آیا تلاش های دیپلماتیک وزیر امور خارجه پاکستان در کاهش تنش، توام با موفقیت بود؟

ناچاری اسلام آباد در میانجیگری میان واشنگتن و تهران بعد از ترور سردار سلیمانی

۲۹ دی ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۸۹۴۳ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عبدالمحمد طاهری در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر این واقعیت که اسلام آباد در دوران بعد از ترور سردار سلیمانی ناگزیر به میانجیگری میان واشنگتن و تهران است، پیرامون دلایل تلاش های دیپلماتیک وزیر امور خارجه پاکستان برای کاهش تنش در مناسبات ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران پس از اقدام واشنگتن در ترور سردار سلیمانی و پاسخ موشکی ایران بر این باور است که چون ما شاهد اعتراضات و تظاهرات گسترده ای در شهرها و مناطق گوناگون پاکستان پیرامون محکوم کردن دستور دونالد ترامپ برای ترور سردار سلیمانی و حمایت از جمهوری اسلامی ایران بودیم. همین اعتراضات مردمی پاکستان نیز مقامات این کشور را واداشت که یک تحرک دیپلماتیک را برای حمایت از افکار عمومی داخلی خود را با سفر به ایران صورت دهند.
ناچاری اسلام آباد در میانجیگری میان واشنگتن و تهران بعد از ترور سردار سلیمانی

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بعد از سفر دیپلماتیک هفته گذشته شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان به ایران بعد از اقدام دونالد ترامپ در صدور دستور ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و پاسخ موشکی ایران، شاهد حضور رئیس دستگاه سیاست خارجی پاکستان در واشنگتن و دیدار با مایک پمپئو، همتای آمریکاییش پیرامون همین مسئله بودیم. اما این سفر شاه محمود قریشی به آمریکا پس از حضور در تهران این ظن را تقویت می کند که ماموریت وی، نه یک تلاش دیپلماتیک مستقل میانجیگرایانه از جانب اسلام آباد، بلکه ماموریتی از طرف کاخ سفید برای کاهش تنش و خودداری ایران دست زدن به اقدامات تنش زای دیگر بوده است. با این تفاسیر تلاش دیپلماتیک شاه محمود قریشی در انجام این مأموریتش تا چه اندازه قرین به موفقیت بوده است؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوال را در گفت وگویی با عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان پی گرفته است که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

با توجه به مواضع شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان در دیدار جمعه شبش با مایک پمپئو، همتای آمریکایی خود مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران تمایلی به گسترش و تشدید تنش ندارد، به وضوح حکایت از این دارد که سفر هفته گذشته رئیس دستگاه دیپلماسی پاکستان به ایران در بحبوحه تحولات بعد از ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پاسخ موشکی ایران، یک مأموریت دیپلماتیک از جانب کاخ سفید برای کاهش تنش بوده است. اگر چه برخی معتقدند سفر آقای قریشی به تهران یک تلاش مستقل دیپلماتیک از سوی اسلام آباد بوده است، با توجه به این مسئله آیا می توان اکنون این برآورد را داشت که سفر انجام شده مسئول سیاست خارجی پاکستان به ایالات متحده آمریکا صرفاً برای ارائه گزارش به واشنگتن بوده است؟

