آن چه در فلسطین می گذرد جنگ نیست، یک نسل کشی است

آیا اسرائیل نوار غزه را اشغال خواهد کرد؟

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۲۵۱۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
محسن جلیلوند در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی در رابطه با احتمال اشغال زمینی نوازه غزه توسط ارتش اسرائیل بر این باور است که در این خصوص احتمال وقوع سه سناریو وجود دارد؛ اول ارتش اسرائیل برای اشغال کامل و دائمی نوار غزه وارد این باریکه شود و با گروه های فلسطینی یک جنگ تمام عیار کلاسیک را رقم بزند. سناریوی دوم قائل به حضور محدود و تعیین شده ارتش اسرائیل در نواره غزه با هدف تغییر موازنه امنیتی برای افزایش فشار به حماس و جنبش جهاد اسلامی است. سناریوی سوم هم ناظر به حملات ضربه‌ای به نوار غزه از طریق ورود نظامی ارتش اسرائیل برای نابودی کامل اهداف مشخص و راهبردی از پیش تعیین شده و سپس خروج فوری از این باریکه است.
آیا اسرائیل نوار غزه را اشغال خواهد کرد؟

دیپلماسی ایرانی – در پی تشدید جنگ افروزی اسرائیل علیه فلسطینیان، به خصوص حملات مکرر هوایی در نواره غزه شاهد تجمع نیروهای زمینی ارتش اسرائیل در کنار مرزهای این باریکه هستیم. اقدامی که سبب شده تا برخی احتمال ورود ارتش اسرائیل به نوار غزه با هدف اشغال آن را مطرح کنند. اگرچه گروه های مقاومت فلسطینی این اقدام را مرگ نظامیان صهیونیست خوانده اند، اما بسیاری معتقدند با توجه به حملات هوایی و نابودی زیرساخت های نوار غزه امکان فراهم شدن بستر و فضا برای ورود زمینی ارتش اسرائیل به این باریکه وجود دارد. کما این که در همین رابطه مقامات ارتش اسرائیل به دنبال تجمع گسترده نیروهای نظامی خود در مرز غزه و ادامه حملات موشکی نیروهای مقاومت فلسطینی از این باریکه در حال بررسی طرح‌هایی برای ورود احتمالی ارتش به غزه و اشغال این منطقه هستند. اما به واقع اسرائیل حاضر به اشغال نوار غزه خواهد بود؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گفت وگویی را با محسن جلیلوند، استاد و تحلیلگر روابط بین‌الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

در تحولات میدانی ذیل جنگ افروزی های مداوم اسرائیل شاهد تجمع و تراکم نیروهای زمینی و تانک های ارتش اسرائیل در کنار نوار غزه هستیم. پیرو این نکته بسیاری احتمال ورود ارتش اسرائیل به این باریکه را برای اشغال آن دور از واقعیت نمی دانند خصوصا که با اقدام حماس مبنی بر آغاز حمله به سرزمین های اشغالی عملا بهانه و توجیه لازم را به منظور تداوم و گسترش اشغال گری های تل آویو داده است. در همین راستا هیدای زیلبرمن، سخنگوی ارتش اسرائیل عنوان داشت که با توجه به تنش‌های موجود در نوار غزه، ارتش اجرای عملیات زمینی را در این باریکه برای اشغال آن منتفی نمی‌داند. حال به باور شما آیا اسرائیل به دنبال اشغال نوار غزه است؟

 در این خصوص احتمال وقوع سه سناریو وجود دارد؛ اول ارتش اسرائیل برای اشغال کامل و دائمی نوار غزه وارد این باریکه شود و با گروه های فلسطینی یک جنگ تمام عیار کلاسیک را رقم بزند. سناریوی دوم قائل به حضور محدود و تعیین شده ارتش اسرائیل در نواره غزه با هدف تغییر موازنه امنیتی برای افزایش فشار به حماس و جنبش جهاد اسلامی است. سناریوی سوم هم ناظر به حملات ضربه‌ای به نوار غزه از طریق ورود نظامی ارتش اسرائیل برای نابودی کامل اهداف مشخص و راهبردی از پیش تعیین شده و سپس خروج فوری از این باریکه است.

با این تفاسیر شما کدام یک از این سناریوها را نزدیک به واقعیت می دانید؟

من مسئله سناریوی اول یعنی اشغال دائمی و کامل نوار غزه از طرف ارتش اسرائیل را منتفی می دانم. 

