روند عادی‌سازی روابط چگونه پیش خواهد رفت؟

جنگ بی‌صدا بر سر آینده ایران

۲۵ مهر ۱۳۹۵ | ۲۳:۳۰ کد : ۱۹۶۳۸۵۴ صفحه اصلی پرونده هسته ای
جنگ قدرت میان طرفداران عادی‌سازی و مخالفان آنها (اخلال‌گران) نتیجه روند عادی‌سازی را مشخص می‌کند. در واقع، نظام سیاسی در ایران، که به عنوان نظام سیاسی چانه‌زنی شناخته می‌شود، به طور ویژه به دستکاری و مداخله اخلال‌گران حساس است.
جنگ بی‌صدا بر سر آینده ایران

نویسنده: فرهاد رضایی

دیپلماسی ایرانی: ناظران سیاست ایران، در ارزیابی این که آیا توافق برجام بین ایران و جامعه بین المللی، که در تاریخ 14جولای سال 2015 به دست آمد، تغییر مجدد و اساسی در سیاست خارجی ایران داشته است یا خیر، گیج شده اند.

پس از انقلاب اسلامی در سال 1979، وضعیت ایران انقلابی با ترکیبی از تلاش برای صادرات انقلاب، تسلط بر منطقه و سرپیچی از هنجارهای بین المللی و برنامه هسته ای، به تصویب شدن سنگین ترین تحریم ها در سازمان ملل متحد منجر شد. با شروع ریاست جمهوری حسن روحانی، او و حامیانش تصویب برجام را به عنوان اولین گام در طرح بزرگتر عادی سازی روابط بین المللی ایران و ادغام مجدد در جامعه جهانی در نظر داشتند. اما مخالفان عادی سازی روابط ناپدید نشدند چرا که نخبگان مهمی به شرایط جدید ایران، به عنوان عضوی ایستاده در جایگاهی خوب در عرصه بین المللی اعتراض دارند.

جنگ قدرت میان طرفداران عادی سازی و مخالفان آنها (اخلال گران) نتیجه روند عادی سازی را مشخص می کند. در واقع نظام سیاسی در ایران، که به عنوان نظام سیاسی چانه زنی شناخته می شود، به طور ویژه به دستکاری و مداخله اخلالگران حساس است. بر خلاف سیاست سلسله مراتبی استاندارد، نظم سیاسی مذاکرات در ایران بر پایه یک سری آرایش پیچیده در میان نخبگان است که پایگاه قدرت آنها در حوزه های دولتی یا نیمه دولتی است. رئیس جمهوری و بوروکراسی دولتی در رقابت با سپاه پاسداران نیمه دولتی و بسیج است. تکه تکه شدن داخلی نخبگان، در امتداد خطوط شخصی یا ایدئولوژیگ، به سردرگمی های ناظران سیاسی می افزاید. تصمیم گیری ها و فرآیند آن در حالتی سیال و گاه غیرشفاف گرفته می شوند و این باعث شده است که اغلب پیام های متناقضی از جانب تهران شنیده شود.

مطابق مفهوم پروژه عادی سازی، متولیان توجه زیادی به قواعد رفتار بین المللی داشتند اگرچه همزمان مطابق با دستورات سیاسی مذاکره، با محدودیت هایی روبه رو بودند. با ایجاد مصالحه بین این دو ضرورت، متولیان به برنامه ای عملی رسیدند که از یک جنبه روند عادی سازی را که اصلی برای بازگشت به نظام بین المللی بود، دنبال کند ضمن این که با اولویت بندی محدودیت های خانگی نیز رعایت شود.

روند عادی سازی بر اساس برجام تا 16 ژانویه 2016 با موفقیت پیاده سازی شد و با توجه به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، هیچ نقصی در شرایط وجود نداشت. نتیجه انتخابات مجلس در 26 فوریه 2016، پوشش سیاسی قابل توجهی برای ادامه روند عادی سازی فراهم کرد. اصلاح طلبان به 135 کرسی در مجلس جدید که دارای 290 نفر است، دست یافتند. 92 کرسی به رقبای محافظه کار رسید. 52 کرسی به دست مستقل ها افتاد و 5 کرسی را هم اقلیت های مذهبی به دست آورند تا یک بلوک برای ایجاد توازن قدرت به وجود آمده باشد.

در حالی که پیکربندی پارلماتی عملا مانع آسیب سیاسی است اما حداقل در وجه نظری، یک احتمال وجود دارد که اخلالگران بخواهند به صورت مخفی دست به خرابکاری بزنند. با توجه به گزارش های آژانس و سرویس های اطلاعاتی هیچ تلاشی برای ساخت اورانیوم در تاسیسات هسته ای مخفی وجود ندارد. این در حالی است که سرویس های اطلاعاتی غربی به سختی کوچکترین عمل تسلیحاتی در مقیاسی بسیار اندک را نیز ردیابی می کنند.

