ناتوانی ایران در جذب سرمایهگذاران خارجی
بسیاری از تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که حوادث پس از انتخابات ایران ضمن تاثیر مستقیم بر اقتصاد داخلی، تبادلات اقتصادی ایران در خارج را نیز با مشکل مواجه کرده است.
گفتاری از فرهاد خرمی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل اقتصاد بین الملل:
عدم ثبات سیاسی در کشور موجب عدم ثبات اقتصادی میشود و ایران همواره با این مشکل طی سی سال گذشته مواجه بوده است. وقایع و رخدادهای پس از انتخابات خرداد ماه سالجاری فاز جدید و شدیدتری از عدم ثبات سیاسی است که تاثیر منفی مستقیم خود را بر ثبات اقتصادی کشور به دنبال خواهد داشت.
در واقع با اوجگیری تحولات تاثیرگذار بر ثبات سیاسی کشور، دولتمردان اقتصادی نمیتوانند به شکل اصولی سیاستهای اقتصادی خود را از جمله جذب سرمایه گذاری خارجی، افزایش سطح بهره وری، ارتقای سطح تبادلات در بورس و بازارهای مالی و سیستمهای بانکی، افزایش سطح صادرات غیرنفتی و مانند این را به عرصه عمل نزدیک کنند.
با بررسی وضعیت جذب سرمایه گذاری خارجی ایران طی سی سال گذشته مشهود است که میزان این فاکتور بسیار اندک بوده و سهم ایران در جهان در جذب سرمایههای خارجی در نازلترین حد قرار داشته است. چین اولین کشور در جذب سرمایههای خارجی است؛ یکی از دلایل توفیق چین در این مورد- علی رغم کمونیست بودن- بهره مندی از ثبات سیاسی عنوان میشود اما در ایران ثبات سیاسی لازم برای جلب سرمایههای خارجی با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
با دقت در آمار و ارقام معاونت سرمایه گذاری وزارت اقتصاد و دارایی و وزارت نفت و بانک مرکزی، میتوان دریافت که بخش اعظم سهم اندک ایران در جذب سرمایه گذاری خارجی نیز در زمینههای نفت و گاز و پتروشیمی بوده است و سهم دیگر بخشهای اقتصادی و صنعتی در جذب سرمایههای خارجی قابل بحث و بررسی نیست.
در مبحث جذب سرمایهگذاریهای خارجی مشاهده میشود که حتی سرمایهگذاران داخلی یا ایرانیان خارج از کشور که به دلیل وابستگیهای ملی و میهنی خود برای سرمایهگذاری در کشورشان در اولویت قرار دارند هم برای سرمایه گذاری در ایران تردید دارند. به همین دلیل طبیعی است که نمیتوان از سرمایهگذاران خارجی انتظار سرمایهگذاری در ایران را داشت.
البته سرمایه گذاری دو نوع است؛ اول سرمایه گذاری Portfolio که در آن سرمایه گذار خارجی سرمایه خود را در اختیار شخص حقیقی یا حقوقی قرار میدهد و فارغ از زمینههای بکارگیری این سرمایه تنها سود و بهره سرمایه را دریافت میکند. نوع دیگر سرمایه گذاری مستقیم یاFDI است که در آن سرمایه گذار خارجی علاوه بر سرمایه مادی، امکانات و نیروی انسانی را نیز برای تاسیس نهاد تولیدی به کشور می آورد؛ در هر دو مورد ایران در جذب سرمایه عقب بوده است.
شاید اگر ثبات سیاسی فارغ از فراز و نشیبهای مختلف در ایران موجود بود و سیستم اقتصادی کشور در جذب سرمایه ایرنیان داخل و خارج از کشور مثبت و موثر عمل میکرد ایران از جذب سرمایه گذاری خارجی بی نیاز میشد.
متاسفانه بخش اعظم سرمایه گذاری های داخلی ایران نیز با هدردهی فراوان مواجه است یعنی بهره وری لازم را ندارد، درعین حال علی رغم وجود قوانین سرمایه گذاری در کشور ضمانت کافی برای حفظ سود و اصل سرمایهها وجود ندارد. در این شرایط زمینه برای جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران مساعد نیست.
نظر شما :