امنیت خلیج فارس با رابطه ایران و امریکا ارتباط مستقیم دارد

سناریوسازی های امریکا برای تسلط بر تنگه هرمز

۲۵ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۴۱۷۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مهین سیامنصوری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آمریکایی ها می دانند در حال حاضر این ایران است که دست برتر در مذاکرات را دارد و یکی از مهمترین برگ های ایران که در صورت نیاز  می تواند از آن استفاده کند تنگه هرمز است. هر چند گاهی مقامات آمریکایی با متحدان منطقه ای خود سناریوهای نخ نما را می نویسند که در عمل با شکست مواجهه می شود. 
سناریوسازی های امریکا برای تسلط بر تنگه هرمز

نویسنده: مهین سیامنصوری، کارشناس ارشد دیپلماسی، صلح و امنیت

دیپلماسی ایرانی: هدف آمریکا و هم پیمانان وی از اتهام زنی به ایران در حوادث کشتی های نفتی در فجیره و دریای عمان گرفتن برگ برنده ایران به نام تنگه هرمز است. آمریکا و متحدان وی به خوبی می دانند که در صورتی که ایران تشخیص دهد که باید تنگه هرمز را ببندد هرگز تعللی به خود راه نخواهد داد گرچه ایران اکنون در دوره صبر استراتژیک به سر می برد. اما قطعا این شرایط دائمی نیست و بستگی به اقدامات اروپا و سایر کشورهایی دارد که تا چه میزان بتوانند ایران را راضی نگه دارند تا در توافق هسته ای بماند و از فشار تحریم ها بر ملت ایران بکاهند. 

فشار حداکثری ترامپ به ایران برای کشاندن تهران به پای میز مذاکره به عنوان یک کشور شکست خورده و تسلیم شده ای است که نتواند به خواسته های آمریکا نه بگوید. تاکنون این سیاست به شدت از سوی آمریکا دنبال شده اما تاکنون با رفتار عقلایی سیاستمداران ایرانی و صبوری آنها با شکست مواجه شده است. 

آمریکایی ها می دانند در حال حاضر این ایران است که دست برتر در مذاکرات را دارد و یکی از مهمترین برگ های ایران که در صورت نیاز  می تواند از آن استفاده کند تنگه هرمز است. هر چند گاهی مقامات آمریکایی با متحدان منطقه ای خود سناریوهای نخ نما را می نویسند که در عمل با شکست مواجهه می شود. 

تنگه هرمز حیاتی ترین شاهراه جهان در حوزه انرژی است و برای ایرانیان نماد قدرت ژئوپلتیک ایران است که گفته می شود هر 12 دقیقه یک کشتی نفتی از آنجا عبور می کند و یکی از امن ترین آبراهه های جهان محسوب می شود. تامین امنیت در تنگه هرمز نماد اقتدار ایران بوده و است و همواره مقامات ایرانی تلاش کرده اند تا این تنگه از هر گونه تنش سیاسی و امنیتی دور بماند. 

با خروج ترامپ از توافق هسته ای و تاکید ایران بر اینکه در صورت لزوم از حق خود برای بستن تنگه هرمز استفاده خواهد کرد باعث شد تا مقامات آمریکایی و متحدان آنها که حیات شان صادرات نفت و انرژی است به اقدامات نسنجیده به ظاهر پیشدستانه رو بیاورند و با انجام عملیات مخرب از تهدید مقامات ایرانی برای بستن تنگه هرمز سوءاستفاده کنند و ایران را در مظان اتهام قرار دهند. آمریکایی ها دو هدف از این تلاش ها را دنبال می کنند؛ با بردن پرونده ایران به شورای امنیت و معرفی ایران به عنوان تهدید برای صلح و امنیت بین المللی کنترل و امنیت تنگه هرمز را بین المللی کنند تا دست ایران از آن کوتاه شود و از طرف دیگر ضمن مشروعیت بخشیدن به تحریم های آمریکا علیه ایران بتوانند اجماع بین المللی را علیه تهران به دست آورند تا ایران کشوری منزوی معرفی شود و زودتر به میز مذاکره باز گردد. پ

آمریکا و متحدانش تلاش می کنند تا هزینه تقابل و تحریم با ایران را کاهش دهند و بر دوش ایران بیندازند و تمایل ندارند قیمت نفت به علت سیاسی و امنیتی به چندین برابر افزایش یابد.