چرا؟

از این بابت که نوار غزه یک باریکه ای با مساحتی حدود ۴۰۰ کیلومتر است که نزدیک به دو میلیون نفر در آن زندگی می‌کنند. یعنی یکی از متراکم ترین مناطق مسکونی جهان. بنابراین به هیچ وجه اسرائیل ریسک جنگ زمینی در یک منطقه محدود و متراکم با ۲ میلیون نفر فلسطینی که همگی مخالف سرسخت اسرائیل هستند را نمی‌پذیرد. چون اگر ارتش اسرائیل دست به این اقدام بزند در این نوع از جنگ زمین ‌گیر خواهد شد. به ویژه که ارتش اسرائیل تجربه شکست مفتضحانه در زمان شارون را هم در کارنامه خود دارد. در آن زمان ارتش اسرائیل وارد نوار غزه شد، اما با پذیرش شکست مجبور به خروج از باریکه شد. از طرف دیگر اکنون در سایه ۴ دوره انتخابات بی ثمر پارلمانی در اسرائیل شاهد بن بست سیاسی ذیل اختلافات عمیق احزاب صهیونیستی هستیم. پس ارتش اسرائیل در سایه این میزان از اختلافات و مشخص نبودن سیاست های نخست وزیر و وزیر دفاع و نیز سردرگمی نگاه امنیتی کابینه به دلیل همان بن بست سیاسی، خطر حضور در نوازه غزه و آغاز جنگ زمینی را در این باریکه نمی پذیرد. ضمن این که این نوار هم مرز با کشور مصر است. لذا تحولات آن برای قاهره هم بسیار جدی و حائز اهمیت است. 

ولی قاهره سال هاست مناسبات خود را با تل آویو برقرار کرده است. پس آیا نگرانی بابت اشغالی احتمالی غزه توسط ارتش اسرائیل برای مصری ها وجود دارد؟

بله. این نگرانی وجود دارد و بسیار هم جدی است. چون اشغال احتمال نوار غزه از چند بُعد تاثیرات جدی بر کشور مصر دارد. اول اینکه اگر ارتش اسرائیل دست به اشغال نوار غزه بزند باید دو میلیون سکنه این باریکه به ناچار وارد سرزمین های مصر شوند که به هیچ وجه مطلوب نگاه قاهره نیست. ضمن این که به هر حال تلاش ارتش اسرائیل برای اشغال احتمالی نوار غزه می‌تواند به یک جنگ تمام عیار در این منطقه منجر شود و به تبع این درگیری ها به مرزهای مصر و در نتیجه تعمیم آن به کل این کشور وجود خواهد داشت. از طرف دیگر نباید تبعات اجتماعی را هم از نظر دور داشت. به هر حال جامعه عربی و اسلامی مصر بر خلاف دولت قاهره حامی مردم فلسطین و نوار غزه هستند. پس در صورت هرگونه تحرکی از جانب اسرائیل برای اشغال نوار غزه احتمالا شاهد واکنش از سوی جامعه مصر خواهیم بود. به خصوص اگر اشغال احتمالی غزه با سکوت دولت قاهره همراه باشد واکنش های اجتماعی در مصر وارد تقابل با خود دولت السیسی هم خواهد شد. آن هم در شرایطی که مردم مصر منتقد عملکرد این دولت بوده و هستند. لذا کوچک ترین تلنگری می تواند شرایط را در مصر دگرگون کند. از طرف دیگر اگر چه سال هاست که مصر اسرائیل روابط دیپلماتیکی با اسرائیل تعریف کرده است، اما قاهره به هیچ وجه تمایل ندارد تل آویو با اشغال احتمالی غزه خود را تا پشت مرزهای مصر برساند. چون نوار غزه و فلسطینیان ساکن آن به عنوان یک حائل امنیتی برای مصر عمل می کنند. چرا که اگر اسرائیل خود را به مرزهای مصر برساند در آینده می‌تواند ادعاهایی هم روی سرزمین‌های مصر بکند.

