ترامپ و تلاش های بی وقفه برای خطرناک کردن بیشتر سیاست خارجی

وقتی اختلال در عملکرد جای هرج و مرج را در کاخ سفید می گیرد (بخش اول)

۲۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۹۶۱۷ اخبار اصلی آمریکا
رابرت اوبرایان، مشاور جدید امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هرج و مرج قبلی در کاخ سفید را با یک نوع جدید از اختلالات در عملکرد جایگزین کرده است.
وقتی اختلال در عملکرد جای هرج و مرج را در کاخ سفید می گیرد (بخش اول)

نویسنده: جان گانز

دیپلماسی ایرانی: در روزهای پس از حمله با هواپیمای بدون سرنشین در خاک عراق و ترور سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده نظامی ایرانی، رئیس جمهور دونالد ترامپ در اتاق های تفرجگاه خود در مارولاگو مشغول کار شد. گزارش ها حاکی از آن است که فرمانده کل به جای تبریک سال نو، بیشتر منتظر تصدیق تصمیمش در این حمله پهپادی بود. می توان گفت ترامپ هنوز هم منتظر شنیدن تعریف و تمجیدهاست.

اگر روند سیاسی دولت ترامپ در یک منحنی به تصویر کشیده شود نقطه عطف آن سوء مدیریت روابط ایالات متحده و اوکراین توسط رئیس جمهوری بود که به یک طرح اعمال فشار علیه رقیب انتخاباتی و پس از آن هم ماجرای استیضاح انجامید، باید گفت که افشاگری ها درباره تصمیم به ترور سرلشکر سلیمانی نشان می دهد این روند دست کم در یک جهت بهبود یافته: رابرت اوبرایان، مشاور جدید امنیت ملی، ظاهرا در جریان اموری بوده که رودی جولیانی، وکیل شخصی رئیس جمهوری، از آنها اطلاعی نداشته است.

اما از آنجایی که ترامپ همچنان به دنبال کسب اعتبار است و روابط ناامیدکننده او با اعضای دولت وارد سال چهارم و به طور بالقوه آخرین سال خود شده، باید دید حمله علیه فرمانده ایرانی چه چیزهایی را درباره روند تصمیم گیری توسط رئیس جمهوری ایالات متحده فاش می کند. بررسی گزارش هایی که تا کنون منتشر شده نشان می دهد برخی از مواردی که در رابطه با اوکراین مشکل آفرین بودند، یک اشتباه اتفاقی نبوده و در حقیقت، یکی از ویژگی های دولت ترامپ است. متاسفانه اکنون که رئیس جمهوری از مجازات توسط سنا گریخته، این روند مشکل دار خطرناک تر می شود.

تیم ترامپ از همان ابتدا امر با به اصطلاح «روابط بین سازمانی»، شیوه سنتی داد و ستد با وزارت خارجه، دفاع و سایر سازمان ها مشکل داشت. در سال 2016 وقتی مقامات سازمانی در اتاق های کنفرانس منتظر بودند، تیم های انتقالی رئیس جمهوری منتخب یا دیر می رسیدند، یا آماده نبودند، یا کلا نمی رسیدند. اولین تلاش های ترامپ برای تثبیت جای خودش در دولت همانند برنامه شوم انتصاب استیو بَنُن در کمیته اصول که عمدتا حوزه فعالیت افراد منتصب در سطح کابینه است، افرادی که به شیوه فعالیت واشنگتن در چند دهه گذشته عادت داشتند را به شدت نگران کرد.

ترامپ و اعضای دولت او سعی داشتند بر اختلافات خود فائق آیند چرا که یکی از معدود زمینه های توافق آنها بر سر روند انجام امور بود. در ابتدای کار دولت کنونی، ترامپ و بسیاری دیگر در بوروکراسی اداری باور داشتند که باراک اوباما، رئیس جمهوری پرکار پیشین، روی مدیریت امنیت ملی با برگزاری جلسات متوالی و متعدد بین سازمانی، وسواس به خرج می داد. کاهش برنامه جلسات با ظرفیت توجه ترامپ و ترجیح او به سپردن کارها به نمایندگانش همخوانی بیشتری داشت؛ اما هیچ کسی نمی توانست روندی را برنامه ریزی کند که خلاء ناشی از این تغییر در برنامه را از بین ببرد.

