راهکارهای پیش رو برای مقابله با قطعنامه های ضدحقوق بشر
دستگاه قضایی کشور بهانه دست غرب ندهد
دیپلماسی ایرانی : هفته گذشته در رای گیری کمیته سوم سازمان ملل متحد، قطعنامه ای نهایتا با 83 رأی موافق ، 31 رای مخالف و 68 رأی ممتنع بر علیه جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سالم و عادلانه و همکاری با احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران در زمره موراد تذکری به ایران از سوی این کمیته بوده است. کشور کانادا که در چند سال اخیر بر حجم خصومت ورزی هایش با ایران افزوده شده است ، مسئول تهیه این پیشنویس بوده است. مسئولان ایران نیز در مقابل آن را جهتدار خوانده و اعلام کرده اند که این متن دارای تناقضهای بیشماری است. دیپلماسی ایرانی با دکتر الهام امینزاد، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل حقوق بشری گفتگویی در خصوص تصویب این قطعنامه و دلایل تلاش گسترده کانادا گفتگویی داشت که در زیر می خوانید:
جزئیات رای گیری جدید علیه ایران در کمیته سوم سازمان ملل متحد چه بوده است ؟
در رایگیری روز سهشنبه، ۸۳ کشور به این قطعنامه رای مثبت، ۳۱ کشور رای منفی و ۶۸ کشور رای ممتنع دادند. همانند گذشته بازهم دلايلي در متن این پیش نویس درباره نقض حقوق بشر مسائلي مطرح شده كه ایران همچنان به اعدامهای گسترده، دستگیری منتقدان و مخالفان سیاسی و تبعیض علیه اقلیت های دینی ادامه میدهد.شوراي حقوق بشر نهادي است كه اعضاي آن 47 نفر هستند و كاملا جهت سياسي دارند. به عنوان مثال قطعنامههايي كه صادر ميشود هيچ گاه در مورد جناياتي كه در غزه و يا ميانمار اتفاق افتاده صحبتي نکردهاند، اما در مقابل كشورهاي ديگري که قصد دارند استقلال داشته باشند، در این قطعنامه به نقض حقوق بشري متهم ميشوند.
در این قطعنامه ايران در كنار سوريه و كره شمالي قرار گرفته است، آیا این رده بندی گویای رویکردی خاص و جهت دار در برابر کشورهایی نیست که با نوعی با امریکا در مخالفت قرار دارند؟
بيشتر اين مسائل به ارتباطي كه با جهان غرب وجود دارد،برميگردد. به معناي ديگر كشورهايي كه با غربيها و امريكا رابطه خوبي ندارند را در يك ليست قرار ميدهند. در حاليكه هر كدام از اين كشورها قوانين داخلي،مسائل حقوق بشري جداگانه و نظام قضايي خاص خود را دارا هستند. بنابراين بايد به شكل مستقل مورد بررسي قرار گيرند، اما زماني كه ايران را در كنار كشورهاي ديگر قرار ميدهند، قصد دارند تا با فلسفهاي خاص ايران را نيز همرنگ اين كشورها جلوه دهند.
كشور کانادا داعيهدار اصلي نوشتن اين پيش نويس بوده،دليل کانادا برای پیگیری این روند چه بوده است؟
کانادا به شکل مستقل موضع خاصی در ارتباط با ایران ندارد، بلکه به دلیل نزدیکی و روابط دوستانه ای که که با امریکای شمالی دارد، مواضعی را علیه ایران اتخاذ میکند. در نتیجه سیاست هایی که امریکا قصد پیگیری مستقیم آنها را ندارد، به کانادا محول می کند. بارها در گفتگوهایی که با کانادا انجام شده به این کشور تذکر داده شد که با توجه به مهاجرین زیاد ایرانی که در این کشور زندگی میکنند، روابط دانشگاهی و پارلمانی که با کانادا وجود دارد، سعی کند تا رابطه خود را با ایران مستقل و عاری از هر گونه تاثیرگذاری امریکا تنظیم کند و بانی این نوع از قطعنامهها علیه ایران نشود. اما این کشور میان امریکا و ایران به طور طبیعی امریکا را انتخاب میکند. من دلیل خاص دیگری برای این اعتراض کانادا نمیبینم.
آیا به نظر شما مرگ زهرا کاظمی که تبعه کانادا بود و در ایران اتفاق افتاد، یکی از دلایل گلایه این کشور نبوده است؟
شاید بتوان گفت این مساله شروعی برای اینگونه مسائل بوده است، اما با توجه به اظهارنظرهایی که مقامات کانادایی داشتند، این موضوع به آن میزان مهم نیست تا بتواند رابطه دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد و در حقیقت نمی توان به این مساله به شکل معضل بزرگی نگاه کرد که منجر به آن شود تا کشور کانادا به این شکل مواضع خصمانهای علیه ایران اتخاذ کند.