 به سوال نخست بازگردیم. حال که احتمال وقوع سناریوی اول مبنی بر اشغال کامل و دائمی نوار غزه از جانب ارتش اسرائیل را منتفی می دانید، بین دو سناریوی دیگر یعنی حضور محدود و مشخص برای تغییر موازنه امنیتی و ورود ضربه ای ارتش اسرائیل در نوار غزه، شانس وقوع کدام را بیشتر می دانید؟

من تصور می‌کنم که ترکیبی از دو سناریوی باقیمانده می‌تواند در دستور کار ارتش اسرائیل قرار گیرد. یعنی نیروهای زمینی ارتش اسرائیل با ورود محدود، موازنه امنیتی را تغییر دهند و بعد ضربات مشخصی به مواضع و اهداف نیروهای مقاومت فلسطینی وارد کنند.

منظور دقیق از مواضع و اهداف در خاک غزه چیست؟

به نظر می‌رسد محوریت این مواضع و اهداف همان شهرک ها یا کانال های زیزمینی انتقال موشک توسط گروه‌های مقاومت فلسطینی باشد. چون با توجه به گفته های بنی گنتس، وزیر جنگ اسرائیل حملات هوایی به نوار غزه تا نابودی کامل آن چه که شهرک ها یا کانال های زیرزمینی انتقال موشک و دیگر تسلیحات خوانده می‌شود، ادامه دارد؛ این سیاستی است که  مخالف سرسخت گانتس یعنی نتانیاهو هم با آن موافق است. از همین رو است که اسرائیل تاکنون هرگونه پیشنهاد میانجیگری را رد کرده است. یعنی تا زمانی که این شهرک ها و دالان های زیرزمینی موشکی که طبق برخی اخبار و اطلاعات بالای ده هزار موشک برآورد می شود، نابود نگردد، اسرائیل خیال کوتاه آمدن از حمله نظامی به نوار غزه را ندارد. 

پس این احتمال هم وجود دارد که اسرائیل با حملات موشکی و هوایی خود زیرساخت های دفاعی نوار غزه را نابود کند تا بستر برای ورود آسان تر ارتش در بعد زمینی فراهم شود؟

این سناریو، سناریوی دقیق تری است. البته باید دید که آمریکا در جلسه فردا یکشنبه شورای امنیت مانند هفته گذشته مانع از تصویب قطعنامه ای علیه اسرائیل خواهد شد یا خیر؟ چون اگر فردا هر قطعنامه ای از سوی ایالات متحده ضد اسرائیل وتو شود که احتمال آن بسیار زیاد است، نشان می دهد که هماهنگی جدی بین ایالات متحده و اسرائیل برای نابودی زیرساخت های دفاعی و شهرک ها و دالان های زیرزمینی موشکی گروه های مقاومت فلسطینی در دستور کار طرفین قرار گرفته است. یعنی در حوزه میدانی اسرائیل وارد عمل می‌شود و از نظر سیاسی، دیپلماتیک و اطلاعاتی حمایت جدی از سوی دولت بایدن در دستور کار قرار خواهد گرفت. ذیل این تقسیم وظایف، آمریکا ضمن ساپورت اطلاعاتی با توی قطعنامه های شورای امنیت، عملا از نظر دیپلماتیک فضای مساعدی را برای افزایش قدرت عمل اسرائیل فراهم می کند.

به ابعاد و تبعات این جنگ افروزی اسرائیل بر مناسبات ایران هم نگاهی داشته باشیم. در این رابطه گروهی متشکل از ۴۴ سناتور جمهوری خواه از جمله مارکو روبیو، تدکروز، تام کاتن و میت رامنی در نامه‌ای به جو بایدن به دلیل آن چه که حملات اخیر حماس به اسرائیل و حمایت ایران از این گروه خوانده اند، خواهان توقف حضور غیر مستقیم آمریکا در مذاکرات وین شدند. حال به باور شما آیا نشست وین تحت الشعاع جنگ افروزی اسرائیل قرار خواهد گرفت؛ اگر چه آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا درخواست سناتورهای جمهوری‌خواه برای خارج شدن از گفت‌وگوهای وین در حمایت از قساوت‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان را رد و تاکید کرد گفت‌وگوها ادامه می‌یابد. اما با تشدید درگیری ها شاهد افزایش فشارهای داخلی در آمریکا بر دولت بایدن مبنی بر ترک مذاکره نخواهیم بود؟

