پیمان عدم اشاعه و سلاح اتمی

دوگانگی‌های موجود در تعامل با کشورهای هسته‌ای

۲۳ آذر ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۱۶۳۹۱ پرونده هسته ای نگاه ایرانی
نویسنده خبر: ابوالقاسم دلفی
ابوالقاسم دلفی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: شاید دور از ذهن نباشد که اصولا پیمان عدم اشاعه یک پیمان تبعیض آمیز بوده است. در دوران دوقطبی تبیین موازنه سلاح‌های هسته‌ای آنچنان امر مشکلی به نظر نمی رسید و در  ظاهر امر سلاح های اتمی مانع از جنگ مستقیم بین ابرقدرت‌های دارنده این سلاح می شد. در آن دوران استراتژی بازدارندگی در دستور کار و مد روز بود و به نظر می رسید علی رغم همه تنش های دوران جنگ سرد، این راهبرد قابلیت کارایی داشته است. 
دوگانگی‌های موجود در تعامل با کشورهای هسته‌ای

دیپلماسی ایرانی: از جمله مباحثی که ابن روزها در محافل بین المللی و بخصوص افکار عمومی و صحنه رسانه ها، در سطح قابل توجهی مطرح می شود، جست وجو برای پاسخ به این سوال است که چگونه است که علی رغم دارا بودن رسمی سلاح هسته ای توسط پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و دو کشور هند و پاکستان، سایر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران، از دستیابی به این سلاح منع می شوند؟

در درجه اول نگاهی به تاریخچه پیمان عدم اشاعه  MPT می تواند تا حدودی پاسخ این سوال را جهت دهد. در ششم اوت سال ۱۹۴۵ جهان شاهد رونمایی، کشف و بکارگیری سلاح جدیدی بود. ایالات متحده این سلاح را در هیروشیمای ژاپن به عنوان بمب اتمی استفاده کرد و بدین ترتیب برتری و زیاده خواهی های خود در مبارزه تسلیحاتی را به رخ کشید. این که واشنگتن در بکارگیری بمب های هسته ای در هیروشیما و ناکازاکی بدنبال چه اهدافی بود را باید در مقدمه بحثی قرار دهیم که انتهای آن به شکل گیری پیمان عدم اشاعه منتهی می شود. البته برتری ایالات متحده پس از فاجعه بکارگیری بمب اتمی و دارا بودن توانایی هسته ای نظامی، دیری نپایید و در سال ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وقت نیز اولین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد و متعاقب آن بریتانیای کبیر در سال  ۱۹۵۱، فرانسه در سال ۱۹۶۰ و چین در سال ۱۹۶۴ به سلاح اتمی دست یافتند. 

این تحولات که ظاهرا اهداف بلند پروازانه واشنگتن در "انحصاری کردن هسته ای نظامی" را برآورده نکرده بود باعث شد که ایالات متحده بلافاصله اقدامات و تلاش‌هایی را برای محدودسازی گسترش سلاح هسته‌ای در سطحی که تا اواسط دهه شصت اتفاق افتاده بود آغاز کند.

از اوایل سال ۱۹۴۶ واشنگتن تدوین دستور العملی در خصوص محدود سازی توسعه و نشر دانش و ظرفیت های هسته ای را در دستور کار قرار داد و قانون موسوم به MAC MAHON را که در دوران تنش با اتحاد جماهیر شوروی و جنگ سرد تدوین شده بود، عملیاتی کرد که بر پایه آن تمامی اطلاعات مربوط به انرژی هسته ای در طبقه بندی سری قرار می گرفت و استفاده از آن در صنایع خصوصی ممنوع می شد. بدین ترتیب ایالات متحده از این رهگذر درصدد بود که برتری خود را در حوزه هسته ای نظامی همواره محفوظ نگاه دارد.

البته برتری موهوم ایالات متحده دیری نپایید زیرا اتحاد جماهیر شوروی سابق عقب ماندگی اولیه خود در این صنعت را به ‌سرعت مرتفع کرد. فرانسه هم به سرعت خواهان مجهز شدن به سلاح هسته‌ای بود. مورد فرانسه نشان داد که بر اساس شرایط موجود و بطور همزمان می توان هم طرفدار عدم اشاعه شد و هم بازیگر صحنه اشاعه هسته ای بود. 