مقامات کانادایی نیز بارها تاکید کردند که از داشتن این مواضع ناگزیرند، چراکه مرگ زهراکاظمی موضوعی مقطعی بود و به آن شکل ریشه سیاسی نداشت. در کشورهای دیگر هم ممکن است شاهد این اتفاقات باشیم اما منجر به پدیدهها و پیامدهای خاص سیاسی نخواهد شد.
پیامد تصویب این قطعنامه اخیر چه خواهد بود؟
این قطعنامه نیز همانند قطعنامههای پیشین جوی را ایجاد میکند که معمولا تعدادی از کشورها به ویژه کشورهای اروپایی از آن هواداری کرده و براساس این قطعنامه علیه ایران دست به تبلیغات میزنند. از سوی دیگر سازمانهای تروریستی همانند منافقین و برخی از گروهها از چنین قطعنامههایی نهایت بهره را میبرند. بنابراین بیشتر تبلیغات منفی علیه ایران به راه میافتد و در مرحله بعد نیز میتواند دستاویزی باشد در جهت اقداماتی که به دنبال مشروعیت آن هستند. در نتیجه اینگونه قطعنامهها در حقیقت نوعی مشروعیت به اقدامات غیرقانونی غربیها میدهد.
راهکار ایران برای مقابله با این قبیل قطعنامه ها چیست؟
ایران باید به گفتگو، مذاکره و یا حتی به ارائه سند نقض حقوق بشر در کشورهای بانی و یا حتی کانادا بپرازد. از سوی دیگر نقض حقوق بشری که در ایران از سوی منافقین انجام شد و حق امنیت و حیات مردم در جریان آن گرفته شده بود،هرگز مورد توجه نهادهای حقوق بشری قرار نگرفت. بنابراین اقدامات تبعیض آمیز میتواند محور عمل ایران باشد. همانند عدم توجه به اتفاقاتی که در غزه افتاده و سلاحهای کشتار جمعی که در این کشور علیه کودکان و مردم عادی به کار گرفته شده است. این روندی تبعیض آمیز است که به شکل مکرر در فضای بینالمللی در حال اتفاق است و هیچگونه راهی در مقابل این نقض آشکار حقوق بشر وجود ندارد.
به نظر میرسد که برخی مواضع و یا اهمالهایی از سوی ایران در اینگونه موارد اتفاق میافتد که به نوعی بهانه به دست غربیها و امریکا میدهد تا بتوانند علیه ایران اقداماتی همانند تصویب قطعنامه را هدایت کنند. راهکار پیشنهادی شما برای ممانعت از تکرار حوادثی مشابه چیست؟
هماهنگی دستگاه قضایی با بخشهای حقوق بشری ایران نقش مهمی در این زمینه ایفا میکند. بدین معنا که اگر حکمی صادر شده و باید اجرا شود، این هماهنگی مهم جلوه میکند. به عنوان مثال حکم سنگسار که بر اساس آموزههای اسلامی شرایط بسیار دشواری دارد و اثبات آن نیز تقریبا غیرممکن است که باید چهار شاهد باشد و مسائل اینچنینی با عم هماهنگی میان نهادهای مسئول جنجال ساز می شود. دستگاههای پراکنده در این گونه موارد باید با درایت بیشتری عمل کرده و هماهنگ باشند. علیرغم آنکه ستاد حقوق بشر قوه قضاییه هم تاسیس شده، اما این انتظار وجود دارد تا با آگاهی بینالمللی و نه صرفا انفعال، بلکه با آگاهی که متولیان امور قضایی دارند، مسائل را به گونهای مدیریت کنند تا یک مساله قضایی به بحرانی بین المللی تبدیل نشود.
به عبارت دیگر باید به مسائل حقوق بشر بینالمللی احاطه کامل وجود داشته و اگر در مواردی خاص خطایی صورت می گیرد روند مجازات آنها طولانی نشود.طولانی شدن این روند به ضرر جمهوری اسلامی ایران منتهی خواهد شد. اعتقاد ما که مسلمان هستیم این است که تمامی مسائل حقوق بشری در اسلام آمده و باید رعایت شود، اما نباید با اجرای ناصحیح احکام و یا اهمالکاری، مسبب آن شویم که به کشور اسلامی و یا دین اسلام برچسب نقض حقوق بشری زده شود.
تحریریه دیپلماسی ایرانی/14
نظر شما :