نگاهی به ابعاد همپوشاننده مخالفت غرب با ایران

قدرت، تنها با معیار نظامی سنجید‌ه نمی‌شود

۲۱ مرداد ۱۳۹۱ | ۲۰:۰۱ کد : ۱۹۰۵۳۵۸ اخبار اصلی پرونده هسته ای
یادداشتی از جلال خوشچهره، روزنامه نگار و کارشناس مسائل سیاسی برای دیپلماسی ایرنی درباره مذاکرات هسته ای ایران با غرب.
قدرت، تنها با معیار نظامی سنجید‌ه نمی‌شود

دیپلماسی ایرانی: بحران روابط ایران با غرب بر سر پرونده هسته ای اکنون با سه سؤال کلیدی روبروست: آیا مسئله برخورد با ایران  در سطح کنونی باقی می ماند؟ یا ابعاد بزرگتری مانند آنچه اقدام نظامی خوانده می شود، گسترش خواهد یافت؟

سطح روابط پرتنش کنونی تا چه اندازه تابع فضای تبلیغاتی  ـ روانی است تا به این وسیله تهران را وادار به قبول خواست هایی کند که تاکنون در برابر آن مقاومت کرده است؟ و سرانجام اینکه در صورت پایان دیپلماسی، چه کسی مسئولیت تاریخی شروع جنگ با ایران را خواهد پذیرفت و آیا قادر خواهد بود پیامدهای آن را در سطح گسترده بپذیرد؟

در مقابل، ایران قرار دارد که اگر نخواهد تنها موضوع سؤال های پرمناقشه بالا بوده و بلکه یکی از طرف های تصمیم ساز باشد، چه تدابیری را برای ارتقاء امنیتی ـ استراتژیک خود در ابعاد بازدارندگی، هوشیاری و برون رفت از  این معرکه در اختیار دارد؟

 بدیهی است  ارتقاء استراتژیک ـ حتی در عامیانه ترین باور ها در باره امنیت و توانایی ـ  تنها  محدود به مقابله نظامی صرف نیست بلکه امنیت و ارتقاء استراتژیک به عوامل دیگری بستگی دارد  که مانع سنجش  قدرت تنها بر پایه معیارهای نظامی صرف می شود. این عوامل در یک ترتیب افقی عبارتند از:

1ـ توانایی در حوزه نظامی ( کیفیت)

2ـ ارتقاء استراتژی اقتصادی ( در چارچوب  توانایی ملی و تعاملات منطقه ای و جهانی)

3ـ گسترش روابط بین المللی با ترمیم موقعیت مطلوب نزد دیگر بازیگران جهانی

4ـ ارتقاء استراتژی سیاسی با حفظ  و تعمیق مشروعیت سیاسی در داخل.

مدیریت هریک از عوامل همپوشاننده بالا برای تهران تعیین کننده خواهد بود؛ به ویژه اینکه تهران مانند رقیبان غربی اش از منابع قدرت متنوع برخوردار نیست و خواسته یا ناخواسته در وضعی قرار دارد که آن را فاقد قدرت ایجاد همسویی مواضع بازیگران جهانی در خدمت به اهداف استراتژیک خود کرده است. تجربه تلاش دیپلماتیک برای ایجاد جبهه متحد برای بقای نظام سیاسی سوریه مصداقی براین مدعاست که مخالفان تهران چنان وضعی را پدید آورده اند که  به سختی می توان متحدی استراتژیک و کارامد را در این باره شناسایی کرد.  این وضع بیش از هرچیز ناشی از تعلل تهران در تعیین منطقی مرز های افتراق و اشتراک خود با جامعه بین المللی در فرصت هایی است که پیش از این برایش فراهم بود؛ مانند هنگامی که هنوز می شد میان رویکرد اروپا و واشنگتن بر سر مناقشه پرونده هسته ای ایران  تفاوت های تأثیرگذار را یافت. همچنین است لزوم هشیاری هایی که مانع بروز تنش در  روابط منطقه ای با همسایگان می شد.

علاوه براین، مخالفان تهران در سال های گذشته کوشیده اند  ایران نزد افکار عمومی جهان جزو مناطق نا آرام جلوه کند؛ اقدامی که به نظر می رسد دولتمردان ایرانی در زدودن چنین انگاره ای کمترین تلاش را به عمل آوردند یا لااقل کمتر تلاش کردند که ماهیت بازتاب اخبار ایران را در رسانه های جمعی تغییر دهند.

همچنین یکی از اصلی ترین اهداف مخالفان تهران ـ خاصه امریکا ـ عدم شکل گیری انسجام اقتصادی بوده است؛ فرایندی که برخی تصمیم سازی های غیر واقعی دولتمردان توانست براین روند مؤثر باشد.

 اما آیا همه موارد بالا به معنای از دست رفتن فرصت هاست؟ تهران با درک ماهیت اهداف اقدام مخالفانش می تواند هنوز به فرصت سازی هایی همّت کند که هرنوع استراتژی مخالفانش با هررویکرد احتمالی ( اقدام ایذایی ـ فرسایشی یا  جنگ طلبی ) دچار نقصان شود. فرصت سازی تهران متکی خواهد بود بر تلاش برای حفظ و گسترش "مشروعیت سیاسی" که گرانیگاه اصلی نه تنها تهران بلکه مخالفان آن نیز هست. این رویکرد بر سطوح چهارگانه ای که در بالا به آنها اشاره رفت تأثیر گذاشته و فرصت هایی را ایجاد می کند که کشور را از آسیب های احتمالی باز دارد.

قدرت تنها با معیارهای نظامی سنجیده نمی شود.

کلید واژه ها: ایران هسته ایایران و غرب


نظر شما :