مجله تاریخ تسلیحات (La Revue Historique des Armees) در گزارشی از وضعیت پیمان عدم اشاعه تصریح دارد که پاریس در عین حال، البته نه برای همیشه قربانی سیاست عدم اشاعه و در برخی مواقع اشاعه دهنده مهمی به ویژه از ناحیه ایالات متحده بوده است.

همین منبع اضافه می کند که مسلماً مجهز شدن اسرائیل به بمب اتمی، و احتمالا هسته‌ای شدن پاکستان به مقدار زیادی در ارتباط با راهبرد یاد شده اتفاق افتاده است. لیکن در مورد آنچه مربوط به هسته ای شدن عراق می شد و هرچند که بعدها مشخص شد که نادرست بوده، بطور قطع گناهش به گردن دولت فرانسه در آن دوران نبوده است.

به باور "مجله تاریخ تسلیحات" بسیاری گمان می کنند که به دلایلی به ویژه اقتصادی و مخصوصاً صادرات  "پک کارخانه " و دانش هسته ای و نیز ملاحظات سیاسی که می تواند موضوع گریز از هژمونی دو ابرقدرت در موضوع هسته‌ای باشد، مناسب خواهد بود که بپذیریم و یا حتی تلاش کنیم در برخی زمینه ها در موضوع اشاعه هسته ای اقداماتی به عمل آوریم. 

شاید دور از ذهن نباشد که اصولا پیمان عدم اشاعه یک پیمان تبعیض آمیز بوده است. در دوران دوقطبی تبیین موازنه سلاح‌های هسته‌ای آنچنان امر مشکلی به نظر نمی رسید و در  ظاهر امر سلاح های اتمی مانع از جنگ مستقیم بین ابرقدرت‌های دارنده این سلاح می شد. در آن دوران استراتژی بازدارندگی در دستور کار و مد روز بود و به نظر می رسید علی رغم همه تنش های دوران جنگ سرد، این راهبرد قابلیت کارایی داشته است. 
 
لذا در چارچوب تبیین شرایط روز، در دهه ۱۹۶۰ دو ابرقدرت مذاکراتی مفصل و ماراتنی از گفت وگوهای پیچیده را به عمل آوردند که به پیمان عدم اشاعه منجر شد. البته دارندگان تکنولوژی هسته ای مایل نبودند که مانع قطعی برای توسعه صلح آمیز صنعت هسته ای در دنیا شوند زیرا این امر مزایای اقتصادی بسیاری برای آنها به همراه داشت و می توانست در عین حال نظارت آنها بر چگونگی بکار گیری این تکنولوژی را به هدف ممانعت از دستیابی به هسته ای نظامی را به دنبال داشته باشد. 

برخی کارشناسان حوزه آکادمیک و ژئواستراتژیک معتقدند که عملیاتی شدن پیمان عدم اشاعه ناظر بر این امر است که تا حد امکان قدرت های متوسط و به ویژه کشورهایی که دشمن تلقی می شوند از دانش هسته ای حساس دور شوند و حرکت و تمایلات آنها به تاخیر بیفتد. همچنین از نظر قدرت های بزرگ این پیمان توانایی ضعیف نگاه داشتن دیگران را نیز حفظ می کند. 

پیمان عدم اشاعه در اول ژوئیه سال ۱۹۶۸ به امضا رسید و در پنجم مارس سال 1970 و پس از آنکه در مجالس پنج کشور دارنده سلاح هسته ای مورد تصویب قرار گرفت و چهل کشور دیگر جهان نیز آن را امضا کردند، به مرحله اجرا درآمد.

در حال حاضر این پیمان توسط اکثریت کشورهای جهان، به استثناء هند، پاکستان و رژیم اسرائیل به امضا رسیده و کره شمالی نیز به دلایلی پس از امضای اولیه متعاقبا از آن خارج شده است. 

اصل اساسی پیمان عدم  اشاعه بر مبنای تبعیض بین کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای که یک بار آزمایش هسته‌ای را قبل از ژانویه سال ۱۹۶۷ انجام دادند و موسوم به کشورهای  EDANو سایر کشورهای جهان و موسوم به  ENDAN  قرار دارد. 

گروه اول را کشورهای ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق (روسیه فعلی)، بریتانیا، فرانسه و چین کمونیست تشکیل می دهند که عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد را نیز در اختیار دارند، با امضاء پیمان "متعهد شده اند که به سایر کشورها برای دستیابی به سلاح هسته‌ای کمک نکنند." 
 