آرامش و امنیت این آبراهه اکنون به نوع رابطه بین ایران و آمریکا وصل شده و این واقعیتی انکار ناپذیر است که باید کشورهای دیگر طرف قرارداد و سایرین برای آن چاره اندیشی کنند، قبل از اینکه ایران برای تنگه هرمز تصمیم بگیرد. 

آنچه تاکنون شاهد بوده ایم تلاش های تنش زدایی بین ایران و آمریکا ناموفق بوده است. اتحادیه اروپا و سایر قدرت ها اگر ریسک و بهای همکاری و تامین رضایت ایران برای ماندن در برجام را نپردازند بی شک باید شاهد افزایش تنش های غیرقابل پیش بینی و غیر قابل کنترل باشند که گسترش آن از برجام و روابط دو کشور فراتر خواهد رفت. 

ترس آمریکا از بستن تنگه هرمز توسط ایران طبیعی است زیرا این عمل می تواند هر لحظه ممکن از تبعات تصمیماتی باشد که در کاخ سفید علیه ایران گرفته می شود، اما هرگز آمریکا نمی تواند از طریق عملیات مخرب و بردن موضوع به شورای امنیت موفق شود امنیت و کنترل تنگه هرمز را از ایران بگیرد. تنها ثمره این کار افزایش تنش و دور شدن بیشتر از میز مذاکره و برخورد نظامی خواهد بود و مقامات آمریکا دیر خواهند فهمید که هر برنامه مذاکره ای که بدون در نظر گرفتن احترام و حقوق ایران باشد به شکست می انجامد.

کلید واژه ها: حمله به نفتکش‌هاخلیج فارستنگه هرمزایران و تنگه هرمزایران و امریکا


( ۹ )

نظر شما :

احسان ۲۵ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۴۳
اعمال حال حاظر آمریکا و متحدانش در خلیج فارس چندان جای تعجب ندارد و یک رویکرد کاملا فرمول شده و رویه کلاسیک در راهبرد آمریکاست که تحت عنوان عملیات محدود در طی چند دهه گذشته پیگیری شده و تنها شدت و نوع انجام آن بسته به شرایط تغییر می کند و از جنگ روانی تا بستر سازی اقدام پیشگیرانه از نوع آمریکایی متغییر است اما در قضیه ایران رویکرد کنونی رویکردی کاملا محدود و حداقلی است و تنها بازی روانی و هالو ترسانتی است که خوراک تیتر های روزنامه های وابسته و رسانه های همسو را جذاب کند مسلما اگر کشور در حالت ضعف قرار داشت یا برایند اطلاعاتی آمریکا نشان از عدم پاسخ دهی ایران بود اقدام محدود شامل عملیات اشغال جزایر استراتژیک ایران می شد بنابراین مسلما عقلایی در آمریکا هستند که خوب میدانند عملیات باید در همین مقیاس کوچک دنبال شود تا امیدواری محدود نسبت به ترس مقامات و مردم ایران حفظ شود و اقدامات متقابل ایران درقضیه برجام متوقف شود آنهم در حدی که آنقدر تحریک کننده نباشد که ایران واکنشی ویران کننده نشان دهد بهرحال آمریکا برخلاف احمق های آن طرف آب که در سایه اسباب بازی های پر زرق و برق شان دچار غرور خود بزرگ بینی شده اندخوب میداند که اقدام علیه ایران بازی بسیار خطرناکی است
تقی ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۴۰
تحلیل واقعه گرایانه ای بود ولی مشکل اصلی نویسنده این تحلیل اینست که علاقه زیادی به مذاکره ایران و امریکا دارد و در صدد تشویش افکار عمومی و القا سایه جنگ میباشد.
یزدان ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۱
خیلی مطالب تون عالی دقیق و درست بود