هراس‌افکنی اسرائیل نتیجه عکس داد

قلدربازی نتانیاهو عامل توافق با ایران!

ناراحتی از زدن گل به خودی باعث شده است که نتانیاهو و دولت اسرائیل این چنین دیوانه‌وار با توافق مخالفت کنند.
قلدربازی نتانیاهو عامل توافق با ایران!

نویسنده: پل پیلار

دیپلماسی ایرانی: آنهایی که به مخالفت سرسختانه دولت اسرائیل هم با توافق هسته ای، و هم با سیاست های ایران در منطقه خاورمیانه توجه کرده اند، احتمالاً مانند تحلیلگرانی چون «شیبلی تلهامی» و «آرون دیوید میلر» متوجه یک نکته شده اند: جنجال آفرینی اسرائیل درباره برنامه هسته ای ایران محرک اصلی مذاکرات هسته ای بود؛ مذاکراتی که ماه پیش در وین با موفقیت خاتمه یافت. آرون دیوید میلر در تحلیل خودش تا آنجا پیش می رود که با طعنه می گوید بنیامین نتانیاهو به خاطر اقداماتی که انجام داده و انگیزه ای که به دیگر کشورها برای رسیدن به توافق بخشیده است، مستحق جایزه نوبل است؛ بگذریم که او در حال حاضر بیشترین تلاش را برای بر هم زدن این توافق انجام می دهد.

«دانیل لوی»، یکی از مقامات سابق دولت اسرائیل و مدیر فعلی واحد خاورمیانه شورای روابط خارجی اروپا، در مقاله ای، تیزبینانه به شرح موضع دولت نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیل درباره این مسئله می پردازد. او می گوید که اسرائیل، حداقل به اندازه برخی دیگر از دولت ها، اصرار داشت که پرونده هسته ای ایران باید زودتر از دیگر مسائل، و جدا از دیگر مسائل، بررسی شود، و موضوعاتی مانند روابط منطقه ای وارد مذاکرات نشوند.

موضع اولیه اسرائیل در تضاد آشکاری با موضع فعلی دولت نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی است. آنها اکنون گلایه دارند که چرا توافق هسته ای به مسئله رفتار ایران و سیاست های این کشور نپرداخته است؛ در حالی که چنین هدفی مشخصاً مد نظر مذاکره کنندگان نبوده است. اگر چنین سخنانی را بر اساس ظاهرشان ارزیابی کنیم، چنین تناقضی به اندازه دیگر مواضع دولت اسرائیل در مورد مسئله هسته ای بی معنی است. این مواضع کدامند؟ هشدارهای تمام نشدنی در مورد اینکه برنامه هسته ای ایران چگونه ممکن است منجر به تولید سلاح هسته ای شود، و از آن طرف تلاش برای عقیم گذاشتن هر اقدامی که قصد دارد تضمین کند این برنامه به سلاح منتهی نمی شود. اما اگر ظاهر سخنان را کنار بگذاریم و به باطن آنها توجه کنیم، موضع دولت اسرائیل معنادار می شود.

هدف دولت اسرائیل نه دستیابی [قدرت های جهان] به توافق هسته ای با ایران، بلکه از بین بردن امکان هر گونه توافق، چه در مسئله هسته ای و چه در مسائل دیگر بوده است. آنها اینگونه حساب کرده بودند که جنجال آفرینی و آشوب افکنی در مورد مسئله هسته ای به نحوی انجام شود که احتمال هر گونه توافق را از بین ببرد. این محاسبه ساده لوحانه نبوده است. هر چه که باشد، تا همین سه سال پیش چیزی به نام دیپلماسی میان ایران و آمریکا وجود نداشت. مشخص هم نبود که حتی اگر دیپلمات های ایرانی و آمریکایی بر سر میز مذاکره بنشینند فرصت چانه زنی و رسیدن به توافق بر سر مسئله هسته ای وجود داشته باشد. حتی اگر توافقی هم به دست می آمد، دولت اسرائیل سلاح قدیمی و مطمئن خودش را در اختیار داشت تا توافق را از کار بیندازد، سلاحی به نام لابی سیاسی اش در ایالات متحده.

در همین حال، جنجال ها و هراس افکنی های اسرائیل در مورد سلاح هسته ای ناموجود ایران، هدفی مشابه جنجال های ده سال پیش نومحافظه کاران آمریکایی در مورد سلاح های هسته ای ناموجود عراق داشت. این جنجال ها دیگران را می ترساند و باعث می شد در کنار جنجال آفرینان قرار بگیرند تا آنها را به هدفشان برسانند. سلاح های هسته ای ذاتاً ترسناک هستند و اگر کسی به راهبرد ایجاد هراس از چنین سلاح هایی متوسل شود، حتی اگر سلاحی در کار نباشد، جواب می گیرد. در مورد عراق، هدف نومحافظه کاران این بود که حمایت مردم را جلب و حمله به عراق را آغاز کنند. در مورد ایران، هدف اسرائیل این بود که مردم را تا سر حد مرگ از ایران بترساند. به این ترتیب، اسرائیل می توانست دیگران را مجاب کند که خاورمیانه را از چشم این کشور ببینند: خاورمیانه ای که در آن ایران سرچشمه بی ثباتی و شرّ است، خاورمیانه ای که در آن باید از ایران دوری کرد و هیچ گاه با این کشور همکاری نکرد، و خاورمیانه ای که در آن اسرائیل مطمئن ترین و مفیدترین شریک برای هر کسی است که می خواهد در طرف خیر بایستد، به خصوص ایالات متحده.