از روزهای اول انقلاب اسلامی، صدور آن به عنوان یک اصل پذیرفته شده بود همان طور که آیت الله خمینی (ره) در سال های 1940 اشاره کرده بود که باید انقلاب ابتدا به کشورهای اسلامی و سپس در مرحله بعد به تمام جهان صادر شود. در می 1979، جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سه سال پس از آن نیروی قدس را تاسیس کرد. هدف ویژه این نیرو همان فعالیت های برون مرزی و صدور انقلاب بود.

این رویکردها باعث شد که آمریکا تحریم های یک جانبه خود را آغاز کند و حتی در بیانیه ای ایران را حامی تروریسم در منطقه بخواند. آمریکا از سال 1984 دولت ایران را به عنوان حامی تروریسم معرفی کرده و تحریم هایش را بر ضد ایران تصویب کرده است. ایران به اتهام حمایت از تروریست در منطقه به چهل و چند تحریم مختلف از سوی آمریکا محکوم شده است.

شاخه دریایی سپاه پاسداران، یعنی نیروی دریایی سپاه از سال 2015 در هشت حادثه در آب های خلیج فارس حضور داشته که در همگی آنها پای آمریکا نیز در میان بوده است. یادآوری این نکته لازم است که نظم سیاسی مبتنی بر مذاکره دولت روحانی تاثیر اندکی بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشته است. گشت های نیروی دریایی سپاه و حتی محاصره ناوهای دریایی آمریکا پروژه ای عادی برای آنها است. تنها چند ماه پس از امضای توافقنامه، در 7اکتبر 2015، نیروی دریایی سپاه پاسداران به خاطر هوشیاری در خلیچ فارس توسط رهبر معظم انقلاب ستوده شد. البته این مشخص است که تا زمانی که فعالیت های دریایی در خلیج فارس در محدوده خاصی انجام گیرد هیچ تهدیدی متوجه توافق هسته ای نیست. با این حال تحلیلگران خارجی گمان می کنند که چنین سیاستی می تواند منطقه حساس خلیج فارس را از کنترل خارج کرده و باعث ایجاد یک درگیری عظیم شود.

روابط پرتنش ایران و عربستان سعودی نیز پتانسیلی مشابه دارد. با آگاهی از اهمیت عربستان، روحانی و آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان یک چهره کلیدی در شورای نگهبان، مراحل عادی سازی روابط با پادشاهی سعودی را آغاز کردند. سرکوب تظاهرات شیعه ها در استان های شرقی عربستان و اعدام روحانی برجسته، شیح نفر باقر النمر در تاریخ 2 ژانویه 2016 به اتهام تروریسم و رابطه با ایران هشداری به دولت روحانی در مهار این روابط پرتنش بود.

جمعیت سازمان دهی شده توسط حسن کردمیهن، به دستور حجت الاسلام علیرضا پناهیان و هجوم به سفارت عربستان سعودی در تهران باعث شد که سعودی روابطش را با ایران قطع کند. تلاش های بعدی آیت الله رفسنجانی برای آرام کردن اوضاع نتیجه ای در برنداشت. فجایع منا و اتفاقات مراسم حج، تیر آخر به این روابط بود و اشاره مقام معظم رهبری به جنایتکار بودن حاکمان سعودی حجت را تمام کرد.

مانند تشدید عملیات نیروهای دریایی در خلیج فارس یک اقدام تحریک آمیز با محوریت عربستان سعودی می تواند اوضاع را به سرعت از کنترل متولیان امور در توافق هسته ای خارج کند. گزارش های تازه از اقدام ملک سلمان و پسرش در ایجاد گارد ویژه ای تحت عنوان نیروهای ضد تروریستی در وزارت دفاع احتمال یک درگیری بزرگ را بالاتر برده است.

روشن است که روند عادی سازی و بازگشت به جامعه بین الملل تنگنایی است که با آینده سیاسی متولیان فعلی گره خورده است. برخلاف معاهده دولت ها، که برجام را معامله ای الزام آور معرفی می کنند، برجام به سلامت سیاسی دولت روحانی و سایر دولت های درگیر بسیار وابسته است. اخلال گران سرسختی در هر دو سوی ماجرا وجود دارند که می خواهند به هر وسیله ای که شده، روند موجود را تخریب کنند. انتخابات مجلس 016، دست بالا را به دولت روحانی داد اما انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نیز بسیار مهم است. اگر روحانی رای خود را از دست بدهد، روند عادی سازی نیز خنثی می شود اما به احتمال زیاد برجام رها نمی شود. چرا که اخلال گران هم دوست ندارند که طعم و ضربه محکم و ناگهانی بازگشت تحریم ها را تجربه کنند. در هر صورت پروژه عادی سازی در مرحله ای خطرناک قرار دارد و یک اقدام نامتعارف که به کنترل دینامیک منطقه ضربه بزند، می تواند اعتبار پروژه عادی سازی را به کلی تضعیف کند.

منبع: نشنال اینترست

کلید واژه ها: ایرانروند عادی سازیدولت روحانی


نظر شما :