ایجاد ابهام در هویت و گفتمان انتخاباتی با چه هدفی در دستور کار قرار گرفته است؟

بی توجهی عمدی مناظراتی به دیپلماسی

۲۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۳۱۳۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
جلال میرزایی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این نکته تاکید دارد که با ایجاد ابهام در هویت و گفتمان انتخابات سعی شده عملاً فضایی ایجاد شود که اهداف و منافع برخی در رسیدن گزینه مدنظر به کرسی پاستور تامین شود، ولو آنکه این سناریو باعث کاهش مشارکت مردمی شود. اما به واقع وضعیت کنونی کشور به خصوص در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی به قدری بغرنج، حساس و پیچیده است که نمی توان با این بازی ها آن را کنار گذاشت. نکته ای که باید مد نظر قرار داد این است که اکنون فضای سیاسی و انتخاباتی کشور باعث شده است که مسائل مربوط به سیاست خارجی از اولویت مردم در انتخابات خارج شود.
بی توجهی عمدی مناظراتی به دیپلماسی

دیپلماسی ایرانی – با توجه به محتوای مناظرات انتخاباتی در دو دوره گذشته به نظر می رسد که مسائل کلانی با محوریت حوزه سیاست خارجی به عمد نادیده گرفته شده است. در این راستا بسیاری معتقدند که عمده چالش‌ها و مشکلات کشور به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی متاثر از مسائل دیپلماتیک و سیاست خارجی است. لذا تا زمانی که برنامه و نگاه غایی کاندیداها در خصوص برجام، تحریم، پرونده فعالیت‌های هسته‌ای، لوایح FATF و نظایر آنها مشخص نشود عملاً آینده اقتصادی کشور و گشایش‌های معیشتی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اما به واقع چرا ما شاهد بی توجهی عمدی مناظراتی به سیاست خارجی هستیم؟ دیپلماسی ایرانی در گفت وگو با جلال میرزایی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل بین الملل به بررسی این مسئله پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

با توجه به خروجی و گزینه های نهایی شورای نگهبان برای انتخابات ریاست جمهوری عملاً بازی دیو و دلبر به منظور افزایش مشارکت و تحریک مردم برای حضور در پای صندوق ها کنار گذاشته شد. نکته جالب تر اینجاست که این بازی دیو و دلبر  قطبی سازی ها در جریان مناظرات انتخاباتی هم وجود ندارد و سعی شده است که مناظرات از حالت چالشی خارج شود. به باور شما اهداف و دلایل ناشی از برگزاری این شیوه از مناظرات نازل و بی‌کیفیت انتخاباتی چیست؟

این مسئله ناشی از چند دلیل عمده است. دلیل اول آن که کمتر مورد توجه قرار گرفته است به تعدد نامزدهای انتخاباتی بازمی‌گردد. در صورتی که اگر شما به مناظرات انتخاباتی در سایر کشورها نگاه کنید رقابت نهایی بین دو یا سه نامزد کلیدی است که نماینده جریان های کلی سیاسی در آن کشورها هستند. مثلا شما به مناظره انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا نگاه کنید؛ رقابت بین دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه با جو بایدن از سوی دموکرات ها بود. بنابراین جا داشت که ما هم مانند انتخابات سال ۸۸ با چند نامزد نهایی محدود، اما مهم انتخابات را پیش می‌بردیم.

یعنی به باور شما حضور سه گزینه سید ابراهیم رئیسی به عنوان گزینه اصولگرایان، علی لاریجانی در قامت کاندید مستقل و اسحاق جهانگیری در جایگاه نماینده اصلاح‌طلبان کفایت می کرد؟

قطعاً چنین است. ولی به دلیل همان نکته مهم شما یعنی عملکرد شورای نگهبان عملاً، هم شاهد تعداد بالای نامزد ها هستیم و هم اینکه نماینده اصلح و مورد نظر جریان سیاسی رقیب یعنی اصلاح‌طلب حضور ندارد. یعنی هویت سیاسی انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به هم خورده است. به همین دلیل انتخابات از حالت رقابتی خارج شده است. پس طبیعی که مناظره هم دیگر معنا پیدا نکند. ضمن اینکه تعدد نامزدها هم از نظر تعداد سبب شده است که شکل مناظره و محتوای آن هم تحت الشعاع قرار گیرد.