حالا مشخص شده است که حساب و کتاب اسرائیل و برنامه اش برای ایجاد آشوب و نرسیدن به توافق، با اینکه بی معنی نبوده است، اما اشتباه بوده است. برخی از دلایل غلط درآمدن این حساب و کتاب از این قرار هستند: پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران، اتحاد میان کشورهای 1+5 در طول مذاکرات، و مهارت و سرسختی اوباما و جان کری در رسیدن به توافقی که قابل دفاع باشد. یکی دیگر از دلایل، که باعث می شد عده ای بگویند شرایط چانه زنی وجود ندارد، این باور غلط بود که ایران واقعاً مصمم به دستیابی به سلاح هسته ای است و هیچ وقت تن به شرایطی نخواهد داد که باعث شود مسیرش به سمت دستیابی به سلاح هسته ای بسته شود. مردم عادت دارند وقتی حرفی را برای مدت زیادی تکرار می کنند، خودشان هم آن را باور کنند. شاید به همین خاطر بوده است که این باور غلط در میان دولتمردان اسرائیل جا افتاده بود.

علت اصلی محاسبات غلط اسرائیل هر چه که بوده باشد، حالا نتانیاهو و کابینه اش با واقعیت توافق روبرو هستند. چیزی که آنها را بیشتر اذیت می کند این است که جنجال های بی پایان خودشان در مورد مسئله هسته ای، و سروصدایشان در مورد اقدام نظامی احتمالی اسرائیل علیه ایران، خود مسبب رسیدن به این توافق شده است. شاید ناراحتی از زدن این گل به خودی باعث شده است که این چنین دیوانه وار با توافق مخالفت کنند. نتانیاهو و کابینه اش اکنون دارند از سلاح مطمئن لابیگری استفاده می کنند تا آخرین زور خود را نیز برای بر هم زدن توافق زده باشند. اما نشانه ها حاکی از آن است که این گروه دیگر در فکر عملی کردن نقشه جایگزین هستند تا یا توافق را بی اثر کنند، یا کاری کنند که اگر کنگره توافق را در ماه سپتامبر رد نکرد، حداقل منجر به معامله های بیشتر [آمریکا] با ایران نشود.

آنچه دولت نتانیاهو را بیشتر ناراحت می کند این است که سیاسی کاری و تبلیغات آنها در مورد مسئله هسته ای شاید اثر معکوس داشته است و نه تنها باعث موفقیت مذاکرات شده باشد، بلکه ائتلاف های منطقه ای را هم تغییر داده و علاوه بر آن، باعث شده باشد که جهت گیری سیاسی آمریکا برخلاف میل اسرائیل تنظیم بشود. یعنی نه تنها نقش ایران به عنوان بازیگر منطقه ای تقویت شده، بلکه در آمریکا نیز نسبت به اسرائیل انزجار ایجاد شده است و برخی در حال ابراز تردید در مورد رابطه ویژه آمریکا و اسرائیل هستند. مورد دوم یکی از دلایل انتقاد رقبای سیاسی نتانیاهو نسبت به اوست. آنها می گویند او در مدیریت روابط با آمریکا ناموفق بوده است. «دانیل لوی» البته به درستی می گوید که در روابط این دو کشور در آینده نزدیک تغییری اساسی رخ نخواهد داد، چون نقش مهم پول در عرصه سیاسی آمریکا تضمین می کند که اوباما و دموکرات ها تعهدی صادقانه به بهروزی و امنیت اسرائیل داشته باشند؛ چه نتانیاهو بر سر کار باشد و چه نباشد. اما کل این ماجرا ممکن است در درازمدت و در کنار دیگر نگرانی ها و دغدغه ها، حداقل باعث اندکی خدشه دار شدن بنای ارتباط ویژه اسرائیل و آمریکا شود. لوی این مسئله را به خوبی تشریح می کند: «شکاف میان جامعه یهودیان آمریکا و اسرائیل، به دلیل لیبرالیسم حاکم بر یهودیان آمریکا از یک طرف، و انکار آزادی های اساسی فلسطینیان، گرایش به سمت افراط و عدم تسامح در میان یهودیان اسرائیل از طرف دیگر، در حال افزایش است. پرخاشگری و قلدری نتانیاهو و ورود او به مسائل کنگره آمریکا این مسئله را دامن زده است. احتمالاً نتانیاهو به خاطر این کارهایش در اسرائیل هزینه ای نخواهد پرداخت، اما در رابطه میان آمریکا و اسرائیل، تحولات این مقطع تأثیر بلندمدتی خواهند گذاشت؛ حتی زمانی که ماجرای برنامه جامع اقدام مشترک به فراموشی سپرده شود».

کسانی که دوست دارند ایالات متحده در منطقه خاورمیانه منافع خودش را به شیوه ای مفیدتر و منعطف تر دنبال کند، می توانند دستیابی به این نتیجه را اثر ناخواسته قلدربازی نتانیاهو بدانند.

منبع: لوب لاگ/ مترجم: علی عطاران

کلید واژه ها: توافق هسته اینتانیاهواسرائیل


نظر شما :