز در شمال سوریه به عنوان کنش گر ذی نفوذ به حساب می آمد. بنابراین تعریف بازی جدید و تهدید سایر بازیگران برای عدم واکنش در بر هم زدن بازی از طرف روسیه، مهم ترین شاخصی است که می توان به عنوان تاثیر بر نظم بین الملل از آن یاد کرد. دو نکته در این زمینه باقی می ماند که به هم مرتبط هستند اول اینکه روسیه چقدر می تواند این شیوه بازی را دنبال کند؟ پاسخ به این سوال ریشه در پاسخ به سوال دوم دارد و آن این است که واکنش بازیگران غربی ( امریکا و اروپا) به این بازی جدید روسیه چیست؟ 

نکته مهم در بحران اوکراین این است که حمله روسیه به اوکراین فقط نقض قاعده و نظم موجود بین الملل نیست بلکه مهم تر از آن به چالش کشیدن هویتی است که غرب درصدد حاکم کردن آن بر این کشور و کلا  اروپای شرقی است. شاید اگر روسیه در این مقطع  زمانی به کشوری بی طرف دیگر حمله می کرد فقط نقض قاعده نظم بین المللی محسوب می شد و چالشی برای هویت غرب به  حساب نمی آمد. بنابراین باید به  این سوال توجه کرد که واکنش اروپا و امریکا به بازی جدید روسیه چه خواهد بود؟ آیا سریعا واکنش نشان داده و روسیه را به بازی قبلی باز خواهند گرداند؟ یا واکنش آنها به گونه ای خواهد بود که در میان مدت و بلند مدت روسیه را به بازی قبلی بازخواهند گرداند؟ دو سناریو در این زمینه قابل طرح است:

1- سناریو اول

پوتین درهمان روز اول جنگ در اوکراین اعلام کرد هر گونه واکنش نظامی غرب به اقدام روسیه در اوکراین با پاسخ سخت مواجه خواهد شد. این تهدید نه تنها برای غرب جدی تلقی شد بلکه سوال برای غربیها این بود که پاسخ نظامی به اقدام روسیه چگونه خواهد بود؟ آیا اساسا پاسخ نظامی، به جنگ طولانی منجر نخواهد شد؟آیا در صورت مداخله نظامی، جنگ هسته ای بروز نخواهد کرد؟ همه این پاسخها امریکا و اروپا ربه این نتیجه متقاعد کرد که در حال حاضر هزینه های سناریو اول بسیار بیشتر از فواید حاصله خواهد بود. بنابراین به سراغ گزینه دوم رفتند..

2- سناریو دوم

ارزیابی از عواقب سنگین جنگ نظامی، غرب را به بازداشتن روسیه در میان مدت و دراز مدت نه از طریق  سلاح نظامی بلکه از ابزار سلاح اقتصادی متقاعد کرد. در حال حاضر این گزینه روی میز غربیها قرار داشته هر چند در خصوص نحوه و میزان آن بحثها در جریان است. از منظر غرب در حال حاضر این اقدامات بهترین واکنش نسبت به اقدامات روسیه محسوب می شوند. 

موضوعی که در اینجا اهمیت دارد نتیجه استفاده از سناریو دوم است. آیا با فشارهای سخت اقتصادی، روسیه متقاعد به بازگشت به مرزهای قبلی اوکراین خواهد شد یا حداقل بخشی از خاک اوکراین را به  صورت مناطق خودمختار در اختیار خواهد گرفت و در مقابل همه تحریمها مقاومت و حاضر به عقب نشینی از اوکراین نخواهد شد. با توجه اینکه اعمال تحریم به عنوان گزینه غرب در برابر روسیه مطرح شده است چهار سناریو اصلی در خصوص آینده بحران اوکراین و تاثیر گذاری آن بر نظم بین الملل بر اساس دو پیشران بازگشت روسیه به مرزهای قبلی یا تداوم اشغال اوکراین و تحقق بیطرفی یا عدم تحقق بیطرفی اوکراین  قابل ترسیم خواهد بود:

سناریو 1-2- بازگشت به مرزهای قبلی اوکراین- تحقق بیطرفی اوکراین

در  این سناریو فرض می شود که اعمال تحریمها تاثیر چندانی بر روی نظام اقتصادی و سیاسی روسیه نخواهدداشت، بنابراین حداقل برای اینکه روسیه به مرزهای قبلی بازگردد بهتر است غرب کوتاه آمده و بیطرفی اوکراین را تضمین کند به شرط آنکه روسیه به مرزهای قبلی بازگردد. در این سناریو نظم بین الملل تقریبا تضعیف شده تلقی می گردد زیرا روسیه به هدف خود دست پیداکرده است هر چند در ظاهر می پذیرد که این نظم را دنبال کند.  

سناریو 2-2- بازگشت به مرزهای قبلی اوکراین- عدم تحقق بیطرفی اوکراین

در گزینه دوم تاثیر فشارهای اقتصادی بر روسیه آنچنان خواهد بود که حاکمان روسیه ترجیح خواهند داد بدون اینکه خواسته شان در اوکراین محقق شود به مرزهای قبلی بازگردند. در این سناریو نظم قبلی نه تنها تضعیف، بلکه تقویت هم خواهد شد و برای سایر بازیگران نظام این عبرت آموزی را خواهد داشت که به دنبال تغییر نظم موجود نباشند. 