پس از استعفای مایکل فلین، مشاور امنیت ملی اول ترامپ که تنها برای مدت کوتاهی در دولت دوام آورد، اچ. آر. مک مَستر شجاعانه در صدد ایجاد پایه و اساسی محکم تر برای روابط بین سازمانی از جمله حذف بَنُن از کمیته اصول برآمد. مک مستر در همان روز اول کار خود در سمت مشاور امنیت ملی، از همه مشاوران پیشینی که هنوز زنده بودند درباره اینکه چطور نظم متداول می تواند به یک رئیس جمهوری غیرمتداول خدمت کند، پرسیده و توصیه های آنها را شنیده بود. متاسفانه، توصیه آنها که همان «کارگزاری صادقانه» و کسب اطمینان از اینکه ترامپ از همه دیدگاه ها آگاه شود بود، مک مستر را با یک دولت مقاوم و یک رئیس جمهوری سرکش وارد جنگ کرد و در موقعیت دفاع از کنوانسیون ها و امتیازدهی های نامحبوب قرار داد.

ترامپ پس از خسته شدن از تلاش های مک مستر برای میانجی گری، در آوریل سال 2018 جان بولتون، سفیر پیشین در سازمان ملل را به عنوان مشاور امنیت ملی منصوب کرد. بولتون سرانجام به قطع ارتباط رئیس جمهوری بت ئ.لت کمک کرد و خودش به تنها عامل ارتباط پرتنش بین گروه کوچک شونده و غیررسمی دستیارانی که ترامپ را می دیدند با باقی اعضای دولت تبدیل شد. نتیجه یک ارتباط درون سازمانی «زامبی» بود که اگرچه برخی اتفاقات و جلسات در آن برگزار می شد، اما نمی شد تمایل رئیس جمهوری به حضور یا استفاده از آنها را مشاهده کرد.

اما وقتی بولتون به دلیل اعمال فشار در دیدگاه های جنگ طلبانه و البته طبق برخی گزارش ها، به دلیل اشاراتی مبنی بر مخالفت با طرح اوکراین نهایتا از چشم ترامپ افتاد، آن اندک ارتباط باقی مانده میان رئیس جمهوری و دیگر اعضای دولت از بین رفت. دولت از هم پاشید چرا که رئیس جمهوری و چند دستیار او یک طرح را دنبال کردند، بوروکراسی اداری سیاست دیگری را در دست اجرا داشت و مشاور امنیت ملی هم قدرتی برای ایجاد هماهنگی بین این دو نداشت. جدای از مساله مشروعیت و استیضاح، دولت عملا توان مقابله با چالش های گسترده ایران، چین، کره شمالی و دیگران را نداشت.

شاید روشن شدن چالش اساسی دولت داری در دوران ترامپ یکی از معدود نتیجه های جلسات استماع استیضاح در مجلس نمایندگان و دادگاه سنا باشد که همه بر سر آن توافق نظر دارند. ترامپ پس از سه سال فعالیت در کاخ سفید هنوز ریاست جمهوری را تضمینی برای بیعت فردی در بوروکراسی فدرال می بیند و نه دعوت به کار هماهنگ سازی دولت با سیاست گذاری های ارجح خود که نیاز به تلاش فراوان دارد. در همین حال، برخی از اعضای همیشگی دولت که فرصت چندانی برای گفت و گو یا تاثیرگذاری بر فرمانده کل ندارند، از همیشه مقاومت بیشتری به خرج می دهند و سعی دارند تا انتخابات و زمان مشخص شدن سرنوشت ترامپ دوام آورند. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: فارن پالسی / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: دولت ترامپسیاست خارجی ترامپهرج و مرج در کاخ سفیدآشفتگی در کاخ سفیدمشاور امنیت ملی آمریکا


نظر شما :