من تضادی در خصوص این که سفر هفته گذشته شاه محمد قریشی به ایران، تلاش مستقل دیپلماتیک اسلام آباد باشد با این که این سفر احتمالا ماموریتی از سوی واشنگتن به پاکستان بوده باشد، نمی بینیم. واقعیت این است که تحولات بعد از اقدام ایالات متحده آمریکا در ترور سردار سلیمانی و همچنین پاسخ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله به پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در عراق، شرایطی را در کل منطقه شکل داد که تمام بازیگران منطقه‌ای به شدت نگران از افزایش تنش ها و حتی شکل گیری جنگ نظامی بودند. بنابراین این کشورها سعی کردند در قالب سفرهای دیپلماتیک به جمهوری اسلامی ایران، تلاش‌های مستقل خود را برای کاهش تنش انجام دهند. خصوصاً که ما شاهد اعتراضات و تظاهرات گسترده ای در شهرها و مناطق گوناگون پاکستان پیرامون محکوم کردن دستور دونالد ترامپ برای ترور سردار سلیمانی و حمایت از جمهوری اسلامی ایران بودیم. همین اعتراضات مردمی پاکستان نیز مقامات این کشور را واداشت که یک تحرک دیپلماتیک را برای حمایت از افکار عمومی داخلی خود را با سفر به ایران صورت دهند.
به موازات این مسئله هم ایالات متحده آمریکا نیز چون شاهد بود که جمهوری اسلامی ایران در پیگیری انتقام بسیار جدی است و آماده پاسخگویی به هرگونه اقدام آمریکایی‌ها در منطقه است، سعی کرد با ارسال مقامات برخی از کشورهای پیرامونی ایران که مناسبات قابل‌قبول با تهران دارند، مانع از تصاعد تنش شوند. چنان که علاوه بر پاکستان، مقامات و سران دیگر کشورها نیز هفته گذشته به تهران سفر کرده بودند تا ماموریت آمریکا را در کاهش تخاصم و تنش انجام دهند. لذا می توان گفت که سفر شاه محمود قریشی به ایران در هفته گذشته، هم می‌تواند یک تلاش دیپلماتیک مستقل میانجی گرایانه از جانب اسلام‌آباد باشد و هم می‌تواند یک مأموریت دیپلماتیک از سوی ایالات متحده آمریکا در نظر گرفته شود. با این تفاسیر یقیناً وزیر امور خارجه پاکستان با سفر به ایالات متحده آمریکا سعی کرده است گزارشی از خروجی تلاش‌های خود، دیدگاه ها، مواضع و نظرات طرف ایرانی و دستاوردهای گفت وگو و مذاکرات با مقامات و مسئولین ایرانی را مطابق با مأموریت خود داشته باشد.

با این تفاسیر سوال اساسی که در این میان وجود دارد این است که چرا کشور پاکستان که تا پیش از این مناسبات پررنگ نظامی و امنیتی با ایالات متحده آمریکا داشته و هنوز دارد، بعد از روی کار آمدن عمران خان به عنوان نخست وزیر جدید این کشور، سعی در نزدیکی مناسبات با جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ در کنار آن سوال مهم تر این است که چرا عمران خان بعد از تمایل برای نزدیکی هر چه بیشتر با جمهوری اسلامی ایران اکنون تلاش های دیپلماتیک میانجی گرایانه ای را میان ایران و ایالات متحده آمریکا و نیز تهران - ریاض در دستور کار دارد؟ آیا این یک ماموریت خود خواسته از جانب عمران‌خان است و یا یک دیکته سیاسی از جانب ریاض و واشنگتن به اسلام آباد؟