من معتقدم اساساً آنچه که در طی هفته های اخیر در فلسطین و سرزمین های اشغالی روی داده نتیجه یک برنامه ریزی توسط خود بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل است. البته پیرو نکته پیشین خود معتقدم که نتانیاهو در کمال همراهی و هماهنگی با بخشی از هیات حاکمه آمریکا این نقشه را پیش برده است. چون اگر دقت کرده باشید پیش از آغاز این اتفاقات و تلاش دولت اسرائیل برای اشغال منطقه شیخ جراح شاهد بودیم که نتانیاهو خود را به آب و آتش زد تا دولت بایدن را از لغو تحریم ها و احیای برجام ذیل نشست وین منصرف کند. به همین منظور گروه های متعدد دیپلماتیکی را روانه کاخ سفید کرد که با لابی گری با کنگره و دیگر جریان‌های ذی نفوذ سیاسی بتوانند بایدن را منصرف کنند. در این مسیر نتانیاهو حتی مسئله خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای نطنز را هم عملیاتی کرد. اما نتیجه تمام این اقدامات و سفرهای پی در پی مشاور امنیتی، رئیس دستگاه اطلاعاتی و وزرای امور خارجه طرفین نتوانست بایدن را از مسیر احیای برجام منحرف کند. لذا نتانیاهو با این سناریوی جدید عملاً خواسته یک جنگ تمام عیار را به راه بیندازد تا بهانه برای افزایش فشار به دولت بایدن به منظور ترک میز مذاکره به وجود آید. با همه اینها من معتقدم احیای برجام برای دولت بایدن از آن میزان از اهمیت برخوردار است که او به دلیل تحولات فلسطین و فشار داخلی آمریکا حاضر به توقف مذاکرات وین نخواهد بود. کما این که شما هم اشاره کردید آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا درخواست سناتورهای جمهوری‌خواه برای خارج شدن از گفت‌وگوهای وین در حمایت از حملات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان را رد کرد. 

اما به نظر شما همه این اتفاقات و جنگ نابرابر کنونی اسرائیل علیه نوار غزه فقط برای منصرف کردن بایدن از احیای برجام است؟

خیر. بنیامین نتانیاهو از به راه انداختن این جنگ اهداف متعددی را دنبال می‌کند که بخشی از آن هم در حوزه سیاست خارجی و ناظر به منحرف کردن دولت آمریکا از لغو تحریم های ایران ذیل نشست وین است و گرنه با توجه به مجموعه مشکلات بنیامین نتانیاهو و شکست وی در چهارمین دوره انتخابات پارلمانی و ناکامی اش در تشکیل دولت ائتلافی عملا سبب شده که نتانیاهو راهی جز ایجاد یک جنگ برای استمرار قدرتش نداشته باشد. یعنی بنیامین نتانیاهو هیچ راهی به جز ایجاد یک بحران امنیتی گسترده در سایه به راه انداختن جنگ کنونی نداشت تا بدین وسیله خود را از محاکمه و پایان حیات سیاسی نجات دهد. از طرف دیگر در همین انتخابات پارلمانی اسرائیل چند کرسی به اعراب ساکن در سرزمین های اشغالی ۱۹۴۸ رسید که می توانست وزن جریان اپوزیسیون بنیامین نتانیاهو با محوریت لاپید را افزایش دهد. بنابراین نتانیاهو سعی کرده است با این فضای رادیکال، وضعیت را به گونه‌ای پیش ببرد که نه تنها هیچ گونه بستری برای همراهی احزاب صهیونیست با اعراب شکل نگیرد که حتی شاهد تشدید گسل بین این دو باشیم تا نهایتا تلاش‌های جریان اپوزیسیون و منتقدان نتانیاهو برای تشکیل دولت به شکست بخورد. 

در سایه سناریوی نتانیاهو شاهد رقم خوردن یک جنگ تمام عیار هستیم. اما جنگ افروزی اسرائیل علیه نوار غزه همه ماجرا نیست، تفاوت این بار با دفعات قبل به درگیری درون شهرهای اراضی اشغالی بین شهروندان یهودی و اعراب باز می گردد که به شکل بی سابقه ای بالا گرفته است به گونه ای که بیم جنگ داخلی می رود. به هر حال بخشی از راستگرایان با هدف حذف نتانیاهو از قدرت با راست میانه و چپ ائتلاف کرده بودند، اما تداوم این ائتلاف در سایه این درگیری‌ها ادامه حیات این جریان اپوزیسیون را دشوار کرده است؛ خصوصا با نگاه نژاد پرستانه رادیکال احزاب وابسته به افرادی چون نفتالی بنت، گیدعون ساعر و اویگدور لیبرمن. در این صورت فضا تندتر هم خواهد شد. لذا در عین حال که یائیر لاپید عملا در مسیر سخت و تقریبا غیرممکنی دست به تشکیل دولت زده است، امکان وقوع جنگ داخلی هم وجود دارد. شما جنگ داخلی را نزدیک تا چه اندازه محتمل می دانید؟