پس شما هم معتقدید وجه تمایز سیاسی بازی دیو و دلبر به منظور قطبی سازی مناظره اکنون وجود ندارد؟

بله. متاسفانه وجه تمایز سیاسی بین این هفت نامزد به شدت کم رنگ است به گونه‌ای که این وجه تمایز برای افکار عمومی مشخص نیست. حتی اکنون جامعه وجه تمایزی میان آقای مهرعلیزاده و همتی با آقای جلیلی و رئیسی قائل نیستند. نکته دیگری که اکنون باید مد نظر قرار داد این است که متاسفانه نوع و شکل سوالات مناظرات هم به شدّت وجه تمایز میان نامزدها را کمرنگ کرده است. چون سوالات به شکلی کاملا بی ربط، پراکنده و از هر منظر و شاخه ای پرسیده می شود، در صورتی که جا داشت مناظرات در هر دوره با موضوعات مشخصی مانند دیپلماسی، سیاست داخلی، اقتصاد، فرهنگ و ... مشخص شود و تمام سوالات بر روی آن مسائل تمرکز پیدا کند. ضمن این که سوالات به طور مشترک از همه نامزدها پرسیده شود تا نگاه هر کاندیدا در قبال آن موضوع و سوال مشخص روشن شود. در این صورت است که وجه تمایز این هفت نفر در قبال موضوعاتی مانند فضای مجازی، سیاست داخلی، احزاب، اقتصاد، تورم، بیکاری، تحریم، پرونده فعالیت های هسته ای، کرونا، برجام و غیر مشخص می شود. اما اکنون از هر بابی سوالی بی ربط از یک کاندیدا پرسیده می شود.

شما به حذف عمدی یک جریان سیاسی عمده در کشور یعنی اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو اشاره کردید و از نگاه حضرتعالی همین مسئله هم سبب شده است که مناظرات از حالت چالشی و رقابتی خارج شود. اما به نظر می رسد که مهرعلیزاده و به خصوص همتی با مواضعی تقریباً ساختارشکنانه سعی دارند خود را منتسب به این جریان کنند. حتی آقای مهرعلیزاده دولت خود را دولت سوم خاتمی نامیده است. با این تفاسیر کماکان شما معتقدید که این دو نفر نماینده این جریان نیستند؟

با توجه به نکاتی که در پاسخ به سوال اول شما اشاره کردم کماکان معتقدم عملکرد شورای نگهبان سبب شده است که هویت سیاسی انتخابات پیش رو به شدت مخدوش شود. یعنی هویت سیاسی انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به هم خورده است. به همین دلیل انتخابات از حالت رقابتی خارج شده است. لذا دیگر عملاً فضای انتخاباتی تک بعدی و تک صدایی شده است، بدون آنکه کاندیدای مد نظر جریان رقیب مجوز حضور در انتخابات را پیدا کند. حتی کسی مانند علی لاریجانی هم که در سخنان اخیر رهبری هم مطرح شد و هیچ گونه وابستگی به جریان اصلاح طلب هم ندارد از گردونه انتخابات کنار گذاشته شد. بنابراین نمی توان عنوان کرد که افرادی مانند همتی و مهرعلیزاده منتسب به جریان اصلاح طلب هستند، حتی اگر مواضعی برای کسب حمایت اصلاح طلبان مطرح کنند. نکته مهمتر مسئله ابهام در گفتمان سیاسی و ابهام در مأموریت است که سبب شده عملاً ما نگاه درستی در مورد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نداشته باشیم.

منظور دقیق شما از ابهام در ماموریت چیست. آیا مصداق این گزاره به کاندیدای پوششی بازمی‌گردد؟

بله اکنون به واقع مسئله کاندیدای پوششی موجب شده است که گفتمان و هویت سیاسی انتخاباتی به شدت گنگ و مبهم شود. از یک طرف زاکانی، جلیلی و قاضی‌زاده هاشمی هستند که به احتمال زیاد پوششی اند. در کنار آنها محسن رضایی و سید ابراهیم رئیسی قرار دارند. ضمن اینکه تکلیف احتمال کنار کشیدن مهرعلیزاده و همتی به نفع دیگری هم هنوز روشن نیست. آیا اصلا این کنار کشیدن وجود دارد یا خیر؟

با این تفاسیر سوالی که ذهن را درگیر می کند ناظر به این نکته است که چرا در انتخابات جاری مسئله کاندیدای پوششی باعث ایجاد ابهام در هویت و گفتمان سیاسی انتخابات و مناظرات می‌شود، اما در سال ۹۲ و ۹۶ این مسئله یک راهکار مناسب برای اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات بود؟ چرا در آن زمان محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری به عنوان کاندیداهای ضربه گیر توجیه حضور در انتخابات و مناظرات را داشتند، ولی اکنون آقای جلیلی، زاکانی و قاضی زاده هاشمی نمی‌توانند این گونه عمل کنند؟

دلیل آن کاملا روشن است. چون در انتخابات های پیشین از هر دو طیف نامزدهای اصلح و مشخص حضور داشتند. بله درست است که در انتخابات ۹۲ و ۹۶ حسن روحانی به عنوان کاندیدای اجاره ای اصلاح طلبان عمل کرد، اما به هر حال اصلاح طلبان یک اجماع و حمایت کلی از وی داشتند به گونه‌ای که حتی کسانی مانند محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری که اساساً اصلاح‌طلب هستند را به نفع حسن روحانی کنار رفتند، اما اکنون هیچ کاندیدایی از سوی اصلاح‌طلبان در انتخابات حضور ندارد. یعنی اجازه حضور به هیچ کدام از نامزدهای مد نظر اصلاح طلبان داده نشد. آقای همتی و مهرعلیزاده حتی در لیست چهارده نفره جبهه اصلاحات قرار نداشتند.