در پاسخ به سوال مهم شما باید به این نکته اشاره کرد شرایط منطقه، اسلام آباد را ناگزیر از یک پوست اندازی داخلی کرد. به خصوص بعد از تصمیم دونالد ترامپ در قطع کمک های نقدی به پاکستان، این کشور به این نتیجه رسید که در این شرایط نمی تواند، هم مناسبات تنش زای خود با کشور هندوستان را داشته باشد و هم ناامنی ها را در مرزهای افغانستان تحمل کند و در کنار آن شاهد تصاعد ناامنی در کنار مرزهایش با جمهوری اسلامی ایران باشد. یعنی اسلامآباد توان تنش با همه همسایگان خود را نداشت. از این رو ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی در پاکستان به این برآورد رسید که باید دست به یک تغییر اساسی بزند تا حداقل در کوتاه مدت بتواند مناسبات خود را با جمهوری اسلامی ایران بهبود بخشد. بنابراین I.S.I (اطلاعات ارتش پاکستان) به این جمع‌بندی رسید که باید یک مهره جدید روی کار آید که نگاه تازه و نوینی را در بازتعریف سیاست خارجی پاکستان داشته باشد. لذا با روی کار آمدن عمران خان که شعار نزدیکی به ایران را در سر داشت، این امر محقق شد تا پاکستان حداقل مرزهای مشترکش با جمهوری اسلامی ایران را به حالت ایمن و امن برسد که خیالش از بابت مناسبات با ابرقدرتی به نام جمهوری اسلامی ایران راحت باشد. چون با در کنار داشتن تهران اسلامآباد می تواند دیگر چالش های خود را به خصوص در مقابل با هندوستان مدیریت کند.
همین پوست اندازی داخلی در پاکستان و متعاقبش روی کار آمدن عمران خان با شعار نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران خود به خود این بستر را فراهم کرد که هم عربستان سعودی و هم ایالات متحده آمریکا، پاکستان را به عنوان یک گزینه به منظور میانجیگری با جمهوری اسلامی ایران در نظر بگیرند. به هر حال ریاض و واشنگتن سعی می‌کنند از هر طریقی، به هر وسیله ای و با هر بازیگری، کانال های میانجی گری و کاهش تنش را در مقاطع مختلف با ایران پی بگیرند و آن را حفظ کنند. به خصوص در دوران حساس کنونی بعد از ترور سردار سلیمانی و پاسخ موشکی ایران، اهرم های میانجیگری به شدت مورد نیاز ایالات متحده آمریکاست. لذا در یک جمله می توان این گونه خلاصه کرد که اگر چه سیاست نزدیکی به ایران برای میانجیگری خواست و تمایلی از سوی عمران‌خان به واسطه پوست اندازی سیاسی داخلی در پاکستان بود، اما در طرف دیگر نیز این پوستاندازی سبب شد که اسلام آباد به عنوان یکی از اهرم‌های میانجیگری از جانب واشنگتن و ریاض مطرح شود؛ میانجیگری که از سه راس ضلع تشکیل می‌شود که یک ضلع آن به I.S.I (اطلاعات ارتش پاکستان)، ضلع دیگر آن به دستگاه دیپلماسی این کشور با بازیگری شاه محمود قریشی در مقام وزیر امور خارجه پاکستان و در راس آن عمران خان، نخست وزیر این کشور باز می‌گردد.
پییرو این نکته اکنون یک همراهی، همسویی و هماهنگی جدی میان شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه، عمران خان، نخست وزیر با اطلاعات ارتش پاکستان برای نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که تا قبل از این چنین هماهنگی و چراغ سبزی از سوی اطلاعات ارتش پاکستان به هیچ دولتی در این کشور داده نمی‌شد. این نشان می‌دهد که اکنون مقام‌های نظامی و امنیتی پاکستانی به عنوان محور و کانون تصمیم‌گیری در این کشور به این یقین، باور و برآورد درست از واقعیت رسیده‌اند، حداقل ضمن حفظ مناسبات شان با آمریکا، عربستان و امارات متحده عربی به دنبال تقویت و تعمیق روابط با جمهوری اسلامی ایران نیز باشند تا منافع خود را در همگرایی با همه کشورها پی بگیرند.
ضمن اینکه اکنون عمران‌خان به عنوان نخست وزیر پاکستان توانسته است گرایش بیشتری به سمت تقویت دیپلماسی داشته باشد، چرا که عمران خان در قیاس با دیگر دولت های پیشین در این کشور اکنون استقلال بیشتری از اطلاعات ارتش پاکستان و نیروهای نظامی این کشور دارد و با مهار این نیروها به فکر تقویت دیپلماسی و سیاست خارجی با محوریت پررنگ کردن مناسبات نگاه به شرق دارد.

اما میزان موفقیت تلاش‌های دیپلماتیک میانجی گرایانه پاکستان در قیاس با تلاش های دیپلماتیک بازیگران مهمتری مانند ژاپن، فرانسه، سوئیس و عمان که نهایتاً به شکست انجامید تا چه اندازه پررنگ خواهد بود؟

بعد از اقدام دونالد ترامپ در خصوص قطع کمک های خود به پاکستان و پوست اندازی که در این کشور انجام شد، اکنون اسلام آباد سعی کرده است نزدیکی جدی تری به تهران را به یک اهرم فشار به واشنگتن، ریاض و ابوظبی بدل کند تا بتواند اهداف و منافع خود را در موازنه قوا پی بگیرد. نکته مهم تر این که در این میان نباید فراموش کرد جمهوری اسلامی ایران نیز اکنون به شدت خواهان آن است که مناسبات خود را با پاکستان به یک نقطه مطلوب برساند تا علاوه بر رفع و مدیریت ناامنی‌ها در مرزهای شرقی، حمایت یک کشور قدرتمند دیگری که صاحب توان هسته‌ای نظامی است را در کنار خود داشته باشد. یعنی همانگونه که اکنون جمهوری اسلامی ایران از امتیازات همراهی و همسویی ترکیه در تقابل با عربستان، امریکا و امارات بهره می برد، در تلاش است با افزایش مناسبات با پاکستان وزن و جایگاه دیپلماتیکش را تقویت کند. خصوصاً که افغانستان بعد از روی کار آمدن اشرف غنی احمدزی به عنوان رئیس جمهوری این کشور نتوانست آن مناسبات خوب سیاسی، دیپلماتیک، فرهنگی و امنیتی که در دوره حامد کرزی با جمهوری اسلامی ایران پی گرفته شد، تداوم بخشد. چون واقعیت آن است که اشرف غنی احمدزی به عنوان یک پشتوی تندرو یک سیاست و پالیسی سردرگم و متشتت را در قبال جمهوری اسلامی ایران دارد. لذا در این مدت سعی کرده است با تکیه بیشتر به ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی این سردرگمی را به حاشیه ببرد. در حالی که حامد کرزی ضمن مخالفت با حضور نظامیان آمریکایی ها در افغانستان، سعی می کرد مناسبات خود را با جمهوری اسلامی ایران تقویت کند. همین مسئله سبب شد تا نقش پاکستان برای ایران پررنگ تر شود. اما با وجود تمامی این نکات و در پاسخ دقیق تر به سوال شما معتقدم که خروجی دیپلماتیک میانجی گرایانه پاکستان در تناسب با تلاش های بازیگران دیگری مانند ژاپن، فرانسه، آلمان و سوئیس نمی‌تواند چندان راه گشا باشد. 