من معتقد به استفاده از لفظ جنگ داخلی در سرزمین های اشغالی ۱۹۴۸ نیستم. چون زمانی از لفظ جنگ داخلی استفاده می شود که طرفین از نیروهای تقریباً برابر و سلاح کافی برخوردار باشند. در صورتی که اسرائیل در نهایت تجهیزات نظامی و امنیتی قرار دارد و در آن سو فلسطینیان و اعراب ساکن در اراضی اشغالی سلاحی برای دفاع ندارند. پس این یک جنگ داخلی نیست، بلکه تلاشی برای پاکسازی قومیتی از جانب اسرائیل است. یعنی آن چه در فلسطین می گذرد جنگ نیست، یک نسل کشی است. اما از یک طرف می توان این تحلیل شما را جدی دانست چون با تشدید تقابل صهیونیست‌ها ما با واکنش شدیدتر فلسطینیان ساکن اراضی اشغالی و به تبع آن تداوم اقداماتی نوارغزه و کرانه باختری خواهیم بود. این پیوستگی و یکپارچگی در پاسخ می تواند اسرائیل را در یک معادله سراسر باخت قرار دهد.

از چه بابت شما اعتقاد دارید که این معادله برای اسرائیل سراسر باخت است. چون به نظر می رسد که با حملات هوایی و موشکی اسرائیل به نوار غزه عملاً بیشتر زیرساخت‌های این باریکه توسط ارتش نابود شده است؟

بله اگر چه ارتش و نیروی هوایی اسرائیل جزو قدرتمندترین نیروهای هوایی در جهان به شمار می رود، اما زمانی که گاه و بیگاه شهرک نشینان صهیونیستی با آژیر خطر خود را در معرض تهدید و آسیب می بینند و عملاً امنیت روانی آنها از بین رفته است دیگر فرقی نمی کند که اسرائیل تا چه اندازه توانسته است در حملات هوایی موفق باشد. یعنی اکنون فلسطینیان به یک موازنه امنیتی و موازنه وحشت دست پیدا کرده اند. بله موازنه قوا وجود ندارد، اما موازنه امنیت و موازرنه وحشت جدی است. یعنی وقتی که برای فلسطینیان امنیت وجود ندارد برای خود اسرائیلی‌ها هم دیگر امنیت یک کالای نایاب شده است.

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محسن جلیلوند ایران اسرائیل نوار غزه فلسطین نتانیاهو آمریکا جو بایدن نشست وین شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه اراضی اشغالی 1948 شیخ جراح


( ۲ )

نظر شما :

زیتون ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۲:۴۹
شهرک ها یا کانال های زیرزمینی را هدف تعریف میکنی .....احتمالا دو کارشناس فوق نمی دونن دارن از چی صحبت میکنن....اگه اسرائیلی ها وارد این تونل های تو در تو بشن تازه با سربازهای فلسطینی برابر میشن (اونجا تمام تکنولوژِی ارتش اسرائیل بی ارزش میشه) و تلفات سنگینی میدن .....چارتا راکت توپخانه ای که این حرفها را نداره که سر از فلسطین شرقی در نیاره .....اونوقت لانچرها اونقدر پراکنده میشن که غیرقابل رهگیری بشن.....کار تمومه ....اگه تماس داری بگو تسلیم بشن ....
افخمی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۹:۵۴
عمو جان، اول رقص موشک ها را بر فراز تل آویو وصیهون تماشا کن بعد تفسیر کن. این تازه اول قدم وشکست یک تابو است. باش تا صبح سحرت بدمد.
اشکان ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۲۱:۳۲
مقاله خوب و سنجیده ای بود جز ان قسمت که مصر نمیخواهد با اسراییل مرز داشته باشد تاریخ نه چندان دور و سال ۱۹۷۲ و جنگ یوم کیپور به ما میگوید که اسراییل با وجود شکست اطلاعاتی اما در نبرد نظامی کاملا پیروز شدند و شبه جزیره سینا و بلندیهای جولان را تصرف کردند اما داوطلبانه سینا را به مصر برگرداند و این تحرکات کاملا احساسی مسلمانان کام نتانیاهو شیرین کرد