کشورهای گروه دوم با امضای پیمان عدم اشاعه متعهد شده اند که سلاح هسته‌ای تولید نکنند و در تلاش برای دستیابی به آن هم نباشند. 

بر این اساس و در چارچوب مقررات و ضوابطی که در بندهای مختلف پیمان تنظیم شده و به ویژه نقش مراقبتی سازمان انرژی اتمی وین که در سال ۱۹۵۷ ایجاد شد، موضوع عدم اشاعه در دستور کار کشورهای امضا کننده پیمان قرار گرفته است. 

شاید بتوان ادعا کرد که ابهام اساسی و اصلی تر و عدم توازن مشخص در پیمان و الزامات پیش بینی شده دربند ششم آن قابل مشاهده است. در این بند خاطر نشان شده است که هر یک از کشورهای پیمان متعهد می شوند که با حسن نیت مذاکرات مربوط به اقدامات کافی برای توقف مسابقه تسلیحات هسته‌ای را در یک زمان نزدیک و موضوع خلع سلاح هسته‌ای را در چارچوب پیمان خلع سلاح عمومی و کامل و تحت نظارت کافی و شدید بین المللی به اجرا درآورند. خلع سلاح ای که همچنان در انتظار تحقق آن هستیم.

در این بین کشورهایی هستند که علی رغم در اختیار داشتن بمب اتم و آزمایش کردن آن، پیمان را امضا نکرده و در قبال آن نیز خود را متعهد نمی دانند. اینکه چرا مستثنی هستند و تعهدی ندارند، حکایتی از دوگانگی و چگونگی تعامل "عدم اشاعه" با یک موضوع مشخص است که توجه به آن چاره ساز پاره ای ابهامات این پرونده خواهد بود.

از طرفی باید اذعان کرد که با وجود پیمان عدم اشاعه، دارندگان بمب هسته ای افزایش یافته اند. در آسیا آزمایشاتی توسط هند و پاکستان در سال ۱۹۹۸ صورت گرفته است لیکن این دو کشور هنوز پیمان را امضا نکرده اند. 

کشور هند همچنان از امضای پیمان عدم اشاعه به دلیل ظرفیت تبعیض آمیز آن امتناع می ورزد. از دید هندی ها پیمان عدم اشاعه به سادگی انحصار داشتن سلاح هسته‌ای توسط پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل را قانونی جلوه می دهد و لذا دهلی‌نو همچنان از امضاء آن سرباز می زند.

در مورد پاکستان موضوع تا حدودی متفاوت است. این کشور همواره سیاست خود در قبال موضوع هسته ای را در مقابل سیاست هند ارزیابی می کند و معتقد است تا زمانی که هند پیمان ها را امضا نکند اسلام آباد نیز آنها را امضا نخواهد کرد.

اگرچه این دو کشور در گذشته تحریم‌هایی را از سوی ایالات متحده متحمل شده اند لیکن در سال های اخیر به صورت وسیعی تحریم های یادشده برداشته شده اند.

وضعیت رژیم اسرائیل و هسته ای بودن این رژیم که نه  MPTرا امضا کرده است و نه به بازرسان آژانس انرژی اتمی اجازه ورود به سرزمین های اشغالی را می دهد، مقوله دیگری در بحث عملیاتی عدم اشاعه و نوعی "تضمین بین المللی" به این رژیم برای آسوده زیستن در سایه توانایی هسته ای نظامی اعلام نشده اش است که هنوز برای آن راه حلی متصور نبوده است.

و آخرین نکته شرایط جاری و سرانجام مذاکراتی تقریبا بیست ساله ایست که جمهوری اسلامی ایران با جامعه بین المللی برای حل و فصل پرونده هسته ای پرماجرای خود در پیش گرفته و سرانجام آن پیش روی ما قرار دارد...

ابوالقاسم دلفی

نویسنده خبر

سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بین المللی و اروپا. وی همچنین سابقه سفارت در شیلی، کلمبیا و صربستان را نیز در کارنامه دیپلماتیک خود دارد.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: پاکستان هند تسلیحات هسته ای تسلیحات کشتار جمعی ایران هسته ای مذاکرات هسته ای ایران و امریکا اتحاد شوروی شوروی ایالات متحده امریکا امریکا معاهده عدم اشاعه معاهده عدم اشاعه هسته ای آژانس انرژی اتمی اسرائیل


( ۳ )

نظر شما :