موضوع داغ ایران در انتخابات 2008 آمریکا

۲۹ مهر ۱۳۸۶ | ۰۶:۱۱ کد : ۸۹۸ اخبار اصلی
موضوع ایران چندی است که به مباحث اصلی در رقابت های انتخاباتی سال 2008 آمریکا وارد شده و این احتمال را قوت بخشیده است که به جای موضوع جنجال برانگیز وضعیت نیروهای آمریکایی در عراق، چگونگی مواجه با ایران به تعیین کننده ترین شاخص در این رقابت ها تبدیل شود.
موضوع داغ ایران در انتخابات 2008 آمریکا

چندی پیش بسیاری از تحلیلگران سیاسی در آمریکا معتقد بودند که موضوع عقب نشینی نیروهای این کشور از عراق به اصلی ترین بحث در رقابت های انتخاباتی سال 2008 تبدیل شود و هر نامزدی که بتواند بهترین وعملی ترین طرح را در این زمینه مطرح و از آن دفاع کند، قادرخواهد بود گوی سبقت را از دیگر رقبای خود برباید.

 

این درحالی است که چندی است بحث بر سر ایران به شدت مورد توجه محافل انتخاباتی آمریکا قرار گرفته است و نامزدهای انتخاباتی هر روز از طرح های جدید خود در مورد چگونگی مواجه با ایران سخن می گویند.

 

اگرچه جمهوریخواهان درآمریکا معمولا به عنوان اصلی ترین حامیان جنگ در این کشور شناخته شده و در هر دوره از انتخابات طرح های جدیدی را در این زمینه مطرح می کنند، اما تب انتخاباتی در میان نامزدهای اولیه رقابت سال 2008 آمریکا تا بالا گرفته است که دموکرات ها در این مورد از رقبای جمهوریخواه خود جلو افتاده اند.

 

بحث بر سرسیاست آینده واشنگتن در قبال ایران زمانی در میان دموکرات ها جدی شد که هیلاری کلینتون به عنوان پیشتازترین نامزد این حزب، حمایتی جدی را از قطعنامه سنا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آغاز کرد.

 

این حمایت با مخالفت های جدی بخش عمده دموکرات های مواجه شد و باراک اوباما، دیگر نامزد دموکرات ها اعلام کرد که چنین حمایتی بهانه جدیدی به بوش برای تهاجم خواهد داد.

 

این موضوع اختلاف های تازه ای را میان نامزدهای دموکرات در انتخابات 2008 آمریکا بر سر مسئله ایران ایجاد کرده است. برخی از دموکرات ها معتقدند که خانم کلینتون با این اقدام تلاش داشته است تا نظر رای دهندگان طرفداراسرائیل را در آمریکا به سوی خود جلب کند، اما در این مورد تا حدی زیاده روی کرده است، زیرا حتی برخی ازاعضای دولت بوش ازجمله مقامات وزارت خارجه و وزارت خزانه داری معتقدند در صورتی که قرار باشد سپاه پاسداران یک سازمان تروریستی خوانده شود، این موضوع باید فقط به یک یا دو تشکل خاص در این سازمان محدود باشد، نه کل بدنه آن.

 

براساس این نظر سپاه پاسداران مانند القاعده متشکل از جهادیون داوطلب نیست که درمبارزه با آمریکا هم قسم شده باشند. از این رو نظامیان سپاهی بیش از آن چیزی که بسیاری از آمریکایی ها باور دارند، نماینده جامعه ایرانی است و حتی سربازان عادی نیز در آن خدمت می کنند. بدین ترتیب چنین مصوبه ای در سنای آمریکا منجرخواهد شد که گرایشات تندروانه در ایران تقویت شود.

 

 ازطرفی موضع گیری های جدیدی هم ازسوی نامزدهای جمهوریخواه در مورد ایران آغاز شده است. تعدادی از این نامزدها دو روز پیش درهمایش "ائتلاف جمهوریخواهان یهودی"حاضر شدند وهریک تلاش کردند تا با شعارها و سخنانی آتشین میزان حمایت خود را از جامعه یهودیان آمریکا نشان دهند.