یعنی شما معتقدید که تلاش‌های شاه محمود قریشی در سفر به ایران برای کاهش تنش بعد از ترور سردار سلیمانی و پاسخ موشکی ایران نیز توأم با موفقیت نبوده است؟

واقعیت این است که اساساً جمهوری اسلامی ایران آغاز کننده هیچ تنشی، نه باید ایالات متحده آمریکا و نه با عربستان سعودی نبوده است. بنابراین این دست تلاش های دیپلماتیک میانجیگرایانه که بعد از ترور سردار سلیمانی صورت گرفت، نمی تواند به عنوان پارامتری در کاهش تنش از سوی جمهوری اسلامی ایران و خودداری تهران از انجام اقدامات بعدی در نظر گرفته شود. چون جمهوری اسلامی ایران بارها به صراحت عنوان کرده که به دنبال افزایش تنش نیست، اما در عین حال آماده پاسخگویی به هرگونه تجاوز و تعدی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه، حتی ایالات متحده آمریکا است. پس اگر دونالد ترامپ بعد از پاسخ موشکی سپاه پاسداران اقدام دیگری انجام می داد، مطمئن باشید ایران پاسخ خود را می داد، حتی اگر پاکستان و دیگر کشورها به ایران سفر می کردند. پس این یک موفقیت مقطعی برای شاه محمود قریشی و پاکستانی‌ها تلقی نمی‌شود. چون که اساسا ایران نمی خواست تنش تصاعد پیدا کند. 

نکته مهمتر که باید به آن اشاره کرد این است که پاکستان تنها کشور مسلمان دارای قدرت اتمی نظامی و دومین کشور پرجمعیت مسلمان جهان است. آیا این پارامترها می‌تواند در تقویت توان دیپلماتیک پاکستان و افزایش درصد موفقیت تلاش های میانجی گرایانه اسلام آباد اثر گذار باشد؟

پاکستان در طول تمام این سال ها با چالش بزرگی به نام اقتصاد ضعیف روبه رو بوده است. همین مسئله باعث کم رنگ شدن توان دیپلماتیک پاکستان شده است. چون در سایه ضعف اقتصادی اسلام آباد بیش از پیش به دیگر کشورها مانند عربستان و امریکا وابسته شده است. در دیگر سو اتفاقا به نظر من مسئله پارامتر مهمی که شما به عنوان پارمتر مهم پاکستان در تقویت توان دیپلماتیک اشاره کردید، در صحنه عمل ضد آن بوده است. چون سایه سنگین نیروهای نظامی در پاکستان بر تمامی امور و تاکید بیش از حد بر توان اتمی نظامی سبب شده که این کشور به جای اینکه تلاش خود را برای افزایش بنیه سیاست خارجی و دیپلماتیک صرف کند، مرکز و محور تصمیم گیری های خود را به نیروهای نظامی و امنیتی داده است. بنابراین سیاست خارجی پاکستان نمی تواند در پرونده های حساس و کلانی مانند تنش ایران و امریکا و یا تخاصم ریاض با تهران موفق عمل کند. اگرچه تاکنون این تلاش‌های دیپلماتیک دوران عنوان خان اثرات مثبتی در تقویت مناسبات ایران و پاکستان داشته است، اما باید این نگاه نوینی که در دولت عمران خان نسبت به سیاست خارجی و دیپلماسی، تلاش برای تعمیق و گسترش مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و اهتمام پررنگ تلاش های میانجی گرایانه، چه در تنش ایران و ایالات متحده آمریکا و چه در تخاصم ریاض و تهران بیش از پیش پی گرفته شود تا در آینده بتوان با پررنگ شدن دیپلماسی در ساختار پاکستان این تلاش ها توام و قرین با موفقیت باشد. 

کلید واژه ها: عبدالمحمد طاهریایرانپاکستانعمران خانشاه محمود قریشیترور سردار سلیمانیحمله موشکی به پایگاه عین الاسدآی اس آی


نظر شما :