روی عدم توجه مناظرات انتخاباتی به مسائل کلیدی مانند آینده سیاست خارجی، برجام، تحریم، پرونده فعالیت‌های هسته‌ای، نشست وین و مسائلی از این دست تمرکز کنیم. از نگاه و تحلیل شما چرا مناظرات انتخاباتی در این دو دور توجهی به سیاست خارجی نکرده است؟

زمانی که می گویم هویت و گفتمان انتخابات ریاست جمهوری به هم خورده است و این گفتمان به شدت گنگ و مبهم شده بخشی از آن به همین دلیل است. چون در کنار آن که ما نماینده ای از جریان های سیاسی کلان کشور در مناظرات نداریم و در عین حال مناظرات هم با این سوالات به شدت بی کیفیت و پراکنده عملا خروجی قابل قبولی برای روشن شدن فضای انتخاباتی ندارد، متاسفانه صداوسیما بخشی از مسائل عمده و کلان کشور هم که می‌تواند زیر بنای بسیاری از چالش‌ها و مشکلات کنونی کشور باشد را نادیده گرفته اند. بر کسی پوشیده نیست که به واقع سیاست فشار حداکثری آمریکا و تحریم‌های ظالمانه کاخ‌سفید چالش های بسیاری را در حوزه اقتصادی و معیشتی و کشور تحمیل کرده است. در کنار آن متاسفانه تبعات زیانبار تداوم شیوع ویروس کرونا هم مزید بر علت است. با این حال به عمد حوزه سیاست خارجی جزو نقاط تاریک و مغفول مانده مناظرات انتخاباتی است. لذا در مجموع باید گفت که عملاً هم به واسطه عملکرد شورای نگهبان نسبت به حذف عمدی یک جریان سیاسی، هم تعدد نامزدها، هم سوالات پراکنده و بی کیفیت مناظراتی و هم مشخص نبودن مأموریت سیاسی برخی از نامزدها با یک ابهام هویت سیاسی انتخاباتی روبه‌رو هستیم که می تواند کاهش مشارکت را پررنگ‌تر کند.

شما به ابهام در هویت و گفتمان انتخاباتی اشاره کردید. به واقع دلیل یا دلایل ایجاد این ابهام در هویت و گفتمان انتخاباتی چیست؟

اولا با ایجاد ابهام در هویت و فضای انتخاباتی عملاً افکار عمومی از پاسخ به این سوال که چه برنامه و راهکاری برای مسئله خروج ایران از بن بست دیپلماتیک کنونی وجود دارد به انحراف کشیده می شود. بله آقای رئیسی در دور دوم مناظرات اولویت را به رفع تحریم ها داد. در کنار آن اصلاح طلبان هم پیشتر اولویت را رفع تحریم‌ها گذاشتند، اما مشخص نیست که به واقع برنامه دقیق آنها برای رفع تحریم‌ها چیست و این گونه از پاسخ به این سوال فرار می کنند. ضمن این که تداوم و تشدید ابهام در هویت سیاسی انتخاباتی با هدف به قدرت رسیدن گزینه مدنظر جریان حاکم هم شکل گرفته است. یعنی با ایجاد ابهام در هویت و گفتمان انتخابات سعی شده عملاً فضایی ایجاد شود که اهداف و منافع آنها تامین شود، ولو آنکه این سناریو باعث کاهش مشارکت مردمی شود. من معتقدم که وضعیت کنونی کشور به خصوص در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی به قدری بغرنج، حساس و پیچیده است که نمی توان با این بازی ها آن را کنار گذاشت. به واقع نکته ای که باید مد نظر قرار داد این است که اکنون فضای سیاسی و انتخاباتی کشور باعث شده است که این مسائل از اولویت مردم در انتخابات خارج شود.

حتی اگر عمدی در خارج کردن مسائل سیاست خارجی و تحریم‌ها از اولویت انتخاباتی مردم وجود داشته باشد، آیا این مسئله نهایتاً باعث حذف آن از اولویت کاری دولت سیزدهم خواهد شد؟ آیا این تلاش‌ها سایه سنگین تحریم ها را از کشور به خصوص اقتصاد و معیشت کم خواهد کرد؟

 خیر به هیچ وجه. اما این جریان فعلا سعی دارد تا زمان رسیدن به کرسی پاستور فضای ابهام کنونی را تداوم و تشدید کند. اتفاقا اگر شما به نشست وین هم نگاه کنید شاهد هستید که آن میزان از جدیت و تلاش های اولیه طرفین برای احیای برجام وجود ندارد. حتی آمریکا مواضع و ادعاهای متفاوتی را مطرح کرده است. به نظر من این مسئله متأثر از فضای سیاسی انتخاباتی کشور است. چراکه اکنون طرف های برجامی حاضر در نشست وین و ایالات متحده به وضوح می بینند که شرایط انتخاباتی چگونه دیپلماسی به حاشیه برده است.

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر


( ۱ )

نظر شما :