سناریو 3-2- عدم بازگشت به مرزهای قبلی اوکراین- تحقق بیطرفی اوکراین
در این سناریو روسیه به هدفش دست پیدا کرده و بازی جدید روسیه علی رغم عدم رغبت غرب محقق شده است. این سناریو نشانگر تزلزل در نظم قبلی، تضعیف غرب و اهمیت بازیگری روسیه خواهد بود بازی که رهبران کمونیست در نظم پس از جنگ جهانی دوم نیز تعریف کردند و نزدیک به 45 سال آن را  دنبال نمودند. این سناریو در صورت محقق شدن می تواند زمینه ساز تحولات بعدی در نظم بین الملل باشد بدین معنا روسیه تلاش خواهد کرد تغییری را که در اوکراین رقم زده است به سایر کشورهای اروپایی هم گسترش دهد که خود آغازگر تحولات جدیدی خواهد بود. 

سناریو 4-2-عدم بازگشت به مرزهای قبلی اوکراین- عدم تحقق بیطرفی اوکراین

این سناریو تقریبا تداوم جنگ است. زیرا نه روسیه حاضر به عقب گرد و بازگشت از اوکراین است نه اینکه غرب تضمینی مبنی بر بی طرفی اوکراین به روسها اهدا خواهد کرد. استمرار بحران و به نوعی تساوی نتیجه این بازی تلقی خواهد شد. 

تجزیه و تحلیل سناریوها:

- بحران اوکراین و نظم بین الملل از منظر غرب و روسیه نوعی بازی حاصل جمع صفر برد- باخت تلقی می شود چنانکه سناریوهای 3-2 که برای روسیه مطلوبترین سناریو است برای غرب بدترین سناریو و همین طور بالعکس محسوب می شود.

- سناریوهای تساوی از منظر روسیه و غرب استمرار بحران است بدون اینکه هیچ یک به دستاورد قابل ملاحظه ای رسیده باشند. این بدین معنا است که روسیه همچنان در اوکراین حضور دارد و غرب هم با تشدید تحریمها از مواضع خود مبنی بر پیوستن اوکراین به ناتو و اتحادیه اروپا عقب نشینی ننماید. 

- در کوتاه مدت و میان مدت محتمل ترین سناریو 4-2 یا همان استمرار بحران اوکراین می باشد. اگر ارتش اوکراین نتواند ارتش روسیه را به مرزهای قبلی بازگرداند شرایط تحریم در کوتاه مدت تاثیر گذار نخواهد بود و روسیه هم از حرکتی که برای تغییر نظم دنبال کرده کوتاه نخواهد آمد. 

- برای روسیه سناریوهای 3-2 و 1-2 نشانگر تغییر نظام ( بهترین دستاورد)، سناریو 4-2 نشانگر استمرار تنش در نظم و سناریو 2-2 نشانگر تداوم نظم قبل ( شکست روسیه) قلمداد می شود و برای غرب سناریو 2-2 به معنای تقویت نظم قبلی ( بهترین دستاورد)، سناریو 4-2 نشانگر استمرار تنش در نظم و سناریو های 3-2 و 1-2 به  معنای تغییر نظم ( شکست غرب ) تلقی می شوند. 
 

کلید واژه ها: روسیه اوکراین جنگ روسیه و اوکراین روسیه و اروپا امریکا و روسیه و اروپا روسیه و امریکا روسیه و اوکراین و امریکا روسیه و اوکراین و اروپا ولادیمیر پوتین


( ۷ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۳ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۶:۴۲
یکی دیگر از وقایع تاثیر گذار در نظتم بین المللی که به ان اشاره نشد وروددانشجویان مسلمان ایرانی بسفارت امریکا وگروگان گیری کارکنان سفارت بود۔این واقعه تاسف انگیز به نوع جدیدی از برخورد امپریالیستی که از نوع اقتصادی بودمنجر شد۔بلوکه شدن ذخایر وتحریم های اقتصادی که تا قبل از ان دیده نشده بود وبعدها بکرات مورد استفاده قرار گرفت۔در در گیری اوکراین از این نوع سلاح اقتصادی استفاده زیادی درحال انجام است۔انهم برای کشورهای با توان اقتصادی بالا۔لذا من تصور میکنم که جنگ اوگراین کشورها را فردیوجمعی در فکر روش های تدافعی موثری در مورد این در گیری های اقتصادی خواهد انداخت۔همانگونه که تانک امد ،ضد تانک امد ،هواپیما امد ضد هوائی امد، موشک امد ضد موشک امدو۔۔۔ مطمئنا سیستم های بانکداری وتجارتی ضد تحریم بوجود خواهد امد ۔جهان احتملا به چند قطب تجارتی با سیستم های دریافت وپرداخت و ذخیره سازی تبدیل خواهد شد۔ضروت ونیاز مقابله است۔
علی ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۱:۱۸
یادداست خوبی بود اما احساس می کنم پیوستن اوکراین به ناتو که در مقدمه به آن اشاره شد بیشتر بهانه ای برای روسیه بوده، اشاعه و گسترش ساختارهای دموکراتیک آن هم در کشوری مثل اوکراین که شباهت های بسیار زیادی به روسیه دارد برای پوتین بسیار خطرناک تر از مسائل امنیتی است که به سبب الحاق اوکراین به ناتو می تواند به وجود آید.