 

این سخنان مبتنی بر این ایده بود که ایران خطری بزرگ برای اسرائیل محسوب می شود و حزب جمهوریخواه کاملا به این موضوع واقف هستند.

 

اما چرا درچنین موقعیتی موضع گیری های جدیدی در مورد ایران از سوی نامزدهای انتخاباتی آمریکا به ویژه جمهوریخواهان مطرح شده است؟

 

این درحالی است که چندی پیش موضوع عراق وعدم توانایی نیروهای آمریکایی در تامین امنیت این کشور از سوی محافل سیاسی و کارشناسی به عنوان اصلی ترین بحث سیاست خارجی آمریکا دررقابت های انتخاباتی سال 2008 این کشور معرفی شده بود.

 

اول: شاید بتوان اهمیت امنیت ملی در برنامه های دولت آتی آمریکا را به عنوان یکی از اصلی ترین دلایل چنین رویکردی برشمرد. از زمان حملات 11 سپتامبر که امنیت ملی آمریکا با خطر مواجه شد، مردم این کشور توجه ویژه ای به این خطر داشته و طرح های مختلف دولت بوش در این زمینه را با وسواس پیگیری کرده اند.

 

این علاقه به مباحث مربوط به امنیت ملی با وجود ناکامی های آمریکا درعراق و افغانستان هنوز در میان آمریکایی ها با قوت وجود دارد و به همین دلیل نامزدهای انتخاباتی 2008 آمریکا نیز پیرامون این موضوع مانورهای جدیدی را در دستور کار قرار داده اند.

 

دوم: نامزدهای انتخابات 2008 آمریکا تاکنون پیشنهادهای متعددی را در مورد اوضاع عراق مطرح کرده اند که چندان مورد توجه مردم عادی این کشور قرار نگرفته اند. این ناکامی ها باعث شده است که موضوع عراق به تدریج از مرکز توجهات نامزدهای انتخابات خارج شده و بحث جنجال برانگیز دیگری به بحث روز تبدیل شود.

 

سوم: لابی اسرائیلی ها در آمریکا همیشه ازجمله عوامل تعیین کننده در انتخابات این کشور بوده اند. این فاکتور تا حدی اهمیت دارد که حتی برخی از نامزدهای دموکرات از جمله هیلاری کلینتون ترجیح داده اند موضع گیری های پیشین خود را نقض کرده و به صراحت از تمایلات جنگی و حمایتشان ازحمله به ایران سخن بگویند.

 

چهارم: مردم عادی آمریکا اصولا اطلاعات چندانی از ایران ندارند و معمولا ایرانی ها را از نظر فرهنگ و اعتقادات همطراز با عراقی ها ارزیابی می کنند. یکی از دلایل این نوع تفکر مربوط است به ایده محور شرارت که از سوی دولت بوش مطرح شده است. این عدم آگاهی از ایران بهترین بهانه برای نامزدهای انتخاباتی آمریکا است تا موضوع جدیدی را در رقابت های خود مطرح کرده و به اصطلاح تنور انتخابات را گرم نگه دارند.

 

معمولا لفاظی های تندروانه یکی از اجزای لاینفک مبارزات انتخاباتی جامعه آمریکایی است. تجربه نشان داده است که وقتی رقبای پیروز به عرصه عمل در حوزه سیاست خارجی رسیده اند، غالبا از اجرای تعهدات انتخاباتی شعارگونه بازمانده اند.

 

بدین ترتیب به نظر می رسد که برجسته شدن موضوع ایران در رقابت های انتخاباتی آمریکا را باید بیشتر منبعث از فضای حاکم بر این انتخابات دانست تا بروز تحولات جدید درحوزه سیاست خارجی و گرایشات نظامی گرایانه آمریکا. هرچند که به هرحال نمی توان ازکنار تاثیرات داخلی و تثبیت احتمالی یک نگاه خصمانه علیه ایران در چنین جامعه ای نیز بی تفاوت گذشت. 


نظر شما :